باغ‌شهر قزوین، مدت‌هاست فضای سبز جدیدی ندارد


مقدمه:
قزوین در گذشته به شکل یک باغ‌شهر بزرگ بود که 5 هزار هکتار باغستان سنتی دورتادور آن را گرفته بود و ریه‌های تنفسی شهر به‌حساب می‌آمد و مزیت قزوین نسبت به سایر شهرها محسوب می‌شد و در هر محله هم باغ‌هایی وجود داشت که به ‌مرور زمان و به بهانه توسعه شهر تقسیم و تفکیک شد و ساخت‌وساز در آن‌ها صورت گرفته و حالا تقریبا همه آن‌ها از بین رفته‌اند‌. این روزها شهرسازان سرانه فضای سبز شهر ما را با درختان میان بلوارها حساب می‌کنند که سرانه فضای سبز قزوین از تهران دودی و خاک گرفته‌ای که جمعیتش در حال انفجار است، بیشتر است و ما در شهرسازی موفق بوده‌ایم؛ اما این شهر چقدر به استانداردهای شهرسازی از نظر فضای سبز شهری نزدیک است؟  سیمای ویرانی در محلات قدیمی اهالی باغ دبیر، نه تنها از نبود فضای سبز در این محله شکایت می‌کنند، بلکه می‌گویند حتی روی مخروبه‌های آن نیز نظارتی نیست. یکی از ساکنان محله که منزلش در نزدیکی امامزاده علی (ع) است تا انتهای کوچه امامزاده مرا می‌برد تا خرابه‌های حمام قدیمی «پیر حصار» را نشانم دهد. چند نفر دیگر هم جمع می‌شوند. اهالی شاکی هستند از اینکه این خرابه‌ این منظره بد را در محله به وجود آورده؛ اما از آن بیشتر از زندگی سگ‌ها در این خرابه ناراحت‌اند. احمدی یکی از اهالی می‌گوید: «ما در قزوین خجالت می‌کشیم از وضع محله‌مان. شما بگویید در محله‌ای که این همه شهید داده، این چه وضعی است؟ اگر مربوط به میراث فرهنگی می‌شود چرا مرمتش نمی‌کنند؟ اگر مربوط به شهرداری است، چرا خرابش نمی‌کنند؟ این محله قبلا خیلی باصفا بود، وقتی به آن نرسند همین می‌شود.» یکی دیگر از اهالی که او را آقا سید صدا می‌زنند، می‌گوید: مسئولین برای این محله تا به ‌حال هیچ کاری نکرده‌اند.» دیگری که مغازه و منزلش در نزدیکی خرابه‌های حمام «پیرحصار» است، می‌گوید چند وقت پیش، یکی از سگ‌های همین خرابه به مادرش حمله کرده و او را گاز گرفته، همسایه‌ها جمع شدند و پیرزن را به بیمارستان رساندند. زبیده حیدری، زنی که دچار این حادثه شده توضیح می‌دهد که آمپول کزاز زده و جای دندان سگ هنوز روی پایش هست. او هم از این وضعیت ناراضی است و شکایت می‌کند که: «چرا باید در نزدیکی امامزاده علی(ع) این خرابه باشد؟ چرا به وضع این محله نمی‌رسند؟» اهالی می‌گویند که مالک فعلی حمام چند وقتی هم در همین خرابه‌ها گوسفند نگه می‌داشت: وبوی آن کل محله را برداشته بود. هیچ دستگاهی هم به او تذکر نمی‌داد، حالا هم اینجا را پر از سگ کرده‌. یکی دیگر از اهالی توضیح می‌دهد که حتی چند باری از مالک حمام شکایت هم کرده‌اند. روح‌ا... گلبانی، نگهبان ساختمان نیمه‌کاره‌ای در نزدیکی خرابه‌های حمام هم شاهد است که وقتی اهالی می‌خواهند برای نماز صبح به مسجد بروند، هر کدام، یک چوب به دست می‌گیرند تا اگر سگ‌های این خرابه حمله کردند از خودشان دفاع کنند. یکی از اهالی می‌گوید: «این محله پارک ندارد. چرا کسی توجه نمی‌کند؟ چرا شهرداری فقط به شمال شهر می‌رسد؟ بچه‌های این محله جایی برای بازی کردن ندارند. خرابه به این بزرگی وسط محله هست و ما پارکی نداریم. چرا شهرداری آن را تملیک نمی‌کند و به پارک تبدیل نمی‌کند؟ وقتی نوه‌هایمان می‌آیند جایی نیست که بازی کنند. از ترس سگ‌ها بیرون هم نمی‌توانند بروند.» یکی دیگر از اهالی که در همین محله متولد شده، می‌گوید: «نزدیک همین خرابه یک مدرسه است که تابستان‌ و عید نوروز، محل اسکان مسافران است، مسافرانی که با این منظره در محل اسکانشان روبرو شوند چه دیدی به شهر پیدا می‌کنند؟» حمام پیرحصار که اهالی قدیمی از روزهای رونق‌اش خاطرات خوبی دارند؛ حالا اما باعث آزار و سرشکستگی همان اهالی شده است، این تنها مخروبه در وسط شهر نیست. حمام «حاج میرزا علی اکبر» در محله راه ری هم محل زندگی و تجمع معتادان شده است، شهرداری درِ ورودی‌اش را سیمان کشیده تا کسی وارد آن نشود؛ اما معتادان از روزنه‌های سقف به آن وارد می‌شوند و محله را ناامن کرده‌اند. اهالی معتقدند این حمام از حمام قجر هم بزرگتر و زیباتر بود. آنقدرها هم خراب نشده بود؛ اما از وقتی رهایش کردند کم‌کم محل زندگی کارتن خواب‌ها و معتادان شد. معضل بزرگتر برای اهالی محله دباغان است که سال‌هاست از وضعیت محله‌شان به ستوه آمده‌اند و صدایشان به جایی نمی‌رسد. منازل تاریخی و قدیمی محله دباغان چند سالی هست که به بهانه گسترش حرم شاهزاده حسین (ع) از مالکانشان خریداری و تخریب ‌شده؛ اما همان‌طور نیمه‌کاره رهاشده‌اند. این بخش از محله که بخش بزرگی هم در بافت قدیمی دباغان است حالا محل تجمع معتادان و سگ‌های ولگرد است. یکی از اهالی دباغان می‌گوید: «خوب نگاه کنید، از اینجا عکس بگیرید و با عکس‌های مناطق جنگ‌زده سوریه و لبنان مقایسه کنید، فرقی می‌بینید؟ اینجا کاملا شبیه به مناطق جنگ‌زده شده است.» هنوز عصبانیت در صدا و لرزش دستان پیرمرد را یادم هست که وقتی برای دلداری‌اش گفتم درست می‌شود در گوشم فریاد زد: «درست می‌شود؟ کِی درست می‌شود؟ مگر من چند سال دیگر زنده‌ام؟ چقدر باید این وضع را تحمل کنم؟» بلاتکلیفی دباغان، دودی است که از اختلاف بین دستگاه‌های مجری آن به چشم اهالی‌اش رفته. مسئولان شهری کی قرار است به وضعیت نابسامان این مناطق رسیدگی کنند؟ و کی قرار است برای رفاه حال اهالی از منافعشان کوتاه بیایند و اختلافات را حل کنند؟ سازمان اوقاف، میراث فرهنگی، راه و شهرسازی و شهرداری قزوین دستگاه‌های مشارکت‌کننده در طرح گسترش امامزاده حسین (ع)، آیا هیچ‌کدام به فکر اهالی این محله هم هستند؟ زائرینی که برای زیارت از شهرهای دیگر به این امامزاده می‌آیند چه تصویری از ویرانه‌های این محله در ذهنشان می‌ماند؟ تفاوت تصاویری که برای معرفی قزوین به‌عنوان مقصد گردشگری ارائه‌شده با تصویری که خود مسافران در آن می‌بینند از زمین است تا آسمان!  اهمیت منظر شهری یکی از شهروندان قزوینی که به بیشتر کشورهای توسعه‌یافته سفر کرده می‌گوید: «تقریبا در همه کشورهای متمدن، فضای سبز نقش پررنگی در فضای شهری دارد. حتی در کشورهای اروپایی هم که به دلیل رطوبت زیاد هوا، در فضاهای خالی شهر به ‌صورت خود رو گیاه و درخت رشد می‌کند، اما باز هم پارک‌هایی ساخته ‌شده که دارای درختانی تنومند هستند و مشخص است که این درخت‌ها کاشته شده و مورد مراقبت و رسیدگی قرار گرفته‌اند، همین ‌طور آرایش گیاهان طوری است که زیبایی محیط را زیاد کرده است.» میر رحیمی توضیح می‌دهد: «یعنی این‌طور نیست که چون فضای سبز به ‌صورت طبیعی وجود دارد، پس شهرداری دیگر مسئولیتی در مورد این موضوع نداشته باشد. این قضیه اهمیت زیادی در بافت شهرهای متمدن دارد.» مژگان کشاورز معتمدی، کارشناسی ارشد شهرسازی می‌گوید: «در کشور ما هم شهرهایی مثل رشت هستند که به دلیل آب و هوای خاص و رطوبت زیاد همیشه سرسبز و بارور هستند. اما همین شهر رشت هم به دلیل عدم نظارت و ضعف مدیریت شهری، شاهد تخریب و تهدید در فضای سبز آن هستیم. در مقابل، شهری مثل مشهد به دلیل مدیریت شهری خوب آن حتی فضای سبز آن از استاندارد سرانه فضای سبز در کشورمان هم بیشتر است.» معتمدی توضیح می‌دهد: «استاندارد سرانه فضای سبز در دنیا 25 مترمربع است، یعنی به ازای هر یک شهروند باید 25 مترمربع فضای سبز در شهر وجود داشته باشد؛ اما در کشور ما شورای عالی معماری و شهرسازی چیزی حدود 8 مترمربع سرانه فضای سبز در شهرها تعیین کرده است.» معتمدی با اشاره به اینکه این استاندارد در کشور ما قابل قبول است اما مطلوب ما نیست، می‌گوید: «با توجه به اقلیم منطقه می‌توان این میزان را تغییر داد. مثلا در مناطق گرم و خشک، گونه‌ای که به آب کمتری نیاز دارد باید انتخاب شود، یا انتخاب گونه‌های گیاهی سازگار با اکوسیستم منطقه اهمیت زیادی در بقا و عمر فضای سبز ایجاد شده دارد.» او می افزاید: «شهرهای اکولوژیک سبزی هم هستند که از طرح‌هایی مثل دیوار سبز استفاده می‌کنند. اما چیزی که اهمیت دارد این است که بسیاری از این طرح‌ها نمادین و تا حدی توهمی است. مساله‌ای که اهمیت دارد اقلیم است و طراحی شهری سازگار با طبیعت. از طرفی بحث آموزش به شهروندان هم مطرح است که در نگهداری و حفظ فضای سبز شهر کوشا باشند.»  شهر؛ سکونتگاهی اجباری کریم تفضلی، جامعه شناس نیز درباره اهمیت فضای سبز و نقش آن در زندگی شهرنشینی به ولایت می‌گوید: «تا اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی اول، تقریبا 80% جمعیت ایران، روستایی و عشایر بودند؛ در بافت قدیمی جمعیت با طبیعت پیوند داشت و در واقع طبیعت بخش اعظمی از زندگی روستایی بود؛ آنچه از پنجره خانه‌شان دیده می‌شد، شغلشان، حیاط منزلشان و... همه با طبیعت گره خورده بود؛ اما در بافت فشرده‌ی شهری و حاشیه‌نشینی که فقط جنبه سکونتگاهی داشت، مدیران شهری باید فضاهای سبز را نیز در کنار پل‌سازی و راه‌سازی و سایر فضاهای مورد نیاز ترسیم می‌کردند و ضرورت ایجاد فضای سبز از آن زمان در قالب پارک‌ها به وجود آمد.» تفضلی معتقد است: «در شهرهای بزرگ غربی هم که محلات عمودی شده‌اند و زندگی‌ها آپارتمانی شده، اگر به فضای سبز توجه کافی نشود افسردگی و خستگی در پی دارد.» این جامعه‌شناس می‌گوید: «این فضاها علاوه بر اینکه بخشی از اوقات فراغت آدم‌ها را پر می‌کنند، برای وجودشان کاملا ضرورت دارد؛ حتی برای قشری که امکان مسافرت رفتن را ندارند، ضروری‌تر است. در کشورهای غربی و سیستم‌های جدید شهرنشینی، در تمام طبقات آپارتمان‌ها یا حتی پشت بام و سقف اتوبوس‌ها سعی در ایجاد این فضاها شده است.» تفضلی تاکید می‌کند: «در کشورهای اروپایی با آنکه سرزمین‌های آبادتری در مقایسه با سرزمین‌های کم آب و خشک خاورمیانه هستند، اما به ارتباط سیستم شهری با طبیعت بیشتر پرداخته می‌شود؛ ولی در شهرهای ما، اول آدم‌ها ساکن می‌شوند و بعد به فکر ساماندهی آن‌ها می‌افتیم و اهمیت طبیعت در شهرها بین مسایل دیگر شهری گم می‌شود.» در نهایت وی تایید می‌کند که هرچه بیشتر به ارتباط انسان و طبیعت پرداخته شود هزینه‌های اجتماعی و هزینه‌های درمانی کاهش می‌یابد و در نشاط و بهره‌وری در کار و زندگی تاثیر دارد. به گفته این جامعه‌شناس؛ مشکلات اجتماعی، ناامیدی اجتماعی و بیکاری مسایلی هستند که در جامعه امروز ما ناهنجاری‌های زیادی به وجود آورده‌اند؛ اما وجود فضای سبز و پارک‌ها تا حد زیادی می‌تواند آب خنکی باشد روی این قبیل زخم‌های اجتماعی. هرچند او معتقد است بیشتر استرس‌ها در جوامع شهرنشین ناشی از ترافیک و آلودگی هوا است و ایجاد فضای سبز و ساختار شهری منعطف به تنهایی موثر نیست و کاهش بار ترافیکی و ازدحامی که در شهرها وجود دارد و ایجاد توازن و خلوتی در شهرها در کنار ایجاد فضای سبز، می‌تواند به بهتر شدن روحیه و حال افراد کمک کند.  نارضایتی اهالی مناطق جنوب شهر از این است که شهرداری آن‌ها را فراموش کرده و بیشتر به مناطق شمال شهر می‌رسد. اهالی مناطق شمال شهر هم ناراضی هستند از سیاست‌های شورای شهر و شهرداری در تراکم فروشی و از بین بردن فضاهایی که باید به پارک تبدیل می‌شده؛ اما به مناطق مسکونی و تجاری تبدیل‌شده است. وظیفه مسئولین چیست؟ و حقوق شهروندی در بهره‌مندی از فضاهای شهری مناسب در شهرمان تا چه اندازه اهمیت دارد؟ کهن شهر قزوین، این روزها به‌ سختی صفای سابق را دارد، بیش از نیمی از باغستانی که گذشتگان ما بدون دخالت شهرداری‌ها و مدیران شهری، به تنهایی بیش از هزار سال آن را حفظ کرده بودند، نابود شده و باقی آن نیز در معرض انواع دست‌اندازی‌ها‌ است. امروز هرچه در این شهر فضای سبز هست، میراث گذشتگان است و حتی با دخالت مدیران شهری و داشتن سازمانی جدا، اما آنطور که باید در حفظ آن اهتمام ورزیده نشده است.

دوشنبه 29 مهر 1398
04:32:56
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT