دغدغه‌های دختری که شهر را نقاشی می‌کند


نفیسه کلهر
هنوز کار نقاش‌ها تمام نشده، بچه‌های محل، کوچه‌ها را با نقاشی روی دیوارهایش می‌شناسند. محمد 12 ساله می‌گوید: «خونه علیرضا اینا کنار همون بلبلاست.» آفتاب که به وسط آسمان می‌رسد و صدای بازی بچه‌ها پای دیوار بلند می‌شود و حرفشان به جروبحث می‌رسد، نقاش‌ها همان‌طور که در ارتفاع 8 متری و روی تخته‌های لغزان ایستاده‌ و کار می‌کنند، می‌گویند: «مهنا، مهنا خانم.... اذیتش نکن.» مهنا داد می‌زند که «شوخی می‌کنیم» و نقاش خانم همان‌طور که باحوصله قلم‌موی بنفش را روی رنگ زمینه زرد می‌کشد و زنبق‌ها را باظرافت رنگ‌آمیزی می‌کند، بدون آنکه سر برگرداند، از آن بالا به ‌ملایمت می‌گوید: «این‌که شوخی نیست، بازی‌های خوب بکنید باهم.» اینجا علاوه بر اینکه نقاشی دیواری فرصتی فراهم کرده که یک نقاش کارگاه نقاشی‌اش را به‌اندازه یک خیابان و محله وسعت دهد، باعث شده تا اهالی محله با هنرمندی که هنر را روی دیوارهایشان خلق می‌کند، از نزدیک آشنا شوند. شاید هم خاطره‌ای در ذهن کوچک‌ترها نقش ببندد و الهامی باشد برای شکل گرفتن رویای کار یا سرگرمیشان در آینده. جدا از همه این‌ها این‌که یک دختر جوان جسارت کار کردن در ارتفاع را دارد، آن ‌هم هر روز از صبح زود تا نیمه‌های شب و روی میله‌های آهنی که بارها در سرما دستش به آن چسبیده و گاه از گرمای آن دستش سوخته است، این کار او می‌تواند تابوی ضعیف بودن جنس دوم را از ذهن بسیاری بزداید.  وقتی یک شب زیر رگبار ناگهانی بارانی کوتاه، با عجله قوطی‌های رنگ را همراهش تا حیاط خانه همسایه بردم، پشت آیفون خودش را این‌طور معرفی کرد که «نقاشم». سمیرا طیبا؛ فارغ‌التحصیل کارشناسی نقاشی از دانشگاه یزد و کارشناسی ارشد نقاشی از تهران، تنها دختری در قزوین است که در ارتفاع زیاد روی داربست کار می‌کند و بیشتر دیوارهای شهر را او نقاشی کرده است در حالی ‌که بیشتر اساتید و همکلاسی‌های طیبا در مطرح‌ترین دانشگاه‌های هنر ایران، فقط طرح‌های دیواری را ارائه می‌دهند و اجراکارها روی دیوار پیاده‌اش می‌کنند؛ اما او که اجرای طرح‌هایش را خودش بر عهده می‌گیرد، می‌گوید نقاشی دیواری را از سال‌های اول دانشجویی در یزد شروع کرده است. آن‌وقتی که هزینه‌های درس خواندن در رشته‌های عملی و خرید رنگ و بوم و... زیاد بوده او به‌عنوان شغل دانشجویی نقاشی دیواری را انتخاب کرده و با وجود موفقیتش در این رشته؛ اما هنوز دل از نقاشی دیواری نکنده است. طیبا که تاکنون نمایشگاه‌هایی از آثار نقاشی‌اش در شهرهای اصفهان، یزد، تهران و قزوین داشته ولی به انحصار هنر در گالری‌ها و تماشاخانه‌ها اعتقادی ندارد. او معتقد است بوم هنرمند باید به وسعت شهر باشد تا پای هنر را به زندگی روزمره باز کرد. فکر می‌کنم به کسی که در ترافیک یا پشت چراغ‌ قرمز منتظر است، اینکه بتواند سر برگرداند و هنری را روی دیواری ببیند و برای لحظه‌ای به فکر فرو برود یا آن هنر بتواند خلاقیتش را شکوفا کند. طیبا در این مورد اشاره می‌کند به بیگانگی جامعه با هنر و توضیح می‌دهد: «آنقدر مشکلات زیادی این روزها گریبانگیر افراد است که باعث شده افراد با اثر هنری درگیر نشوند. اینکه بتوانند گالری بروند یا حتی با فرمت نقاشی و سبک‌های مختلف آشنایی داشته باشند، ذهن آزادی می‌طلبد که درگیری با نان شب و نیازهای اولیه زندگی، اجازه‌اش را نمی‌دهد. اما نقاشی دیواری فرصتی است که به یک عابر پیاده داده می‌شود تا بتواند بین شلوغی‌های زندگی روزمره‌اش لحظه‌ای درنگ کند و شاید یک رنگ یا فرم بتواند او را به وجد بیاورد. یا حظ بصری ببرد از فضایی هنرمندانه در میان دود و دم شهر. نقاشی دیواری می‌تواند یک تلنگر زیبایی شناسانه باشد از یک آفرینش هنری؛ هم برای مخاطب عام و هم خاص.» از تاریخچه نقاشی دیواری که حرف می‌شود طیبا اشاره می‌کند به قدمت این نوع هنر که قدیمی‌ترین آثار کشف‌شده از آن روی دیوار غارها و متعلق به دوران پیش از تاریخ است. درباره قدمت این هنر در ایران، از نقاشی‌های دیواری در دوره صفویه نام می‌برد که آن‌هم در انحصار عمارت‌های سلطنتی بوده و عامه مردم از تماشا و بهره‌مندی از آن محروم بوده‌اند و از شاهکار نقاشی دیواری کلاسیک در اروپا از کلیسای «سن سیستین» در واتیکان یاد می‌کند که دیوارهایشان منقش به نقاشی‌های حیرت‌انگیز و تأثیرگذار «میکل‌آنژ» شده است و می‌گوید که حالا هم در دنیای هنری معاصر، نقاشی دیواری جایگاه مهمی دارد و «بنگ سی» تصاویر شاهکاری را خلق می‌کند و شهرت زیادی در دنیا به دست آورده است. زمان از ظهر گذشته که یکی از همسایه‌ها از سرکار به خانه می‌رسد و می‌ایستد به صحبت، می‌گوید: «عادت کرده‌ام هر روز اینجا ببینمتان، نمی‌دانم از فردا که نباشید چه‌کار می‌کنم؟» سمیرا طیبا می‌گوید: موقع کار روی دیوار همیشه از مردم رفتارهای خوبی دیده است: «بعضی‌ها با دیدن من وقتی مشغول نقاشی دیواری هستم تعجب می‌کنند و سوالاتی می‌پرسند مثل‌اینکه "خانوم شما چه‌کار می‌کنید؟ چه رشته‌ای خوانده‌اید که این کارها را انجام می‌دهید؟ بابتش به شما پولی هم می‌دهند؟" گاهی هم سوالات تلخی می‌پرسند که البته خیلی کمتر شنیده می‌شود مثل‌ اینکه "چیه اینکارا؟ به جاش کاش فلان کارو انجام می‌دادن." که این نشان از فاجعه‌ی غریبگی مردم با هنر دارد و این موضوع که چقدر جای فرهنگ‌سازی این جریان خالی است.» اما آنجا که حرف از برخوردهای محبت‌آمیز شهروندان می‌شود حرف زیاد برای گفتن دارد و یادی می‌کند از پیرمردی که در سبزه‌میدان چشم‌هایش پر از اشک شده وقتی به او گفته است: «خانم شما در این گرما این همه زحمت می‌کشی و کار می‌کنی!» گرما و سرما هم ندارد. تمام طول عید نوروز. حتی لحظه سال‌ تحویل و روز سیزده بدر، او و همکارش مشغول کار روی دیوار بودند. حتی در آن شب‌های سرد اولین روزهای بهار با آن سوزِ به‌جامانده از زمستان. یا این اواخر که ظهرها هوا گرم می‌شد، همسایه‌ها شاهدند که آن‌ها بیشتر شب‌ها تا دیر وقت کارکرده‌اند و وقتی قرار بوده طرح را با پروژکتور روی دیوار بیندازند، حتما کار از نیمه شب هم می‌گذشته؛ اما هر طور بوده صبح روز بعد به‌موقع سر کارشان حاضر بوده‌اند.  همین‌طور می‌شنوم که طیبا از روحیات علیرضا؛ پسربچه‌ی همسایه‌، علایق و سرگرمی‌اش چیزهایی می‌داند و گاهی برای شوق کودکانه‌اش قلم‌مو به دستش می‌دهد و تشویقش می‌کند تا سهمی هر چند کوچک در خلق اثر هنری داشته باشد. یا گاهی چند دقیقه‌ای با عابرانی که پای دیوار هستند؛ صحبت می‌کند، نظراتشان را می‌شنود و توضیحاتی درباره اثرش می‌دهد. او درباره این ارتباط معتقد است ارتباط با مردم در نقاشی دیواری خیلی مهم است: «ارتباط مستقیم با مردم، شنیدن نقدها و صحبت مستقیم‌شان درباره کار، در حین خلق یک اثر هنری خیلی مهم است.» او توضیح می‌دهد: «مثلاً در این سال‌ها از همین ارتباط‌های مستقیم دیده‌ام که مردم ما دیدن رنگ‌های شاد و هنر و زیبایی را دوست دارند. گاهی بی‌اندازه به وجد می‌آیند و انرژی‌های خوبی منتقل می‌کنند. اما چون فضای آفرینش کار هنری را به‌ندرت، بدون واسطه دیده‌اند و ارتباط نزدیکی با کار هنری و هنرمند نداشته‌اند، برایشان سؤال‌برانگیز است؛ اما اشتیاق و شگفتی را همیشه در حرف‌ها یا عکس‌العمل‌هایی که دارند، می‌شود دید.» این تحصیلکرده نقاشی تأکید می‌کند: «همین‌که تو با مخاطب روبرو می‌شوی و در تمام مراحل خلق اثر و به وجود آوردنش با مردم در ارتباط هستی و مخاطب شاهد خلق مستقیم است؛ این زنده‌بودن، می‌تواند در بالابردن فرهنگ و سلیقه هنری افراد جامعه سازنده باشد و هنرمند را هم باسلیقه‌ی جامعه‌اش آشنا کند.» او نقاشی دیواری را پیوند دهنده هنرمند با مردم می‌داند که طی آن هم هنرمند با مردم و هم مردم با هنرمند درگیر می‌شوند و معتقد است: «هنرمند به مخاطب نیاز دارد همان‌طور که جامعه به هنر نیاز دارد.»  سمیرا طیبا را بیشتر با لباس‌های خاصی که هنرمندانه انتخاب می‌شد در گالری‌ها دیده بودم. اما آنچه موقع کار روی دیوار می‌بینم فرق دارد. با بلوز و شلوار گشادی که پر از تمام رنگ‌هایی است که روی تمام دیوارها به ‌کار برده و کلاه لبه‌داری که روی سر دارد، وقتی بلند می‌شود و روی چوب‌های باریک در ارتفاع از یک سر به سر دیگر می‌رود و یا وقتی سطل‌های رنگ را بین تخته‌های بالا یا پایین‌تر با همکارش دست‌به‌دست می‌کند و تخته‌ها کمی می‌لرزند، یا آن زمانی که بالای همان ارتفاع 8 متری رو به شهر روی تخته می‌نشیند و یک لنگه پایش را آویزان می‌کند تا رنگ‌ها را مخلوط کند؛ انواع بنفش را برای گلبرگ‌های زنبق درست کند و سبزهای مختلف را برای رنگ‌آمیزی برگ‌ها بسازد، آن‌قدر به کارش در ارتفاع مسلط است که حرفه نقاشی و مهارت‌های مورد نیازش برایم شکل تازه‌ای پیدا می‌کند، ورای آن تصوری که همیشه داشته‌ام. اما او سختی‌های این کار را از منظر دیگری می‌بیند؛ این هنرمند جوان در این ‌باره می‌گوید: «آن‌قدر که نقاشی دیواری چالش‌برانگیز است، شاید نقاشی روی بوم نباشد؛ ایده، طراحی، ویرایش در هر دو مشترک است اما وقتی دیوار را قبل از اجرا می‌بینی و با فضا درگیر می‌شوی؛ تناسب طرح با دیوار و... را بررسی می‌کنی بعد هم مراحل اجرا که داستان‌های خودش را دارد که اگر داربست باشد مشکلاتش هم فرق می‌کند. یا بحث روش‌های اجرا و مواد هم روی دیوار مطرح است که یک نقاش وقتی‌که روی چهارچوب بوم کار می‌کند اصلاً با آن‌ها درگیر نمی‌شود. او این ایده را مطرح می‌کند که چقدر خوب بود اگر هر دیوار بوم نقاشی یکی از هنرمندان شهر می‌شد، یعنی هر دیوار امضای یک هنرمند بود و این‌طوری شهر با هنر آشناتر بود و اهالی شهر هنرمندانش، سبک و سلیقه آن‌ها را می‌شناختند.

چهارشنبه 18 فروردين 1400
03:46:39
 
 
Copyright © 2021 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT