ماجرای خط «سیاق»


 اکبر رحمتی
قصه از اینجا آغاز شد ... پیرمرد با کلاهی بر سر و یک ساک دستی پارچه‌ای به داخل اتاق پا گذاشت و بی‌مقدمه در حالی که انگشت شصتش با تیکه پارچه‌ای بسته شده گفت‌؛ " من از شما راهنمایی می‌خواستم‌. " آرو بند " (‌شکسته بند‌) این اطراف کجا سراغ دارید‌؟ هر کس به تناسب راهنمایی‌اش کرد و رفت بیرون ... چند لحظه بعد دوباره برگشت‌. کار اداری داشت‌، اما نامه‌ای که پیوست تقاضایش+ شده با خط قدیم بود و همکارم دست و پا شکسته خط را می‌خواند که پیرمرد بلند شد و گفت‌: " صبر کنید خودم بخوانم‌" و بدین ترتیب شرح ماجرا را که حد و حدود یک ملک و تقسیم‌نامه آن بود و با سواد امروزی به سختی قابل تشخیص بود با دقت خواند و از اینجا شروع به صحبت کرد‌؛ از اینکه به خط "‌سیاق‌" مسلط است و قصه فردی که دست خطی از دارایی‌هایش به این خط داشته و نمی‌دانسته چه دارد و برای خواندن متن به سراغش آمده‌، لابه‌لای صحبت‌هایش از ناسپاسی اهل دنیا گفت و کمی گلایه کرد اما تاکید داشت: " دنیا زیاد بد و سخت نیست و زندگی فقط باید برکت داشته باشد.‌ تراکتور دارم‌، زمین شخم می‌زنم‌، رانندگی می‌کنم و با یونجه‌کاری و گوسفند‌داری گذران می‌کنم.‌« وقتی متوجه تعجب من شد گفت‌؛ "‌تازه همین الان از روستای میزوج با موتور‌ ‌آمده‌ام‌" . باورش نه اینکه سخت‌، ولی جالب بود‌. ‌چون این طور که خودش به نقل از مادرش می‌گوید‌؛ "‌10 روز قبل از تابستان 1318 در روستای میزوج به دنیا آمده و خط سیاق را با پرداخت سه تومان دستمزد نزد استادی از طالقان آموخته است. حافظه پربار و قوی‌ای دارد و از خوانده‌هایش به " قصص‌الانبیا " اشاره می‌کند و درباره ماجرایی می‌گوید که روزی در اداره‌ای او را دست کم گرفته‌اند مرقومه‌اش را که نتوانسته‌اند بخوانند از دستور کار خارج می‌کنند و در تهدید اینکه به حراست مراجعه می‌کند به او گفته‌اند‌: "‌پیرمرد مگر توام می‌دانی حراست کجاست‌؟ " پیش از این چیزی درباره خط سیاق نشنیده بودم وقتی کنجکاو شدم چند عدد را با این خط نوشت و اعداد ریاضی آن را پایین‌تر نگارش کرد‌، ‌ساعاتی بعد که درباره خط سیاق جست‌وجو کردم به این نتیجه رسیدم‌؛ "‌خط‌ سیاق" یا "‌سیاقت‌" نوعی از خط و روش نگارش است که با آن اهل دفتر و دیوان‌، اعداد‌، مقادیر و اوزان را می‌نوشتند و تا پایان دوره قاجار کلیه امور محاسبات دولتی و شخصی با اعداد سیاق نوشته می‌شد.‌" (‌ویکی پدیا‌) بعد از رفتنش دوباره به جمله‌ای که گفت فکر کردم‌، "‌زندگی باید برکت داشته باشد‌" اما به نظرم برکت زندگی خود پیرمرد است‌؛ با هشتاد سال سن تراکتور دارد‌، زمین شخم می‌زند و رانندگی می‌کند. سواد و دانش قدیم دارد و تجربه‌ای که کمی کمتر از یک قرن است.

چهارشنبه 20 شهريور 1398
04:05:18
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT