سینوس انرژی در اروپا


سید ابوالفضل هاشمی


 

 چه چیزی ورای پروژه شرق مدیترانه وجود دارد که خط لوله گازی مدیترانه را دگرگون می‌سازد؛

خط لوله مزبور توسط شرکت Igi Poseidon محقق خواهد شد، این مجموعه راه اصلی انتقال گاز استخراج شده از معادن رژیم غاصب اسرائیل و قبرس به اروپا خواهد بود، نقطه آغاز آن در فاصله تقریبی 170 کیلومتری ساحل جنوبی قبرس خواهد بود.

تصور می‌رود که کارهای مربوط به آن از نیمه نخست سال 2019 آغاز و ظرف مدت پنج سال نیز به پایان برسد. هدف آن ساده نیست لیکن با توجه با مشارکت رژیم غاصب اسرائیل، قبرس، یونان و نیز ایتالیا در دنبال نمودن آن، غیرممکن نیز نیست.

این طرح با حمایت مالی اتحادیه اروپا همراه خواهد بود، به طوری که بروکسل تصمیم گرفته مبلغ 100 میلیون دلار در تحقیق در خصوص قابل تحقق بودن آن سرمایه‌گذاری کند.

بهره‌برداری از معادن گاز شرق مدیترانه مشکلی بنیادین به شمار می‌آید؛ زیرا به منافع کشورهایی مربوط می‌شود که دستخوش اختلافات عمیقی هستند. در سال 2009 اسرائیل، مصر و قبرس شروع به بررسی مساله کردند و به ارزیابی امکان به کارگیری آنها جهت بهره‌برداری از ذخایر انرژی پرداختند.

نتیجه‌ای که به دست آمد، این بود که آمریکا وجود ذخایری به میزان 5/3 تریلیون مترمکعب گاز و 7/1 میلیارد بشکه نفت را در آن برآورد کرد، این ثروتی عظیم بود که بدیهی است، شتاب برای دستیابی به آن ذخایر برای کشورهای همسایه امری مهم به شمار می‌رفت.

کشف یک معدن غنی در فراساحل قبرس در اوایل سال 2018 به طور اساسی چارچوب روابط سیاسی را دگرگون ساخت، شرکت‌های "انی و توتال" پس از یک سلسله مطالعات پی به وجود یک معدن وسیع بردند که قادر بود برتر از واقعیتی باشد که منبع دیگر یعنی "آفرودیت" ارائه می‌داد. به محض آنکه "کالیپسو" کشف شد، رژیم غاصب صهیونیستی امضای توافقی را با مصر برای خرید گاز از معادن فراساحل اراضی اشغالی یعنی "تمار و لویتان" را اعلام کرد. از آن زمان به بعد صهیونیست‌های اشغالگر با مصر، محوری مهم تشکیل دادند که به طور عملی مصر را به قطب گازی اسرائیل در شرق مدیترانه تبدیل ساخت.

چند هفته پیش قبرس، یونان و اسرائیل اقدام به امضای یادداشت تفاهمی برای خط لوله گاز شرق مدیترانه کردند. در عرض چند هفته شرق مدیترانه می‌رفت که سیاست انرژتیکی منطقه را دگرگون سازد.

این پروژه مانند پروژه "Tap" برای اروپا از منافع مشترکی حکایت دارد، هدف یکی است: تغییر منابع انرژی. هدف سیاست انرژتیکی اروپا در سال‌های اخیر همواره یافتن منابع بیشتر برای رهایی تدریجی از گاز روسیه بوده است. همچنین روابط بیش از پیش تنش‌آمیزتر میان اتحادیه اروپا و ترکیه، خط لوله‌ای که از دو کشور عضو این اتحادیه عبور می‌کند و از اسرائیل آغاز می‌شود، نماد دقیق چالشی است که در قبال اردوغان وجود دارد، از همین رو آمریکا به شدت از این پروژه طرفداری می‌کند.

حمایت از صادرات اشغالگران قدس، بیرون کردن ترکیه و چالش فروش گاز روسیه به اروپا باعث می‌گردد این پروژه از اهمیت فراوانی حتی برای منافع واشنگتن برخوردار شود؛ چراکه آمریکا در تامین انرژی اروپا از روسیه نیز با تقابل‌های جدی با اتحادیه اروپا مواجه است.

از دیدگاه برخی تحلیلگران جنگ گاز یکی از طرح‌هایی قلمداد شده که جنگ جدید سرد میان روسیه و آمریکا در آن صورت می‌گیرد، خط لوله "نورث استریم 2" که معادن روسیه را به آلمان متصل می‌کند، یکی از مشکلات ژئوپلیتیک روسیه و آمریکا برای اروپا به شمار می‌آید؛ چراکه از طریق همین خط لوله محور میان آلمان و روسیه ایجاد می‌شود و واشنگتن به آن به عنوان یک تهدید راهبردی می‌نگرد.

لیکن به جای سخن گفتن فقط درباره جنگ گاز باید در مورد جنگ انرژی سخن گفت؛ زیرا مشکل واقعی میان روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکا فقط به گاز مربوط نمی‌شود. این سخن بدان جهت است که اراده‌ای در کشورهای اروپای شرقی وجود دارد که به دنبال استقلال کامل از نیروی برق روسیه است، به عقیده آنان وابستگی در عرصه انرژی به مثابه وابستگی سیاسی است و این امر به ویژه در مورد کشورهای حوزه بالتیک  که قطب سرسخت اروپای ضدروسی هستند، صدق می‌کند.

زمان زیادی نگذشته که کشورهای بالتیک و لهستان اقدام به امضای توافقی به منظور متصل ساختن شبکه‌های برق خود به اتحادیه اروپا تا سال 2025 و قطع وابستگی‌شان به روسیه کردند، توافقی که پس از 10 سال کار و همراه با مشکلات بزرگی اعم از سیاسی و اقتصادی مربوط به هزینه‌ها حاصل شد.

لیتوانی یکی از کشورهایی است که بیش از همه مخالف هرگونه نزدیکی روسیه به اروپا بوده و سرسختانه برای جلوگیری از اینکه مسکو بتواند از وزنه‌ای سیاسی و اقتصادی بر بازار شرقی برخوردار گردد، مبارزه می‌کند.

در لیتوانی دغدغه خاصی در رابطه با هرگونه تصمیم‌گیری مسکو و متحد منطقه‌ای‌اش یعنی روسیه سفید وجود دارد. ساخت نیروگاه هسته‌ای در روسیه سفید نمونه‌ای است دال بر اینکه روابط میان آنها عادی نخواهند شد؛ چراکه لیتوانی  این نیروگاه را به مثابه سلاح غیرمتعارف روسیه علیه این کشور حوزه بالتیک قلمداد می‌کند، گفته می‌شود که ابزاری در دست مسکو برای گسترش وابستگی منطقه در عرصه انرژی خواهد بود و اینکه با توجه به مشکلاتی که در خلال ساخت آن پدید آمد، ناامن خواهد بود. لیکن کارشناسانی که از این نیروگاه بازدید کردند مقامات بیلوروس را به سبب پایبندی به درخواست کنترل، علیرغم اینکه مینسک الزامی در این خصوص ندارد زیرا درون اتحادیه اروپا نیست، مورد تحسین قرار دادند.

نبرد حقیقی برای انرژی، ماهیت سیاسی دارد؛ این مساله همچنان لاینحل باقی می‌ماند، لیتوانی خواستار نیروگاه نیست و این مستله تنها سیاسی باقی می‌ماند. آنها نیروگاه مزبور را ابزار کنترلی در دست کرملین از طریق تولید و صدور برق قلمداد می‌کنند. اما آیا این نیروگاه و به طور کلی روسیه به راستی کلید برق لیتوانی را در دست دارند؟

بر اساس آمارهای رسمی اروپا و لیتوانی، ارتباط با شبکه های برق و گاز لهستان و کشورهای اسکاندیناوی بخش قابل توجهی از بازار لیتوانی را پوشش داده و خواهند داد.

لیکن کشورهای بالتیک با این اندیشه زندگی می‌کنند که روسیه دیر یا زود ممکن است بار دیگر آنها را اشغال کند. به همین علت ناتو را اتحادی اجتناب‌‌ناپذیر قلمداد می‌کنند و روابط مستحکمی با آمریکا دارند و مساله مصرف برق فقط یک ابزار است؛ هدف، یافتن راهی برای جدا شدن نهایی از سرنوشت و مطامع روسیه است.

 

 


دوشنبه 26 فروردين 1398
03:51:01
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT