اقتصاد در سایه جنگ
- شناسه خبر: 79629
- تاریخ و زمان ارسال: 26 اسفند 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

پیامدهای اقتصادی جنگ فراتر از ویرانیهای فیزیکی است
گفتوگو: مریم بهبهانی فر
مقدمه:
ناامنی نظامی، نظم طبیعی زندگی و فعالیتهای اقتصادی را برهم میزند
در شرایطی که بحرانهای نظامی منطقهای به سرعت بر جنبههای سیاسی و امنیتی تمرکز افکار عمومی میافزایند، لایههای پنهانتر این رخدادها یعنی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی، گاه از دید تحلیلگران و تصمیمگیران دور میماند. جنگافروزی و ناامنی نهتنها ساختارهای فیزیکی را تهدید میکنند بلکه به طور بنیادین نظم طبیعی زندگی و فعالیتهای اقتصادی را برهم میزنند.
در فضای فعلی که میهن عزیزمان درگیر جنگ با استکبار جهانی و رژیم صهیونیست شده است «فرشاد فصاحت، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی» در گفتوگو با ولایت با نگاهی واقعگرایانه و مبتنی بر دانش تخصصی به بررسی پیامدهای اقتصادی درگیریهای اخیر و تاثیر آن بر بخشهای مختلف اقتصاد از گردشگری و حملونقل تا صنایع انرژی و مالی پرداخته است.
این گفتوگو در پی آن است که ابعاد کمتر دیده شده جنگ و تحولات جدید منطقه را از چشمانداز اقتصاد ملی و بینالمللی، از رکود صنعت گردشگری و اختلال زنجیره تولید گرفته تا نقش راهبردی ایران در مدیریت هوشمند تنگه هرمز و اثرات آن بر بازار جهانی انرژی، مورد واکاوی قرار دهد.
کندی و رکود چرخهای اقتصاد در سایه ناامنی
این کارشناس مسایل اقتصادی استان در تحلیل آسیبهای ناشی از درگیریهای نظامی اظهار میکند: به صورت طبیعی در بحرانهای نظامی، توجه عمومی معمولا بر خسارتهای انسانی و ویرانیهای فیزیکی متمرکز است؛ اما در پس این جلوههای آشکار، تغییری عمیقتر و پایدارتر نهفته است که از جمله آنها میتوان به بر همخوردن نظم طبیعی زندگی و کند شدن حرکت چرخهای اقتصاد اشاره کرد.
فرشاد فصاحت با اشاره به اینکه چنین رخدادی که شاید در نگاه اول کماهمیت به نظر برسد، در واقع پایه بسیاری از هزینههای کلان و آسیبهای اقتصادی است؛ تصریح میکند: جنگ و ناامنی، فعالیت بخشهای اقتصادی را به یک اندازه تحت فشار قرار نمیدهد؛ اثر آن بسته به نوع کسبوکار و میزان وابستگی هر بخش به آرامش محیطی متفاوت است. بخشهایی نظیر خدمات و گردشگری به شدت از این شرایط آسیب میبینند، در حالیکه صنایع زیربنایی و انرژی مانند برق، آب و گاز به دلیل ماهیت حیاتی خود کمتر دچار توقف میشوند. این ناهمترازی در اثرگذاری، نقشه جدیدی از تضعیف اقتصادی ترسیم میکند.
گردشگری و خدمات، قربانیان خط مقدم ناامنی
این استاد دانشگاههای استان اضافه میکند: تقریبا در تمامی درگیریهای مدرن، صنعت گردشگری و اقامتگاهها در خط مقدم آسیب قرار دارند. لغو پروازها، تعطیلی هتلها و کاهش شدید سفرهای تفریحی موجب میشود این حوزه به نقطه رکود کامل برسد.
به گفته او، از منظر اقتصاد خرد، گردشگری از جمله کالاهای لوکس و انعطافپذیر نسبت به تغییرات هزینه است؛ در شرایطی که هزینه یا ریسک سفر بالا میرود، مردم به سادگی آن را کنار میگذارند و جریان درآمد این صنعت به صفر میل میکند.
فصاحت میگوید: وقتی مرزها محدود و مسیرهای ارتباطی ناامن میشوند، حملونقل یکی از نخستین بخشهایی است که دچار اختلال میشود. تعطیلی بنادر، کاهش شدید ترافیک هوایی و بستهشدن گذرگاههای زمینی سبب رکود عمومی در جابهجایی بار و مسافر میشود. به تدریج، سفرهای درونشهری نیز کاهش مییابد و سیستم حملونقل درونمرزی وارد یک چرخه فرسایشی میشود.
او با بیان اینکه فعالیت صنعتی در دوران جنگ با دو مانع بزرگ مواجه است؛ تشریح میکند: یکی از این موانع، قطع یا محدود شدن تامین ارز و مواد اولیه است و دیگری افت تقاضا در بازار میباشد. در چنین شرایطی، بنگاهها ترجیح میدهند، تولید را کاهش داده یا تا تثبیت اوضاع، عرضه را متوقف کنند. ابهام نسبت به آینده و نااطمینانی اقتصادی، تصمیمگیریهای تولیدی را دشوار کرده و زنجیره تولید را نیمهفعال نگه میدارد.
این کارشناس مسایل اقتصادی بیان میکند: جنگ با ایجاد بیثباتی و کاهش حجم معاملات، جریان پول و سرمایه را کند میکند. هنگامی که کسبوکارها از تحرک میافتند، نظام بانکی نیز با کاهش تقاضا برای خدمات مالی روبهرو میشود. در برخی موارد، دولتها ناچار میشوند برای حفظ دارایی مردم، بازارهای مالی و بورس را موقتا تعطیل کنند تا از بحران نقدینگی یا سقوط ارزش داراییها جلوگیری شود. در میان آشفتگیهای اقتصادی ناشی از جنگ، برخی حوزهها مانند صنایع انرژی، آب، برق و استخراج منابع طبیعی، پایداری نسبی دارند. دلیل این مقاومت، ضرورت دائمی خدمات آنها و اتکای بیشتر به سرمایه فیزیکی است. با این وجود، چون داراییهای این صنایع اغلب ملموس و ثابتاند، آسیب فیزیکی به تاسیسات میتواند زیانهای سنگینی به همراه داشته باشد.
پاسخ قاطع ایران، آسیب به وجهه آمریکا و رژیم صهیونیستی
فصاحت با تاکید بر اینکه جنگافروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه، با پاسخ قاطع و هوشمند ایران مواجه شده است و این موضوع موجب آسیب شدید به وجهه آمریکا در جهان شده است؛ عنوان میکند: در صورت تداوم این تجاوز، طی روزهای آینده زندگی مردم در سراسر جهان تحت تاثیر قرار گرفته و تامین مایحتاج آنان از پوشاک تا خوراک و موارد دیگر مختل میشود.
تنگه هرمز، شاهراه حیاتی و اهرم فشار ایران
او تاکید میکند: ایران با در اختیار داشتن تنگه هرمز به عنوان یک شاهراه جهانی و محل عبور حدود ۵۰ درصد از منابع تولید انرژی و مواد اولیه پایه نفت و گاز دنیا و مدیریت هوشمند این مسیر، توانسته است هزینههای اقتصادی این تجاوز را تا حد زیادی بالا برده و امروز بسیاری از کشورها را به دلیل این تصمیم نابخردانه وحوشی چون آمریکا و رژیم صهیونیستی، در مقابل آنها قرار دهد.
این کارشناس مسایل اقتصادی ادامه میدهد: از زمانی که ایران با تکیه بر حکمرانی «داده و آنالیز دقیق دادههای انبوه مربوط به تردد در تنگه هرمز»، توانسته است شاخصههای حکمرانی هوشمند در شرایط جنگی را اعمال و به مدیریت هوشمند تنگه هرمز بپردازد؛ عبور و مرور کشتیهای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای همسو با آنان تقریبا به صفر رسیده و عرضه نفت، مشتقات آن، گاز طبیعی و برخی مواد اولیه غیرنفتی در بازار جهانی با افت بسیار شدیدی مواجه شده است.
فصاحت میافزاید: آمریکا با لفاظیهای تهدیدآمیز درباره تنگه هرمز، تشدید اقدامات نظامی برای تضعیف ایران، تلاش برای اسکورت کشتیهای عبوری، همچنین صحبت از تزریق ذخایر استراتژیک به بازار نفت، تلاش کرد تا وضعیت را به نفع خود تغییر دهد. مجموع این اقدامات، مواضع و تحرکات، اگرچه در ابتدا قیمت نفت را کاهشی کرد و به زیر ۹۰ دلار رساند؛ اما با مشخص شدن ناکارآمدی آن، وضعیت روانی بازار جهانی نفت را آشفتهتر کرده است و مجددا با یک جهش شدید مواجه شد.
بنبست نظامی آمریکا در تنگه هرمز، ناکامی در کنترل تنگه و تاثیر بر بازار نفت
او با اشاره به اینکه تشدید تحرکات نظامی آمریکا برای کنترل تنگه هرمز، با توانمندی و جانفشانی نیروهای مسلح ایران که از قبل برای چنین سناریوهایی آماده شده بودند؛ به بنبست خورده است. تشریح میکند: اسکورت کشتیهای عبوری توسط آمریکا در حد حرف باقی مانده و طی این مدت به جز معدود کشتیهای همسو با ایران، هیچ کشتی دیگری نتوانسته است از تنگه هرمز عبور کند. موضوع تزریق ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک به بازار نفت هم به دلیل محدودیت بسیار شدید این ذخایر در برابر نیاز بازار جهانی، نتوانست فضا را به نفع متخاصمان و متجاوزان به مام میهن عزیزمان را تغییر دهد. در مجموع این وضعیت در کنار جو روانی ایجاد شده پس از ناتوانی آمریکا در اسکورت کشتیهای جهانی، وضعیت بازار نفت را بسیار بغرنجتر کرده و دوباره به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است.
این استاد اقتصاد بیان میکند: برخی رسانهها از جمله «والاستریت ژورنال» پیشبینی کردهاند که قیمت نفت ممکن است به ۲۱۵ دلار در هر بشکه برسد. این مدیریت هوشمند، هزینهها را برای شرکتهای بیمهای متعلق به طرف متخاصم و متحدان آنها بسیار بالا برده است. این تشدید ریسک تا جایی بود که شرکتهای بزرگ بیمهای بریتانیایی، اروپایی و آمریکایی از پذیرش مسئولیت امور بیمهای سر باز زده و دولت آمریکا ناچار به مداخله در این بازار با استفاده از صندوقهای ملی و سرمایهگذاری خود شد که آنهم مورد استقبال شرکتهای حملونقلی دریایی واقع نگردید و ترددی همچنان اتفاق نیفتاد.
بحران بیمه و لجستیک، هزینههای سرسامآور برای متخاصمان و متحدان
به گفته این کارشناس، در این شرایط شرکتهای متعلق به کشورهای متحد و با هماهنگی ایران، با عدم قطعیت بسیار پایین و حق بیمه بسیار کمتر، امکان فعالیت را پیدا کردهاند و کشتیهایی که از طرف آنان بیمه میشوند میتوانند بدون خطر، در منطقه تردد کنند. این موضوع موجب چالش شدید در بیمه و لجستیک طرف متخاصم و متحدان آنها شده و هزینههای زیادی به آنان تحمیل کرده است.
فصاحت یادآور میشود: در مجموع این شرایط موجب کاهش تولید حدود ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکهای نفت در کشورهای حاشیه خلیج فارس شده است و برای مثال تولید نفت در عربستان که قبل از جنگ روزانه ۹.۵ تا ۱۰ میلیون بشکه بود در این مدت بین ۲ تا 5/2 میلیون بشکه (۲۳ درصد) کاهش یافته است. همچنین میزان کاهش تولید در عراق حدود 9/2 میلیون بشکه (۶۵ درصد)، در امارات ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه (۲۰ درصد) و در کویت ۵۰۰ هزار بشکه (۲۰ درصد) در روز بوده است. علاوه بر این، تولید گاز نیز در قطر متوقف شده است. این توقف تولید تبعات بسیار گستردهای به دنبال خواهد داشت.
او ادامه میدهد: به عنوان نمونه، تولید «تراشه» به عنوان یک «فرآیند انرژیبر»، وابستگی بسیار بالایی به گاز دارد. در این میان شرکت TSMC تایوان که حدود ۹۰ درصد تراشههای پیشرفته جهان را تولید میکند؛ برای ادامه فعالیت کاملاً به گاز قطر وابسته است و با توقف ارسال گاز از قطر، تولید این تراشهها هم محدود و همه محصولات وابسته به تراشه از تلفن همراه تا سامانههای نظامی با افزایش قیمت مواجه میشود. توقف ارسال گاز از قطر، زنجیره تولید در کره جنوبی، هند، آمریکا، اتحادیه اروپا را هم تحت تاثیر قرار داده و به دلیل وابستگی تولید مواد اولیه صنایع مختلف از پوشاک گرفته تا بطری و لوازم خانگی به گاز، تولید این محصولات محدود و منجر به افزایش قیمت و ایجاد نارضیاتی در مردم این مناطق میشود. البته محدودیت در تولید گاز فقط به این منطقه محدود نشده و روسیه هم به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز، تصمیم گرفته صادرات گاز خود به ویژه به اروپا را محدود کند.
افزایش قیمت بنزین در ۸۵ کشور و اعتراضات مردمی در اروپا با بسته شدن تنگه هرمز
این کارشناس مسایل اقتصادی با اشاره به اینکه، این حجم از کاهش تولید نفت، موجب کاهش ۳ تا ۴ میلیونی تولید روزانه گازوئیل در جهان شده است؛ میافزاید: این کاهش عرضه با توجه به ثابت بودن تقاضا، قیمت گازوئیل را ۵۵ درصد افزایش داده و به ۱۱۶۵ دلار در هر تن رسانده است. این مساله منجر به افزایش شدید هزینه حمل در اروپا شده و تولید برخی صنایع نیز را به صفر رسانده و این برای کشورهایی که هزینه جنگ اوکراین را نیز به دوش میکشند، بسیار سنگین است زیرا این وضعیت بر قیمت بنزین هم اثرگذار بوده و منجر به افزایش قیمت در ۸۵ کشور جهان شده است.
فصاحت توضیح میدهد: اکنون قیمت بنزین در ویتنام نزدیک به ۵۰ درصد افزایش داشته است. افزایش قیمت بنزین در استرالیا حدود ۱۹ درصد، در ایالات متحده حدود ۱۷ درصد و در آلمان بیش از ۱۳ درصد بوده است و احتمالا این افزایش در ماههای آتی هم ادامه داشته باشد. این افزایش قیمتها برای کشورهایی که تورمها و افزایش دستمزدهای دورهای زیر ۴ درصد دارند بسیار وحشتناک و بحرانی است. به همین دلیل مردم در کشورهای اروپایی به دلیل افزایش قیمت بنزین دست به اعتراض زدهاند و اتحادیه اروپا برای مدیریت این شرایط، برای بنزین قیمت دستوری و سقف عرضه تعیین کرده است.
به گفته او، آثار مدیریت هوشمند تنگه هرمز و ناتوانی آمریکا در تغییر شرایط این شاهراه جهانی، تنها به حوزه انرژی محدود نشده و بازار مشتقات نفت، گاز، کالاهای نفت و گاز پایه را هم درگیر کرده و بازارهای مختلف جهانی از کودهای کشاورزی تا پوشاک را به طور زنجیرهوار تحت تأثیر قرار داده است. تنگه هرمز محل عبور ۹۲ درصد از گوگرد جهان به عنوان یکی از محصولات جانبی نفت و گاز است. گوگرد هم یکی از مواد اصلی تولید اسیدسولفوریک و اسید سولفوریک مهمترین ماده شیمیایی برای استخراج و فرآوری مس و کبالت است. اثر این حجم از محدودیت در عرضه گوگرد در تولید ترانسفورماتور، باتری خودروهای برقی، بسترهای نیمهرسانا برای مراکز داده به زودی نمایان میشود.
این تحلیلگر مباحث اقتصادی با تاکید براینکه با مدیریت هوشمند تنگه هرمز، تامین کود شیمیایی و در نتیجه امنیت غذایی جهانی تحت تاثیر قرار گرفته است؛ خاطرنشان میکند: براساس برآوردها، ۳۳ درصد از کود شیمیایی مورد نیاز جهان از تنگه هرمز عبور میکند و غذای نیمی از مردم جهان به آن وابسته است. اکنون زمان کوددهی اراضی کشاورزی در نیمکره شمالی است و این وضعیت، شرایط ناگواری را پیش روی امنیت غذایی طی ماههای آتی قرار داده و مردم دنیا باید آمریکا و رژیم صهیونیستی را مسبب آن بدانند. مجموع این شرایط موجب شده است تا اروپا با بزرگترین بحران انرژی در تاریخ این قاره روبهرو شود. به اذعان این کشور، بحران در حوزه کودهای شیمیایی نیز در حال شکلگیری است؛ موضوعی که یک هفته پیش پیشبینی شده بود و پس از آن بحران امنیت غذایی نیز رخ خواهد داد.
فصاحت با اشاره به حمله شبانه آمریکا به یکی از شعب کشیک بانک سپه که مسئولیت پرداخت حقوقهای معوقه نیروهای مسلح را بر عهده داشت؛ مطرح میکند: این اقدام استکبار جهانی موجب شد تا ایران در واکنش به این اقدام ناشیانه، سیستمهای بانکی مرتبط با آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه را در لیست اهداف موشکی و پهبادی خود قرار دهد. اقدام آمریکا در حمله به بانک سپه و کشیده شدن دامنه جنگ به حوزه پولی و مالی هم آثار بدی برای متخاصمان و کشورهای همسو و متحد آنان داشته است به طوری که طبق گزارش رسانههای خارجی، بانک انگلیسی HSBC در قطر پس از هشدار ایران، تمام شعب خود را تعطیل کرده است. همچنین بانک استاندارد چارترد شروع به تخلیه کارمندان خود از دفاتر خود در دبی کرده است. گزارشهایی از خروج سرمایه از منطقه هم وجود دارد و برخی شهروندان اماراتی در شبکههای اجتماعی خود به این موضوع اشاره کردهاند.
او تاکید میکند: جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران شروع کردهاند اثر زیادی بر مردم جهان از حمل و نقل تا خورد و خوراک داشته و این اثرات، ضربه عمیقی به اقتصاد کشورهای همسو و متحد با تجاوزگران و همچنین حیثیت و وجهه ایالات متحده در جهان زده است. البته اینها فقط خسارات جانبی این جنگ تحمیلی است و باید در کنار آن، هزینههای مستقیمی که برای جنگ کردهاند را هم در نظر گرفت. این کشورها برای هدف قرار دادن پهپادهای ۱۰ یا ۲۰ هزار دلاری ایران ناچار به شلیک موشکهای چند میلیون دلاری هستند. ایران همچنین توانسته با همین تجهیزات ارزان قیمت، تاسیسات میلیارد دلاری آنها در منطقه را هدف قرار دهد و هزینه مستقیم جنگ برای آمریکا را به روزانه حدود یک میلیارد دلار برساند.
این استاد دانشگاههای استان عنوان میکند: آمریکا در این جنگ از تعداد زیادی بمب هدایت شونده ۱۵۴ AGM استفاده کرده است که قیمت هر کدام از این بمبها بین ۵۷۸ هزار تا ۸۳۶ هزار دلار است. با توجه به هزینههای سنگین و طولانی شدن جنگ، آمریکا توانایی ادامه با تجهیزات روز را ندارد و تصمیم گرفته است از تجهیزات قدیمیتر استفاده کند. این در حالی است که ارزانترین بمبهایی که آمریکا برای استفاده علیه مردم جهان تولید کرده مانند بمبهای JDAM حدود ۴۰ هزار دلار قیمت دارد.
فصاحت اضافه میکند: آمریکا اکنون در بسیاری از حوزهها از جمله نیمههادیها، خودروهای برقی، کارت گرافیک و هوش مصنوعی با وجود اعمال محدودیتهای بسیار شدید، از چین جا مانده و میداند عقب افتادن از اقتصاد چین چقدر برای او ترسناک و پرهزینه خواهد بود. بنابراین در خیال خود تصور کردند که میتوانند با این جنگ، هم خطر ایران را به زعم خود رفع کنند و هم چین را تحت فشار قرار دهند، اما این وحشیگری آشکار رژیم صهیونیستی و آمریکا که منجر به شهادت رهبر عزیز انقلاب، فرماندهان، نیروهای نظامی و مردم عادی شده است؛ اگرچه برای ما ناگوار و نابخشودنی بوده است، اما با واکنش سریع و همهجانبه ایران، هزینه جانبی سنگینی برای متجاوزان و متحدان آنها به دنبال داشته است که در صورت ادامه جنگ، آثار آن عمیقتر خواهد بود.
در نهایت بر اساس دیدگاههای این تحلیلگر اقتصادی استان، مدیریت هوشمند و قدرتمند ایران بر تنگه هرمز در پاسخ به جنگافروزیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، منجر به ایجاد یک بنبست راهبردی و شکست کامل طرحهای دشمن در کنترل این شاهراه حیاتی شده است. این اقدام با تکیه بر تحلیل دقیق دادهها و آمادگی نظامی، عبور کشتیهای متخاصم را عملا متوقف و عرضه جهانی نفت، گاز و مواد اولیه را با افت شدیدی مواجه ساخته است. پیامدهای این مدیریت هوشمند هم فراتر از حوزه انرژی بوده و زنجیرههای تامین جهانی را درگیر کرده است و در صورت ادامه جنگ، آثار آن عمیقتر خواهد بود.








