گسترش تشیع یکی از دلایل انتقال پایتخت صفویان به قزوین


مقدمه
شیما احمد صفاری سال 1363 در قزوین به دنیا آمد. دوره کارشناسی را ‌در رشته‌ی کامپیوتر پشت سرگذاشت ولی علاقه به تاریخ و باستان‌شناسی وی را به سمت تحصیل در رشته‌ی باستان‌شناسی سوق داد و تحصیل در این رشته را تا مقطع دکترا ادامه داد. چاپ مقالات متعدد در مجله علمی و تخصصی باستان‌شناسی و همچنین تالیف کتاب‌های:"هویت شهری قزوین در دوران صفویه"، "نگاهی گذرا بر تاریخ معماری ایران و جهان"، "معماری جهان اسلام" بخش دیگری از کارنامه علمی این مدرس دانشگاه را تشکیل می‌دهد. روایت روزنامه ولایت از تاریخ پرفراز و نشیب کهن شهر قزوین در دوره‌ی صفویه حاصل گپ و گفتی مفصل با این پژوهشگر جوان است که از خاطر شما فرهیختگان می‌گذرد.  در ابتدا کمی در مورد نام قزوین توضیح دهید: اگر بخواهیم درباره‌ی نام قزوین صحبت بکنیم درباره‌ی وجه تسمیه این شهر مورخان نظراتی را ابراز کرده‌اند که اکثر قریب به اتفاق این مورخان از ابن‌خردادبه در قرن سوم هجری تا امام رافعی در قرن هفتم هجری و نیز حمدا... مستوفی در قرن هشتم هجری نام قزوین را به صورت «کشوین» ذکر می‌کنند که به معنای جانب و کناری بوده و نیز مرز دیلم می‌باشد اما محققین و مورخین متاخرتر از قبیل علامه دهخدا و دبیرسیاقی نام قزوین را به صورت کزووین بیان می‌کنند و نیز معنایی را که برای آن ذکر می‌کنند سرزمین پسته می‌باشد که بنده هم معتقدم با توجه به موقعیت و اقلیم قزوین و نیز وجود باغ‌های فراوان پسته در این شهر نظر محققینی مانند دهخدا و دبیرسیاقی درباره نام و وجه تسمیه قزوین به واقعیت نزدیک‌تر است.  وضعیت اداری، سیاسی و شهری قزوین قبل از دوران صفویه چگونه بوده است؟ قزوین از جمله شهرهایی است که توسط شاپور ساسانی(ذوالاکتاف) ایجاد شده و نام اولیه آن شادشاپور بوده است. همچنین قزوین از جمله شهرهایی است که توسط مسلمانان فتح گردیده و دلیل این ادعا ذکر حاجی خلیفه می‌باشد. وی اشاره می‌کند که براء‌بن‌عازب‌بن‌الحارث الخزرجی، ابو عماره(م71ه) از صحابه و فرماندهان فاتح بود. در کودکی اسلام آورد و در پانزده جنگ، کنار پیامبر(ص) جنگید چون عثمان به خلافت رسید او را در سال 24ه.ق. امیر ری کرد وی در ابهر و قزوین جنگید و آن دو را گشود. چون قزوین در دوران اسلامی توسط مسلمانان فتح شد، از جمله شهرهایی است که همه عناصر لازم از قبیل حصار و دژ و مسجد که لازمه ایجاد شهرهای اسلامی است را دارا می‌باشد؛ به گونه‌ای که جغرافی‌نویسان اسلامی از صدر اسلام تا قرون میانه مانند ابن‌ ـ خردادبه تا مستوفی توصیفات خود را از بافت شهری قزوین به رشته تحریر درآورده‌اند و به وجود دژ و حصار و مسجد و نیز بارو اشاره کرده‌اند. پس از ورود اسلام در سال 24 هجری، روند شهرسازی و گسترش بافت مسکونی در قزوین، شتابی دو چندان گرفت تا آن جا که در مدتی کوتاه به عنوان «باب الجنه» یا «دروازه بهشت» نامیده شد. در گفته‌های مورخینی مانند ابن‌خردادبه، قدامه، بلاذری و ابن‌فقیه به وجود حصار و دژ قزوین با نام فارسی «کَشوین» اشاره شده است. برخی از محققین معتقدند که توسعه قزوین در عصر اسلامی از زمان الهادی خلیفه عباسی به سال 170 ه.ق آغاز شد. اما قزوین بیشتر آبادانی خود را در زمان سلجوقیان به دست آورد. در این دوران به علت پیشرفت فرقه اسماعیلیه که نیرومندترین گروه ضد‌حکومت سلجوقی بود و دژ الموت در شمال قزوین را در اختیار داشتند، این شهر یک بار دیگر مورد توجه قرار گرفت‌ و سلاطین سلجوقی اشخاص مورد اعتماد خود را غالباً به حکومت قزوین می‌فرستادند که از آن جمله می‌توان به بوزان، غلام‌زاده ملکشاه سلجوقی و امیرخمارتاش مملوک آنها اشاره کرد. در این زمان تلاش گسترده‌ای برای توسعه و آبادانی قزوین توسط حاکم آن خمارتاشی صورت گرفت که از جمله این اقدامات احداث قنات معروف خمارتاشی و نیز دو بنای مسجد جامع کبیر و مسجد جامع صغیر می‌باشد. در حمله مغول شهر قزوین گرفتار قتل و غارت و آتش‌سوزی گردید؛ از جمله اینکه بخش قابل توجهی از باروی شهر آسیب‌ دید و تخریب شد و با تسلط ایلخانان و افزایش مالیات‌ها قزوین از رونق افتاد و با سر کار آمدن تیموریان تا به قدرت رسیدن شاه اسماعیل صفوی شهر همچنان شرایط نامساعدی داشت و درگیری‌های فراوانی در آن اتفاق می‌افتاد که در نتیجه همین درگیری‌ها چندین بار شهر غارت گردید و حتی بخشی از سکنه آن کوچ کرده و بافت شهری و مجموعه‌های معماری شهری قزوین آسیب بسیار دید.  مختصری از اهمیت قزوین در دوران صفویه را شرح دهید:‌ ‌با به حکومت رسیدن صفویان، شاه اسماعیل ایران را بدون ویران کردن شهرهای آن فتح کرد و تبریز را به عنوان پایتخت خود انتخاب نمود و شهر دیگری را برای پایتختی برنگزید، اما با این حال شاه اسماعیل به دلیل علاقه‌ی خاصی که به شهر قزوین داشت بارها از این شهر دیدن کرده و نیز قشلاق خود را در این شهر برپا کرده بود و حتی تصمیم داشت پایتخت را به قزوین انتقال دهد که به دلیل درگیری‌هایش با ازبکان و عثمانی‌ها این مهم اتفاق نیفتاد. شاه اسماعیل علاقه‌ای به ساخت و ساز ابنیه نداشت؛ لذا دستور داد تا بناهای باقی مانده از دوران قبل را بازسازی و یا گسترش دهند؛ از این‌‌رو معماری این دوره قابل مقایسه با دوره قبل و بعد وی نیستند. به دلیل کاهش ساختمان‌های چشمگیر و شاخص از زمان حکومت شاه اسماعیل لذا معماری دوره وی را دنباله سنت تیموری می‌دانند اما با این حال در هنگام ورودش به قزوین دستور شروع ساخت مسجد شاه«النبی» را صادر کرد که در زمان شاه تهماسب بنای مسجد به اتمام رسید. با درگذشت شاه اسماعیل و به حکومت رسیدن شاه تهماسب به دلیل شروع درگیری با ازبکان و عثمانی‌ها دولت صفویه تصمیم به انتقال پایتخت از تبریز به شهر دیگری را می‌گیرد و در نهایت شاه تهماسب قزوین را به عنوان پایتخت خود انتخاب می‌کند. در دوران صفویه که قزوین به پایتختی برگزیده شد، لقب «دارالسلطنه» را به خود گرفت. با انتخاب قزوین به عنوان پایتخت در دوره‌ی شاه تهماسب، در سال 926 ش با طرحی از پیش اندیشیده شده تغییراتی در ساختار کالبدی شهر پدید آمد. در این دوره شهر به خاطر افزایش تراکم جمعیتی از نظر امکانات زندگی به ویژه منابع آب در کمبود قرار گرفت. به همین خاطر با ساخت قنات‌های جدید و استفاده از آب رودخانه‌ها و تاسیس شبکه‌ی آب‌انبارها، شهر در محورهای جدیدی گسترش یافت. مرکزیت اصلی شهر که روی محدوده‌ی مسجد جامع قرار داشت، با اجرای این تغییرات به سوی شمال مسجد جامع یعنی شبکه بازار و میدان شاه انتقال یافت. در واقع گسترش قزوین در این دوره در زمین‌های جعفرآباد که در شمال شهر قرار داشت و شامل زمین‌های کشاورزی می‌شد اتفاق افتاد و شاه تهماسب فرمان ساخت مجموعه‌ی جدیدی در شمال شهر قدیمی را داد که آن را جعفر‌آباد نامیدند.  به چه علت پایتخت صفویان به قزوین منتقل شد؟ تصمیم انتقال پایتخت از تبریز به قزوین یکی از وقایع سیاسی مهم دوره صفویه است که در زمان شاه تهماسب اتفاق افتاد. با مطالعه منابع دست اول و محققان متاخر می‌توان چند نظر پیرامون این واقعه را بیان کرد که به ترتیب از قدیم به جدید شامل موارد زیر است: یکی از دلایل انتقال پایتخت از تبریز به قزوین دلایل نظامی می‌باشد زیرا شاه تهماسب از آغازین سال‌های حکومت خویش درگیر جنگ با دو دشمن شرقی و غربی خود یعنی ازبکان و عثمانی‌ها بود. از دیگر دلایل انتقال پایتخت به قزوین عدم وجود مسئله مهمی برای شاه در آذربایجان بود که برخی از مورخان نیز به این نکته اشاره داشته و معتقدند هنگامی که بین ایران و عثمانی صلح قرار شد و تهدیدات منتفی گردید، شاه مسئله مهمی برای حضور در آذربایجان نداشت و تختگاه را به قزوین منتقل نمود. ـ دلیل دیگر برای انتقال پایتخت از تبریز به قزوین وجود شرایط بد سیاسی و اجتماعی در تبریز بود که موجب تضعیف موقعیت آن شهر گردیده و تختگاهی آن را متزلزل ساخته و روند انتقال پایتختی آن را وسعت بخشید. ـ دلیل دیگر برای انتقال پایتخت به قزوین موقعیت ارتباطی و مواصلاتی آن با شهرهای دیگر ایران بود؛ زیرا دسترسی شاه تهماسب برای سرکوب شورش‌های شمال ایران که علیه حکومت صفویه انجام می‌شد از قزوین بود. ـ از دیگر دلایل انتخاب قزوین از سوی شاه تهماسب، گسترش مذهب تشیع به قزوین بود. قزوین در مرکز ایران، هنوز سنیان زیادی داشت و لازم بود شاه تهماسب در این ارتباط اقدامی شایسته انجام دهد. به دستور او بر دیوارهای مسجدهای قزوین عبارت‌ها و شعارهایی در مدح علی(ع) و تبلیغ مذهب شیعه نوشتند تا توجه و علاقه همگان را جلب نماید. ـ بی‌تردید یکی از مهمترین عوامل جابجایی پایتخت، موقعیت جغرافیایی قزوین بود. قزوین در فاصله‌ی دورتری از مرز عثمانی و ایران قرار داشت. به علاوه شاه تهماسب نگران ازبکان و حمله‌های مکرر آنان به شرق ایران نیز بود. قزوین در مقایسه با تبریز به خراسان نزدیک‌تر بود و شاه تهماسب می‌توانست خود را در مدت کوتاه‌تری به خراسان برساند و به دفع حملات ازبکان بپردازد.  آیا قزوین زیرساخت‌های لازم را برای پایتخت شدن داشت؟ تا حدودی بله، با اینکه سنت شهرسازی اسلامی تا حدی بر گفته از شهرسازی ساسانی می‌باشد، لذا قزوین نیز از این قاعده مستثنی نبوده است و جزو شهرهایی است که در دوران ساسانی ایجاد گردیده و نیز با فتح آن در دوران اسلامی همه عناصر لازم برای ایجاد شهر اسلامی را داشت؛ با اینکه در دوران‌های مختلف تغییراتی در شهر ایجاد شده بود اما این تغییرات در دوران صفویه به اوج خود می‌رسد؛ به گونه‌ای که در دوران صفویه علاوه بر ایجاد شهرهای جدید، شهرهای متعددی بویژه شهرهایی که از جنبه مذهبی و یا اقتصادی واجد اهمیت بودند، توسعه و گسترش می‌یابند که قزوین یکی از این شهرها می‌باشد. دولت صفوی بنا به سنت‌های کهن، سازماندهی، راه‌اندازی و ایجاد تاسیسات و تجهیزات زیرساختی را عمدتاً بر عهده می‌گیرد. ساخت عناصر خدماتی و تاسیسات شهری در این دوره به اوج خود می‌رسد، مجموعه‌های بی‌شماری در شهرها ساخته می‌گردند که تاکنون باقی مانده و به عنوان عناصر اصلی شهرسازی و شهرنشینی سنتی شناخته می‌شوند. مهم‌ترین عواملی که در شهرسازی ایران به ویژه در عصر صفویه برای انتخاب پایتخت‌ها و ساخت و ساز در آنها موثر بوده‌اند عبارتند از: عامل جغرافیایی و اقلیمی، عامل دفاعی و نظامی، عامل اقتصادی و تجاری، عامل دینی و مذهبی، عامل سیاسی، حکومتی و اداری و عامل تشریفات و برگزاری مراسم که در انتخاب شهر قزوین برای پایتختی تمام این عوامل دخیل بوده‌اند. همچنین شاه تهماسب قبل از آنکه به طور رسمی پایتخت را به قزوین منتقل کند، اقداماتی در زمینه‌ی آبادانی و رفاه این شهر انجام داد، چنانکه به گفته‌ی قاضی‌ احمد قمی، شاه تهماسب در 951 ه.ق. طرح باغ سعادت‌آباد را که مشتمل بر دولتخانه و سایر کاخ‌های شاهی می‌شد ریخت و بنای آنها تا سال 965 ه.ق ـ ‌پس از 15 سال ‌ـ ‌به اتمام رسید و سرانجام باغی بزرگ و دلگشا پدید آمد که به «سعادت‌آباد» معروف شد و کاخ‌های معروف عالی‌قاپو و چهلستون و عمارت شیروانی را در ‌برمی‌گرفت.  با انتقال پایتخت به قزوین، چه تغییری در ساختار شهری، معماری و اداری شهر ایجاد شد؟ بازسازی قزوین به هنگام حکومت شاه تهماسب و انتخاب آن در سال 955 ه.ق. به مرکز سیاسی، سبب رشد قزوین و پیدا شدن گروه‌های تازه‌ی اجتماعی در منطقه شد. این امر موجب تحولی آشکار در ساختار شهری قزوین شد. ساخت بناهایی چون، کاخ سلطنتی، عالی‌قاپو، و گسترش بازارها، قیصریه‌ها، کاروانسراها و ایجاد میدان در این شهر، باعث گسترش فضای شهری قزوین در دوران 51 ساله‌ی مرکزیت آن شد. پس از آن بود که تجارت رونق یافت و به گونه‌ای چشم‌گیر بر رفت‌و‌آمد سفرا و تجار به این شهر افزوده شد. مرکز تجارت خارجی نیز از تبریز به پایتخت جدید منتقل شد و قزوین به صورت یکی از بزرگترین مراکز مبادله‌ی کالا در آمد. از آنجایی که شاه تهماسب مدتی از زندگی خویش را در شهر هرات گذرانیده بود لذا از نحوه‌ی معماری آنجا برای ساخت بناهای قزوین الهام گرفته و چون تمایل به ساخت بناهای مشابه نداشت، در سال 951 ه.ق. و هنگام ورود به قزوین دستور ساخت مجموعه سعادت‌آباد را که شامل بناهایی از جمله دولتخانه و تعدادی کاخ شاهی می‌شد، صادر نمود و کار تکمیل ساخت این مجموعه تا سال 965 ه.ق. ادامه یافت که این مجموعه هسته مرکزی و اصلی شهر را در دوران صفویه دربرمی‌گرفت و گسترش شهر در دوران شاهان بعد از شاه تهماسب با توجه به موقعیت مجموعه سعادت‌آباد اتفاق افتاد. در اواخر سال 965 ه.ق. همزمان با اتمام ساخت مجموعه مذکور سیل عظیمی در قزوین اتفاق افتاد که در نتیجه آن در حدود هزار الی دو هزار از خانه‌های آنجا را ویران نمود. بعد از اتمام ساخت و ساز مجموعه سعادت‌آباد شاه تهماسب در حدود بیست سال از قزوین خارج نشد تا اینکه در نهایت در سال 984 ه.ق. از دنیا رفت. اما همچنان بعد از شاه تهماسب قزوین در زمان جانشینان وی از جمله اسماعیل میرزا و سلطان محمد خدابنده همچنان به عنوان پایتخت دودمان صفویه بود و با به حکومت رسیدن شاه عباس کبیر پایتخت در سال 1006 ه.ق. از قزوین به اصفهان منتقل شد.  مهمترین تغییرات ایجاد شده پس از انتقال پایتخت به قزوین چه بود؟ همان‌طور که ذکر شد با انتخاب قزوین به پایتختی در دوره صفویه، دوران شکوفایی آن آغاز می‌شود و شخص شاه تهماسب اقدامات زیادی را برای آبادانی و رفاه این شهر انجام می‌دهد. یکی از مهمترین تغییرات ایجاد شهر در قزوین بعد از انتقال پایتخت به این شهر ساخت و ساز وسیعی بود که به دستور شاه تهماسب صورت گرفت تا شهر برای پایتختی آماده باشد؛ هر البته یکسری از این ساخت و سازها قبل از انتقال پایتخت به قزوین انجام شده بود. در زمینه هنر و معماری بناهای مختلف با کارکردها و تزئینات فراوان ساخته شد که نشان‌دهنده بکارگیری شاه تهماسب از مهندسان و هنرمندان مشهور آن زمان برای ساخت بناها می‌باشد که مجموعه سعادت‌آباد از شاخص‌ترین آنها می‌باشد. همچنین با انتخاب قزوین به عنوان پایتخت سفرای فراوان کشورهای غربی و نمایندگان تجارتی و کمیسیون‌های مذهبی به سوی آن روان گردیدند و هر چند گاهی میدان شهر و کاخ سلطنتی و مهمانخانه‌های شهر سرگرم پذیرایی از هیات‌های خارجی بودند. جمعیت انبوه قزوین مانند همه پایتخت‌های جهان، از مردم نقاط مختلف تشکیل شده است. موقعیت قزوین با توجه به موقعیت ارتباطی آن با راه‌های غرب، شمال و جنوب کشور و با افزایش اعتبار سیاسی آن، اهمیت بیشتری یافت و واحدهای تجاری تازه‌ای چون کاروانسراها، بازارها و قیصریه‌ها در آن بنا شد. سیل کالا از نواحی مختلف به سوی آن سرازیر گشت و راه‌های تجاری رونق یافتند. از دیگر دگرگونی‌هایی که در قزوین عصر صفوی صورت ‌گرفت، ایجاد شبکه‌های جدید اصلی ارتباطی داخل شهری با راه‌های عمده تجاری بود؛ زیرا قزوین به علت تختگاه شدن و اهمیت یافتن بالا از نظر سیاسی و همچنین حضور هیات‌های مختلف سیاسی و شخصیت‌های معتبر مملکتی در آنجا و نیز برپایی مراسم گوناگون در داخل شهر، ایجاب می‌کرد تا کاروان‌های تجاری از بافت مرکزی شهر عبور نکنند و از طرف دیگر چون جاده‌های مهم و عمده جنوب‌شرق و جنوب‌غرب در قزوین به هم می‌پیوستند، از این رو طبیعی بود که شاه تهماسب دستی به سر و صورت آن بکشد و در همین راستا اقدام به آبادانی و احداث مجموعه‌ای حکومتی با متعلقات فراوان کرد. ‌به رغم اقدامات انجام شده در زمان شاه تهماسب و پس از آن شاه عباس اول، برای برقراری امنیت و نظم و رونق و آبادانی شهر، این شهر در طول مدت پایتختی با آن که تحولاتی در خور از نظر فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و شهرسازی یافت؛ ولی نتوانست تمام ویژگی‌های یک پایتخت را از خود بروز دهد، تا اینکه شاه عباس در 1006 ه.ق. پایتخت را به شهر اصفهان منتقل کرد. از سال 1006 ه.ق. که شاه عباس اول پایتخت را از قزوین به اصفهان انتقال داد، قزوین از نظر موقعیت سیاسی و اعتبار دچار نوعی سقوط شد و با رفتن شاه و مقام‌های دولتی و حکومتی و وابستگان به آنها از شهر زنجیره این آبادانی‌ها متوقف شد و متحدثات نیز کم‌کم خالی از سکنه شد. با این حال در ادامه دوران صفوی شهر قزوین همچنان مورد توجه صفویان بود و بعضا به عنوان محل موقت اقامت شاهان صفوی مورد استفاده قرار می‌گرفت.  چه علتی باعث انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان شد؟ این مسئله که چه عواملی باعث دفع دولت صفوی از استقرار در قزوین و جذب آنان به سمت اصفهان شد خود نکته‌ی مهمی است. علاوه بر ویژگی‌ها و خصوصیاتی که شهر قزوین دارا بود وضعیت سیاسی، نظامی، مذهبی کشور در آن برهه از زمان ایجاب می‌کرد که قزوین به مرکزیت قدرت انتخاب شود. اما تغییر و تحولات بعدی که چه در پایتخت و چه در امر حکومت و نیز صحنه جهانی پدید آمد شاهان صفوی را وادار کرد که مرکز حکومت را به اصفهان انتقال دهند. با مطالعه منابع دست اول و نیز مطالبی که سیاحان در این خصوص ذکر کرده‌‌اند می‌توان دست کم 6 نظر پیرامون این واقعه بیان کرد که به ترتیب از قدیم به جدید عبارتست از: ـ1ـ یکی از دلایل انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان وجود زمین‌های حاصلخیز در اطراف اصفهان بود که از لحاظ منابع غذایی پاسخگوی تعداد زیادی از افراد بود. ـ2ـ عامل تاثیرگذار دیگر در انتقال پایتخت از قزوین وقوع سیل عظیمی در سال 995 ه.ق. بود که بر اثر آن در حدود نیمی از شهر ویران شد و طبعاً بعد از چنین حادثه‌ای شهر قزوین آمادگی برای پایتخت بودن و پذیرایی از سپاهیان و امرا را نداشت لذا شاه عباس تصمیم به تغییر پایتخت گرفت. ـ3ـ از دیگر دلایل شاه عباس برای انتقال پایتخت به اصفهان آب و هوای قزوین و نیز موقعیت جغرافیایی آن بود که شاه عباس آن را مناسب نمی‌دید. شاردن سیاح فرانسوی که در دربار شاه عباس بوده اشاره می‌کند: «که شاه عباس آب و هوای قزوین را با خود سازگار نمی‌دید و برخی نیز آورده‌اند که چند تن از اخترشناسان وی را آگاه کردند اگر مانند پدران خود در قزوین بماند حوادث ناگواری در کمینش خواهد بود. بعضی نیز گفته‌اند شاه بر این نیّت بود که عمارات و بناهای باشکوه و رفیعی بسازد و چون قزوین را برای اجرای طرح‌های بزرگ خود کوچک می‌یافت اصفهان را برای پایتختی برگزید». همچنین شاردن بر این نظر است که چون شاه عباس قصد داشت در همه‌ی جوانب بر دامنه قلمرو خود بیفزاید، و چون اصفهان به جنوب و مشرق نزدیک‌تر از قزوین بود و موقعیت جغرافیایی بهتری داشت پایتختش را به آنجا منتقل کرد. ـ4ـ از دیگر عوامل موثر در انتقال پایتخت به اصفهان کمبود منابع آب در قزوین، امری بود که از دیرترین دوران مورد توجه بوده و زندگی این شهر با آن در پیوند بوده است. ولی کندن چندین قنات و ساختن آب‌انبارهای متعدد در اوایل حکومت شاه عباس، چنان‌که باید و شاید مشکل کم آبی شهر را حل نکرد. ـ5ـ از طرف دیگر علاقه روزافزون شاه عباس به ایرانی کردن امپراطوری و کاستن از نفوذ ترکان قزلباش عامل اصلی و مهم در جابجایی پایتخت از قزوین به اصفهان بود. ـ6ـ ‌حوادث و رویدادهای مربوط به نواحی جنوب ایران و منطقه خلیج‌فارس و رشد فعالیت‌های استعماری مسئله‌ دیگری بود که نظیر تجاوز عثمانی‌ها و ازبکان توجه شاه عباس را به خود معطوف داشت تا پایتخت را به سوی آب‌های گرم خلیج‌فارس نزدیک سازد.  آیا بعد از جابجایی پایتخت دوران افول قزوین آغاز می‌شود؟ و یا موقعیت قزوین حفظ می‌شود؟ به هر روی، پس از این که پایتخت از این شهر به اصفهان انتقال یافت، از اعتبار و اهمیّت قزوین کاسته شد. با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان در سال 1006 ه.ق. به طور طبیعی یکباره قزوین از نظر موقعیت سیاسی و اعتبار دچار نوعی سقوط شد. زیرا با رفتن شاه و مقام‌های حکومتی و وابستگان آن، قزوین یکباره بخش مهمی از فعالیت‌های وسیع مملکتی را از دست داد. رفت‌و‌آمد سفرای خارجی و هیات‌های مختلف کاهش پذیرفت و جمعیت شهر رو به نقصان گذارد؛ به طوریکه سرتوماس هربرت در سال 1037 ه.ق. جمعیت 350 هزار نفری آن را حدود 200 هزار نفر و شاردن آن را 100 هزار نفر یاد می‌کند. قزوین در دوران بعد از انتقال پایتختی به اصفهان در زمان شاه عباس دچار انحطاط اجتماعی شدیدی شده و وضع دولت صفویه نیز بر اثر قیام‌های مردم و جنگ‌های خانگی زمین‌داران قزلباش و ناکامی در جنگ با عثمانی و خان‌نشین‌های ازبک بسیار وخیم و خطرناک بود. با این تفاسیر پس از انتقال پایتخت به اصفهان و آغاز عصر شکوه و بالندگی این شهر، قزوین بسیاری از امتیازات سیاسی خود را از دست داد. ولی با این وجود به عنوان دومین شهر بزرگ ایران عصر صفوی باقی ماند و در فاصله‌ی میان حکومت شاه عباس‌ اول تا شاه سلطان حسین، قزوین موقعیت اقتصادی و تجاری خود را حفظ کرد و از نظر سیاسی به دلیل پیشینه‌اش در استقرار دولت صفوی همچنان مورد توجه سلاطین این سلسله قرار داشت. در طول این سال‌ها هرگاه تحولات غرب و شمال‌غرب کشور اقتضا می‌کرد پادشاهان صفوی دربار را موقتاً به دارالسلطنه قزوین منتقل می‌کردند و در آنجا به رتق و فتق امور می‌پرداختند. شاه‌صفی بویژه بارها برای رسیدگی به درگیری‌های غرب ایران با عثمانی و گرجستان به دارالسلطنه قزوین رفته و در آنجا اقامت گزیده است. شاه صفی و شاه عباس دوم به این شهر و آب و هوای آن تعلق و دلبستگی فراوانی داشتند و در دوران پادشاهی خود رفت وآمد زیادی به این شهر داشته‌اند و بسیاری از حکمرانان و سفرا را در این شهر به حضور می‌پذیرفتند. چنان که باغی در قزوین باعنوان «صفی‌آباد»، به نام شاه‌ صفی نام‌گذاری شد. شاه‌صفی در ورود خود به قزوین در 1049 ه.ق. دستور اتمام ساخت خیابانی مستقیم از دولتخانه تا آستانه‌ی امام‌زاده «شاهزاده حسین» را صادر کرد. شاه‌صفی سعی زیادی در گسترش و توسعه‌ی شهر قزوین در دوران پس از انتقال پایتختی داشته است. همچنان که قزوین در ابتدای تثبیت و استقرار دولت صفوی میزبان درباریان و دولتیان بود، در دوران ضعف و انحطاط آن هم بار دیگر به مدت سه سال از 1133 تا ‌1130 ه.ق. مرکز فعالیت‌های مملکتی شد. در اواخر دوران شاه سلطان حسین و در اوج انحطاط و از هم گسیختگی شیرازه امور به دلیل شورش افاغنه دیگر اصفهان جوابگوی نیازهای دربار صفوی نبود. در این زمان همه نگاه‌ها بار دیگر به سوی قزوین جلب شد و در واپسین سال‌های عمر دولت صفوی شهر قزوین دوباره به کانون تحولات سرنوشت ساز سیاسی تبدیل می‌گردد، به طوری که امرا و اعیان دولت شاه سلطان حسین، برای بقای خود و دولت رو به زوال صفویه تصمیم گرفتند تا تهماسب میرزا را در قزوین به ولیعهدی برگزینند. همچنین پس از پیروزی قطعی نادر بر افغان‌ها و بعد از آن که شاه‌تهماسب دوم را به سبب بی‌لیاقتی در 1148 ه.ق. از سلطنت خلع کرد، این شهر همچنان اهمیت سیاسی خود را حفظ کرد. همین مسائل نشان از اهمیت و اعتبار و امنیت این شهر در مقایسه با شهرهای دیگر ایران دارد، چنان که عنوان دارالسلطنه را همچنان با خود داشته است. در پایان باید گفت گرچه انتقال قدرت و تغییر پایتخت از قزوین به اصفهان، رونق و شکوفایی شهر قزوین را تا حدودی متزلزل ساخت، اما وجود هنرمندان و شاعران و معماران در دوره شاه تهماسب و پس از آن موجب شد اعتبار و شکوه فرهنگی شهر نه تنها در طی نیم قرن مرکزیت سیاسی بلکه تا پایان عصر صفوی و حتی مدت‌ها بعد آن ادامه یابد؛ همچنین موقعیت جغرافیایی استراتژیکی آن موجب شد همواره به عنوان یک پایگاه تدافعی در برابر دشمنان غربی و شرقی به شمار آید. لازم به ذکر می‌باشد که تمامی سوالات بالا به طور مفصل در کتاب اینجانب پاسخ داده شده است.  کمی در مورد کتاب "هویت شهری قزوین در دوران صفویه" توضیح دهید: هدف من در این کتاب بررسی وضعیت پایتخت شدن قزوین در دوران صفویه بود. در این کتاب وضعیت قزوین هم از لحاظ تاریخ اجتماعی و هم از لحاظ شهری بررسی شده است. در بسیاری از کتاب‌های تاریخی این مباحث به صورت تک بعدی و یا فقط به بناهای این دوره پرداخته شده. برای این کتاب تمام منابعی که انتهای کتاب آوردم را به صورت کامل مطالعه کردم و حتی برای تایید ‌صحت یک جمله‌ی نقل قول از بوعلی‌سینا که در داخل کتاب آمده است کتاب‌های ابن سینا را بررسی کردم تا از صحت آن مطمئن شوم. در پژوهش این کتاب تا جایی که توانستم سعی کردم از منابع دست اول استفاده کنم. وضعیت شهر بعد از پایتخت شدن را بررسی کردم، خصوصا در دوران قاجار و نحوه شکل گرفتن شهر را در این دوره از ابتدا توصیف کرده‌ام و در نقشه‌هایی که در انتهای کتاب آمده است، این روند توسعه شهر را در نقشه‌های انتهای کتاب نشان داده‌ام. این نکته را هم بگویم که هیچ جایی برای تامین منابع و مطالب کمکی به من نکردند.  در خاتمه توضیح دهید چرا نسبت به نحوه‌ی انتخاب کتاب سال قزوین انتقاد داشتید؟ وقتی قرار است کتاب‌های برگزیده در دو سالانه قزوین معرفی شوند، چرا داوری کتاب‌ها باید در تهران انجام بشود. من به خانه کتاب در تهران مراجعه کردم و پرسیدم ‌که آیا داوری کتاب‌ها در سرای اهل قلم انجام شده بود و اصلا دلیل انجام داوری در تهران چیست؟ در پاسخ به پرسش من گفتند باید به رئیس اداره ارشاد قزوین نامه بدهید تا آنها نامه را برای ما ارسال کنند و ما بعد از پیگیری جواب نامه را به اداره ارشاد قزوین ارسال می‌کنیم. من ندیدم چه کسانی و چه کتبی در این دوسالانه برگزیده شدند ولی طبق چیزی که اداره ارشاد به من گفت کتاب من تا مرحله دوم داوری بالا آمده بود اما در مرحله ‌نهایی انتخاب نشد. کتاب من نه در بین 6 کتاب برگزیده و نه حتی در 8 کتاب شایسته تقدیر جای گرفت. اما در کل نوع برخوردها برایم عجیب بود و شاید هم من واقعا اشتباه بکنم و توقع زیادی دارم. فقط دوست داشتم ایراد کارم را متوجه شوم و آن را برطرف کنم تا آن را در کارهای بعدی لحاظ بکنم. در کل با توجه به اینکه خیلی علاقه‌مند کار پژوهشی هستم و تا جایی که بتوانم به پژوهش‌هایم ادامه می‌دهم ولی بعضی رفتارها آدم را از ادامه راه دلسرد می‌کند.

چهارشنبه 20 آذر 1398
04:56:54
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT