دلائل ایجاد غیبت
- شناسه خبر: 43733
- تاریخ و زمان ارسال: 7 مهر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

دکتر شهرامیار ـ استاد دانشگاه
بخش سوم
الف) غیبت، خواست اولیه خدای متعال نبوده!
عدهای معتقدند خدای متعال از اول بنا داشته تا حضور امام زمان (روحی و ارواحنا فداه) با غیبتی طولانی همراه باشد. پشتوانه این اعتقاد روایاتی است که ائمه معصومین(ع) قبل از امام زمان در مورد غیبت ایشان فرمودهاند. به عبارت دیگر این عده چنین استدلال میکنند که اگر از اول بنا نبوده که امام زمان غیبت طولانی داشته باشند چرا این همه روایات از ائمه معصومین(ع) در مورد غیبت ایشان وجود دارد.
در مورد این اعتقاد باید عرض کنیم که این دسته از روایات جنبه خبری و هشدار داشته و با توجه به علمی است که امام از آینده دارد و نشاندهنده تقدیر الهی در امر غیبت نیست. ما معتقدیم که غیبت، خواسته اولیه خدای متعال نبوده و بلکه تقدیر خدا این بوده که همه مردم از وجود مبارک حجج الهی بهرهمند شوند، لیکن عملکرد مردم باعث شد که حضور امام زمان(ع) مورد قضای الهی قرار بگیرد و ایشان در غیبت باشند. برای این ادعا دلایل خود را در سه بخش عقلی، قرآنی و روایی بیان میکنم:
۱ – دلایل عقلی: همانطور که میدانیم خدای متعال از روی مهربانی خود به همه نیازهای بشر پاسخ داده است. یکی از این نیازها، نیاز به زندگی اجتماعی است. چطور ممکن است با وجود این نیاز، خدای متعال حاکمی عادل، مقتدر، عالم به قوانین الهی، معصوم از جهل، اشتباه و گناه و هر گونه ناپاکی، به عنوان اورژانسیترین نیاز بشر در نظر نگرفته باشد! در حالی که میبینیم بعضی از حیوانات مثل مورچهها و زنبورها که زندگی اجتماعی دارند، دارای ملکه هستند. لذا از حکمت و عدالت خدا به دور است که چنین ظلمی کرده باشد، پس عقلا نمیپذیریم که خدای متعال بیدلیل بشر را از وجود امام محروم کرده باشد.
۲ ـ دلیل قرآنی: اولا خدای متعال در آیات متعددی در قرآن کریم همچون آیه ۴8 سوره انعام (وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ) میفرماید که ما انبیاء و حجج الهی را برای انذار و هدایت بشر فرستادهایم. لذا از حکمت خدا به دور است که این چراغهای هدایت را بیدلیل از دسترس مردم خارج کند. اصل بر این است که حجت خدا در بین مردم ظاهر باشد و نفی غرض الهی است که خدا بخواهد بیدلیل، حجت خود را از بین مردم غائب کند چون با هدف خدای متعال منافات دارد.
ثانیا خدای متعال در قرآن کریم به انبیایی همچون حضرت ابراهیم، حضرت یونس، ادریس و حضرت موسی(ع)، اشاره فرموده که برای مدتی نسبت به مردم آن زمان غائب شدهاند و دلیل این محرومیت، حفظ جان آنها بوده است.
ثالثا خدای متعال در سوره یونس آیه ۴۴ میفرماید: انا… لایظلم الناس شیئ و لا کان الناس انفسهم یظلم: خدا هیچ ظلمی به هیچ کس نمیکند بلکه این مردم هستند که به خودشان ظلم میکنند. از طرف دیگر دستهای از آیات، بدی و مصیبت را به مردم نسبت میدهد. مثل آیه ۷۹ سوره نساء “ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَا…ِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ” هرآنچه خوبى به تو برسد، پس از جانب خداست، و هرآنچه بدى به تو برسد، از جانب خودِ توست. پس از خدایی که هرگز ظلم نمیکند جز خوبی به ما نمیرسد و ما هستیم که با عملکرد خود زمینه غیبت و این مصیبت عظمی را ایجاد کرده و با غفلت باعث تداوم آن شدهایم. رابعا خدای متعال در دسته دیگری از آیات، همچون آیه ۱۰۲ سوره یونس (قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ) خود را جزء منتظرین حضرت خطاب میکند. در واقع در این آیات خدای متعال از ما خواسته سر عقل بیایم و حاکمیت امام را بپذیریم. انتظار برای خدا زمانی معنا دارد که از ما خواسته باشد که به همان عللی که باعث غیبت شده برگردیم تا زمینه ظهور فراهم شود. خامسا، خدای متعال در دستهای از آیات، همچون آیه ۵۹ سوره نساء میفرماید: (یا ایها الذین آمنوا اطیعوا ا… و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم.) چطور ممکن است خدای متعال در این آیه، امر به اطاعت از معصومین(ع) کرده باشد، اما بیدلیل، امام زمان(ع) را در پس پرده غیبت قرار داده باشد! نمیتوان پذیرفت که از یک طرف خداوند دستور به اطاعت از امام داده باشد و از طرف دیگر او را در پس پرده غیبت قرار دهد. سادسا خداوند متعال در دو آیه قرآن، سوره نحل آیه ۴۳ و آیه ۷ سوره انبیا به ما امر میکند «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ» یعنی شمایی که دائما نمیدانید (نادانید) از اهل ذکر بپرسید؛ در روایت داریم اهل ذکر، اهلبیت(ع) هستند. در اینجا هم نمیتوان پذیرفت که خدای متعال چنین دستوری داده باشد اما بیدلیل امام را از دسترس مردم خارج کرده باشد. بنابراین از مجموع آیات میپذیریم که علت غیبت، عملکرد خودِ ما است نه اینکه خدای متعال از اول بنا داشته امام را در این غیبت طولانی قرار دهد.
۳ ـ دلیل روایی: در اینجا به عنوان نمونه به تعدادی از روایات اشاره میکنیم. روایتی است از امام صادق(ع) که شیخ صدوق در کمالالدین و مرحوم کلینی در اصول کافی نقل کرده که میفرماید: أَقْرَبُ مَا یَکُونُ اَلْعِبَادُ مِنَ اَللَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ وَ أَرْضَى مَا یَکُونُ عَنْهُمْ إِذَا اِفْتَقَدُوا حُجَّهَ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَ لَمْ یَعْلَمُوا مَکَانَهُ وَ هُمْ فِی ذَلِکَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّهُ اَللَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ وَ لاَ مِیثَاقُهُ فَعِنْدَهَا فَتَوَقَّعُوا اَلْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً فَإِنَّ أَشَدَّ مَا یَکُونُ غَضَبُ اَللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِ إِذَا اِفْتَقَدُوا حُجَّتَهُ وَ لَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِیَاءَهُ لاَ یَرْتَابُونَ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ یَرْتَابُونَ مَا غَیَّبَ حُجَّتَهُ عَنْهُمْ طَرْفَهَ عَیْنٍ وَ لاَ یَکُونُ ذَلِکَ إِلاَّ عَلَى رَأْسِ شِرَارِ اَلنَّاسِ: نزدیکترین حالت بنده به خدا که خدا بیشترین رضایت را از انسان دارد، زمانی است که آنها حجت خدا را گم کردهاند ولی علم دارند که حجت خدا باطل نشده و بینات ایشان وجود دارد. در آن حال در هر صبح و شام به انتظار فرج باشید. زیرا شدیدترین غضب خدا بر دشمنان امام زمان (روحی و ارواحنا فداه) زمانی است که، حجت او از میان بندگانش مفقود باشد و آشکار نشود.
در ادامه این روایت آمده است و «لا یکون ذلک الا علی راس شرار الناس» یعنی غیبت نیست مگر به دلیل شرارت روسای شرارت، همانهایی که سقیفه را ایجاد کردهاند. این روایت به روشنی نشان میدهد که غیبت، نتیجه غضب خدا به دشمنان امام زمان بوده و مردم به دلیل عملکرد خود، با فقدان امام مواجه شدهاند.
روایت دیگری از امام حسن مجتبی(ع) است که ایشان علت غیبت امام زمان را اینطور فرمودند که امام زمان(ع) در غیبت هستند تا بیعت طاغوتی به گردنشان نباشد. چرا که بعضی از ائمه به دلیل بیوفائی مردم به عهد غدیر و حاکم شدن حکومتهای طاغوت، برای حفظ جان خود، مجبور به بیعت با آنها شدند. این روایت نیز، علت غیبت امام زمان ارواحنا فداه را، تن دادن مردم به بیعت با طاغوت و فراموشی حق حاکمیت امام بیان میکند.
روایت دیگر از امام صادق(ع) این است که برای امام زمان، یک غیبت طولانی خواهد بود، برای اینکه خدا میخواهد سنتهای انبیاء قبلی در غیبتشان را (همچون صالح، یونس، موسی، عیسی، خضر (ع))، در بین ما اهل بیت هم اجرا کند زیرا امت آنها، قصد جان حجتشان را میکردند. سنت خدا این است که وقتی مردم، قدر حجتش را نمیدانند و اطاعتش نمیکنند، آخرین حجتش را همچون بعضی از انبیاء الهی در پس پرده غیبت قرار داده است.
روایت دیگر از امام باقر(ع) است که زراره علت غیبت را از ایشان اینطور نقل میکند که دلیل غیبت، ترس از جان امام است. چرا که امام حجت خداست و باید زنده بماند.
همچنین در دعای ندبه میخوانیم: “لَمْ یُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِاللَّهِ صَلَّیاللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِیالْهَادِینَ بَعْدَ الْهَادِینَ” یعنی امر خلافت بلافصل رسول خدا (ص) در مورد ائمه معصومین(ع) امتثال نشد و بجز عده انگشت شماری همچون سلمان، ابوذر و مقداد …، مورد پذیرش از طرف مردم قرار نگرفت. این فراز دعای ندبه نشان میدهد که تقدیر خدا این بوده که تکتک ائمه بر مسند خلافت رسول خدا قرار بگیرند و در نتیجه غیبتی هم برای امام زمان نباشد. در ادامه نیز آمده: وَ جَرَی الْقَضَاءُ لَهُمْ بِمَا یُرْجَی لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَهِ إِذْ کَانَتِ الأْرْضُ لِلَّهِ یُورِثُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ وَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً وَ لَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ. یعنی وقتی امر رسول خدا زمین ماند قضای الهی اینطور جاری شد که امام زمان از دسترس مردم خارج شوند و نهایتا این قضای الهی برطرف شده و وعده الهی در مورد به ارث رسیدن حکومت زمین به خلفای خودش محقق خواهد شد و خدا خلف وعده نمیکند.
همه این روایات به وضوح نشان میدهد که غیبت تقدیر اولیه خدای متعال نبوده و نتیجه بیتوجهی و غفلت خود ماست. لذا عملکرد ما میتواند پایاندهنده این غیبت طولانی باشد.
ب ـ اصل غیبت برای امتحان نبوده
عدهای معتقدند که خدای متعال غیبت را مقدر فرموده تا شیعیان مورد امتحان قرار گیرند. در پاسخ به آیه ۹۱ سوره نحل استناد میکنیم که یکی از ۱۵ آیهای است که خدای متعال در روز غدیر نازل فرموده است. در روایات و بسیاری از تفاسیر آمده، بعد از اینکه پیامبر اکرم(ص)، علی(ع) را به عنوان وصی و خلیفه بعد از خود تعیین فرمودند و از همه بیعت گرفتند فرمودند بروید بر ایشان وارد شوید و ایشان را امیرالمومنین خطاب کنید. (امیرالمومنین یعنی کسی که فرمانده مومنان هست) سپس این آیه نازل شد که: وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلَا تَنقُضُوا الْأَیْمَانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلًا إِنَّ اللهَ یَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ. و وقتی که (با خدا( عهد بستید، به عهد خدا وفا کنید و بعد از اینکه آنرا محکم کردید آن را نقض نکنید و حال آنکه شما خدا را کفیل بر خودتان قرار دادهاید. قطعا خدا میداند آنچه را که انجام میدهید. بعد خدای تعالی در آیه بعد مثالی زده و میفرمایند: وَلَا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّهٍ أَنکَاثًا تَتَّخِذُونَ أَیْمَانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ أَن تَکُونَ أُمَّهٌ هِیَ أَرْبَی مِنْ أُمَّهٍ إِنَّمَا یَبْلُوکُمُ اللهُ بِهِ وَلَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ. و مانند زنی نباشید که پشمهای تابیده خود را بعد از محکم کردن آن، باز میکرد. )یعنی وقتی شما چنین پیمانی بستید بیوفایی نکنید) قسمهای خود را وسیله فریب یکدیگر قرار میدهید. اینکه عده زیادی به دنبال اشتباهی بروند شما را گول نزند. جز این نیست که خدا شما را به این وسیله (به واسطه امیرالمومنین) آزمایش میکند و برای شما حتما روز قیامت بیان خواهد کرد آنچه را که در آن اختلاف میکردید. در تفسیر این بخش از آیه فوق «إِنَّمَا یَبْلُوکُمُ اللهُ بِهِ» آمده که ضمیر «ه» در «بِهِ» به امیرالمومنین اشاره دارد. یعنی با ولایت امیرالمومنین خدای تعالی مردم را مورد امتحان قرار می دهد. پس اصل امتحان پایبندی به ولایت امیرالمومنین است که از غدیر بر عهده همه ما قرار گرفته و غیبت نتیجه غفلت از این امتحان است نه اینکه خود غیبت برای امتحان باشد. به عنوان نتیجهگیری لازم است تاکید کنیم اینکه ما معتقد باشیم غیبت تقدیر خدای تعالی بوده و یا وسیلهای برای امتحان شیعیان است، منجر به موضعگیریای میشود که شیعه از هر نوع اقدام زمینهسازی، مطابق روایات دست کشیده و غیبت همانطور که حدود ۱۲ قرن به طول انجامیده، نعوذبا… تا پر شدن پیمانه غیبت که اطلاع نداریم چه زمانی خواهد بود و ادامه خواهد یافت. بنابراین وظیفه ما شیعیان است که اعتقادات خود را که موتور محرک عملکرد هر فرد است براساس ثقلین تنظیم کنیم تا بتوانیم به وظایف خود به عنوان یک منتظر عمل نمائیم.








