خرافات؛ وارث نادانی و توهم در لباس سنت
- شناسه خبر: 62288
- تاریخ و زمان ارسال: 18 تیر 1404 ساعت 07:10
- بازدید :

مهناز اسماعیلی
پژوهشگر اجتماعی و حقوقی
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
(حضرت حافظ)
¢ خرافات چیست؟
خرافات (superstition) برابر معنایی با باورهای اشتباه و عادتهای غلط دارد که این باورها بیاساس بوده و دلایل عقلی و حتی علمی نیز ندارد و حتی با موازین و قوانین دینی نیز همخوانی نداشته و سازگار نیست و هچنین خرافات بذر جهل و حماقت را در جامعه میپراکند؛ در صورتی که بسیاری از خرافات با نمادهای دینی و ظاهری مقدس وارد افکار و باورهای مردم میشوند. علامه دهخدا درباره خرافات میگوید: «خرافه در عرف لغوی، سخنان پریشان و نامربوط ولی خوشایند یا عادت و عقیدتی بیرون از مبنای عقل و ناسازگار با آموزهها و موازین شرعی و حتی عرف را گویند.»
¢ پیشینه خرافات
کلمه خرافات از نام مردی از اعراب گرفته شد به اسم «خرافه» که این مرد در قبیلهای زندگی میکرده است و مدت زمانی از قبیله دور میشود و زمانی که برمیگردد داستانهای عجیب و غریبی را تعریف میکند که به دور از عقل و تفکر بوده و زمانی که کسی به دروغ داستانسرایی میکرد میگفت: «این از گفتههای خرافه است و این گفتاری با نمک، اما دروغ است.» به همین دلیل به مرور هر وقتی که دروغ، غیرقابل باور و غیرعقلانی بود به «سخنخرافه» شهرت یافت.
با بررسی کتاب و تاریخ پیشینیان میتوان به این نتیجه رسید که خرافات از زمانهای بسیار دور وجود داشته و تا به امروز ادامه یافته است و در لایههای مختلف فردی و اجتماعی انسانها رسوخ داشته است.
¢ برخورد پیامبر با خرافات
نمونهای از برخورد پیامبر (ص) با خرافات در تاریخ نوشته شده است: زمانی که فرزند پیامبر به نام ابراهیم از دنیا میرود، در زمان خاکسپاری این کودک، خورشید گرفتگی (کسوف) اتفاق میافتد، مردم این موضوع طبیعی را به فوت فرزند پیامبر ارتباط دادند اما پیامبر فرمود: «آفتاب و ماه دو نشانه بزرگ از قدرت بیپایان خدا هستند و سر به فرمان او دارند و هرگز برای مرگ و زندگی کسی نمیگیرند، در زمان خورشید و ماه گرفتگی، نماز آیات بخوانید.»
خرافات با آموزههای دینی هیچگونه سنخیتی ندارد «ولی افرادی هستند که برای رسیدن به منافع و مطامع خود طرفدار پر و پا قرص خرافات هستند.»
¢ نمونههایی از خرافات
باور بر خرافات فقط منحصر به ایران و یا اعراب نبوده و در همه جای کره خاکی مردم نه تنها به خرافات عجیبی معتقد هستند بلکه خود را ملزم به رعایت همه جوانب آن خرافه میدانند.
خرافاتی چون نحس بودن عدد 13 در بسیاری از کشورها، طرفداران زیادی دارد. سیزده هراسی (triskaideka phobia) تا جایی پرطرفدار است که حتی در برخی از کشورها پلاک منازل و آپارتمانها شماره 13 ندارد و یا در برخی خطوط هوایی، در هواپیماها صندلی شماره سیزده وجود ندارد و بعد از 12، صندلی شماره 14 قرار دارد. مسیحیان، یهودا را سیزدهمین فرد از شام آخر میدانند که به حضرت مسیح خیانت کرد و یا یونانیان به دلیل اینکه در اساطیر خود 12 خدا داشتند و در یک ضیافت یک خدا به آنان اضافه شد و سیزده نفر شدند و به همین خاطر یکی از خدایان کشته شد، به همین دلیل عدد 13 را نحس میدانند. البته میتوان گفت اعتقاد به نحوست 13 شاید بزرگترین خرافه تاریخ به شمار آید.
¢ نمونههایی از خرافات در کشور ایران:
1ـ چشم زخم؛ با عنایت به آموزههای دینی و آیات محدودی در قرآن که حمل بر وجود چشمزخم در برخی افراد است، باور بر چشم زخم داشتن همه مردم امری خرافه است. طبق نظر مرتضی مطهری، اگر چشم زخم قابل قبول باشد مربوط به افرادی محدود بوده و شامل همه مردم نمیشود. (این مبحث خود مقولهای مفصل است).
2ـ نصب نماد چشمنظر؛ که نه تنها در ایران بلکه در کل جهان نیز بر آن باور دارند که شبیه به چشم بوده و دارای رنگهای سیاه، آبی و سفید است، که به آن Evil Eye اطلاق میشود، که از یونان، مصر و روم باستان نشأت گرفته است. اینکه یک عکس از چشم، چگونه میتواند از مشکلات، حسادتها، بلایا و مصیبت ما پیشگیری کند، امر خندهآور و غیر عقلانی است.
3ـ دود کردن اسپند؛ روایاتی که صحت آنان مورد تردید است دود کردن اسپند را به جنبه بهداشتی آن مرتبط میدانند و مردم زیادی بر این باورند که دود کردن اسپند چشم زخم را رفع میکند.
البته باید توجه کرد که تحقیقات علمی جدید نشان میدهد که دود اسپند برای بدن مضر است. (که در برخی سایتهای علمی نیز منتشر شده است)
4ـ فال بد زدن به خود و دیگران، صدای کلاغ و جغد، بدشانسی برخی از افراد زدن بر چوب، نحس بودن بعضی از روزها، بستن بخت دختران، روشن کردن شمع در زیارتگاهها و قبور، امامزادگان و سادات، گره زدن نخ و قفل زدن به ضریحها و حرمها، فالبینی و کفبینی، فال قهوه، دیدن گربه سیاه در صبح، صبر کردن با عطسه، به هم زدن قیچی، ریختن آب جوش روی زمین، تخممرغ شکستن، خاراندن کف دست و پا و …
* نکته:
متاسفانه در جامعه ما مواردی مانند به دنیا آمدن و یا فوت افراد و اتفاقات مختلفی که اصلا ارتباطی به آن فوت و تولد ندارد را عاملِ آن می دانند که هم خرافات بوده و هم توهین به درک و اندیشه مردم؛ زیرا بیشتر این خرافات به بازی گرفتن اندیشیدن و خردورزی است و همچنین مخفی نگه داشتن کاستیها و کمکاریهای متداول و نیز به حاشیه کشاندن حقایق که در عالم سیاست امری غیرعادی نبوده و در ایران با آن به صورت گستردهای مواجه بودهایم که افرادی برای رسیدن به اهدافی خاص که حتی میتواند کوتاه مدت باشد، با خرافات، خرد مردم را به بازی گرفته و به آن توهین میکنند.
¢ آسیبشناسی خرافات
به دلیل اینکه خرافات از جهل و حماقت ابناء بشر سرچشمه گرفته و همچنان از بیخردی و جهل او یاری جسته است، میتواند بزرگترین آسیب را به بشر وارد نماید. گاهی برخی خرافات میتواند چندین نسل از یک یا چند کشور را تحت تاثیر خود قرار داده و به نابودی بکشاند و در اثنا این باورهای خرافی، آسیبهای جبرانناپذیری نیز به انسانها وارد آورد.
با توجه به موارد فوق دو نکته قابل اندیشیدن است:
1ـ در طول تاریخ باورهای دینی در معرض گرایش به سوی خرافات و انحرافات بودهاند.
2ـ باورهای عقیدتی و سیاسی (حتی ضد دینی) نیز به طور گستردهای همراه با خرافه بودهاند.
در زندگی روزمره، با گذر زمان، بسیاری از خرافات تبدیل به خرده فرهنگ و خرده باور شده و به صورت کنش و واکنشهای عادی و ناخودآگاه در میآیند و به صورت یک چرخه وارد زندگی ما شده و به حرکت خود ادامه میدهند، مانند استفاده از شکل چشم برای جلوگیری از چشم زخم که خود خرافهای بیش نیست. در حالی که در تعابیر جدید این باور به آن اضافه شده که نه تنها شکل چشم از چشمنظر پیشگیری نمیکند بلکه شر و بدیها را به سمت استفاده کننده از آن سرازیر میکند. (چرخه خرافه در جامعه)
از دیگر آسیبهای گرایش به خرافات، انحصاری شدن برخی افراد یا شاغل است که ثروتهای زیادی را به سمت آنان گسیل میکند. نبود آگاهی عاملی برای تصورات اشتباه و ارتباط دادن آن با ماوراء است و افراد سودجو از همین ضعف به نفع خود بهره میبرند. برای مثال فالگیران و دعانویسان (خارج از حیطه مذهب) از جهل و مشکلات مردم سود برده و مردم را استثمار میکنند. ]مبحث دعا کردن و طلب خیر از سوی افراد مذهبی از خداوند متعال که کاری نیکو و آرامبخش است، از دعانویسانی که خود اعتقادی به مذهب نداشته و فقط در جهت دریافت وجوه زیاد این کار را میکنند کاملا جداست[ چنین افرادی میدانند که انسانی که در رویارویی با مشکل خود، درمانده و ناتوان گشته به سراغ آنان میآید بنابراین افراد سودجو از این فرصت به نفع خود سوءاستفاده میکنند:
«دم میزند ز راه و رسم نجات
خود مانده در غبار سردِ هزیّات»
از دیگر آسیبهای خرافهگرایی، هدر رفتن امکانات و منافع افراد جامعه، عقب ماندن از پیشرفتهای علمی و توسعه در امور اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، تعریف مذهب به نفع سودجویان، تحریف شخصیتهای برجسته عرصههای علمی و فرهنگی و تبلیغات وارونه میباشد.
¢ راهحل نجات از خرافهگرایی چیست؟
وقتی که مردم یک جامعه مستاصل شده و از روی جهل و نادانی، ناامیدی، افسردگی، استرس و اضطراب، سود مادی، آرامش کاذب به سمت خرافات روی میآورند وظیفه متخصصان امر این است که بتوانند تعریفی مناسب و صحیح از مسائل و بازیابی باورهای مردم داشته باشند و اجازه ورود مردم به چنین ورطههایی را نداده و برای حل مشکلات مردم یاریگر باشند. دولتها نیز در جهت حل مشکلات مردم بکوشند که به جای حل عقلانی و خردورزانه معضلات مردم به سوی خرافات سوق نیابند. متاسفانه بارها مشاهده شده است که در برخی موارد، وقتی خرافهای رونق مییابد برخی دولتها و متخصصان امر نه تنها از آن جلوگیری نکردند بلکه به آن دامن نیز زدهاند تا سرگرمی طویلالمدت برای افراد جاهل در جامعه باشد و توجهات از سمت و سوی موضوعات اصلی به سمت فرعی و هدف دیگر کشیده شود؛ در حالی که این رفتار نه تنها ناشایست است بلکه از دایره اخلاق در سیاست و اخلاق در اجتماع خارج بوده و سوءاستفاده از ناآگاهی مردم و مشکلات مردم به نفع حکومتها به شمار میرود. باید با آموزشهای مستمر و درازمدت در کتاب درسی، مدرسه و دانشگاه و سپس در رسانهها و شبکههای اجتماعی، آگاهی لازم را به مردم داد تا در ضمیر خود به مسائل مختلف زندگی اشراف کافی داشته باشند و به خرافات پناه نبرند (تا جایی که اطلاع دارم فقط در کتاب پیامهای آسمانی، پیام نهم یک درس به خرافات اختصاص یافته است) بنابراین نیاز مبرم به آموزش در این زمینه بسیار اساسی و ضروری قلمداد میگردد وقتی مردم یک کشور شیوه زندگی مناسب، شاد و سلامت داشته باشند و دغدغههای متعدد فکرشان را آزار ندهد به دنبال خرافات نرفته، آرامش بیشتر دارند و از مسائل ماورایی کاذب و عجیب و غریب طلب کمک نخواهد کرد.
با آموزش به نسل جوان (از کودکی) میتوان قدمهایی قابل تامل در این زمینه برداشت. ناآگاهی نباید باعث ترویج خرافات گردد و صد البته استفاده از خوش باوری برخی افراد جامعه نیز نباید عاملی بر گسترش خرافات در جامعه گردد. گاهی افراد به دلیل اینکه علت امری را نمیدانند آن را به ماورالطبیعه مرتبط کرده و چه بسا از این راه به سودهای قابل توجهی میرسند حال آن سود مادی باشد یا اندیشهای. «تلخیِ گفتن حقیقت به مردم شرافتمندانهترین کاری است که میتوان انجام داد؛ به جای شیرینیِ گفتن دروغ و خرافات و توهین به شعور مردم و به بازی گرفتن تفکرات گروه خوشباور»
(مبحث خرافات بسیار گسترده است شاید در مجالی دیگر به سایر ابعاد آن بپردازیم.)
دیو آدم را بترساند ز خلق
تا بماند او در آن دوزخ شِقَلق
گفت پیغمبر که اکثر خلق را
با زبان، دیو اندر آرَد در بلا
(حضرت مولانا)






