دو موضوع مهم در بازگشت تحریمها
- شناسه خبر: 67194
- تاریخ و زمان ارسال: 30 شهریور 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
سید عبدالعظیم موسوی
سرانجام با 9 رای منفی، شورای امنیت تصویب کرد که مکانیسم ماشه برگردد. حتی اگر 8 نفر از آن 9 نفر هم رای مثبت میدادند، آمریکا وتو میکرد. و از اول هم معلوم بود که ارجاع طرح ایران بیفایده است؛ اما البته چارهای هم جز این نداشتند. ترامپ گفته بود اگر شورای امنیت رای مثبت بدهد، بودجه پرداختی شورا را قطع میکند.
o
خوب این آمریکاست. از اول هم قرار نبود حکومت ساده و خوش قلبی باشد و بر اساس معادلات انسانی عمل کند. بنابراین ما دو مطلب قابل ذکر در این واقعه داریم. اول اینکه اکنون چه باید بکنیم که تحریمها کمترین خسارت را به مملکت وارد کند؟ دوم اینکه کجای کار را اگر به شکلی دیگر عمل میکردیم کار به اینجا نمیکشید؟
همه میدانیم که قدرت و ثروت در دست آمریکاست و به همین جهت آمریکا در مذاکره یا معامله یا هر اقدام دیگری تا صددرصد منافعش تضمین نشود عمل نمیکند. عجلهای هم ندارد. این کشورهای مستقل هستند که یا باید سرسپردگی را بپذیرند یا حدالامکان با دیپلماسی نگذارند شامل تبصره 7 بشوند. و اگر قرار شد همه استقلالمان فدای تبصره 7 بشود، چارهای نداریم که برای دفاع و مقابله آماده شویم.
مطلب اول یعنی صفبندی دیپلماتیک. برای اقداماتی که کمترین خسارت را به مملکت وارد کند؛ باید توسط وزارت خارجه و دولت و رهبری اعمال گردد.
اما اینکه تحلیل کنیم کجای کار را اشتباه رفتیم، دعوا و جنجال شروع و مطلب اول به فراموشی سپرده میشود و این آمریکا را زودتر به اهدافش میرساند.
میتوانیم بگوییم باید تحریمها را جدی میگرفتیم. اینکه رئیسجمهوری مملکت (احمدینژاد) از روی شکم سیری و بدون مطالعه اعلام کند که «این تحریمها ورق پاره است و آن قدر تحریم کنند که تحریمدانشان پاره شود»؛ باید امروز پاسخ دهد که این تحریمدان چه کسی است که در حال پاره شدن است.
بپذیریم که بدون مطالعه و برخلاف توصیه ائمهاطهار (س) دشمن را دستکم گرفتیم. اکنون چه کنیم؟ آیا با محاکمه احمدینژاد مشکلمان حل میشود؟ خیر. فقط حملهها علیه او، وقت و تمرکز نظام را به بیراهه میبرد.
درس وضعیت امروز این است که پس از این یک استاندار بیتجربه یک استان کوچک را آن قدر بالا نبریم که در ریاست جمهوری هم همان مواضعی را اتخاذ کند که در استانداری میکرد و بزرگان با تجربه سابقهدار را فدای جوان جویای نامی نکنیم که امروز وبال گردن نظام بشود.
میتوانیم بگوییم اصلا نباید به برجام دلخوش میکردیم. خوب اگر مذاکره و برجام نبود؛ چه گزینهای داشتیم؟ جنگ؟ بسما… . حتی اگر سوریه و حزبا… و حشدالشعبی هم به روزگار امروز نبودند آیا جنگ میتوانست اسرائیل و آمریکا را جدا کند؟! تا نزدیکی یکی و ارتش دیگری با هم، منطقه را به آتش نکشانند؟ نتیجه جنگ امروز با ده سال پیش تفاوت چندانی ندارد. برجام توانست ده سال جنگ را به عقب بیاندازد تا نظام فرصت داشته باشد در این ده سال کاری بکند. چه کاری توانستیم بکنیم غیر از اینکه سید حسن نصرا… و اسماعیل هنیه و فرماندهان ارشد سپاه اسلام را به شهادت رساندند.
البته اسرائیل و آمریکا میدانند که جنگ با جمهوری اسلامی ایران بدون هزینه نیست. قطعا اسرائیل لااقل با خاک یکسان میشود. آمریکا اما تمایل دارد بدون جنگ به مقاصدش برسد و ما هم. اما مقاصدمان آنقدر فاصله دارد که تاکنون با مذاکره به توافق نرسیدیم.
کسانی که سالها وقت کشور را تلف و در هر نشستی فقط تاریخ نشست بعدی را تعیین کردند؛ ذوق زده شدند که ظریف گفت اسنپبک در برجام وجود ندارد. خوب گفته باشد؛ شما که اصل آن را همراستا با ترامپ خراب کردید! چطور به فرع آن چسبیدید؟
اگر برجام اجرا میشد و نتیجه آن به مکانیزم ماشه میرسید، حق داشتند مطالبه کنند و ظریف و روحانی باید پاسخگو میبودند. ولی وقتی اصل قضیه با تخریب اجرا نشد، متهم کردن مذاکرهکنندگان برجام چه سودی را در بر خواهد داشت؟
این رابطه پیش پا افتاده سیاسی را یک جوان دبیرستانی هم میفهمد؛ اما چرا تمام بلندگوهای مسببین وضعیت فعلی، علیه برجام دوباره فعال شده است. علت را باز هم هر انسان متفکری میفهمد. که با بمباران تبلیغاتی قصد فرار به جلو را دارند و عدهای هوادار از همه جا بیخبر هم، از همه امکانشان برای راهاندازی جنجال استفاده میکنند.
o
در عین حال سر و صدای موضوع دوم نباید ما را از تمرکز بر اقدامات، موضوع اول غافل کند.
دزد به خانه زده است. باید فکر چاره کنیم و برادران اگر یقه هم را بگیرند که تو در را باز گذاشتی باعث میشود دزد با خیالی راحتتر هر چه را که میخواهد ببرد.
o





