خشونت علیه زنان
- شناسه خبر: 48028
- تاریخ و زمان ارسال: 5 آذر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

مهناز اسماعیلی پژوهشگر اجتماعی و حقوقی
خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من
هر دو را چون نردبان زیرآر و بر افلاک شو
هر کجا تو خشم دیدی کبر را در خشم جو
گر خوشی با این دو مارت خود برو ضحاک شو
(حضرت مولانا)
از دیدگاه مولانای جان، خشم از تکبر و خودخواهی برخیزد و انسان را به ورطه ضحاک کشاند. از نگاه مولانا غرور و خودخواهی عامل خشونت است که میتواند به دلایلی درست باشد. و اما معنای خشونت (violence) چیست؟ خشونت در وصف لغوی به معنای تشدد، تندخویی، ستیزهگری و بدرفتاری است و در معنای اصطلاحی و حقوقی عبارت است از «استفاده عمدی از زور یا قدرت فیزیکی، به شکل تهدید یا واقعی، علیه شخص دیگری که منجر به جراحت، مرگ و آسیب روانی شود یا با احتمال بالا ممکن است منجر به آسیب شود.»
اگر چه اکثر افرادی که مورد خشونت واقع میگردند دختران و زنان هستند، پسران و مردان نیز مورد خشونت قرار میگیرند. هر گونه تجزیه و تحلیل جامعی در مورد خشونت باید با تعریف اشکال مختلف خشونت به قالبی آغاز شود که سنجش علمی آنها را تسهیل کند. رویکردهای ممکن بسیاری برای تعریف خشونت وجود دارد که تعریف فوق را سازمان بهداشت جهانی بیان کرده و جامعتر به نظر میرسد.
برای خشونت انواع متعددی در کتب مختلف بیان شده که در این مقال، خشونت بر اساس ویژگیهای افراد مورد بررسی مختصر قرار گرفته است که نشان میدهد شاید یکی از عمده دلایل خشونت با قول مولانا همسو باشد.
1ـ خشونت خود محور:
خشونت خودمحور به رفتارهای خودکشی و خودآزاری تقسیم میشود. که در خصوص رفتارهای خودکشی میتوان گفت در بردارنده افکار خودکشی، اقدام به «خودکشی و خودکشی کامل» است و خودآزاری شامل اعمالی مثل «خودزنی» میشود.
2ـ خشونت بین فردی:
خشونت بین فردی به دو گروه تقسیم میشود: الف ـ خشونت خانوادگی و خشونت با شرکت زندگی؛ یعنی خشونت نه فقط، اما تا حد زیادی بین افراد و اعضاء خانواده و شریک زندگی در خانه اتفاق میافتد.
ب ـ خشونت اجتماعی؛ به خشونتی اطلاق میشود که به طور کلی در خارج از خانه، و بین افرادی که ارتباطی با یکدیگر ندارند، یا ممکن است یکدیگر را بشناسند رخ میدهد.
خشونت خانواده (نوع الف) مانند سوء استفاده از کودکان، خشونت خانوادگی و سوءاستفاده از افراد مسن میباشد و گروه (ب) در بردارنده خشونت جوانان، اعمال خشونتآمیز تصادفی، تجاوز جنسی از سوی افراد غریبه و خشونت در محیطهای سازمانی مانند مدارس، محل کار، زندان و خانه سالمندان است.
3ـ خشونت جمعی:
خشونت جمعی به خشونت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تقسیم میشود و برخلاف دو مورد فوق، زیرمجموعههای خشونت جمعی در بردارنده انگیزههای احتمالی برای اعمال خشونت نسبت به گروههای بزرگتر مانند افراد یا دولتها است که شامل جنایات جنگی از سوی گروههای خاص سازمان یافته، اقدامات تروریستی و خشونت اوباش است. «خشونت سیاسی» شامل جنگ و درگیریهای خشونت بار در دولتهاست که به طور گسترده گریبان همه مردم کشور را میگیرد.
«خشونت اقتصادی» شامل محلات گروههای بزرگتر با انگیزه اقتصادی است مانند حملات صورت گرفته با هدف اخلال در فعالیتهای اقتصادی و ممانعت از دسترسی به خدمات ضروری و ایجاد تفرقه و تقسیم اقتصادی است.
4ـ خشونت خانگی:
که شامل سوء استفاده جسمی و خشونت جنسی است که در قسمت بعد به آن پرداخته میشود.
مبحث اصلی این نگارش ـ خشونت علیه زنان؛
یکی از رایجترین موارد نقض حقوق بشر در جهان است که هر روز بارها و بارها در همه نقاط جهان رخ میدهد. خشونت علیه زنان مسئلهای جدی است که برایندهای بلند و کوتاه مدت روحی و جسمی، روانی و اقتصادی بر زنان و دختران دارد و از مشارکت کامل و برابر آنان در جامعه جلوگیری میکند. زنان و دختران در معرض انواع خشونتها، «از ازدواج کودکان» گرفته تا «آزار و اذیت جنسی در اینترنت» قرار دارند.
انواع خشونت علیه زنان:
* خشونت خانگی: خشونت خانگی که گاهی سوء استفاده یا خشونت از سوی شریک زندگی نیز خوانده میشود به هر گونه الگوی رفتاری اطلاق میشود که برای به دست آوردن یا حفظ قدرت و تسلط علیه شریک زندگی اعمال میشود که شامل کلیه اعمال جسمی، جنسی، احساسی، اقتصادی، روانی و یا تهدید به انجام آن اعمال است. این خشونت رایجترین نوع خشونت علیه زنان در سطح جهان است.
خشونت خانگی میتواند شامل این موارد باشد:
* الف) خشونت اقتصادی: تلاش برای ایجاد وابستگی مالی شخص به وسیله کنترل کامل منابع مالی، جلوگیری از دسترسی به پول و یا منع از حضور در مدرسه یا مشاغل است.
* ب) خشونت روانی: خشونت روانی شامل ایجاد ترس از طریق ارعاب، تهدید به صدمه جسمی به خود، شریک زندگی یا دیگران، آسیب زدن به حیوانات خانگی یا اموال و به بازی گرفتن ذهن یا اجبار به دوری از دوستان، خانواده، مدرسه و یا کار است.
* ج) خشونت احساسی: که شامل تضعیف حس خود ارزشمندی از طریق انتقاد مداوم، کم ارزش کردن تواناییهای دیگری، اسمگذاری بر روی شخص و سایر سوءاستفادههای کلامی، آسیبرسانی به رابطه میان همسر با فرزندان و یا منع ملاقات همسر با دوستان و اعضای خانواده میشود.
د) خشونت جسمی: خشونت جسمی شامل آسیب رساندن و یا تلاش برای آسیب زدن به همسر از طریق ضربه، سوزاندن، گاز گرفتن، کتک زدن، سیلی زدن، هل دادن، کشیدن، محروم کردن از خدمات پزشکی یا اجبار به مصرف الکل و یا موادمخدر با استفاده از سایر نیروی جسمانی است.
ه) زن کشی: به قتل عمدی زنان به علت زن بودن آنان تلقی میشود و در معنای گستردهتر به هر گونه قتل زنان و دختران نیز اطلاق میشود که به دلایلی خاص با قتل مردان فرق دارد. به عنوان مثال در بیشتر موارد شریک زندگی فعلی و یا سابق زن و یا پدر او مرتکب قتل میشود که شامل سوءاستفاده مداوم در خانه، تهدید یا ارعاب، خشونت جنسی یا موقعیتهایی که زنان در آنها در برابر همسر خود از قدرت و منابع کمتری برخوردارند.
از نمونههای زن کشی «قتل ناموسی» است. قتل ناموسی، قتل یکی از اعضای خانواده، معمولا زن یا دختر، به این دلیل است مدعی میشوند فرد موجب بیآبرویی یا شرمساری خانواده شده است. این قتلها غالبا مرتبط با عفت جنسی است و به این گمان که اعضای زن خانواده مرتکب خطا شدهاند.
و) خشونت جنسی: خشونت جنسی هر عمل جنسی است که بر خلاف میل شخص و با خشونت از سوی همسر یا فرد دیگر انجام میگیرد همچنین خشونت جنسی برای همه افرادی چون زنان، کودکان، افراد ناتوان ذهنی و یا افرادی که در اثر مصرف الکل یا مواد مخدر دارای هوشیاری نیستند رخ میدهد.
خشونت جنسی شامل آزار و اذیت از طریق تماس بدنی و یا هرگونه رفتاری که نشان از امور جنسی مانند متلکگویی و اظهارنظرهای جنسی درباره بدن و ظاهر، خیره شدن یا تقاضای صحبتهای جنسی و نمایش دادن اندامهای جنسی و امثال آن صورت میپذیرد.
خشونت جنسی همچنین شامل تجاوز جنسی، تجاوز جنسی اصلاحی (تجاوز به عنف همسو با هویت جنسیتی قربانی) میباشد. کودک همسری و همچنین خشونتهای آنلاین و دیجیتال علیه زنان نیز نوعی خشونت به شمار میروند. خشونت آنلاین میتواند شامل: اذیت و آزار مجازی، پیامک جنسی و نشر اطلاعات شخصی نیز باشد.
** طبق برآورد سازمان بهداشت جهانی، یک نفر از هر پنج نفر جمعیت مونث دنیا، در طول زندگیشان مورد خشونت قرار میگیرند. خشونت علیه زنان در تمام کشورهای جهان وجود دارد و به نژاد، مذهب، تحصیلات، قومیت و سن خاصی بستگی ندارد و به عبارت دیگر خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی ـ اقتصادی با درجات مختلف مشاهده میشود.
در یک بررسی گسترده در ایران که در 28 مرکز استان انجام شد، نشان داد در 66% خانوادههای مورد بررسی، زنان دستکم یک بار از ابتدای زندگی مشترک خشونت را تجربه کردهاند. در سرتاسر جهان خشونت علیه زنان یکی از علل مهم مرگ و یا ناتوانی زنان در سنین 15 تا 49 سال است و میزان مرگ و ناتوانی حاصل از آن با سرطان برابر بوده و از ناخوشیهای ناشی از سوانح رانندگی بیشتر است، تحلیل اطلاعات بیش از 80 کشور در سال 2013 نشان میدهد که از هر 3 زن یکی از آنها (35%) خشونت فیزیکی و یا جنسی را توسط شریک زندگی و یا عاطفی و یا غریبه تجربه کردهاند. در سطح جهان حدود 38% قتل زنان به دست شریک عاطفیشان انجام شده و 7% از زنان گزارش تجاوز توسط فردی غریبه را میدهند.
***
با توجه به آمار فوق ضروری است که لایحه حمایت از زنان مورد توجه جدی واقع گردد و در صورتی که رسیدگی به لایحه «حمایت از آسیبدیدگی زنان و ارتقای امنیت آنان در برابر خشونت» که در دی ماه سال 1399 طی مراحل قانونی به تصویب مجلس رسید برای بررسی جزئیات راهی کمیسیون اجتماعی شد هنوز فرصت تصویب نیافته است و در جمع لوایحی که در مجلس خاک میخورند قرار گرفته، امید است دولت چهاردهم با رویکرد توجه به زنان با همت و خرد خود این مشکل را حل نماید.
منابع:
بررسی تطبیقی خشونت علیه زنان در سراسر جهان، پریسا قاسمی
از تنهای کبود تا روانهای آزرده (واکاوی خشونت علیه زنان)، صمانه صائب
بررسی تحلیلی خشونت علیه زنان از منظر اسلام، ابراهیم خراسانی پاریزی







