جایگاه دعا در ظهورخواهی
- شناسه خبر: 44530
- تاریخ و زمان ارسال: 17 مهر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :
دکتر شهرامیار ـ استاد دانشگاه
بخش دهم
همانطور که در بخشهای قبل توضیح داده شد، برای رسیدن به ظهور باید برای امام همان شأن و جایگاهی را بخواهیم که پیامبر اکرم در غدیر تعیین فرموده و از همه بیعت گرفتند. اینکه همه مردم تا روز قیامت نسبت به حق حاکمیت امام وفادار و پایبند باشند.
در واقع غیبت نتیجه همین بیوفایی است که امام عصر روحی و ارواحنا فداه نیز در توقیع خود در سال ۴۱۲ به شیخ مفید، به آن اشاره فرموده و شیعیان را به پایبندی به عهد غدیر تشویق نمودهاند. اینکه شیعیان لازم است برای رسیدن به ظهور، به حق حاکمیت ایشان که پیغمبر اکرم در غدیر تبیین فرمودند پایبند باشند. همچنین در بخشهای قبل به روایتی از پیامبر اکرم(ص) اشاره کردیم که ایشان فرمودند گشایشی انجام نخواهد شد، مگر اینکه مردم به آنچه ترک کردهاند برگردند «حتی یرجعوا الی ما ترکوا». به عبارتی همانطوری که این بی وفائی و غفلت، امام را از جایگاهش ازاله نمود، اکنون با وفای به این عهد امام را به جایگاهش برگردانند. لذا شیعیان باید قدم اول را برای ظهور، از غدیر برداشته و در قدم دوم به بیعت و عهدی که پیغمبر اکرم بر عهده همه گذاشتهاند وفادار باشند. اینکه همه شیعیان به این درجه از دلسوزی نسبت به امام به عنوان فردی که حق او گرفته شده برسند. ما معتقدیم اگر این درجه از معرفت در شیعیان نسبت به حق از دست رفته امام ایجاد شود کمترین تلاش برای ظهورخواهی دعا و استغاثه به درگاه الهی است. دعائی که برخواسته از حق از دست رفته امامی است که حدود ۱۲۰۰ سال مظلومانه در غیبت طولانی هستند و ما شیعیان بر اساس عهدی که از غدیر بر عهده داریم بایستی پایبند به ولایت ایشان باشیم. متاسفانه عدهای از فعالین مهدوی که البته تلاشی بیوقفه و خالصانه برای ظهور دارند دعا و استغاثه با هر نیتی را برای ظهور موثر دانسته و عمدتا با انگیزه رفع مشکلات و بحرانهای ایجاد شده در جوامع بشری، به ظهورخواهی حضرت به دعا و استغاثه میپردازند. ما معتقدیم روایات معصومین خصوصا توقیع حضرت در سال ۴۱۲ به شیخ مفید به وضوح نشان میدهد این نوع ظهورخواهی موجب باز شدن قفل بسته غیبت نخواهد شد. همچنان که کوفیان نیز با انگیزهای مشابه ناشی از مشکلاتی که حاکمان یزید برایشان ایجاد کرده بودند، از امام حسین(ع) دعوت کردند که به کوفه بیایند. لذا همین که با وعدههای توخالی یزید برای تامین مطامع دنیا مواجه شدند نه تنها به امام پشت کردند بلکه به بدترین شکل ممکن ایشان را شهید کردند. مطمئنا اگر کوفیان به این معرفت رسیده بودند که حاکمیت دنیا بر اساس خطبه غدیر تنها حق امام است، برای رسیدن امام به این جایگاه الهی تلاش میکردند و در مقابل وعدههای یزید به امام وفادار مانده و جز به حاکمیت الهی امام راضی نمیشدند. روایتی که برخی از فعالین مهدوی برای دعا و استغاثه بدون توجه به انگیزهای که در بالا به آن اشاره کردیم استناد میکنند روایتی است از امام صادق(ع)، که لازم است در اینجا به آن بپردازیم، ایشان میفرمایند: «فَلَمّا طالَ عَلى بَنی إسرائیلَ العَذابُ، ضَجّوا و بَکَوا إلَىا…ِ أربَعینَ صَباحاً، فَأَوحَىاللهُ إلى موسى و هارونَ أن یُخَلِّصَهم مِن فِرعَونَ، فَحَطَّ عَنهُم سَبعینَ و مِئَهَ سَنَهٍ. قالَ: و قالَ أبو عَبدِ اللهِ علیه السلام: هکَذا أنتُم لَو فَعَلتُم لَفَرَّجَ اللهُ عَنّا، فَأَمّا إذا لَم تَکونوا فَإِنَّ الأَمرَ یَنتَهی إلى مُنتَهاهُ» ترجمه: هنگامى که سختى و عذاب بر بنى اسرائیل شدت گرفت، آنان چهل روز به درگاه خدا گریه و ضجه کردند و به دنبال آن، خداوند به موسى و هارون دستور داد که آنان را از چنگ فرعون خلاص کند و خدای تعالی صد و هفتاد سال از زمان باقی مانده درگذشت. شما شیعیان نیز اگر اینگونه رفتار کنید، خداوند فرج ما را میرساند و اگر اینکار را نکنید امر به انتهای خودش میرسد )یعنی ظهور نمیشود تا پیمانه غیبت پر بشود). بعضی فکر میکنند که این روایت با آنچه تا اینجا به عنوان راهکار ظهور بیان شد منافات دارد و لذا اصل را در ظهورخواهی بر دعا قرار میدهند. البته همانطوری که قبلا نیز توضیح داده شد دعا و استغاثه اولین اقدام در جهت ظهورخواهی است و اصلا دعا سلاح مومن است اما لازم است انگیزه و نیت ما از دعا براساس ثقلین تنظیم باشد. اما چطور؟ در این روایت، امام صادق(ع) علت اینکه باعث شد بنی اسرائیل دعا کنند را طولانی شدن عذاب و سختی در قوم بنیاسرائیل بیان فرمودند و نتیجه تضرع و دعای آنها این شد که زودتر از موعدی که ۱۷۰ سال بعد بود، نجات یافتند. بنابراین عامل، عذاب و سختی است و معلول دعا است و نتیجه، آزادی آنها از عذاب و سختی است. امام صادق(ع) در ادامه میفرمایند، لَو فَعَلتُم لَفَرَّجَ اللهُ عَنّا یعنی اگر شما شیعیان هم، چنین کنید خدا فرج ما را میرساند. نکته کلیدی همین جاست، اهل بیت (ع) در روایات بین فرج خودشان و فرج شیعیان تفاوت قائل شدهاند. در واقع فرج همه جا به معنی ظهور نیست. زمانی ممکن است گشایش یا فرجی در امور فردی و اجتماعی حتی بدون اینکه ظهور شود اتفاق بیافتد.
لذا در روایات به ما تعلیم دادهاند که از خدا بخواهیم به وسیله گشایش در فرج اهل بیت در امور ما گشایش ایجاد شود. معلوم است که فرج برای امام برگشت ایشان به جایگاه غدیری ایشان است. اینکه حکومت الهی به دست ایشان تشکیل شود. در کتاب بحارالانوار، (جلد ۵۲، از صفحه۱۲۲ تا ۱۵۰ باب ۲۲ فضل انتظار الفرج و مدح الشیعه فی زمان الغیبه و ما ینبغی فعله فی ذلک الزمان) ۷۷ روایت درباره فَرج و گشایش ارائه شده است. اگر به این روایات دقت کنیم میبینیم واژه فَرج در آنها فقط به معنای ظهور امام زمان نیامده بلکه در مورد گشایش در امور و رفع سختیها و گرفتاریها نیز آمده است. گرفتاریها در هر دوره و زمانی، برای درصدی از مردم همیشه بوده و هست ولی ظهور فقط یک بار اتفاق میافتد و نمیتوان تمام روایاتی که در این باب با واژه فَرج آمده را به معنای ظهور دانست. یک علتی که معصومین موضوع گشایش (فَرج) را در اینگونه روایات به شیعیان گفتهاند تنظیم اعتقاد و تقویت توکل مومنین بوده است تا اولا برای گشایش در امورشان فقط از خداوند کمک بخواهند (به درگاه دیگران سر نسایند) ثانیا، وقتی در امورشان گشایشی میشود آن را به خداوند نسبت دهند. مثلا فرمودهاند: افضل عبادهالمومن انتظار فرجا… بالاترین عبادت یک مومن اینست که منتظر گشایشی از طرف خداوند باشد (برای حفظ ایمانش چشم امید به برطرف شدن سختیها از ناحیه خدا داشته باشد) ثالثا، با وجود مشکلات و مصائب در زندگی امیدشان را به خداوند از دست ندهند و دچار افسردگی نشوند. انتظر الفرج و لاتیاسوا من روحا… فان احبالاعمال الیا… انتظار الفرج. لذا انتظار فرج عنوان عامی در روایات است که میشود به رفع هر دو نوع مشکل و مصیبت قابل تطبیق باشد. هم به گشایش و فَرج شیعیان از مشکلات نسبی که هریک از شیعیان دارند و هم به ظهور امام زمان علیه السلام. به این نمونه روایات دقت فرمائید:
1) من رضی عنا… بالقلیل من الرزق رضیا… عنه بالقلیلِ منالعمل و انتظار الفرجِ عباده. از ظاهر روایت میشود فهمید این روایت در مورد افرادی است که رزق و روزیشان کم است و لازم است ضمن انتظار گشایش در کارشان (فَرج)، به همان مقدار از رزق راضی باشند. مرحوم حاج شیخ عباس قمی در اوایل مفاتیح، بعد از ذکر دعای توسل چند دعا نقل میکند که معصومین صریحا از واژه «فرج» برای رفع گرفتاریهای شیعیان استفاده کردهاند.
2) دعای خلاص شدن از زندان که سیدبن طاووس در مهج الدعوات درباره شخصی که محبوس بود و حضرت زهرا(س) به او تعلیم دادند تا برای خود و جمیع مومنین و مومنات از خدا فَرج و گشایش بخواهد و او این دعا را خواند و آزاد شد )اللهم بحقالعرش و من علاه و….و مغاربها فَرجا من عندک عاجلا….)
3) همچنین دعائی که امام سجاد(ع) فرمودند و مرحوم کفعمی در کتاب بلدالامین ذکر کردهاند که هرکسی صد مرتبه آن را بخواند دعایش مستجاب میشود و با الهی کیف ادعوک شروع میشود (در بخشی از آن آمده: …. و ان تُنجیِنی مما انا فیه و تُفّرج عّنی فَرجا عاجلا….)
4) همچنین در دعایی که از امام کاظم(ع) نقل شده همین مضمون دیده میشود. (…َواجَعل لی من امری فَرجا و مخرجا…) حرف ما این است که به خاطر عدم تفکیک و تشخیص تفاوت فرج اهل بیت و فرج شیعیان در روایات، عمدتا ظهورخواهی با انگیزه فرج و گشایش و رفع مشکلات شیعیان مطرح شده و کمترین توجهی به فرج و گشایش برای امام که همان برگشت به جایگاه غدیری ایشان و حاکمیت الهی و استقرار دین خدا در کل عالم است نمیشود. آنچه از روایات مشخص میشود انگیزه غدیری در اقبال شیعیان به اهل بیت، خط قرمز اهل بیت (ع) بوده است. به عنوان نمونه به جریانی اشاره میکنیم. نقل شده است که ابوبصیر که یکی از شاگردان برجسته امام صادق(ع) بودند از ایشان سوال کردند «جعلت فداک متی الفرج» جانم به فدای شما، چه موقع گشایش حاصل میشود (یعنی چه موقع شیعیان از این تنگنا و سختی نجات مییابند)؟ امام پاسخ فرمودند: «یا ابابصیر وانت ممن یریدالدنیا من عرف هذاالامر فقد فرج عنه لانتظاره» (بحارالانوار جلد ۵۲ ، صفحه ۱۴۲، حدیث ۵۴).ای ابوبصیر آیا تو هم از کسانی هستی که دنیا را طلب میکنند! در واقع حضرت با طرح این سوال گشایشی که خواستارش بودند را به بهرهمندی خود آنها از مواهب بعد از حاکمیت آنها تعبیر کردند نه دلسوزی نسبت به حقی که سالهاست از امام غصب شده است یعنی نفرمودند منظور شما از فَرج برگشت حق به ماست و پاسخش هم این است که هر وقت ما به جایگاهی که خداوند بر ایمان خواسته و تا کنون برنگشتهایم برگردیم فَرجی که میگوئید و خواستارش هستید میرسد. حضرت این چنین پاسخ ندادند بلکه با حالت گلایه سوالی را مطرح کردند. مثل اینکه که فرمودند شما با طرح این سوال معلوم میشود به دنبال فَرج و گشایش برای خودتان هستید.
حضرت در ادامه، برای افرادی که نسبت به حق اهل بیت معرفتی دارند استثنائی قائل شدند و فرمودند: هرکس نسبت به این امر )اهمیت دادن به اقامه حکومت اهل بیت) شناخت پیدا کند طبعا دل به بقیه نمیدهد و انتظار دوران ظهور را میکشد و خداوند به خاطر همین معرفت برایش فَرجی ایجاد میکند و از برخی مزایای ظهور که میشود در زمان غیبت، بهرهمند خواهد شد. پس ائمه در روایات میان فرَج اهل بیت و فرَج شیعیان تفاوت قائل شدهاند. فایده اینکه بدانیم فرج اهل بیت با فرج شخصی شیعیان متفاوت است در این است که یقین میکنیم ائمه با تفاوتی که در کاربرد این دو واژه اِعمال کردهاند خواستهاند به ما بفهمانند: نیت و نظرمان در درخواست ظهور باید فرَج و گشایش برای اهل بیت باشد و بس. در روایات وقتی خواستهاند زمان قرار گرفتن امام در جایگاه حکومت بر دنیا را بفرمایند که برای اهل بیت فرَج خواهد شد: الف) یا از واژههای قیام، خروج ، ظهور استفاده کردهاند ب) یا فرَج را به اهل بیت نسبت دادهاند. پس واژه فرَج همیشه معادل قیام، خروج یا ظهور نیست. به تعبیر دیگر واژه فرَج بین گشایش در امور شخصی یا اجتماعی یا سیاسی شیعیان و قیام، خروج و ظهور مشترک است، مگر اینکه به اهل بیت نسبت داده شود تا بفهمیم منظورشان ظهور است!! و اگر قرینهای نباشد و به شیعیان هم نسبت داده باشند، مثل (فرجکم) نمیتوان به طور قطعی گفت منظور ظهور است بلکه به معنای گشایش درکار فردی یا جمعی از شیعیان است حتی بدون اینکه ظهور شود. پس به عنوان نتیجهگیری، اجتماع قلوب در وفای به عهد امام که در بخشهای قبل به عنوان شرط ظهور بیان شد، همان طلب گشایش و فرج برای امام بوده و اگر همین منشا برای ظهورخواهی در عموم شیعیان فراگیر شود، در چنین موقعیتی است که باذن خدا ظهور اتفاق میافتد و همگان، بهرهمند خواهند شد.
ادامه دارد….





