خوشنویسی؛ تأمل میان شتاب زندگی مدرن
- شناسه خبر: 67215
- تاریخ و زمان ارسال: 31 شهریور 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
شاید امروز دیگر حتی در فیلمها و سریالها هم به ندرت ببینیم، کسی را که روی تشکچه گوشهای از خانه، پشت میز کوچک، نشسته و قلم به دست، خوشنویسی کند؛ همان نامههایی که نادر ابراهیمی در چنین فضایی برای همسرش نوشت و بعدها با خوشنویسیاش تبدیل به کتاب «چهل نامه کوتاه به همسرم» شد.
این روزها کمتر افرادی هستند که دور از فضای رنگارنگ مجازی، یا جذابیتهای متنوع تکنولوژیکی، تفریح یا تامل واقعی برای خود یافته باشند. دنیای نوین انگار بستر مناسبی برای پرداختن به هنر نیست، شتابها و عجلههای روزمره مانع از آرامش، صبر و تامل میشوند؛ ویژگیهایی که هنر به آنها نیاز دارد. این دوگانگی، انسان امروز را از هنر دور کرده است.
با این حال، اندک افرادی هستند که در خلأهای زندگی، زمان و حوصلهای برای هنر خوشنویسی پیدا میکنند. هرچند برخی از مردم، پرداختن به هنر خوشنویسی را در عصر نرمافزارهای متعدد و ابزارهای هوشمند و سریع بیهوده میدانند، اما برخی دیگر، لطافت را میان چرخدندههای صنعت و تکنولوژی جستجو کرده و به این هنر عمیق چنگ زدهاند.
خوشنویسی، بیش از سایر هنرها مغفول مانده است؛ اما هنوز کسانی هستند که آگاهانه به این هنر روی میآورند و با صبر و حوصله، زمان و عشق خود را صرف آن میکنند. این گزارش، مصاحبه با دو هنرمند خوشنویس است که این هنر را آگاهانه برگزیدند.
از طراحی صنعتی تا دنیای خط و هنر
محسن مشاطان، هنرجوی خوشنویسی است که با علاقه فراوان این هنر را دنبال میکند. برای او که از چهل سالگی آغاز به آموختن جدی خوشنویسی کرد، تحصیل در رشتهای به ظاهر صنعتی، یعنی طراحی صنعتی، باعث جدایی او از هنر نشد؛ بلکه علاقهاش به هنر را بیشتر کرد. خودش میگوید:
«دلایل زیادی میتوانم بگویم برای اینکه چطور جذب خوشنویسی شدم. اول اینکه من در مقطع کارشناسی طراحی صنعتی درس خواندهام. با توجه به اینکه با اصول و مبانی هنرهای تجسمی آشنایی پیدا کرده بودم، گاهی هم کارهای گرافیکی انجام میدادم. فونت نستعلیق کامپیوتری در رشته گرافیک و هنرهای تجسمی زیاد استفاده میشد و همین موضوع علاقه من را به آشنایی هرچه بیشتر با خط و خوشنویسی به شیوه سنتی بیشتر کرد. پس در سال ۱۳۹۷ بههمراه یکی از دوستان در کلاس خوشنویسی ثبتنام نمودم از نقطه آغازین شروع به یادگیری کردم.
در ابتدا همهچیز عادی پیش میرفت تا اینکه با استاد میرحیدر موسوی آشنا شدم. ایشان تأثیر زیادی بر افزایش علاقه من به خوشنویسی داشتند.»
او با رضایت از پرداختن به خوشنویسی بهعنوان عادت جدی روزمره، از اثراتش بر زندگی شخصی خود میگوید:
«بدون شک این هنر بر تمرکز و آرامش من تأثیر زیادی داشته است. هرچه بیشتر با آن آشنا شدم، ذوق و علاقهام دوچندان شد. ساعتها تلاش برای اجرای یک حرف یا نوشتن متنهای قرآنی و ادبی، سختی و در عین حال لذت خاصی دارد که قابل توصیف نیست. شاید بتوانم بگویم خوشنویسی به سراغ من آمد. چون در دوران مدرسه علاقه چندانی به خط نداشتم و بیشتر کارهای طراحی و خلاقانه انجام میدادم. همین موضوع هم باعث شد طراحی صنعتی را انتخاب کنم.»
مشاطان ادامه میدهد: «آشنایی با تاریخ هنر ایران و جهان در دانشگاه، دیدگاه انسان به هنر را تغییر میدهد. خوشنویسی در ایران پیشینهای غنی دارد و هنرمندان بزرگی در این عرصه قلم زدهاند که برای نسلهای آینده گنجینهای بیپایان خواهند بود. خوشبختانه همین آشنایی با خوشنویسی باعث شد انگیزه ادامه تحصیل در رشته پژوهش هنر در من شکل بگیرد. اینگونه توانستم بهطور دانشگاهی و آکادمیک به پژوهش در خوشنویسی بپردازم و با دیدگاههای تازه آشنا شوم.»
این هنرجوی جدی خوشنویسی درباره ساختار آموزش میگوید: «متولی خوشنویسی در سراسر ایران، انجمن خوشنویسان ایران است که یکی از قدیمیترین انجمنهای هنری کشور به شمار میآید. این انجمن با تکیه بر اساتید مجرب، هنرجویان زیادی تربیت کرده که بسیاری از آنها اکنون خودشان استاد هستند. خوشبختانه نیاز به فراگیری این هنر اصیل بین خانوادهها رو به افزایش است. به نظرم آمار سنی هنرجویان نسبت به سالهای گذشته پایینتر آمده و نسل جوانتر بیشتری وارد این عرصه میشوند.»
مشاطان درباره واکنش اطرافیان میگوید: «نگاه اطرافیان همیشه مثبت بوده است. مخصوصاً وقتی نوشتهای را به کسی هدیه میدهم و متوجه میشوند که خط خودم است، خیلی تعجب میکنند. برایشان جالب است، چون خیلیها اصلاً نمیدانستند که خوشنویسی بلد باشم.»
او درباره جایگاه خوشنویسی در دنیای امروز معتقد است که این هنر بهواسطه فضای مجازی توانسته خودش را بهتر معرفی کند و خیلی از هنرمندان از این طریق آثارشان را به فروش میرسانند. شاید یکی از بهترین هدیهها از طرف کسی که خوشنویسی میکند، همین هنر خودش باشد. حتی یک قطعه خط که دارای عیار هنری بالاست، ارزش سرمایهگذاری دارد؛ چون مثل طلا ارزشمند است و روز به روز بر بهایش افزوده میشود. خوشنویسی یعنی تبدیل خاک به زر. هنرمند با استفاده از مواد اولیهای که در دسترس همه هست، اثری خلق میکند که هم ارزش مادی و هم معنوی دارد.»
کامران نیکخصلت
اما کامران نیکخصلت، هنرمند خوشنویس دیگری است که بعد از سالها کار کردن در رشته مهندسی، به سراغ هنر رفت.
علاقه او به خوشنویسی و استعدادش باعث شد تا در این رشته تدریس کند و هر چند هنوز نیز با شوق وصفناپذیری در کلاسهای خوشنویسی شرکت میکند و خودش هنرجوی مقطع استادی است، حتی یک جلسه هم غیبت نمیکند.
نیکخصلت که همراه با همسرش پرستو نجفیراد آموزشگاه هنریشان را تاسیس کردند و او به تدریس خوشنویسی و همسرش به تدریس نقاشی میپردازد، در این گفت و گو او درباره فضای خوشنویسی و دوستداران این هنر صحبت کرد.
او که حدودا از سن ۳۸ سالگی تاکنون به مدت ده سال است که آموزش جدی خوشنویسی را آغاز کرده، چنین ادامه میدهد: از دوران دبیرستان به خوشنویسی علاقه داشتم، اما فرصت شرکت در کلاسها برایم پیش نیامده بود. سالها گذشت تا اینکه با استاد نیرومند آشنا شدم و همان آشنایی باعث شد وارد کلاس خوشنویسی شوم. در ابتدا سختیهای زیادی داشتم؛ تنظیم وقت برای کلاسها کنار کار، و از همه مهمتر اینکه چون با دست چپ مینویسم، خوشنویسی برایم دشوارتر بود. اما چون علاقهام زیاد بود، ادامه دادم و حالا خوشحالم که به اینجا رسیدهام.
او درباره هنر خوشنویسی از تجربه شخصی و علاقهاش به این هنر میگوید: خودم نمیدانم چه چیزی دقیقاً مرا جلو راند، اما فکر میکنم صدای قلم روی کاغذ و حرکت مرکب همان چیزی بود که ارتباط من را با خوشنویسی عمیقتر کرد. حتی من بعضی وقتها که بعد از یک روز سخت، آخر شب، خسته نشستهام، همین خوشنویسی کردن و صدای قلم روی کاغذ به من آرامش میدهد. خیلی وقتها شبها تا دیروقت مینشینم و مینویسم.
او معتقد است خوشنویسی هنری متفاوت است و توضیح میدهد: بر خلاف هنرهایی مثل نقاشی یا موسیقی که رنگها و صداها زودتر مخاطب را جذب میکنند، خوشنویسی بیشتر به عشق و علاقه عمیق نیاز دارد. کسانی که به کلاس میآیند، ترکیبی هستند از کودکان دبستانی که با اصرار والدین آمدهاند تا دانشجویان و حتی پزشکها و مهندسها. هر کسی به شکلی با این هنر ارتباط برقرار میکند.
از طرف دیگر آموختن هنر خوشنویسی مراحل مشخصی دارد و انجمن خوشنویسان برای هر مرحله امتحان برگزار میکند. همین طی کردن پلهپله این مسیر باعث میشود هنرجویان انگیزه بیشتری برای ادامه دادن پیدا کنند. وقتی یکی از شاگردان قبول میشود، بقیه هم تلاششان را بیشتر میکنند.
او تاکید دارد که فضای کلاس و استاد تاثیر زیادی در تشویق هنرجویان و ادامه دادن این مسیر دارد و توضیح میدهد: در مورد شاگردهایم همیشه تأکید دارم که رفتار استاد خیلی مهم است. اگر با هنرجو تند یا بیحوصله باشی، زده میشود. ولی اگر راهنما و همراهش باشی، حتماً علاقهاش بیشتر میشود. خودم هم این موضوع را از اساتیدم یاد گرفتم.
او ادامه میدهد: خوشنویسی برای خیلیها فقط یک هنر نیست، نوعی لطافت و آرامش به زندگی میآورد. در میان شاگردانم کسانی بودند که این لطافت را در زندگی داشتند و با تمرین خوشنویسی همراستا با زندگیشان گام برداشتند و حتی بودند کسانی که در رشتههای فنی و خشک کار میکردند و بعد از سالها تصمیم گرفتند با آموختن یک هنر این خلأ روحیشان را جبران کنند و به سراغ خوشنویسی آمدند.
او درباره خوشنویسی میگوید: وقتی میگوییم خوشنویسی، خیلیها فقط کسی را تصور میکنند که ساعتها تمرین میکند اما خوشنویسی فقط نوشتن نیست؛ معمولاً هنرمند برای انتخاب متن سراغ اشعار و متونی میرود که پیام یا حکمتی داشته باشند. مثلاً از سعدی، حافظ یا مولانا، یا احدایث.
ساعتها مطالعه و انتخاب جملهای نغز و بامعنی هم بخشی از هنر خوشنویسی است، متون ارزشمند از شاعران بزرگ با دقت خوانده و در موردشان تامل میشود و بهترینها برای نوشتن انتخاب میشوند. همین باعث میشود خوشنویسی فقط تمرین دست نباشد، بلکه نوعی انتخاب فرهنگی هم باشد.
او در پایان خاطرنشان میکند: بارها گفتهام خوشنویسی با اجبار نتیجه نمیدهد. پدر و مادرها نباید بچههایشان را به زور کلاس بیاورند، چون هنر با اجبار پیش نمیرود. هنرجو باید خودش علاقهمند باشد. گاهی والدین چون در کودکی فرصت نداشتهاند، میخواهند آرزویشان را به بچه تحمیل کنند. اما من همیشه میگویم این کار اشتباه است. خوشنویسی باید از درون بجوشد، نه با فشار بیرونی.
سخن پایانی
در دنیای شتابزده امروز، خوشنویسی نه تنها هنری برای نوشتن، بلکه دریچهای است به آرامش و تمرکز. کسانی که به این هنر میپردازند، با هر حرکت قلم، نه تنها زیبایی خلق میکنند، بلکه بخش کوچکی از زندگی روزمرهشان را به تامل و لطافت اختصاص میدهند. شاید همین توجه آگاهانه به هنر باشد که نشان میدهد، حتی در دل زندگی مدرن و پرسرعت، هنوز میتوان به زیبایی و آرامش دست یافت؛ به شرط آنکه قلب و دست را با عشق و صبر به خدمت هنر درآوریم.















