تعیین تحمیلی سهمیه ثبتنام در مدارس، بیعدالتی آموزشی است
- شناسه خبر: 43101
- تاریخ و زمان ارسال: 28 شهریور 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

هانیه رحیمی
چند روزی است پرونده تحصیلی دخترم را زیر بغل گرفتهام و از این مدرسه به مدرسه بعدی میروم. مستأصل، نگران و درمانده! دختر بزرگم امسال وارد کلاس دوازدهم میشود. دو نفر از نزدیکترین دوستان و همکلاسیهایش از مدرسه قبلیشان رفتهاند و او هم بدون آنها حاضر نیست در آن مدرسه بماند. از طرفی آموزش و پرورش هم میگوید: «چون محل زندگی شما هادیآباد است مدرسه دخترتان هم در همان حوالی تعیین میشود.» ماندهام چه کنم! نه دخترم قانع میشود نه مسئولان مدارس و آموزش و پرورش کوتاه میآیند. امسال هم سال آخر تحصیل دخترم است که به کنکور منتهی میشود اگر امسال نتواند درست درس بخواند همه زحمات 12 ساله خودش و ما هدر میرود. اینها را مجتبی.ن میگوید. پدر 2 دانشآموز دختر که دلشان میخواهد در مدارس محلههای بهتری از محل زندگی خودشان درس بخوانند.
با شروع زمان ثبتنام مدارس، یکی از دغدغههای بسیاری از والدین انتخاب مدرسه مناسب برای تحصیل فرزندانشان است. ثبتنام دانشآموزان در مدارس کشور، با توجه به دستورالعمل نامنویسی مدرسه که توسط آموزش و پرورش انجام میشود صورت میگیرد و دانشآموزان و والدین باید در موعد مقرر برای ثبتنام در مدرسه معین شده اقدام کنند.
اما اکنون بسیاری از خانوادهها، تعیین مدرسه فرزندانشان توسط آموزش و پرورش را نوعی اجبار میدانند.
جمعی از خانوادههای ساکن در محلات پایینشهر و مناطق کمبرخوردار قزوین اظهار میکنند اقدام آموزش و پرورش تحت عنوان «تعیین سهمیه مدرسه» و تعیین اجباری محل تحصیل فرزندانشان مصادف با بیعدالتی و نابرابری آموزشی است.
آنها میگویند تعیین سهمیه در صورتی خوب است که با موافقت خانوادهها و دانشآموزان همراه باشد و خانوادههایی که تمایل ندارند فرزندشان در مدارس معین شده توسط آموزش و پرورش درس بخوانند، نباید این سهمیه تحمیل شود.
والدین تعدادی از این دانشآموزان تعیین سهمیه مدرسه برای ثبتنام فرزندانشان را نابرابری و بیعدالتی آموزشی میدانند و میگویند: باید در تعیین مدارس فرزندانمان حق انتخاب داشته باشیم و جایی که تصمیم ما با تصمیم آموزش و پرورش یکی نیست این سازمان نباید تصمیم خود را به خانوادهها تحمیل کند.
تعیین سقف پیشرفت
مجتبی.ن که 2 دانشآموز کلاس ششم و دهم دارد و ساکن هادیآباد است، میگوید: سیستم آموزشی به گونهای تعریف شده که فقرا در محلات پایینشهر و با کمترین توجه و امکانات آموزشی درس بخوانند و با روشهایی مانند تعیین سهمیه نتوانند خود را به آموزش باکیفیت برسانند.
او توضیح میدهد: امسال 2 نفر از دوستان نزدیک دخترم از محله هادیآباد به پادگان رفته و در مدارس همانجا ثبتنام شدند و من چون نمیخواسم دخترم در سال جدید تحصیلی احساس تنهایی داشته باشد تلاش کردم تا او را در مدرسه دوستانش ثبتنام کنم اما هر چه صحبت کردم قبول نکردند و اجازه ندادند. انگار سلامت روحی و روانی دانشآموزان برای سازمانی که در حال آموزش نسل آینده است اهمیتی ندارد.
وی ادامه میدهد: دلایل مدرسه و آموزش و پرورش مرا قانع نکرد و آنها هم حاضر نشدند به دلایل من و شرایط روحی دخترم توجه کنند. رفتارها هم بهگونهای بود که کاملا متوجه میشدی قرار نیست آنها قانع شوند و در واقع هستند تا قانع نشوند.
مجتبی که کارگر یکی از شرکتهای خصوصی است با بیان اینکه با روال فعلی احساس میکنی این روشها، ابزارهایی برای کنترل فقرا و گذاشتن سقف برای میزان رشد و پیشرفت آنهاست، ابراز میکند: این چه سیستمی است که اجازه تعیین محل درس خواندن فرزند را به والدین نمیدهد؟! یعنی سیستم، صلاح بچه را بهتر از من پدر و مادر میداند؟
فرزندان فقرا محکوم به تحمل فقر فرهنگی هستند!
زینب.پ.م هم یکی از مادرانی است که با تعیین مدرسه برای ثبتنام پسرش موافق نیست. او میگوید: حالا که ما نمیتوانیم شرایط و محل زندگی خودمان را ارتقا دهیم، بچههایمان هم نباید حق تحصیل در مدارس بهتر و سطح بالاتر را داشته باشند؟!
او بیان میکند: وقتی من نمیخواهم پسرم در مدارس محروم و فاقد امکانات آموزشی درس بخواند چرا آموزش و پرورش اجبار میکند که پسرم فقط در مدرسه مورد نظر آنها نامنویسی شود؟
زینب میگوید: چرا سیستم آموزشی اینگونه القا میکند که فرزندان فقرا محکوم به تحمل فقر فرهنگی و آموزشی هستند اما فرزندان مرفهین مجوز ورود به همه مدارس، اماکن فرهنگی ـ آموزشی را دارند؟
این مادر ادامه میدهد: مدارس غیرانتفاعی به طبقهای که دستشان به دهانشان میرسد تعلق دارد، ثبتنام در مدارس دولتی هم آسان و بدون هزینه نیست و همواره وجوهی با عنوان کمک به مدرسه و.. از خانوادهها دریافت میشود. مدارس دولتی شلوغ و کلاسها پرجمعیتاند، ساختمان مدارس اغلب فرسوده است و حتی گاهی دانشآموزان ایرانی با اتباع در کنار هم درس میخوانند؛ با این حال حداقل بگذارند ما بین مدارس دولتی حق انتخاب داشته باشیم.
ثبتنام با رضایت خانواده، از جلوههای برقراری عدالت آموزشی است
نصرت.ع یکی از پدرها که خود معلم ابتدایی است، میگوید: سهمیه ثبتنام مدارس با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی از طریق مناطق تعیین میشود اما حقوق دانشآموزان و اولیاء در خصوص ثبتنام مدارس باید رعایت شود.
وی تاکید میکند: تسهیل فرآیند ثبتنام همراه با رضایت خانوادهها، یکی از جلوههای مهم برقراری عدالت آموزشی و از ارکان تکریم اولیا و دانشآموزان است بنابراین چهارچوب قوانین و مقررات باید شرایطی ایجاد کند که اولیا در ثبتنام فرزندان خود آرامش خاطر داشته باشند.
او ابراز میدارد: انتظار میرود با تشکیل کارگروههای کیفیتبخشی آموزشی و ثبتنام، تشکیل کار ویژه نظارت بر رعایت حقوق والدین و دانشآموزان و با هدف اجرای سند تحول دولت مردمی و همکاری گروههای نظارتی روند ثبتنام دانشآموزان در مسیر کاملا قانونی انجام شود.
نقص در اجرای اصل ۳۰ قانون اساسی
استیصال والدین در ثبت نام فرزندانشان دغدغه بسیاری از خانوادههاست که از اجرای نادرست اصل ۳۰ قانون اساسی خبر میدهد.
اگر نیک بنگریم طبقهبندی شدن مدارس ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی از جمله فاصله گرفتن بیشتر اقشار با یکدیگر است و در واقع فاصله طبقاتی را از دوران کودکی به بچهها القا میکند.
در حال حاضر سیستم آموزشی، فرزندان مردم را به گروههای مختلف آموزشی تقسیمبندی کرده و به فرزندان گروههای ضعیف و آسیبپذیر اجازه ورود به محدوده گروههای بالاتر را نمیدهد.
این سیستم خشک و عبوس نمیگذارد فرزندان محلات پایین، پا در پاتوق فرزندان خانوادههای متمول و یا بالاتر از متوسط بگذارند و بهعبارتی کاملا مراقب است که فقرا از محدوده خود خارج نشوند.
رفع مشکلات سیستم آموزش و پرورش کار یک روزه و دو روز نیست و نیاز به یک برنامه جامع و نظارت درست قوانین دارد اما تا آن روز خدا میداند بال و پر چند نفر و چند نسل چیده خواهد شد.









