در ضیافت سبز کلمات
- شناسه خبر: 83887
- تاریخ و زمان ارسال: 11 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

گزارش ـ مریم بهبهانیفر
طنین فرهنگ و معرفت در قلب الموت
«دوشنبه، چهارم خردادماه ۱۴۰۵، عقربههای ساعت که به چهارده ظهر نزدیک شد، گویی زمان در تپش قلب سبز الموت به تعلیق درآمد.
در آن دم که خورشید زرین بر پهنهی آسمان مینگریست، مسیر پرپیچوخم قزوین به رازمیان، نه یک جاده، که دالانی به سوی بهشت بود. مسیری که هر گردنهاش، حکایتی از شکوه صخرهها و هر پیچش، وعدهی دیداری تازه با طبیعت داشت.
جاده، خود فرشی بود از گلهای وحشی بهاری که در آغوش مهربان کوهستان، جامه سبز خویش را با هزاران رنگ زنده آراسته بود؛ گویی زمین در جشن شکوفایی، رخت فاخر بهاری بر تن کرده بود تا رهروان علم و ادب را به ضیافتی در «شهر خوشههای طلایی» فرا بخواند.
به رازمیان که رسیدیم، هوای کوهستانی و معتدلش، ریهها را از عطر شالیزارهای در راه، آکنده میکرد. اینجا که مهد برنجهای معطر است، گویی ثانیهها در طراوت ارتفاعات، کندتر میگذرند.
اما، هدف ما فراتر از تماشای طبیعت بود. به همت مهدیه السادات قافلهباشی، مدیرکل کتابخانههای عمومی استان، پیوندی میان «طبیعت بکر» و «جان شیفتهی کتاب» شکل گرفت و رویداد «عصرانه با کتاب» با محوریت بررسی تاریخ و تمدن منطقه الموت در کتابخانه زیبای حسن صباح رازمیان، برگزار شد تا در کتابخانه عمومی حسن صباح، نهال فرهنگ کتابخوانی در دل این سرزمین کهن، آبیاری شود.
البته، این رویداد تنها یک نشست تخصصی نبود؛ بلکه بازگشت به ریشهها بود. حضور پرمهر «بانو دکتر حمیده چوبک، پیشکسوت برجسته میراث فرهنگی»، همچون نسیمی از تاریخ کهن، جانها را تازه کرد.
کلام شیوای ایشان، پنجرهای رو به اسرار سرزمین الموت بود؛ سرزمینی که دژ مستحکم «لمبسر» در آن، چونان نگهبانی خاموش، قصه اقتدار اسماعیلیان را در سینه دارد. در کنار آن، نگاه سینمایی حسن لطفی به الموت در پرده نقرهای که در قالب پیام و نوشتاری قرائت شد، و واکاوی آثار استاد عنایتا… مجیدی توسط محمدحسن سلیمانی قزوینشناس و پژوهشگر تاریخ، این نشست را به ضیافتی از دانش و هنر بدل کرد.
اما در پس این رویداد فرهنگی، حال و هوایی دیگر نیز نهفته بود؛ در میانهی شور کتاب و اندیشه، دیدن دوستان قدیمی و همکاران دیرین، یادآور فصلهای درخشان زندگی بود. مرور خاطرات دوران کاری در آن فضای صمیمی، چای دلچسب عصرانه را شیرینتر کرد و گرمای نگاههای آشنا، یادآور این حقیقت شد که پیوندهای انسانی، همانند ریشههای درختان این خطه، در عمق جان ما تنیده شدهاند.
در آن عصر بهاری خاطرهانگیز، ما نه تنها با تاریخ و جغرافیای الموت، که با آیین زیبای «همنشینی با کتاب» تجدید میثاق کردیم. رازمیان، با خوشههای طلاییاش و تاریخ سترگ دژهایش، در آن روز، میزبان جانی بود که در پی اندیشه میگشت؛ و چه خوش سرانجامی داشت این سفر، که هم روح را با طبیعت بهاری صیقل داد و هم اندیشه را با شهد کلمات بزرگان، سیراب کرد.
چه پیوند خجستهای میان سطرها و ساقهها در آنجا برقرار بود؛ گویی کتابخانه رازمیان، تنها مخزنی از کاغذ و جوهر نبود، بلکه حریم امنی برای پرواز خیال بود. همین که قدم به آستانه آن گذاشتیم، پیش از آنکه عطر خوش کتابها مشاممان را بنوازد، صفای سبز گلها در استقبالمان ایستاده بود.
ورودی کتابخانه، گویی نه به یک فضای عمومی، که به گلستان کوچک و دنجی گشوده میشد که به همت و ذوق بیمثال آقای مرادی، مدیر پرشور و باسلیقهی کتابخانه، آراسته شده بود. کاکتوسهای مقاوم که نماد صبر کوهستان بودند، در کنار حُسنیوسفهایی که با آن رنگهای سرکش و دلربا، شرم و حیا را به یاد میآوردند، چنان منظرهای آفریده بودند که هر دوستدار کتابی را مسحور میکرد؛ گویی هر گلدان، دعوتی برای ماندن و هر برگ، بهانهای برای دوباره بازگشتن بود.
وقتی از میان این باغ کوچک به تالار اصلی رسیدیم، نظم خیرهکنندهی قفسهها، دلم را لرزاند. کتابها، پهلو به پهلو، چونان سربازان صلحجوی تاریخ، در انتظاری ابدی نشسته بودند. آن انضباط شاعرانه، تازیانهای بر حافظهی من شد؛ ناگهان، زمان ایستاد و من در چشمان بهتزدهی خودم، دوباره دوران نوجوانی خود را دیدم که روزهای متمادی را، فارغ از هیاهوی دنیا، در پناه امن کتابخانهها سپری میکردم.
آن نظم، آن سکوت لبریز از معنا و آن چیدمان دقیق، مرا به سفری در تونل زمان برد. دوباره بوی کاغذهای کاهی و طعم شیرین کشف دانش در لحظات تنهایی جوانی در کامم زنده شد. چه حس غریبی است؛ اینکه در میانهی اینهمه تغییر و گذر ایام، پناهگاهی همچون کتابخانه، همان حس “خانهی اول” را در جان آدمی زنده میکند. کتابخانه رازمیان، با آن طراوت گلها و سکوت قفسههایش، نه فقط محل نگهداری کتاب، که قلب تپندهای بود که خاطرات دور و دراز ما را دوباره به رقص درمیآورد.»
مقدمه
تداوم روایت فرهنگ؛ کتاب، کالایی که همچنان حال آدمها را خوب میکند
در این آیین، مهدیهالسادات قافلهباشی مدیرکل کتابخانههای عمومی استان با اشاره به تقارن زمانی این رویداد با مناسبتهای خردادماه، اظهار کرد: بسیاری از دوستان پرسیدند که چرا این مراسم را در قزوین برگزار نکردیم تا مردم به زحمت نیفتند؛ اما واقعیت این است که طبیعت بکر الموت، اصالت مردم خونگرم و فرهنگ غنی این منطقه، انگیزه اصلی ما برای برگزاری این برنامه در دل کتابخانه بود.
او تصریح کرد: باور داریم کتابدار میتواند هم مشوق کتابخوانی و هم عاملی برای جذب مردم باشد؛ کتابدار توانمند کتابخانهی حسن صباح نیز مصداق بارز این پویایی است. این کتابخانه که به همت ایشان به فضای جذاب و سرسبز تبدیل شده است، یکی از پرترددترین کتابخانههای عمومی استان است و به شایستگی به «کتابخانه آقای مرادی» معروف شده است.
مدیرکل کتابخانههای عمومی استان، با تقدیر از حضور دکتر حمیده چوبک، پیشکسوت میراث فرهنگی، وی را چهرهای ماندگار و مادری پژوهشگر خواند که با تواضع و سخاوت، دعوت این نشست را پذیرفتند.
قافله باشی با تقدیر از تمامی همراهان این رویداد، این جمع را نه تنها همراهان کتابخانه، بلکه «اهل کتاب و اهل دل» دانست و افزود: حقیقت این است که معماری، منظر، خردهروایتها، آدابورسوم و ظرفیتهای طبیعی الموت، چنان غنی است که هرچند کتابها و فیلمهای بسیاری درباره آن تولید شده است، اما همچنان معتقد هستم حق مطلب ادا نشده و هرچه از این منطقه بزرگ گردشگری بگوییم، باز هم کم است و جای کار دارد.
او در تبیین رویکرد جدید اداره کل کتابخانههای عمومی استان عنوان کرد: در تلاش هستیم که فضای فعالیتهای کتابخانهای را از تمرکز صرف بر مرکز استان خارج کرده و به مناطق مختلف ببریم. پس از برگزاری نخستین عصرانهی کتاب در الموت، قصد داریم این سلسلهبرنامهها را به سرزمین تاتها در تاکستان، آوج و بوئینزهرا ببریم و با حضور در کنار نویسندگان بومی و مردم این مناطق، ارتباطی نو برقرار کنیم تا کتابخانه از حاشیه، به اولویت نخست زندگی مردم تبدیل شود.
این مدیر فرهنگی با تاکید بر اینکه کتاب همچنان «حال آدمها را خوب میکند»، به تجربهای از مراجعات مردمی به کتابخانهها اشاره کرد و گفت: در همین مدت مسئولیتم، شاهد بودهام که افراد با تخصصهای گوناگون و افرادی که در مشاغل فنی و صنعتی مشغول هستند، وقتی در کتابخانه حضور یافتند و کتابهایی را ورق زدند، با دیدن کتابهای تخصصی حوزه خود، خاطرات دوران تحصیل در آنها زنده شد.
قافلهباشی ادامه داد: این نشان میدهد که کتاب، فراتر از یک کالای فرهنگی، پیوندی ناگسستنی با هویت و نوستالژی افراد دارد؛ چراکه با وجود تمام آسیبهای اجتماعی، کتاب همچنان جایگاه خود را در سبد خانوار حفظ کرده و کتابخانهها مأمن و مرجعی معتبر برای تمامی اقشار جامعه هستند.
ظرفیتهای پنهان استان معرفی میشود
در ادامه صدیقه ربیعی، مدیرکل امور روستایی استانداری قزوین، با قلبی سرشار از عشق به فرهنگ در سخنانی که عطر ادب و احساس در آن موج میزد با اشاره به برگزاری این نشست در دل الموت، این رنج سفر را «رنجی خوشایند و مبارک» برشمرد و بر استمرار چنین برنامههایی تاکید کرد.
او با بیان اینکه الموت سرزمینی است که «سراسر تاریخ و تمدن» است، اما ظرفیتهای آن، از آبشارها تا دشتها، آنگونه که شایسته است معرفی نشدهاند. تاکید کرد: سیاست اداره کل امور استانداری معرفی قابلیتهای گردشگری و تاریخی هر گوشه از استان به هم استانیها و هموطنان است و در این راستا نیازمند همکاری تمامی نهادها، از فرهنگی و اجرایی برای تحقق این سیاست هستیم.
این مسئول با اشاره به مفاخر و شخصیتهای برجسته علمی و فرهنگی که از منطقه الموت برخاستهاند، جایگاه الموت را در سطح ملی و فراملی، بسیار ارزشمند دانست و گفت: تمدن و فرهنگی که در دل روستاهای این استان نهفته است و تلاش برای معرفی جاذبههای طبیعی و تاریخی الموت، همچنین استمرار این محافل ادبی، فرهنگی و هنری در جامعه امروز امری ضروری تلقی میشود و نباید از آن غافل شد.
همه نسبت به معرفی شایسته الموت حساسیت نشان دهند
حمیده چوبک، پیشکسوت میراث فرهنگی استان نیز در این نشست تخصصی با اشاره به اهمیت «گردشگری فرهنگی» به عنوان ابزاری برای بازیابی هویت و اصالت گفت: الموت تنها یک منطقه جغرافیایی نیست، بلکه یکی از کانونهای تمدنی ایران است که ارزش و ظرفیت بالایی برای معرفی در سطح جهانی دارد.
این پژوهشگر با تشریح نفوذ سیاسی و فرهنگی الموت در ادوار گذشته، تصریح کرد: منطقه الموت در زمان حاکمیت حسن صباح، فراتر از مرزهای ایران، در کشورهایی نظیر مصر و یمن نیز نفوذ داشت. دادههای باستانشناسی گویای آن است که این منطقه در ادوار تاریخی مختلف، نه صرفا یک قلعه نظامی، بلکه مرکز دانش، فرهنگ، هنر و سیاست بوده است.
چوبک افزود: برای درک بهتر این دوران، مطالعه منابع دست اول و معتبری همچون «جامعالتواریخ» و «سفرنامه حمدالله مستوفی» ضروری است، چرا که این متون اطلاعات غنی و راهگشایی درباره ساختار اجتماعی آن زمان ارائه میدهند.
او در بخش دیگری از سخنانش بیان کرد: احترام به گذشته، در واقع احترام به خویشتن و حفظ هویت ما به عنوان بازماندگان گذشتگان است. همه مسئولان باید نسبت به معرفی شایسته الموت حساسیت نشان دهند؛ چرا که الموت نیازمند معرفی گستردهتر است تا بتواند به جایگاه شایسته خود در تراز جهانی برسد. امیدواریم با عزمی جدی، پرونده ثبت جهانی قلعههای این منطقه به نتیجه برسد.
این پیشکسوت میراث فرهنگی همچنین با اشاره به روایات کمتر شنیده شده از تاریخ ایران، بر نقشآفرینی زنان در دوران اسماعیلیه تأکید کرد و گفت: در اسناد تاریخی شواهدی وجود دارد که نشان میدهد زنان در آن دوران، نقشهای موثری در اداره امور و فعالیتهای اجتماعی بر عهده داشتهاند .
تجلیل از ربع قرن پژوهش
در پایان این نشست از سوی اداره کل کتابخانههای عمومی استان، از ۲۵ سال زحمات مستمر و فعالیتهای پژوهشی حمیده چوبک در مسیر بررسی، حفظ و شناساندن تاریخ و تمدن منطقه الموت تجلیل شد./ی









