در سایه سید محمدعلی گلریز
- شناسه خبر: 83868
- تاریخ و زمان ارسال: 11 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

مرتضی میرزاحسینی
سیدجعفر ادیب مجابی صاحب روزنامه بازپرس در عصر رضاشاهی سالها بعد در یکم آبان 1337 در روزنامه صدای قزوین در اعلانی چنین مینویسد: «مطالعه کتاب مینودر که مولف و گردآورنده آن دوست عزیزم جناب آقای سرهنگ سیدمحمدعلی گلریز میباشد اخیرا اوقات شبانهروزی اینجانب را گرفته و وادارم ساخت که این کتاب پرارج را به همشهریان فاضل معرفی و توصیه کنم از این کتاب استفاده نمایند، بهای آن در مقابل نفاست کاغذ چاپ (300 ریال) بسیار ناچیز است و معتقدم هر فرد قزوینی در هر کجا هست لازم است یک جلد از این کتاب تهیه و مطالعه و حتما مطالعه کننده از هر طبقه و خانواده باشد شرح حال خود و نیاکان خود را در آن مطالعه خواهد کرد و متوجه میشود که تدوین کننده او با زحمات سی ساله اوراق پرارزشی به رایگان در دسترس همشهریان خود قرار داده و با خرید آن مولف محترم را به طبع مجلات بعدی کمک و مساعدت نموده تا دوره کامل آن طبع و مورد استفاده خودشان قرار گیرد. کسانی که کتابخانه دارند با مشاهده و مطالعه حتما آن را خریداری و راضی نخواهند بود گنجینه خود را از این گوهر قیمتی خالی ببینند ـ ادیب مجابی ـ محل فروش: ضرابخانه تجارتخانه آقای حاجی میرزا ابراهیم عزیزی.»
در این جستار سعی شده تا بخشی از کوشش محمدعلی گلریز برای نگارش کتاب مینودر بیان شود، کوششی که آنچنان که باید و شاید پاسخی درخور تا به امروز به آن داده نشده است. میر جلالالدین حسینی اُرمَوی مشهور به محدث (1358-1283ه.ش)، مصحح و مترجم و تاریخنگار شناخته شده ایرانی است که در مقدمه یکی از کتابهایش با عنوان «فهرست اسماء الرجال» که کتابی است در علم رجال و مبتنی بر کتاب «التدوین فی اخبار قزوین» نوشته شده است، درباره چگونگی یافتنِ کتاب « التدوین» و نقش سیدمحمدعلی گلریز در این پیش آمد شرحی مفصل و مطول میدهد: این چند صفحه مقدمه مختصری است مشتمل بر مطالب سودمندی در پیرامون کتاب تدوین. التدوین فی ذکر اخبار قزوین کتابی است که ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد رافعی شافعی متوفی به سال 623ه.ق تألیف کرده است و چنانکه از نام کتاب برمیآید موضوع آن بحث از اخبار مربوطه به قزوین است (اعم از مطالب تاریخی و رجالی و غیره)؛ پس کتاب مذکور از آثار باستانی این کشور و از منابع تاریخی و رجالی آن به شمار میرود. با آنکه این اثر از آثار مربوطه به این کشور است و باآنکه در قرون سابقه نسخه بلکه نسخههایی از آن در این کشور بوده است، به دلیل اینکه عالم جلیل آقا ـ رضی قزوینی رحمها… علیه ـ این کتاب را در دسترس خود داشته و غالب مطالب کتاب معروف «ضیافه الاخوان» را از این کتاب اخذ کرده و نقل نموده است، همچنین مرحوم اعتمادالسلطنه نیز ظاهرا این نسخه را در دست داشته و در کتاب «مرآت البلدان» مطالبی از آن نقل کرده است. با این حال از بعد از زمان ایشان تا حدود بیست سال پیش هیچگونه نسخه خطی یا عکسی از این کتاب در ایران وجود نداشته است، لیکن در این بیست سال اخیر چند نسخه عکسی از آن به همت و سعی چند نفر از علاقهمندان فضل و هنر وارد این کشور شده است. اینک لازم میدانم تاریخچه ورود آن را مشروحا بنویسم. نخستین کسی که سبب اصلی ورود این اثر به این مملکت شده است دوست عزیزم آقای سرهنگ سید محمدعلی گلریز بوده است.»
گلریز که برای اتمام کتاب گرانسنگ مینودر، سخت در پی کتاب التدوین بوده، درنهایت برای پیدا کردن کتاب به علامه قزوینی متوسل میشود: «قضیهای که باعث شد نگارنده به فکر کتاب تدوین امام رافعی قزوینی افتادم و اقدام برای استنساخ و عکسبرداری آن بنمایم این بود که به واسطهی ابتلای سالهای متمادی به مرض مالاریا دکتر معالج تصویب کرد که برای استراحت به نقطه خوش آبوهوایی رفته به استراحت پردازم، نگارنده قزوین را انتخاب کرده و به آنجا عزیمت نمودم. دو سال متوالی که برای استراحت به قزوین میرفتم ـ پس از انجام برنامه صبح و ظهر بقیه اوقات که بیکار بودم مشغول گردش در مساجد و مدارس گردیده، آثار موجود آنها را از ساختمانها و کتیبهها و غیره یادداشت میکردم ـ سپس به کاروانسراها و آبانبارها و امامزادهها پرداختم ـ تا به صورت یک رسالهای چاپ کرده و یا در یکی از مطبوعات به طبع برسانم ـ ولیکن چون مطالب آن محدود بود بدان سَر شدم که شرح حال عدهای از رجال و دانشمندان قزوین را به دست آورده و آن را صورت جامعتری بدهم، در جستجوی منابع قابل اعتمادی به این نتیجه رسیدم که شادروان آقارضی قزوینی در قرن یازدهم کتابی به نام «ضیافه الاخوان» در شرححال رجال و علمای قزوین تألیف کرده که منبع مورداطمینانی است، پس از کنکاش و تحقیقات فراوان یک جلد از این کتاب را نزد آقای سیدعلی مجد قزوینی سراغ نمودم و به وسیله مرحوم سلطان الواعظین قزوینی نسخه مزبور را به امانتگرفته و یک نسخه از آن استنساخ کردم، در ضمن ترجمه معلوم شد که مرحوم آقارضی شرح علمای مزبور را از کتاب تدوین رافعی نقل کرده و غرض اصلی او این بوده است که علمای شیعه یا آنهایی که معروف به تشیع بودهاند از علمای سنت و جماعت جدا کرده و در برخی از نگارشها صاحب تدوین مخصوصا اینکه در ذکر حالات علمای شیعه بهاختصار کوشیده است انتقاد نماید ـ از مطالعه این کتاب دانستم که کتاب تدوین منبع اصلی است و محققا نام بسیاری از علما و روات و محدثین و وعاظ و حفاظ که سنی مذهب بودهاند در آن کتاب مذکور است و بنابراین به اندیشه پیدا کردن کتاب تدوین افتادم ـ و پس از یک سال تحقیقات از صاحبان کتابخانههای عمومی و خصوصی در برخی از شهرهای مهم ایران با آنکه محققا این کتاب را آقارضی در دست داشته معذلک در هیچ کتابخانه عمومی و خصوصی نسخه آن به دست نیامد. بالاخره چون از همهجا مایوس شدم بهتر دانستم که از شادروان علامه فقید میرزامحمد قزوینی که آنوقت در پاریس میزیستند استفسار نمایم، معظمله در پاسخ نامه نگارنده مراسله زیرین را مرقوم فرمودند:
25 آذر 1314- آقای عزیز محترم- مرقومه شریفه چند روز قبل زیارت گردید شرحی در خصوص تصمیم به تألیف کتابی راجع به تاریخ و جغرافیای قزوین مرقوم داشته بودید بسیار خیال مبارکی است خداوند سرکار عالی را به این عمل خیر موفق گرداند ـ صورت مأخذی را که از آن استفاده خیال دارید بفرمایید اطلاع از آن حاصل شد همه بسیار عالی و خوب و معتبر است ولی بعضی مأخذ دیگر را نیز بر آن میتوان افزود.
یک نسخه که ظاهرا منحصربهفرد است از کتاب«التدوین فی تاریخ قزوین» رافعی مشهور قزوینی متوفی در سنه 623ه.ق در کتابخانه اسکندریه مصر فعلا موجود است ولی افسوس که برای ما ایرانیها دسترسی به آن نسخه آسان نیست. با تقدیم احترامات فائقه- محمد قزوینی.»
این سرنخ موجب شد تا گلریز مکاتباتی با سفیر دولت شاهنشاهی ایران در مصر داشته باشد تا بلکه نسخه خطی یا عکسی کتاب التدوین به دستش برسد. از اینرو در نامهای خطاب به سلطان احمد راد، سفیر دولت ایران در مصر مینویسد: «نگارنده این معروضه ـ سروان سیدمحمدعلی گلریز کفیل شعبه تحریرات دفتر ستاد ارتش ـ با کمال احترام خاطر عالی را قرین استحضار میدارد اخیرا نگارنده را تصمیم به تألیف تاریخ مفصلی راجع به قزوین شده و یکی از مأخذی که برای این منظور فوقالعاده مورد توجه است کتاب «التدوین فی تاریخ قزوین» تألیف رافعی مشهور قزوینی است که بنا به مرقومه علامه تحریر حضرت آقای میرزامحمد قزوینی یک نسخه از آن در کتابخانه اسکندریه موجود است، اینک جسارت ورزیده مستدعی است شخصا در این قسمت بذل توجه مخصوص بفرمایید که یک نسخه از این کتاب که ظاهر منحصربهفرد و نادر است در دسترس فضلای ایران واقع شود ـ در صورتیکه استنساخ آن ممکن باشد لطفا چگونگی را مرقوم و مخارج آن را نیز مقرر فرمایید تا شاید به مساعی جمیله حضرتعالی هم احتیاج بنده رفع شده باشد و هم کشور از داشتن یک چنین نسخه کمیاب و پربهایی محروم نباشد در انتظار بذل عنایت عالی بوده و احترامات صادقانه قلبی را تقدیم میدارد ـ سروان محمدعلی گلریز.»
از قرار معلوم پس از انجام مکاتبات متعدد با مصر، سرانجام تلاشهای احمد راد به نتیجه میرسید. راد در اینباره شرحی مفصلی از جانب وزارت خارجه به وزارت معارف نوشته که در متن نامه چنین آمده: «آقای سروان سیدمحمدعلی گلریز کفیل شعبه تحریرات دفتر ستاد ارتش که ظاهرا درصدد تألیف تاریخ مفصلی از قزوین و مضافات است چندی قبل از بنده اطلاعاتی راجع به تاریخ «التدوین فی تاریخ قزوین تألیف رافعی قزوینی» خواسته و تقاضای مساعدتی نمودند بعد استاد معظم و دوست گرامی بنده آقای وحید دستگردی در مجله ارمغان نیز متذکر اهمیت این کتاب شده و آرزوی استنساخ آن را کردند با رجوع به دوایر صالحه معلوم شد اصل کتاب که در عصر خود مؤلف و قرن هفتم هجری تحریر شده و نسخه منحصر به فردی است در کتابخانه اسکندریه موجود بوده و در نظر اهل علم و ادب تحفه ذیقیمتی است، با روابط خصوصی و رسمی موفق به اجازه استنساخ و عکسبرداری کتاب شده و بهقدر مقدور هم مطالعاتی نمودم خط کتاب به روش تحریر قرن هفتم و هشتم قدری مشکل القرائه بود، عده صفحات قریب سیصد ولی به خط ریز و به قطع وزیری (یعنی 30 سانتیمتر در 20 سانتیمتر). این اثر تاریخی را کتابخانه اسکندریه خیلی عزیز و محترم شمرده و فقط راضی میشود که در خود کتابخانه خطاط مطمئنی آن را استنساخ کند، چون اصل کتاب ملک کتابخانه اسکندریه است کتابخانه بزرگ قاهره فقط عکسی از اوراق کتاب مذکور برداشته و ضمیمه مجموعه خود کرده است. خرج استنساخ و مقابله در حدود ده لیره مصری، خرج عکسبرداری (که حتما برای اطمینان در مطالعه و مقابلات دقیقه لازم است) تقریبا ده لیره مصری که مجموعا 20 لیره و به پول خودمان قریب 160 تومان میشود. از ما سه نفر (آقایان سروان محمدعلی گلریز و وحید دستگردی و بنده) هیچکدام را استطاعتی برای تحمل خرج استنساخ و عکسبرداری نیست ولی همه مشتاق و مستعد خدمتیم. آیا اولیای محترم وزارت معارف ممکن است حل این مشکل را کرده و با ارسال اعتبار لازم اجازه بدهند این تحفه ملی مابعد از هشت قرن دوری و مهجوری سایه و عکسش دوباره روشنیبخش قلبهای مشتاق شده و روی وطن را ببیند؟
اگر اجازه و امر لازم صادر شد سه الی چهار ماه دیگر عکس و نسخه مطابق با اصل کتاب با مراقبت خاص خود بنده تمام و تقدیم خواهد شد. در مقابل انجام این خدمت و وظیفه جسارتا یک شرطی نموده و حقالزحمهای میخواهم و آن این است که: چون آقایان وحید دستگردی و سروان سیدمحمدعلی گلریز مبتکر تقاضای استنساخ کتاب بوده و گذشته از فضل علمی و ادبی فضل تقدم اشتیاق موضوع را هم دارند لذا همینکه نسخههای مزبوره به ایران رسید قبل از هر کار و همهکس باید این نسخهها بهنوبه در مدت سه ماه در دسترس کامل آقایان معظم سابقالذکر بوده و هر نوع استنساخ و استفاده را حق داشته باشند، بعد البته تحفه ملک کتابخانه ملی و حق مشترک همه مشتاقهای علم و ادب خواهد بود. وزیرمختار احمد راد.»
سرانجام با هر سختی که بود نسخه عکسی کتاب التدوین به ایران رسید، اما این پایان ماجرا نبود، گلریز در مقدمه مینودر درباره مشکلات این نسخه و نحوه رسیدن آن به ایران و شرایط استفاده از آن در ایران، چنین نوشته است: «نسخه عکسی موجود نشان میدهد که نسخه اصلی کتاب به قطع وزیری بزرگ و 518 صفحه است، ظاهرا اول و آخر نداشته و چنین به نظر میرسد به دست شخص غیر واردی دیباچه مختصری برای آن تهیه شده که پس از یک مطالعه سطحی میتوان دانست به موضوع کتاب ارتباطی ندارد. این نسخه به چند خط متفاوت نوشته شده که پارهای کلمات آن چون بدخط است به زحمت خوانده میشود. برخی از سطور و احیانا بعضی از صفحات آن نیز در اثر رطوبت و آبدیدگی سیاه شده یا خوانده نمیشود چون نسخه منحصربهفرد است نمیتوان درباره صحتوسقم مطالب و اعلام و رجال آن کاملا مطمئن بود، عجالتا سعی میشود مطابق مندرجات همین نسخه از کتاب مذبور استفاده شود تا بلکه نسخه دیگری پیدا شود و با مقابله آنها کسر و اضافات و عیب و نقص این نسخه برطرف گردد. متاسفانه وزارت معارف نهتنها در برابر هزینه استنساخ و عکسبرداری از کتاب رویه خسّت پیش گرفت و به عکسبرداری تنها قناعت کرد، بلکه پس از رسیدن کتاب و بعد از یک سال که نسخه مزبور تحت مطالعه آن وزارتخانه بود. در مورخه 27/4/1317 صریحا به نگارنده پاسخ دادند که نسخه مزبور از کتابخانه خارج نخواهد شد و باید در همان کتابخانه از آن استفاده شود ـ چون از بامداد تا شامگاه بلکه تا پاسی از شب گذشته به کار اداری مشغول بودم و مجالی برای مراجعه به کتابخانه نبود سرانجام از دوست عزیزم آقای سیدجعفر هاشمی که به مطالب کتاب آشنا و دارای خطی خوانا و اشتیاق وافر در اینگونه امور بود خواهش کردم یک نسخه از روی نسخه عکسی مذکور استنساخ نمایند؛ ایشان نیز قبول زحمت کرده و مشغول استنساخ شدند پس از نه ماه یعنی در اواخر سال 1318 شمسی نسخه مزبور آماده شد. اکنون نسخه مزبور مورد استفاده اینجانب قرار گرفته. اگر اغلاطی به نظر خوانندگان گرامی برسد یا معایبی را در ترجمه اعلام و رجال مشاهده فرمایند امیدوارم این نواقص را از نسخه موجود بدانند و نگارنده را قاصر ندانند و مورد سرزنش قرار ندهند». اما مشکل سنجش و مقایسه با نسخه دیگر همچنان وجود داشت تا اینکه در سال 1334 از استانبول خبر میرسد که نسخه دیگری از کتاب التدوین در آنجا وجود دارد. این نسخه که به همت دکتر مهدوی و مجتبی مینوی عکسبرداری شده بود در سال 1335 به ایران میرسد. در نهایت کار مقایسه دو نسخه انجام میگیرد که گویا نسخه استانبولی از هر جهت بر نسخه اسکندریه برتری داشته است.
***
این یادداشت کوتاه تنها اشارهای بود به گوشهای از چند دهه تلاش و پیگیری و پشتکار سرهنگ سیدمحمدعلی گلریز مؤلف اثر وزین «مینودر»؛ اثری بیمانند در حوزه قزوینشناسی که دامنه معلومات را از حدود گذشتگان و معاصرانش فراتر برد و جاودانه شد. شایان ذکر است در قزوین هیچگاه یادبود یا رویدادی در حد نام و تلاش گلریز برپا نشد، تمام آنچه امروز به نام قزوینشناسی شناخته میشود بر دستاورد مرحوم گلریز استوار بوده است. جای تاسف دارد سنگ مزار شخصیتی مثل او در شهری که هزار پسوند و پیشوند فرهنگی را یدک میکشد امروز قابل خوانش نیست. تنها نقد درخشان درباره کتاب مینودر به همان سالهای 8-1337 برمیگردد که ایرج افشار آن را نوشته است. افسوس و هزاران افسوس!!!
قزوین-خرداد1405
منابع:
ـ حسینی اُرمَوی، میر جلالالدین. (1334)، فهرست اسماءالرجال، انتشارات: چاپ رنگین.
ـ گلریز، سید محمدعلی. (1368)، مینودر یا بابالجنه قزوین جلد اول تاریخ و جغرافیای تاریخی قزوین، قزوین: انتشارات طه.








