ریشه اعتراضات آبان ماه به انباشت مطالبات مردم باز می‌گردد


محمدرضا مقدم
مقدمه: با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی موضوع احزاب و حضور طرفدار آن‌ها در پای صندوق‌های رای یکی از نکاتی است که می‌تواند به گرم شدن فضای انتخابات کمک کند. روزنامه ولایت با چشم‌پوشی از هرگونه جانبداری و طرفداری از احزاب قصد دارد در ایام منتهی به انتخابات مجلس، ضمن گفت‌و‌گو با چهره‌های مختلف سیاسی استان، زوایای مختلفی از انتخابات و مسائل سیاسی روز کشور را از دریچه نگاه این اشخاص برای عموم مردم ترسیم کند. در شماره‌های پیشین به ترتیب با عباس نیکویه معاون سیاسی و امنیتی اسبق استانداری، یوسف کرمی عضو هسته اصلی اصلاح‌طلبان استان و محمدحسین شفیعیها مدیر اسبق اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر حزب موتلفه گفت‌وگو کردیم. در این شماره از سلسله "گفت‌وگوهای انتخاباتی" پای صحبت‌های دکتر فرهاد درویشی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها و عضو هیات علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) نشستیم تا شما مخاطبان را از نظرات این مدرس دانشگاه پیرامون وضعیت سیاسی کشور و به ویژه جریانات اصلاحت آگاه سازیم.  به عنوان یک اصلاح‌طلب آیا قبول دارید عملکرد آقای روحانی به پای اصلاح‌طلبان نوشته شده است؟ این موضوع چند وجه دارد؛ یک وجه این است که بگوییم آقای روحانی اصلاح‌طلب هست یا نه. خود ایشان هیچ وقت ادعا نکرده‌اند که من اصلاح‌طلب هستم و اصلاح طلبان هم هیچ وقت مدعی نبودند که آقای روحانی اصلاح‌طلب است. از همان زمانی که ایشان در سال 92 و 96 کاندیدا بودند مشخص بود که یک شخص اصولگرا هستند ولی اصولگرایی که در طیف میانه اصولگراها یعنی اعتدال اصولگرایان قرار دارد. درواقع اصلاح طلبان به همین دلیل در دو مقطع سال 92 و 96 ایشان را به عنوان نامزد خودشان معرفی کردند. در آن مقطع شرایط کشور به گونه‌ای نبود که ما بتوانیم یک نامزد اصلح طلب کامل معرفی کنیم؛ لذا اصلاح‌طلب‌ها در آن مقطع تاریخی دست به یک انتخاب زدند و البته به یک نکته هم باید اشاره کنیم که این موضوع نافی مسئولیت اصلاح‌طلب‌ها نیست. اصلاح‌طلب‌ها هیچ موقع به عنوان یک طرفدار تام و تمام و بی‌قید و شرط از دولت آقای روحانی حمایت نکردند ولی به هر حال چون آقای روحانی را در آن مقطع تاریخی اصلاح‌طلب‌ها معرفی کردند قاعدتا در همین حد هم باید مسئولیتش را بپذیرند. البته من فکر می‌کنم این موضوع که یک عده اصرار می‌کنند روحانی نامزد اصلاح‌طلب‌ها است دلایل مختلفی دارد. روحانی آن طور که باید به وعده‌های خودش وفادار نبود وعده‌هایی را که در برنامه‌های انتخاباتی داده بود به صورت کامل عمل نکرد. در چینش کابینه در سال 92 تا یک اندازه‌ای می‌توانیم بگوییم که یک وضع برابر و حتی بعضی‌ جاها گرایش به سمت اصلاح‌طلب‌ها بود ولی کابینه در سال 96 به سمت اصولگراها گرایش داشت. کارشکنی‌های جریان داخلی مقابل و کارشکنی‌های خارجی که بحث روی کار ‌آمدن ترامپ و خروج از برجام و ... بود مانع از آن شد که آقای روحانی حتی آن چیزهایی را هم که می‌خواست عمل کند محقق شود و ما نتایجش را ببینیم. البته شاید یک ایرادی هم به خود ما اصلاح‌طلب‌ها برمی‌گردد. اصلاح طلبان می توانستند که در سال 92 و 96 طرفداری از آقای روحانی را با صراحت بیشتری اعلام کنند. یعنی باید دائما گوشزد می‌کردیم که این حمایت مشروط به یک سری شرایط است. در نهایت بنا به یک سری دلایل خارجی و داخلی برای این که دست دولت و آقای روحانی باز باشد درواقع اصلاح‌طلب‌ها از آبروی خودشان سرمایه گذاشتند ولی امروز متاسفانه شرایط به صورتی شده است که همه کاسه کوزه‌ها سر اصلاح طلبان شکسته شده است.  آیا می‌توان گفت آقای روحانی رای خودش را از اصلاح طلبان گرفت ولی بعد از انتخابات به اصلاح طلبان پشت کرد؟ این موضوع چند وجه دارد. تا زمانی که کسی بر مسند قدرت ننشسته شعارهایی می‌دهد ولی بعد از اینکه در جای قدرت قرار گرفت با یک سری محدودیت‌ها مواجه می‌شود. ممکن است آقای روحانی می‌خواسته کابینه را به شکل دیگری بچیند ولی بعد از اینکه رئیس جمهور شد می‌گویند این چند وزارتخانه که اتفاقا حساس و کلیدی هم هستند باید موافقت آن ها از جای دیگر کسب شود، خب این یک محدودیت است که پیش روی رئیس جمهور گذاشته می شود. مجموع این عوامل تفاوت ایجاد می کند بین شخصی که در جایگاه عمل است و شخصی که در جایگاه سخن قرار دارد. از طرفی آقای روحانی می‌دانست که اگر اصلاح‌طلبان از وی حمایت نمی‌کردند نه در سال 92 و نه در سال 96 رای نمی‌آورد اما متاسفانه آن طور که شایسته بود از ظرفیت اصلاح طلبان استفاده نکرد.  اگر به عقب بازگردیم باز هم اصلاح طلبان از آقای روحانی حمایت می کنند؟ موضوعی هست که می‌گوید تحلیل مشخص از وضعیت مشخص. ما با اگرها که نمی‌توانیم قضاوت کنیم. ولی اگر شرایط همان شرایط حاکم بر سال 92 بود من خودم شخصا معتقدم که باید از آقای روحانی حمایت می‌کردیم. شاید با توجه به تجربه‌ای که کسب کرده‌ بودیم این حمایت را به صورت مشروط اعلام می‌کردیم. به این ترتیب ضمانت‌ اجرایی را بیشتر بالا می‌بردیم که در ادامه با مشکل روبرو شویم.  از نظر شما مهم‌ترین ضعف دولت چیست؟ ما اگر بخواهیم آسیب‌شناسی کنیم یک ضعف آن برمی‌گردد به چینش کابینه. ترکیب کابینه در سال 92 و بعد هم در سال 96 با یک وضع بدتری چیده شد. کابینه دولت با این ترکیب نمی توانست به شعارها و برنامه‌هایی که رئیس جمهور به مردم وعده داده بود جامعه عمل بپوشاند. گذاشتن همه تخم‌مرغ‌ها در سبد برجام هم یک مشکل دیگری بود که دولت مرتکب شد. آقای روحانی در چهار سال اول همه تلاشش این بود که اگر برجام به نتیجه برسد ایران را بهشت می‌کند. در صورتی که این شناخت را باید از مخالفین داخلی خودش می‌داشت که آن‌ها حاضرند هر کاری بکنند که دولت آقای روحانی یا همان دولتی که مورد حمایت اصلاح‌طلب‌‌ها است به عنوان یک پیروز از میدان خارج نشود. به نظر من این برآورد و موازنه قدرت در داخل یک برآورد دقیق و واقعی نبود. اشکالات دیگری هم هست. آقای روحانی تاکیدش بیشتر بر نخبگان بود و نگاه خاصی به نهادهای مدنی و انجمن‌های مردم نهاد نداشت. کمتر به این انجمن ها بها می داد. متاسفانه دولت تریبون گفت‌وگو با مردم یعنی کسانی را که به او رای داده بودند قطع کرد. صدا و سیما هم حاضر نبود این رسالت را ایفا کند. در کل ارتباط نداشتن با مردم هم یک ضعف اساسی است که دولت از آن رنج می‌برد.  شما اعتقاد دارید که تمام مشکلات کشور را نباید از چشم آقای روحانی دید؟ بخضی از مشکلات برمی‌گردد به خود دولت و همان ایرادات و اشکالاتی که در بالا به آن اشاره کردم اما بخش دیگری هم برمی‌گردد به کسانی که به اصطلاح چوب لای چرخ دولت می‌گذارند. جناح‌ها و جریان‌های سیاسی که از هر حربه‌ای استفاده کرده و می‌کنند برای اینکه دولت آقای روحانی نتواند در عرصه سیاست‌های داخلی و خارجی موفقیت‌های کارگشایی به دست آورد. کسانی که حاضرند منافع ملی را قربانی منافع جناحی خودشان بکنند. نکته مهم دیگر تصور اشتباهی بود که از نظام بین‌الملل وجود داشت. ما فکر می‌کردیم که جنگ سرد پایان یافته و آمریکا آن قدرت سابق را ندارد. درست است که آمریکا دیگر به صورت تک ابر قدرت جهان نیست اما کماکان بخش قابل توجهی از اقتصاد و نظامی‌گری جهان را پیش می‌برد و بر دیگر کشورها تاثیرگذار است. دیدید که چگونه خارج شدن ترامپ از برجام سبب شد تا دیگر کشور ها هم بترسند و با ما وارد مبادلات اقتصادی نشوند. در صورتی که ما تحت تحریم‌های شورای امنیت و سازمان ملل قرار نداشتیم. وقتی آمریکا تحریم‌ها را وارد تحریم‌های ثانویه می‌کند، یعنی اگر کسی با ایران مبادلات داشته باشد مورد تحریم آمریکا قرار می‌گیرد. طبیعی است که هیچ وقت اتحادیه اروپا حاضر نخواهد شد اقتصاد چند صد میلیاردی با آمریکا را قربانی اقتصاد حداکثر چند ده میلیاردی با ایران بکند و حتی کشورهایی مانند چین و روسیه که در عرصه جهانی با آمریکا مشکل دارند و از طرفی با ایران هم قرابت دارند با محدودیت هایی واجه شدند و عملا دست آن ها هم بسته شد چون نمی‌توانند نقش آمریکا را در سطح جهانی نادیده بگیرند.  آیا می‌شود گفت همه دولت‌ها در دو سال پایانی با مشکل روبرو می‌شوند؟ به صورت کلی شاید نشود گفت که این موضوع یک قاعده است ولی متاسفانه به صورت عرف درآمده است و دو سال پایانی دولت ها با مشکلاتی مواجه می‌شود. دو سال پایانی دولت مرحوم آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی، دولت آقای خاتمی یا آقای احمدی‌نژاد که در بین روسای جمهور بعد از جنگ بیشترین نزدیکی را با نهادهای به اصطلاح قدرت نظام داشت باز هم دچار این مشکل شد. در دو سال پایانی دوره دوم چون رئیس جمهور آن انگیزه سابق را ندارد و از یک طرف اعضای کابینه هم چون اطلاعی از آینده ندارند و تیم‌ مدیران می‌خواهند خودشان را با جریانی که در آینده به قدرت برسد هماهنگ کنند، یک مقدار انگیزه کافی برای فعالیت در دولت مستقر را ندارند لذا ما معمولا شاهد این مشکلات هستیم.  به عنوان یک مدرس علوم سیاسی چه راهکاری را برای بهبود شرایط پیشنهاد می‌کنید؟ اولین اقدامی که باید انجام شود بحث ارتباط و تعامل صادقانه با مردم است. دولت صادقانه با مردم و خصوصا کسانی که به دولت رای داده‌اند مصائب و مشکلات خودش را در میان بگذارد. معلولیت‌هایی را که در این مدت با آن مواجه بوده است را بیان کند. حداقل از این طریق پشتوانه‌ای مردمی خودش را از دست ندهد. از طرفی باید با نهادهای قدرت وارد مذاکره و تعامل بیشتری شود تا به آن ها هم ثبات شود که منافع کلی نظام و کشور برای دولت از منافع سیاسی و جناحی مقدم‌تر است و در پایان این که دولت هیچ موقع نباید از تغییر در کابینه غفلت کند، به این بهانه که یکی و دو سال از عمر دولت بیشتر باقی نمانده است. رئیس جمهور هر وقت به این نتیجه رسید که انگیزه مناسب در بین وزرا و مدیران وجود ندارد یا پاسخگوی نیازهای جامعه نیست باید دست به تغییر این افراد بزند.  مشکلات بعد از افزایش قیمت بنزین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ این موضوع می‌تواند به صورت مستقل ساعت‌ها مورد بحث قرار بگیرد. واقعیتی که وجود دارد این است که اگر ما این اعتراضات را بخواهیم تقلیل بدهیم به اعتراض مردم علیه افزایش قیمت بنزین یا اعتراض مردم علیه سیاست‌ها و عملکرد دولت، در واقع دچار یک نوع خودفریبی شده ایم. در حقیقت اعتراضی که در آبان سال 98 شاهد آن بودیم ممکن است جرقه آن به بهانه افزایش قیمت بنزین زده شد ولی ریشه و خاستگاه آن برمی‌گردد به انباشت مطالبات مردم در این چند دهه اخیر. طبیعی است در شرایطی که با مشکلات اقتصادی زیادی مواجه هستیم یعنی از یک طرف بیکاری، تورم و ... همه این مسائل مردم را به نوعی از لحاظ معیشتی در آستانه انفجار برساند و هر موضوعی ممکن است آن‌ها را مشتعل بکند هر موضوعی ممکن است تبدیل به یک بحران ملی بشود. پس برای اینکه ما ریشه‌یابی کنیم باید بیایم عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی حتی امنیتی که در ایجاد انباشت مطالبات صورت گرفته را در نظر بگیریم و به صورت ریشه‌ای با آن ها برخورد کنیم.  در این شرایط مردم چگونه می‌توانند اعتراض خودشان را نشان دهند؟ یکی از مطالبات انباشته شده مردم همین موضوع اعتراض است. متاسفانه ما از نظر ساختار حقوقی پیش‌بینی نکرده ایم که اگر افرادی مطالباتی داشته باشند حتی به ناحق، (چون این طور نیست که همیشه مطالبات به‌حق باشد) این موضوع را اگر بخواهند به صورت مسالمت‌آمیز پیگیری بکنند چه کار باید انجام بدهند؟ شنیده می‌شود در هر شهر باید فضایی را تعبیه بکنیم تا مردم بتوانند اعتراض بکنند. این هم مشکلی را حل نمی‌کند. حق اعتراض مدنی و مسالمت‌آمیز از سوی شهروندان باید به رسمیت شناخته بشود و این نکته در قانون اساسی هم هست منتها یک سری قید و شرط برای آن در نظر گرفته شده. مثلا برای اعتراض مسالمت‌آمیز یک تشکل رسمی باید از وزارت کشور مجوز بگیرد. خیلی وقت‌ها این اعتراضات به صورت خودجوش شکل می گیرد و اصلا در قالب تشکل‌های سیاسی نیست. نکته دیگر که متاسفانه مردم ما را رنج می‌دهد بحث تبعیض است. در همین بحث اعتراضات خیلی وقت‌ها با افراد و گروه‌هایی مواجه می شویم که هیچ‌گونه مورد تعرض قرار نمی‌گیرند چون به باندهایی از قدرت متصل هستند یا از جاهایی خاص تغذیه می‌شوند ولی اگر مردم بخواهند اعتراض کنند خیلی راحت به عنوان اغتشاشگر یا فتنه‌گر معرفی می‌شوند. البته من این موضوع را نفی نمی‌کنم که به هر حال کشور ایران مانند هر کشور دیگر شاید بنا به شرایط خاص و ژئوپلوتیکی و شرایط نظام ارزشی‌ای که دارد دارای یک سری دشمنان است. یعنی کشورهایی هستند که تمایل به حیات جمهوری اسلامی ندارند و در این موضوع هیچ شکی وجود ندارد و این کشورها دائما به فکر تلاش‌هایی از داخل کشور خودمان علیه ما هستند. مساله این است که پروژه‌هایی که علیه کشور ما از طرف آمریکا، اسرائیل و عربستان و ... اعمال می‌شود چه زمانی ممکن است به موفقیت برسد؟ موقعی که ما خودمان از درون آسیب‌پذیر باشیم. زمانی که ما بستری را فراهم کرده باشیم که آن ها با استفاده از این بستر بتوانند پروژه‌های خودشان را تبدیل به پروسه کنند. ما همیشه باید جایگاه این تهدیدها را در نظر بگیریم ولی تهدیدها ما را غافل نکند که دچار آسیب‌های متعدد بشویم. ما خودمان دچار قصور و تقصیرهای مختلفی در نحوه‌ی حکومت‌داری هستیم. تا زمانی که این را نپذیریم و درصدد چاره‌جویی و اصلاح آن نباشیم ممکن است در سال‌های آتی هم با چنین مشکلاتی مواجه بشویم.  با توجه به مشکلات فوق آیا مردم باز هم پای صندوق رای می‌آیند؟ در مسائل سیاسی خیلی نباید نگاه سیاه و سفید داشت. من اگر به شما بگویم مردم مانند گذشته حضور باشکوهی خواهند داشت حرف اشتباهی است و اگر هم بگویم مردم مشارکت کمی خواهند داشت باز هم حرف نادرستی است. تجربه نشان داده است که ما هر چقدر به زمان انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم تعداد افرادی که تصمیم می‌گیرند در انتخابات شرکت کنند بیشتر می‌شود. این یک قاعده‌ی کلی است اما من هم قبول دارم به علت شرایط اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه ایران، مخصوصا به دلیل سوء‌تدبیرهایی که ما در چند دهه‌ی گذشته داشتیم فرآیند کلی مشارکت مردم یک مقدار کاهش پیدا کرده اما اینکه بگوییم مردم به شکل معناداری در انتخابات شرکت نخواهند کرد اشتباه است. به نظر من به همان میزان گذشته پای صندوق ها حاضر می شوند. البته شهرهای بزرگ با شهرهای کوچک یک مقدار تفاوت دارد ولی چون انتخابات مجلس است و انگیزه‌ها قومی، زبانی و ... دخیل است به طور متوسط بین 30 تا 50 الی 60 درصد در انتخابات شرکت خواهند و می شود گفت در شهرهای بزرگ مشارکت کمتر است.  عملکرد نمایندگان استان را در مجلس چگونه می‌بینید؟ عملکرد نمایندگان هم مانند عملکرد دولت و آقای روحانی است. اگر به خاطر داشته باشیم یک لیست امید در استان تهیه شده بود و از چهار نماینده سه نماینده از لیست امید رای آوردند. به نظر من فقط خانم مهندس زرآبادی بودند که به اصلاحات، ایده‌ها و شعارهای انتخاباتی خودشان وفادار ماندند و در راستای جریان اصلاحات موضع‌گیری کردند اما آن دو بزرگوار دیگر حداقل این انتظار را از آن ها داشتیم که عضو فراکسیون امید مجلس باشند ولی به بهانه‌ی مختلف رفتند به سمت فراکسیون مستقل. به نظر من یک مقدار خلف عهد بود که از طرف این عزیزان انجام شد.  گفته می‌شود جریان اصلاحات به آخر خط رسیده، آیا شما موافق هستید؟ اصلاحات به آخر خط نمی‌رسد. اصلاحات یک جریان ریشه‌دار در سطح کشور است. ریشه‌ی آن حتی به قبل از پیروزی انقلاب می‌رسد. یعنی آن جریانی که اعتقاد دارد ما دائما باید درصدد به سامان کردن کشور باشیم و کشور را نسبت به دیروز بهتر کنیم. این جریانی نیست که بشود گفت به آخر خط رسیده است یا پایان یافته. ممکن است حتی اصلاح‌طلبان امروزی پرچمدار این جریان نباشند، اما این جریان، یک جریان ریشه‌دار است. خیلی‌ها هم تلاش کردند آن را از بین ببرند ولی به نتیجه نرسیدند، جامعه ایرانی به علت پویایی‌هایی که دارد مخصوصا در چند دهه‌ی گذشته و شرایطی که در آن به سر می‌بریم و با توجه به اینکه در عصر ارتباطات هستیم بهترین گزینه برای به سامان کردن کشور به نظر می‌رسد حمایت از جریان اصلاحات باشد و اصلاحات در بزنگاه‌های مختلف این موضوع را نشان داده است. به طور مشخص هنوز زود است قضاوت کنیم که در انتخابات آتی مجلس جریان اصلاحات حداکثر کرسی های مجلس را به دست خواهد گرفت یا نه. چون هنوز از لیست کاندیداهای تایید شده مطلع نیستیم. باید ببینیم آیا شرایطی هست که اصلاح‌طلب‌ها در سرتاسر کشور بتوانند از طرف خودشان لیست اعلام کنند یا نه؟ یک تجربه‌ای که نسبت به گذشته به دست آوردیم این است که خرد جمعی اصلاحات به این موضوع رسیده که ما مثل گذشته نباید فقط و فقط سلبی عمل کنیم؛ یعنی فقط هدفمان این نباشد که رقیب نتواند به مجلس راه یابد، بلکه نگاهمان باید ایجابی باشد. افرادی را باید وارد لیست اصلاحات کنیم که تا حدودی حداقل‌های لازم را داشته باشند. روی مواضعشان پایداری داشته باشند. باید ببینیم می‌توانیم چنین لیستی ببندیم و اینکه فضایی رقابتی برای اصلاح‌طلبان وجود خواهد داشت یا نه؟ اگر این موضوعات روشن شود باید دید لیست اصلاحات چقدر شانس رای‌آوری دارد. با توجه به شرایط اقتصادی و فشارهایی که روی مردم است و چون دولت و مجلس موجود به عنوان دولت اصلاح‌طلب‌ها شناخته می‌شوند و مردم در حال حاضر از آن ها رضایت ندارند باید دید آیا اصلاح‌طلبان می‌توانند مردم را قانع کنند یا نه؟ پس این یک بحث دیگر است و می‌شود در موردش صحبت کرد.  یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های اصلاح‌طلبان رد صلاحیت نامزدها است، آیا برنامه‌ای برای این موضوع دارید؟ این موضوع از عهده‌ی اصلاح‌طلبان خارج است. بازمی‌گردد به ساختارهای بیرون از اصلاحات. باید به خدا پناه ببریم. باید دید در این دوره نهادهای نظارتی نگاهشان به اصلاح‌طلبان چگونه خواهد بود و آیا اصلا کاندیداهای اصلاحات را تایید صلاحیت می‌کنند یا نه! از طرف دیگر هم نباید ناامید بود. در اصلاح‌طلبی یکی از اصول مهم اصل گفت‌وگو است. ما اصلاح طلبان اعتقاد داریم باید با جهان گفت‌وگو کنیم و مسائل را باید با گفت‌وگوی تمدن‌ها پیش ببریم. در داخل هم همین است و ما از نهادهای قدرت ولو اینکه از طرف آنها طرد بشویم یا مورد سرزنش و تهمت قرار بگیریم نباید ناامید بشویم. همان‌طور که الان در شرایط فعلی جمهوری اسلامی با طالبان هم گفت‌وگو می‌کند، آمریکا هم با طالبان گفت‌وگو می‌کند. با هم جنگیدند ولی الان دارند گفت‌وگو می‌کنند. امروز هم وضعیت به همین صورت است البته من قصد مقایسه ندارم. ما باید گفت‌وگو کنیم تا حقانیت خودمان را و خلوص نیت خودمان را نسبت به منافع کشور به نهادهای قدرت اثبات کنیم، حالا اگر از طرف آنها طرد شدیم آن چیزی است که دیگر دست ما نیست و از دست ما خارج است و می‌شود گفت محروم کردن مردم است از ظرفیت بالای اصلاح‌طلبان.  مهمترین خدمتی که جریان اصلاحات به کشور و مردم کرده است، چیست؟ کسی که بخواهد حکمرانی کند چاره‌ای ندارد جز اتخاذ گرایش اصلاح‌طلبانه. اصلاحات می‌گوید ما محافظه‌کار نباشیم، به این معنا که فقط حفظ وضع موجود برای ما مهم باشد. از طرف دیگر برای برون‌رفت از وضع موجودی که فکر می‌کنیم نامناسب است لزومی ندارد که حتما دست به قیام، انقلاب و زیر و رو کردن همه چیز بزنیم. اصلاحات یک کنش اجتماعی است که می‌گوید با مسالمت‌آمیزترین وجه و کم خسارت‌ترین وجه، شما به آرمان‌های مد نظر خودت دست پیدا کنی. یعنی در حقیقت اصلاحات از نظر هدف‌گذاری با محافظه‌کاری تفاوت دارد؛ چون محافظه‌کارها می‌گویند وضع موجود بهترین وضع است و دست به هیچ چیز نزنید. اصلاحات می‌گوید ما نباید به وضع موجود قانع باشیم و دائما باید پیشرفت بیشتری داشته باشیم. از طرفی اصلاحات با انقلابیگری از نظر روش متفاوت است چون انقلابیگری می‌گوید برای رسیدن به وضع مطلوب و عبور از وضع موجود باید وضعیت را زیر و رو کنیم. باید دست به هر اقدامی ولو خشونت‌آمیز بزنیم. اصلاح‌طلبی می‌گوید نیاز نیست شما حتما همه چیز را به هم بزنید. اصلاحات می‌گوید امر حکومت‌داری باید یک امر عالمانه باشد. قدم به قدم و با استفاده از تجربیات پیشینیان اتخاذ شود. به نظر من آن جریاناتی که حتی یک روزی مخالف اصلاحات بودندممکن است امروز به صراحت نگویند که ما اصلاح طلبیم ولی به این نتیجه رسیده اند که برای اداره امور راهی جز اصلاح‌طلبی وجود ندارند.

شنبه 28 دي 1398
05:06:35
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT