برگزاری اولین نشست تخصصی «هنر معاصر؛ ریشهها و رویکردهای آن»
- شناسه خبر: 64432
- تاریخ و زمان ارسال: 19 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

رومینا اسماعیلیپور
اولین نشست از مجموعه نشستهای تخصصی هنر با عنوان «هنر معاصر؛ ریشهها و رویکردهای آن» عصر سهشنبه، هفتم مردادماه، با حضور علاقهمندان در مجتمع فرهنگی و هنری ارشاد برگزار شد.
این برنامه به همت انجمن هنرهای تجسمی استان و با ایدهپردازی، طراحی و اجرای شاهرخ غلامپور به عنوان مجری و کارشناس ثابت هر برنامه و مهدی چیتساز (مشاور و کارشناس) برگزار شد. کارشناسان در این نشست با پرداختن به ماهیت هنر معاصر، زمینههای شکلگیری آن و تاثیرات اجتماعی و فرهنگی این جریان هنری، به بررسی دیدگاهها و رویکردهای گوناگون در حوزه هنر امروز پرداختند.
این برنامه با مقدمهای از غلامپور درباره اتفاقات هنری محدوده زمانی پس از جنگ جهانی دوم تا به امروز آغاز شد.
مضمون این مقدمه، به اضافه شدن رویکردهای بسیار متنوع از رسانه و متریال به دو تقسیمبندی کلاسیک نقاشی و پیکرتراشی در هنر تجسمی محدوده زمانی پس از جنگ جهانی دوم اشاره داشت.
چالشهای تعریف هنر معاصر
مهدی چیتساز در آغاز سخنان خود با اشاره به دشواری تعریف هنر معاصر گفت: در تعریف هنر معاصر با دو واژه «هنر» و «معاصر» روبهرو هستیم؛ ترکیبی که همواره محل بحث و مناقشه بوده است. هنر معاصر نهتنها مفهوم هنر را به چالش میکشد، بلکه گاه خودِ این مفهوم را نقض میکند. اگر هنر مدرن قراردادهای بازنمایی را زیر سوال میبرد، هنر معاصر پا را فراتر گذاشته و اساسا ماهیت «اثر هنری» را به پرسش میگیرد.
او افزود: امروز دیگر نمیتوان تعریف یا چهارچوب ثابتی برای هنر معاصر ارائه کرد. همین موضوع باعث طرح پرسشهای مداومی میشود؛ معاصر بودن دقیقا به چه معناست؟ آیا به هنرمندان زنده اطلاق میشود یا به کسانی که در پنجاه سال اخیر فعالیت داشتهاند؟
پیوند هنر معاصر با سیاست، فرهنگ و هویت
چیتساز، پیوند عمیق هنر معاصر با سیاست، فرهنگ، فلسفه و ادبیات را از ویژگیهای بارز این جریان دانست و گفت: یکی از مهمترین وجوه تمایز هنر معاصر با دورههای پیشین، طرح سیاست هویتی است؛ از جمله هویت قومی، جنسی و زیستمحیطی. علاوه بر این، مفهوم «فراواقعیت» در هنر معاصر نقش پررنگی دارد؛ جایی که مرز میان واقعیت و غیرواقعیت از بین میرود و تشخیص این دو دشوارتر از گذشته میشود.
به گفته او، پس از جنگ جهانی دوم، مرکز هنر جهان از پاریس به نیویورک منتقل شد و روح آمریکایی بر بسیاری از آثار هنری حاکم شد. چیتساز یادآور شد که هنرمندان اروپایی در ابتدا نگاهی خوشبینانه به این تغییر داشتند و حتی بسیاری از انگلیسیها و فرانسویها شیفته فرهنگ پاپآرت آمریکایی شدند؛ فرهنگی که جلوهای از زندگی شهری و سرمایهداری به شمار میرفت.
دگرگونی مفهوم حقیقت در هنر معاصر
چیتساز با اشاره به تحول مفهوم حقیقت گفت: چندآوایی و چندوجهی بودن، از ویژگیهای مهم هنر معاصر است. نیچه را میتوان نخستین فیلسوف پستمدرنیسم و منتقد مدرنیته دانست. او حقیقت یگانه را، بهویژه از منظر زبانشناختی، زیر سوال برد و بر این باور بود که هیچ حقیقت ثابتی وجود ندارد.
او ادامه داد: در ایران نیز دکتر سروش در کتاب صراطهای مستقیم بر همین ایده تاکید دارد؛ اینکه برای رسیدن به حقیقت، تنها یک راه وجود ندارد. این موضوع در هنر معاصر نیز نمود یافته است؛ دیگر نمیتوان یک معیار ثابت برای سنجش آثار هنری در نظر گرفت.
نقد ایده پیشرفت و استقلال هنر
چیتساز در ادامه با اشاره به تغییر ایدهی «پیشرفت» پس از جنگ جهانی دوم توضیح داد: در گذشته، پیشرفت بهصورت خطی تعریف میشد؛ گویی تاریخ مسیری مستقیم بهسوی حقیقت و تکامل دارد. در فلسفهی هگل این باور وجود داشت که تاریخ از سمت آگاهی بهسوی آزادی حرکت میکند. اما این نگاه خطی بهتدریج زیر سوال رفت و تاریخ به جای مسیری مستقیم، شکل دورانی به خود گرفت.
وی افزود: «به همین دلیل، این ایده که چیزی الزاما از چیز دیگر جلوتر یا برتر است، در هنر معاصر مورد تردید قرار گرفت و عملا کنار گذاشته شد.
او همچنین درباره استقلالطلبی هنر مدرن گفت: در هنر مدرن، تلاش زیادی برای خالصسازی هنر صورت میگرفت تا آن را از ادبیات، موسیقی و سایر حوزهها جدا کنند. اما در جهان معاصر این استقلالطلبی کنار گذاشته شد و هنر دوباره با مفاهیم دیگر، بهویژه سیاست و ادبیات، درهم آمیخته است.
بازنگری در ایدههای عصر روشنگری
چیتساز تاکید کرد: یکی از ویژگیهای هنر مدرن، ارتباط قوی با مخاطب بود؛ با این حال، هنر مدرن در نهایت این ارتباط را از دست داد و به بنبست رسید. عواملی همچون جنگ جهانی دوم و کشتهشدن ۵۰ میلیون نفر ضربهای جدی به بسیاری از ایدههای عصر روشنگری وارد کرد و ضرورت بازنگری در مفاهیمی چون حقوق بشر، انسان برتر و پیشرفت را ایجاد نمود. هنر معاصر در واقع پاسخی به همین بازنگریها و نقد بنیادین ایدههای گذشته است.
نقش تکنولوژی و تغییر جایگاه هنرمند
او با اشاره به پیوند ناگسستنی هنر معاصر با تکنولوژی گفت:
اگر در هنر مدرن و دورههای پیش از آن، رسانهی هنرمند به قلممو، بوم و رنگ محدود میشد، امروز تمام جهان میتواند رسانهی هنرمند باشد. تنوع در مواد، موضوع و حتی بازههای زمانی در هنر معاصر بهقدری گسترده است که نمیتوان برای آن هیچ مرزی قائل شد.
چیتساز افزود: «در هنر معاصر، تعریف سنتی از هنرمند دگرگون شده است. دیگر صرفا اثر هنری نیست که اهمیت دارد، بلکه خود هنرمند به عنوان خالق ایده و جریان، نقشی اساسی ایفا میکند. حتی در بسیاری از موارد، هنرمند از اثرش مهمتر میشود.
پایان نشست با گفتوگوی آزاد
این نشست با پرسش و پاسخ شرکتکنندگان درباره جایگاه هنر معاصر در ایران و جهان به پایان رسید. حاضران ضمن طرح دیدگاههای خود، بر اهمیت شناخت عمیقتر این جریان هنری و تاثیرات اجتماعی و فرهنگی آن تاکید کردند. نشستهای بعدی این مجموعه قرار است با موضوعات تخصصیتری در حوزه هنر معاصر ادامه پیدا کند.





