از رفاه و تجمل تا بیهویتی زنان
- شناسه خبر: 66422
- تاریخ و زمان ارسال: 22 شهریور 1404 ساعت 07:32
- بازدید :

نفیسه کلهر
میان چندین عکس پرزرقوبرق از زنان دوران قاجار، در مجموعه عکسهای آنتوان سورگوین، میگشتم تا عکسی برای یک قاب عکس چوبی خالی انتخاب کنم.
عکسهایی از زنان صیغهای ناصرالدینشاه، سوگلیاش جیران، زن قلیان به دستی که خواجه سیاهش قلیان را برایش روشن کرده، یا آن دو زنی که با بزکهای غلیظ نشسته بودند روی فرش دستبافت، زنی که راست یا دروغ تار در دست گرفته، حتی زنی که لباس فاخرش را با دست مقابل دوربین گرفته بود و به دوربین نگاه نمیکرد؛ لباسی که معلوم نیست چشم چند ندیمه برای سوزندوزیهایش خسته شده. حتی زنی که روی زمین دراز کشیده بود و دامن کوتاه به تن داشت، اما هیچکدام از این تصاویر مرا جذب نکرد.
تصویری که من در نهایت انتخاب کردم دو دختر نوجوان ساده ایستاده روبهروی دیوار کاهگلی بودند. لباسهایشان هرچند جزئیاتی داشت اما از زلمزیمبوهای افراطی و تجملات پر زرق و برق خبری نبود.
وقتی گفتم: «همین را میخواهم.» دوستم تعجب کرد، معتقد بود عکسهای دیگر، هنریتر هستند.
برایش توضیح دادم که عکس مستند برایم جذابتر است تا عکسهای استودیویی. از زندگی درباری و زنان حرمسرا، که تنها دغدغهشان خالهزنکبازیها و رقابتهای بیثمر اندرونی بود، خوشم نمیآید. چیزی که قرار است روی دیوار من باشد باید ساده، بیتکلف و متفاوت باشد.
گفت: «اگر داستان عبدا… مستوفی که پس از ترور ناصرالدینشاه ماجرای دربهدری و آوارگی زنان حرمسرا را روایت کرده، شنیده بودی، دلت برایشان میسوخت. میفهمیدی حرمسرا امنترین پناهگاه برای زنان دربار بود.»
گفتم: بله، حرمسرا زندان مجللی بود. جایی که زنان فقط میخوردند و میخوابیدند تا فربه میشدند، بیآنکه مهارتی بیاموزند. زنانی که بیشتر وقتشان صرف معاشرت با خدمه و نوکران میشد و هیچ تجربهای از زندگی اجتماعی به دست نمیآوردند و معلوم است وقتی چنین زنانی ناگهان ناچار به حضور در جامعه میشدند، آن هم بیسرمایه و اعتبار، آنقدر بیچاره و بدبخت بودند که احساس میکردیم به آنها ظلم شده است. اما ظلم اصلی همانجا، در دربار شاه، رخ داد؛ جایی که زنان نه دستاوردی داشتند و نه هویتی مستقل. تنها ابزار شهوترانی شاه بودند و وظیفهشان محدود میشد به رقابت با یکدیگر برای جلب توجه او.
این سازوکار، زن را به موجودی شبیه انگل تبدیل کرده بود. حتی زنان روستایی، که در کشاورزی، دامداری، باغداری و بچهداری نقش جدی داشتند و سهمی واقعی در زندگی مشترک ایفا میکردند، از زنان دربار خوشبختتر بودند.
چراکه نهتنها زنان، که هر انسانی اگر دستاوردی نداشته باشد و احساس مفید بودن نکند، هیچگاه خوشبختی را احساس نخواهد کرد.







