اتفاقی مبارک در اختر
- شناسه خبر: 63738
- تاریخ و زمان ارسال: 7 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
رئوف پیشدار ـ استاد دانشگاه و روزنامه نگار
جناب مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی خبر داده که عصر روز چهارشنبه اول مرداد ماه جاری ـ 1404 به اتفاق آقایان غلامرضا آقازاده وزیر اسبق نفت و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و سید محمدرضا بهشتی فرزند شهید آیتا… بهشتی با مهندس میرحسین موسوی و همسر او در منزل خودشان که پانزده سال است ساکن آن هستند، دیدار کردند.
این نخستین ملاقات با افرادی خارج از دایره همیشگی با مهندس موسوی است و امیدوارم خیلی زود به رفع موانع بینجامد تا جامعه بتواند از وجود او و مدیریت و تجربیاتش در اداره امور کشور در هشت سال دفاع مقدس بهره ببرد.
هر چند آقای مهاجری گفته است: «ما هیچ پیامی از هیچکس و هیچ جا برای او نداشتیم و غیر از احوالپرسی و سخنان دوستانه و یادکردن گذشته مطلبی نگفتیم جز اینکه مایل هستیم جامعه از وجود او بهرهمند باشد.» هم ملاقات و هم اجازه آن را به فال نیک میگیرم و نشانه گشایشی لازم میدانم، که در عین حال میتواند از نتایج تحولات یک ماه اخیر باشد.
موضعگیری صریح و روشن و شجاعانه مهندس موسوی در برابر تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران در جنگ 12روزه که آن را «جنایتی که مقتضای خوی آنهاست» خواند، به وحدتی که این زمان بیش از هر وقت به آن نیاز داریم، کمک شایانی کرد، و حال باید همهی تلاشها متوجه تقویت وحدت و انسجامی باشد که در کشور به وجود آمده تا قدرت ایستادگی در برابر دشمنان افزایش یابد. این زمان سیاستها باید طوری باشند که کشور به طرف ثبات و رشد و آرامش به پیش برود و سعادت مادی و معنوی مردم تأمین شود تا طمع تجاوز به ایران به ذهن دشمنان نرسد.
هم به عنوان یک خبرنگار و هم به دلیل اینکه سالها کارمند واحدی در مجموعه نخستوزیری بودهام که در جریان بسیاری از امور قرار میگرفتم، مدعیام که اگر مهندس موسوی نبود، او که در اداره امور، به نظر صاحبنظران و کارشناسان و پیشکسوتان توجه میکرد و همهی نیروها و سلایق را به خدمت کشور میگرفت، هیچکس قادر نبود در طول هشت سال جنگ تحمیلی که کشور از همه سو در محاصره و تحریم بود، و در داخل مخالفان دولت و ضد انقلاب، ایستادگی در برابر دولت را به مرز خیانت رسانده بودند، آن هم با دست خالی! حتی برای یک روز بتواند مملکت را اداره کند؛ چه رسد به تامین و توزیع و همواره به دست مردم رساندن همهی نیازها حتی سیگار برای سیگاریها!
مهندس موسوی میتواند مدعی باشد و خلاف هم نیست که در دوره دولتداری او که دو سوم درآمدهای کشور صرف جنگ میشد، هیچکس گرسنه نماند، از گوشت و مرغ گرفته تا برنج و روغن و قند و شکر و پنیر و کره و از همه مهمتر نان با قیمت تثبیت شده به دست مردم رسید.
میانه سال 1361 بود و جنگ تحمیلی در اوج خود؛ غرب و شرق هم همدست صدام، راههای ارتباطی محدود و تنها بندر جنوبی قابل اعتنای ایران بندرعباس بود با ظرفیت محدود تخلیه و بارگیری آن سالها. آن زمان مرحوم حبیبا… عسکر اولادی وزیر بازرگانی (مشغول به کار به عنوان وزیر 26 مرداد 1360 ـ 11 مرداد 1362) بود. چند روزی شایع بود که نان هم به زودی کوپنی میشود. در چند جای تهران هم نانواها با دفترچه بسیج اقتصادی به مردم نان داده بودند، از جمله در محله من که هنوز هم دفترچه و امضای نانوا را مبنی بر تحویل نان دارم. گزارش به نخستوزیر داده شد. به دستور نخستوزیر رئیس سازمان غله عزل شد.
واقعیت، کفگیر به ته سیلوها خورده بود، آردی نبود که نان شود. به دستور نخستوزیر بنیاد مستضعفان که آن پنجشنبه من افسر کشیک آن بودم، از هر جا که ممکن بود حتی با تریلرهای یخچالدار گندم به تهران آورد و صبح شنبه مردم در جلوی نانواییها کیسههای آرد را دیدند.
بنیاد در خیابانهای شهر کانتینر گذاشته بود و میوه ارزان به مردم میفروخت با این وصف، فرصتطلبان طماع هر روز مسالهای برای دولت میساختند. آن سالها حتی هندوانه را گرانفروشان محتکر از گلوی مردم روزهدار بریدند. پیاز و سیبزمینی هر از گاهی مساله میشد و این دولت بود که با ابزارهای محدود و دست خالی باید در جبهه جنگ جلوی صدام و در داخل جلوی محتکران ثروتاندوز رانتطلب میایستاد.
روح مرحوم مصطفی عالینسب شاد. او از صنعتگران خوشنام و مومن و تاثیرگذارترین افراد در شورای اقتصاد بود که نخست وزیر، امور اقتصادی را با او مشاوره میکرد و هم آن مرحوم بود که پیشنهاد توزیع کوپن را داد.
الان وقت آن رسیده است که بزرگان طرحی نو در اداره همهی امور کشور دراندازند هیچ نیروی ارزشمندی نباید کنار بنشیند و یا کنار گذاشته شود. ایران امروز بیش از هر زمانی برای ادامه حیات به پای کار آمدن نیروهای خدوم خود نیازمند است.






