چگونه با مرگ عزیزان کنار بیاییم؟


(آنچه باید عزاداران و سوگواران بدانند)
ا. امیردیوانی شانه‌ای بود و پناهی بود و نیست شانه‌ام را تکیه‌گاهی بود و نیست سخت دلتنگم کسی چون من مباد سوگ حتی قسمت دشمن مباد! *** در غربت مرگ، بیم تنهایی نیست یاران عزیز آن طرف بیشترند "طالب آملی" از قعر گل سیاه تا اوج زحل کردم همه مشکلات گیتی را حل بیرون جستم ز قید هر مکر و حیل هر بند گشاده شد مگر بند اجل "ابوعلی سینا" مرگ بهترین پناهی است برای دردها، غم‌ها، رنج‌ها و بیدادگری‌های زندگی. همه‌ی این جنگ و جدال‌‌‌ها، کشتارها در زندگی، کشمکش‌ها و خودستایی‌های آدمیزاد در سینه‌ی خاک تاریک و تنگنای گور فروکش کرده‌ و آرام گیرد!" (سقراط) چگونه با داغداران همدردی کنیم؟ از دست رفتن عزیزی، تنش‌زاترین رخداد زندگی آدمی است که چه بسا به بحران هستی‌سوز عاطفی می‌انجامد. در پی درگذشت کسی که دوستش و عزیزش می‌داشتید، "داغدیده" می‌شوید که به مفهوم واقعی واژه "بی‌نصیبی‌ از مرگ" است. آن دم که جان‌سپاری روی می‌دهد، شاید دچار هیجانات فراوانی گردید. بنا به اظهار بسیاری افراد همین که نخستین بار از مرگ کسی آگاه می‌گردند، اولین حالت بهت‌زدگی پدید می‌آید، ولی فرآیند اندوهگینی عاری از نظم واقعی است. برخی از هیجان‌هایی که احتمالا گریبانگیر فرد می‌شود، عبارتند از: ـ انکار ـ آشفتگی و سردرگمی ـ ناباوری ـ تکان (ضربه) ـ اندوه ـ آرز (حسرت) ـ خشم ـ خواری و زبونی ـ نومیدی (سرخوردگی) ـ گناه این احساسات بهنجار بوده و واکنش‌های عادی در برابر فقدان به شمار می‌آیند. امکان دارد شما آماده‌ی شدت و طول مدت هیجانات خود نباشید و یا این که خلق و خوی‌تان احتمالا به چه تندی دگرگون شود. ولی مطمئن باشید که چنین احساساتی مفید و مناسبند و به شما مدد نمی‌کنند که با مصیب پیش آمده کنار بیایید. سوگواری برای عزیزان از دست رفته پذیرش مرگ دلبندان آسان نیست. در این حالت است که شما عزاداری می‌کنید و غصه می‌خورید. سوگواری، فرآیند طبیعی است که برای قبول فقدانی جانگداز آن را برمی‌تابید. امکان دارد عزاداری‌ شامل برگزاری آیین‌های مذهبی به حرمت جان باخته یا گردهمایی با یاران و اعضای خانواده جهت مرهم نهادن بر داغ شخصی باشد. سوگواری مساله‌ی خصوصی است و شاید ماه‌ها یا سال‌ها به طول انجامد. اندوهباری، نمایشگر خارجی ضایعه‌ای می باشد که بر فردی وارد شده است. چه بسا که غم به طور جسمی، عاطفی یا به لحاظ تنکرد شناسی (فیزیولوژی) ابراز گردد. به عنوان مثال در حالی که افسردگی، ترجمان فیزیولوژی است، نمود جسمی شمرده‌ می‌شود. بیان این گونه احساسات از اهمیت بسزایی برخوردار می‌باشد. غالبا مرگ، موردی است حذر کردنی، چشم پوشیدنی یا انکار شدنی. شاید در بادی امر مفید به نظر آید که خویشتن را از رنج برهانید، لیکن شما را یارای آن نیست که تا ابد از اندوهناکی بپرهیزید. روزی ایجاب خواهد کرد که آن احساسات مهجور مرتفع گردند یا به امراضی جسمی یا روانی بیانجامد. افراد زیادی از نشانه‌های جسمانی توام با حزن شکوه دارند. دل درد، کم اشتهایی، بهم خوردگی روده، اختلالات خواب وکمبود نیرو، همگی علایم شایع غم جانفرساست. از بین تمام فشارهای روانی زندگی، عزاداری قادر است دستگاه‌ دفاعی بدن‌تان را جداً بیازماید. بیماری‌های موجود ممکن است وخیم‌تر گردند و یا عوارض جدید پدید آیند. درگذشت عزیزی، همواره جانسوز است. بازتاب‌های شما تحت تاثیر مرگ قرار می‌گیرند به ویژه زمانی که این اتفاق ناگوار، نابهنگام و غیرمنتظره باشد. پیوند و رابطه‌‌تان با فرد درگذشته نیز در واکنش‌هایتان اثر بخش است. ( داغ فرزند به دل داشتن در چنین وضعی حس طاقت‌فرسای بیدادگری را در برابر رویاهای نهفته، تحقق نیافته و رنج بیهوده برمی‌انگیزاند. ممکن است پدر و مادر خویشتن را در قبال مرگ فرزند مسئول بدانند، صرف نظر از این که تا چه حد نابخردانه باشد، امکان دارد آنان احساس کنند که بخش مهمی از هویتشان را هم از کف داده‌اند! از دست رفتن همسر جانسپاری همسر نیز بسیار تکان دهنده است. گذشته از ضربه‌ی ویرانگر عاطفی وارده، چنانچه او منبع اصلی درآمد و نان آور باشد، احتمال دارد مرگش موجب بحران بالقوه‌ی مالی گردد. ممکن است سالمندان خیلی زیاد آسیب‌پذیر شوند به ویژه زمانی که همسرشان در گذرد؛ زیرا مفهوم این ضایعه از دست دادن عمری تجربه‌ی مشترک است. در این دوره احساسات مربوط به تنهایی نیز احتمالا با جانسپاری عزیزان صمیمی وخیم‌تر می‌گردد. داغ دیدگی بر اثر خودکشی این فقدان را می‌توان از جمله دشوارترین ضایعات تحمل‌ناپذیر برشمرد. چه بسا این گونه لطمات بار سنگین گناه، خشم و شرمسازی را بر دوش بازماندگان هموار سازد. اینان شاید حتی مسئولیت مرگ فرد را به عهده گیرند. رایزنی در نخستین هفته‌های پس از خودکشی بسیار مفید و عاقلانه است. با غم به سر بردن سازگاری با مرگ این و آن از نظر بهداشت روان شما حیاتی است. وقتی دلبندی چشم از جهان فرو می‌بندد، اندوهباری امری طبیعی به حساب می آید. بهترین کاری که می‌توانید به آن دست یابید این است که به دامان غم پناه ببرید. جهت ساختن با دردهای خود راهکارهای زیادی به قرار زیر هستند: ـ مهربانان، دلسوزان و نوعدوستان را بجویید. خویشاوندان و دوستانی را بیابید که بتوانند احساسات شما را درباره‌ی داغ بر جان نشسته تان دریابند. همراه با سایرین که دچار ضایعات مشابه شده‌اند، به گروه‌های پشتیبان بپیوندید. ـ احساسات خویشتن را بیان کنید. دیگران را از آنها آگاه سازید. این عمل یاری می‌کند که بر فرآیند اندوه چیره گردید. ـ مراقب تندرستی‌‌تان باشید. مرتبا با پزشک خانوادگی‌تان تماس بگیرید و حتما از تغذیه‌ی مناسب و خواب بسنده غفلت نورزید. از خطر وابستگی به مواد مخدر یا باده‌گساری، جهت رویارویی با محزونی، حذر نمایید. ـ بپذیرید که زندگی برای زیستن است. آغاز زندگی دوباره در حال و نپرداختن به گذشته، کوشش می‌طلبد. ـ دگرگونی‌های عمده‌ی زندگی‌تان را به تعویق افکنید. سعی کنید اقدام به هر تغییرات عمده همچون اسباب‌کشی، ازدواج‌ مجدد، عوض کردن کار یا داشتن فرزند دیگر را از سر بدر کنید، باید به خود فرصت دهید تا با ضایعه دمساز گردید. ـ بردبار باشید. ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول می‌کشد تا فاجعه‌ای اصلی را به خود بقبولانید و حیات دگرگون خویش را بپذیرید. ـ در صورت لزوم یاری خارجی جست و جو کنید. چنانچه به نظر آید که غمتان بر نتافتنی است، امداد متخصصی را جویا شوید تا از او چاره‌جویی کنید. مددجویی نه نشانه‌ی ضعف بلکه علامت توانایی است. به خاطر بسپارید: جذب و پذیرش کامل ضایعه فقدان عزیزان به درازا می‌انجامد. هرگز دلبند شما از یادتان نمی‌رود، لکن درد حاصل از آن به تدریج کاهش می یابد و ادامه‌ی زندگی را برایتان میسر می‌سازد. غمگساری برای دیگران هرگاه کسی که شما پایبندش هستید، عزیزی را از کف داده باشد، می‌توانید در دوران غمگینی یاری‌اش کنید. ـ در اندوه گساری مشارکت جویید. به سایرین امکان دهید‌ ـ حتی ترغیبشان نمایید پیرامون احساسات مربوط به فقدان پیش آمده سخن بگویند و متفقا به یاد متوفی باشید. ـ از آرامش بخشیدن دروغین خودداری ورزید. در صورتی که به فرد غمزده بگویید: "مصلحت در این بوده" یا "شما به موقع بر وضع نابهنجارتان غالب خواهید شد" دردی را دوا نمی‌کند. در عوض اندوه‌تان را به زبان ساده بیان کنید و شکیبانه به سخنانش گوش دهید. ـ کمک عملی را پیشنهاد کنید پرستاری بچه، آشپزی و انجام امور شخص غمین همگی شیوه‌هایی هستند که به فرد غمخوار مدد می‌کنند. ـ در صورت ضرورت، از امداد تخصصی حمایت کنید. وقتی این حس به شما دست می‌دهد که کسی به تنهایی غرق در دریای ماتم است، بی‌درنگ یاری حرفه ای را توصیه نمایید. یاریگری به غمخواری بچه‌ها کودکانی که به ضایعه‌ی بزرگی مبتلا می‌شوند، ممکن است نوع اندوهشان با دیگران متفاوت باشد. مرگ پدر و مادر برای خردسالان بسی دشوارتر خواهد بود، به گونه‌ای که حس ایمنی آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بیشتر اوقات از تغییراتی که در دور و برشان رخ می‌نماید، سرگشته و شگفت‌زده می‌شوند، به ویژه آن که اگر بزرگسالان خوش نیت بکوشند ایشان را از حقیقت یا حزن مداوم والدینشان مراقبت نمایند. درک فراوان و ناتوانی در ابراز احساسات، کودکان کم سن و سال را با وضعیت بسیار نامطلوبی رو به رو می‌سازد و احتمال دارد این دسته از کودکان رفتارهای نخستین همانند (شب ادراری) را از سرگیرند؛ راجع به فرد جان باخته پرسش‌هایی بکنند که سرد و خشک به نظر می‌آید و در مورد مرگ نقش‌هایی اجرا کنند و یا وانمود سازند که جان سپردن هیچ گاه رخ نمی‌دهد. از عهده‌ی غصه‌ی کودک برآمدن، فشار فزاینده‌ای بر پدر و مادر وارد می‌کند. با این وصف، طغیان‌ها یا خرده‌گیری‌های خشگمینانه صرفا اضطراب کودک را فزون‌تر ساخته و بهبودی را به تاخیر می‌افکند. در عوض، با کودکان، در حد فهمشان، صادقانه سخن بگویید. وقت زیادی را به صحبت در زمینه مرگ و کسی که جان داده است، اختصاص دهید. آنچه را که بعد پیش می‌آید، از آن جمله خدمات و مراسم تدفین و تذکر را برایشان شرح دهید، به آنان کمک کنید که با احساسات خویشتن کنار بیایند و به یاد داشته باشید که ایشان در مورد رفتار مناسب، بزرگسالان را مد نظر قرار دهند. نگارنده ترجیح می‌دهد نوشتار پیش رو را با بیتی آموزنده از "حافظ" پایان بخشد: دو چیز حاصل عمر است، نام نیک و ثواب وزین دو گر گذری "کل من علیها فان" منبع: Mental Health نشریه‌ی Associ ation

چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399
04:10:29
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT