تاریخ قرائتخانههای ملی در قزوین
- شناسه خبر: 79736
- تاریخ و زمان ارسال: 16 فروردین 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

علی صالحی شهیدی ـ پژوهشگر
مقدمه
قدیمیترین قرائتخانهها را میتوان در فضای داخلی کتابخانهها و مکتبخانهها جستوجو کرد و نیز در فضای باز رواقهای مساجد که جای بحث و فحص و گفتوگو بوده و شبستانهای وسیع و دلگشا داشته است، اما به طور رسمی و هدفمند برای افراد مختلف، خاصه در عصر روشنگری قبل و بعد از مشروطه و در نهایت در دورههای حکومتگران به طور پنهان و آشکار در کتابخانههای خصوصی تا آنجا که راقم این روایتگر میداند به عنوان نمونه در قزوین در مدرسه سه طبقه صالحیه بوده برای خانواده خاص و همسایگان و همفکران مقدس که البته چون مکتب مخصوص دختران و بانوان هم بود. در همان مَدَرس، تدریس و ترویج میشد که بعدها به علل اختلافاتی همه بهم ریخت و تعطیل و تخریب هم شد و دیگر برای خانمها خصوصا نوشتن ممنوع شد و فقط خواندن قرآن و غیره، مجاز بوده که داستان و تاریخچهی آن به 150 سال قبل برمیگردد و در حوصله این مقال نیست.
در 80 سال پیش در روزگار بیبرقی در زیر نور زرد چراغ نفتی حسرت میکشیدیم که بتوانیم تا دیروقت تکالیفی که معلم فرموده را با دل درست انجام دهیم هنوز کتابخانه و یا قرائتخانهای نبود حتی برای بزرگترها تا چه رسد به بچههای نوآموز. لذا وقتی پا به دبیرستان نهادم شنیدم و رفتم دیدم قرائتخانه یا خانه مطبوعات جنب مدرسه ارامنه در مغازهای متوسط برای مطالعه مطبوعات به همت نماینده اطلاعات آقای عزیزا… افشار دبیر خط دبیرستان دایر گردیده و نشریاتی چند به در و دیوار آویخته بودند (که البته در همان جا خوانده بشود که البته بعدا آقای ابوالقاسم رحمانی داستاننویس تات با سابقه و نماینده جدید اطلاعات شد) در طبقه بالای سینمای قبلی و کتابفروشی فعلی باغ کتاب 1337 مغازهای دفتر نمایندگی را محل مطالعه مجلات و اطلاعات و هفتهنامه به دنبال این خاطره بر آن شدم که به قرائتخانههای قدیمی دست یابم که قزوین هم از این مهم سهمی داشته و تا 1311 قدمهای بزرگی برداشته برای توسعه و ترویج اطلاعرسانی و آگاهی مردم عملا اقداماتی کرده است و حتی جریده قزوین به مدیریت میرزاابوالقاسم محل ادارهاش را قرائتخانه قزوین معرفی کرده و این نشریه با مطالب جامع و عالمالمنفعه با درج مذاکرات انجمن ولایتی ادارات و وقایع شهری و اعلام اعانه قرائتخانه ماهی ده تومان در محرم 29 ـ 1328 از طریق اداره بلدیه تامین میگردیده اشاره نموده است.
حتما میدانید که به اصرار عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه بعد پایان جنگهای ایران و روس ماشین چاپ با همه مخالفتها البته با جلب موافقت علمای اسلام در تبریز دستگاه چاپی وارد کردند؛ توسط میرزا صالح که اولین قرآن چاپی را به مردم هدیه کرده هنوز کتابهای خطی توسط کاتبان و وَرّاقان با چه احترام و اعتقادی به سفارش علاقمندان و خیرین و مدیران با امکاناتی که داشتند جلدهای نفیس که گرانبهاتر از کتاب بود هدیه یا وقف خاص و یا عام مینمودند؛ با چه عزت حرمتی حفاظت میکردند و شاید چندین بار شیرازه و دوخت دوز یا مرمت میکردند با جلدی در خور شأن و ارزشمند خلاصه کتاب به قدری عزیز و گرامی بود که داشتن آن یک تفاخر و حرمتی داشت و قداستی که قابل درک برای هر خانوادهای نبود و سواد خواندن هم اگر نداشتند قدر میراث و منزلت کتابهای خطی را هم نمیدانستند! و همین موجب میشد که به مسجد و یا مدرسههای علمیه میبخشیدند. در نتیجه همین عامل موجب تشکیل کتابخانهها شد. ولی اغلب بیسوادان آنها را در چاه آب و یا مخزن متروکهای در مسجد میریختند به احترام نام مقدسات هرگز نمیسوزاندند. این رسم و بیتوجهی و ناآگاهی در طول تاریخ کتابخوانی بین طبقات بیاطلاع ادامه داشت تا ظهور قرائتخانه و کتابخانهها.
یادآوری کنم که بعد از قتل ناصرالدین شاه ـ مظفرالدینشاه با تساهل و مماشات و سمتیابی به نشریات فارسی خارج از کشور، خاصه جریده حبلالمتین بیش از همه با دستور و رهنمود و پرداخت هزینه سهم سترگی داشت در افتتاح قرائتخانهها در ایران و قزوین هم در همان زمانها از برکات روزنامهها و شبنامهها بیبهره نمیماند. شهری که در مسیر تحولات اجتماعی و سیاسی از همه چیز با خبر میشد.
به ویژه دستور کار برای ایجاد قرائتخانه عمومی برای اهل کتاب و مطبوعات و سیاست در مجموع قرائتخانهها را حاصل انقلاب فرهنگی مشروطیت قلمداد باید کرد که کانونی برای پرداخت به سیاست هم بود که همه از سرچشمه فارغالتحصیلان دارالفنون و روشنفکران دوره دیده خط میگرفتند؛ البته بزرگمردانی مثل حاجی میرزا یعقوب امینی ارباب که برای تاسیس مریضخانه هم طرحی داشت و دالمعجزه فقرا و خرید کتاب برای قرائتخانه هم از انجمن معارف فهرستی از کتب و مطبوعات مفیده خواسته بود و دستورالعملی به یکی از وکلای مجلس هم برای تهیه کتب لازم داده بود. طبق نوشته روزنامه ایران نو شماره 185 در سال 1328 قمری به تلخیص آورده شد.
طبق نوشته روزنامه حقیقت در شماره 13 در سال 1300 (از کتاب قرائتخانههای ایران) و همچنین در مورد قرائتخانههای ملی قزوین چون به بیبصیرتی توده جمعیت پی برده بردند. با ایجاد مدارس شبانه برای اکابر رایگان باشد و از طرف مجمع معارفخواهان جناب آقا میرزا حسین، معروف به خیاط چند روزی است مشغول تعمیر قرائتخانه ملی شدهاند عجالتا موفق به سفیدکاری قرائتخانه و ساختن دو دستگاه میز بزرگ و نیمکتها و درها شدهاند. که الباقی خدمات و اقدامات مهم ایشان در کتابی به همین نام توسط پژوهشگر قزوینی مهدی نورمحمدی چاپ و نشر گردیده است.
خبر دیگر گشایش قرائتخانه ملی در قزوین
در 15 صفر 1328 یک قرائتخانه ملی در قزوین و در مراسم گشودن این بنای خیر جناب آقای حاج سید حسین آقای مجتهد حاج سید جوادی با یک نطق غرّا مردم را به دانش و هنراندوزی ترغیب فرمودند و پس از آن معاون حکومت نیز یک خطابه بسیار شیرین که مناسب مقام بود ایراد کردند که همه حضار متاثر و منقلب شدند و بعد از آن که رئیس عدلیه نیز نطق مختصر و مفیدی بیان فرمودند، علما تشریف بردند. به واسطه موزیک مراسم با آهنگ مارش ملی خاتمه یافت.
روزنامه «ایران نو» شماره 148 در آخرین نگاه به نهضت قرائتخانهها به پیشنهاد نشریه حبلالمتین مویدالاسلام هند با دستورالعمل و نظامنامهای که بعدا تکمیل شد البته در تهران با هدف روشنفکری و نجات مردم از خرافات در عصر بیخبری بعد از مشروطه با پرداخت هزینه اجاره مکان و روشنایی و میز و نیکمت و ارسال رایگان روزنامه و حقوق مستخدمین و تشویق مردم و شخصیتهای نیکوکار و آگاه در سراسر کشور از این حرکت روشنفکرانه به زودی استقبال شد و در کلیه استانها و شهرها افتتاح قرائتخانهها اقدامات جانانهای با فداکاری خیراندیشان به طور خودجوش توسعه و رو به تکامل نهاد.
تا آن که دولت وقت تا 1311 خود نظارت آنها را بر عهده گرفت و با این دخالت آهنگ رشد قرائتخانههای ملی و مردم کمکم کمرنگ شد. لذا قرائتخانههای دولتی، آن گرمی و شور و شوق سابق را نداشت که البته کتابخانهها هم با امکانات بهتری با مدیریت قدرتمند و تامین برق و بهداشت و تهیه کتاب و نشریات سامان داده شد.
البته ظهور جمعیتهای سیاسی که بعدها غوغای آشوب اندیشهها را در بازار داغ میدانست نظریهپردازان را با اهداف و گرایشهای سیاسی و اجتماعی مردم جامعه سیاست زده روند کامل را مشکوک و بیتفاوت کرد. خاصه با رسانههای غیررسمی اینک آمار مطالعه و کتابخوانی در ایران مسالهای مهم و قابل تامل و تعمق و بررسی است باشد که به اصل تغییر و تحول و رسیدن به جامعه سالم نزدیک شده باشیم.
عین متن کتاب مربوطه در 1308
قرائتخانه دایره توزیع جراید ـ خیابان سپه قائمی ـ قزوین:
دایره توزیع جراید در قزوین که دو سال است تشکیل یافته این اواخر قرائتخانهای تاسیس و بر تشکیلات موسسه خود افزوده است. قصد از ایجاد این قرائتخانه عبارت از این بوده است که بر وسعت دایره تبلیغاتی خویش بیفزاید و آنطوری که مقتضی دیده است بهتر و بیشتر بتواند به عالم مطبوعات ایران خدمت کرده، جراید مرکز و ولایات را پروپاگاندا نموده به اهالی قزوین بشناساند و به این وسیله بتواند در حدود امکان خود روزنامهها را از یاد بین مردم رواج دهد و مشترکین و خوانندگان کثیری را مهیا و در نتیجه مستقیما یا غیرمستقیم از طرف خودشان به ادارات جراید معرفی و آبونه کند و با این وصف که ما برای این مقصود مخارجی را بر عهده خود گرفتهایم البته انتظار خواهیم داشت که خود ادارات محترم جرائد چه در تهران و چه در شهرهای ایران که مقصودشان تنویر افکار جامعه است و بالنتیجه وجود این قرائتخانهها در تامین منظوراتی که دارند بیشتر منافع برای آنها تا این موسسه خواهد داشت، از فرستادن یک نمره از روزنامههای خود مجاناً به این موسسه دریغ نفرمایند.






