چه سان دل انسان می‌شکند!!


ا.امیر دیوانی

پژوهنده و مترجم

 

شکست شیشه‌ی دل را مگر صدایی نیست

که این صدا به قیامت بلند خواهد شد

«صائب تبریزی»

سنگین نمی‌شد این همه خواب ستمگران

گر می‌شد از شکستن دل‌ها صدا بلند

«صائب تبریزی»

یک علت تنهایی:

مراقب قلب ها باشیم

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می‌گردیم

پیدایش که کردیم، دنبال عیب‌هایش می‌گردیم

وقتی از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می‌گردیم

و همچنان تنها می‌مانیم

هیچ چیز آسان‌تر از قلب نمی‌شکند!

«ژان پل سارتر»

اشاره:

انسان از دیرباز، دمادم به شیوه‌ی ذاتی از وجود گونه‌ای بستگی میان فشارهای عاطفی، روانی و قلب آگاه بوده و ساده است که آدم‌ها از رخدادهایی چونان حمله‌ی قلبی یا مرگ ناشی از دل شکستگی در بیم و هراس‌اند.

شواهد پزشکی هم در گذشت‌های فراوانی را که بر اثر ایست ناگهانی قلب در مواقع بیم، نگرانی و داغداری روی داده‌اند، تایید می‌کنند. در دانش نوین  نیز رابطه‌ی بین سوانح آسیب‌زای طبیعی و غیره همچون زمین لرزه، پیکار و حمله‌های قلبی یا ایست‌های ناگهانی آن به کلی آشکار گردیده‌اند. به تازگی هم نشانگان (سندرم) جدیدی به متون پزشکی و روان‌شناسی وارد شده است که با اختلال در عملکرد عضله‌های قلب، که بر اثر فشارهاغی روانی و جسمانی شدید ایجاد می‌شود، روشن گردیده است.

طی سالیان متمادی نشانه‌های آن را اشتباها در زمره‌ی علایم حمله‌های قلبی به حساب می‌آورند. ولی اخیرا پزشکان و روان‌شناسان، نشانه‌های یاد شده را تحت عنوان اختلال ویژه‌ای رده‌بندی کرده‌اند. فعلا در این طبقه‌بندی، علامت‌های مورد بحث به نام «حمله‌های شبه قلبی یا آسیب‌پذیری قلبی در برابر فقدان» نمایان گشته‌اند. نخستین بار اصطلاح قلب شکسته را «لیندوال» ابداع کرد تا جهت بیان احساس اندوه شدیدی باشد که به هنگام پایان‌پذیری یک ارتباط عاطفی به غایتی باشد که گریبانگیر آدمی می‌گردد. بازتاب رایج بیشتر انسان‌ها به جدایی‌های غیرمترقبه، گونه‌ای تعلیق در بین زمین و آسمان است تا بدان جا که شخص، خویشتن را دور از همه‌ی آرزوهایش می‌بیند، از خود بی‌خود می‌شود، نومیدانه در پی آن است که خویشتن را به فرد دیگری نزدیک کند و در دریایی از بلاتکلیفی غوطه می‌خورد! برای اکثر مردم تشخیص شکستگی دل در مراحل ابتدایی آن، عمل ساده‌ای نیست و جهت درک این امر که یک ضایعه‌ی جسمی یا روانی تا چه اندازه بر بشر موثر افتاده است، به گذشت زمان نیاز دارد. وانگهی آدمیان به رغم تمام توان و سازندگی که دارند، همواره در تشخیص احساساتشان ناتوانند. فروید در سالیان آغازین 1900 میلادی یعنی دوره‌ای که موضوع (ضمیر ناهشیار) را مطرح  می‌سازد، در این مورد صراحتا می‌گوید: «آن چه بدیهی است این است که ما از احساساتی برخورداریم که از آن‌ها بی‌خبریم.» لیکن گاه این احساسات نشانه‌هایی دارند که باید با مشاهده‌شان، عواطف اصلی‌مان را دریابیم. شاهد سخن این که چه بسا از روایت‌ها و افسانه‌های تاریخی، اشخاص بعد از رویارویی با از دست دادن یک عزیز، به اصطلاح دق کرده و جان سپرده‌اند و حال آن که سایرین دقیقا نتوانسته‌اند دلایل یا نشانه‌های پیش گفته را دریابند. درواقع این مسا... بدیهی است که انسان‌ها در بحران‌هایی نظیر ضایعه‌ی مربوط به دلبندان خویش و یا شکست عشقی، شدیدا واکنش نشان می‌دهند!

آیا به راستی دل انسان می‌شکند؟

همگان پیاپی این جمله را گفته یا شنیده‌ایم که «قلبم شکست!» آیا حقیقت دارد که قلب آدم می‌شکند؟! پزشکان ژاپنی این حالت را شناخته و به عنوان «تاکوتسوکا» موسوم کردند. تاکوتسو: ظرفی است که ژاپنی‌ها در آن ماهی می‌ریزند و تصاویری از قلب کسانی که به این عارضه دچار بوده‌اند، در آن به چشم می‌آید. گهگاه موقع شنیدن خبر ناگواری همانند فقدان عزیزی به ناگاه در قفسه‌ی سینه دردی حس می‌کنیم. چنین بازتابی اعم از درد قفسه‌ی سینه و یا چیزی چون حمله‌ی قلبی موقع شنیدن خبر بد، پدیده‌ای است که پزشکان آن را نشانگان قلب شکسته نامیده‌اند.

پزشکان اخیرا اعلام کرده‌اند علایم زیادی هست مبنی بر این که ابتلا به نشانگان قلب شکسته ممکن است به مرگ کسان منتهی شود.

دلشکستگی بسی دردآور است، خواه عامل آن شکست عاطفی باشد یا بر اثر جان باختگی یکی از بستگان رخ نماید. ولی به نظر می‌رسد این پیشامد خطرات جدی‌تر از دردناکی را در پی داشته است؛ چون به موجب شواهدی فراوان، اختلالات قلبی برخاسته از رخدادهای شدید احساسی، احتمالا به نیستی می‌انجامد.

الکساندر لیون: متخصص قلب وعروق اظهار می‌دارد: «نشانگان قلب شکسته، عامل 2 درصد از 300 هزار حمله‌ی قلبی است که سالیانه در انگلیس روی می‌دهد.» بررسی نوین به پزشکان یاری می‌کند تا با دقتی زیاد این وضع را بازشناسد و بدین ترتیب قادرند حد شیوع ابتلا به نشانگان یاد شده را مشخص سازند.

ابتدا افزایش بی‌اندازه‌ی آدرنالین، موجب دچار شدن بدین نشانگان معرفی می‌گردید: رویدادی که احتمالا تحت تاثیر پیدایش حادثه‌ای خوش یا ناخوش رخ بنماید. برخلاف یک حمله‌ی قلبی که به سبب انسداد یکی از شریان‌های قلبی صورت گیرد. در چنین نشانگانی هیچ شریانی بسته نمی‌شود.

در عوض پزشکان را باور بر این است که فزونی بی‌حد آدرنالین به فلج موقت بطن زیرین قلب منتهی شده و به این صورت به حفره‌ی بالایی فشار بیشتری وارد گردیده و درنتیجه نشانه‌های معمول محله‌های قلبی مشاهده می‌شود و علاوه بر این، مشکل ظاهری حفره‌های تحتانی قلب هم تغییر می‌یابد. پژوهش‌های پیشین حاکی از آنند که ابتلا به این نشانگان در بین زنان فزون‌تر از مردان است. با این حال، گویی زنان بهتر از مردان می‌توانند از اثر افزایش شدیدا آدرنالین جان به در برده‌اند و احتمالا مرگ مردها بر اثر این رخداد فزون‌تر از زن‌هاست.

¢ علت ایجاد نشانگان (سندرم) قلب شکسته چیست؟

همانگونه که یادآوری شد، افزایش ناگهانی میزان هورمون‌های فشار روانی (استرس) همچون آدرنالین، ممکن است موقنا سبب آسیب‌رسانی به قلب شود. هر چند کاملا مشخص نیست که این هورمون‌ها چه سان به قلب لطمه می‌زند، لیکن آن چه به کلی بدیهی است نشانگان قلب شکسته به دنبال یک اتفاق ناراحت‌کننده‌ی جسمانی یا عاطفی پدید می‌آید.

در موارد بس نادر این نشانگان، مرگ فرد را در پی دارد. با این وصف، بسا افرادی که به این نشانگان گرفتار می‌شوند، سریعا بهبود می یابند و این عارض تاثیرات دراز آهنگی زیان‌بخش برایشان ندارد.

بر پایه‌ی مطالعات انجام یافته زنان بیش از مردان با این نشانگان دست به گریبان‌اند. حدود 9 مورد از 10 مورد این نشانگان به زنان و آن هم عمدتا در سنین 50 سالگی یا بالاتر مربوط می‌شود.

علایم

نشانه‌های این عارضه مثل علائم: حمله‌ی قلبی است یعنی با درد در قفسه‌ی سینه و تنفس کوتاه آغاز می‌شود. درد ممتد و مزمن قفسه‌ی سینه ممکن است مربوط به حمله‌ی قلبی باشد که در این صورت باید فورا به پزشک مراجعه کرد.

شیوه‌ی مدارا

به سبب پژوهش‌های اندک در این زمینه هنوز طریقه‌ی درمان مشخصی برای عارضه‌ی مذکور به اثبات نرسیده است. لکن چیزی که نخست مهم است وجه تمایز آن با حمله‌‌ی قلبی است. غالب افراد خود به خود بهبود می‌یابند، ولی امکان دارد پزشک داروهای گشاده‌ کننده‌ی عروق یا بتابلوکر برایتان تجویز نماید.

طرز تشخیص نشانگان قلب شکسته از حمله‌ی قلبی

اغلب حمله‌ی قلبی از انسداد کامل عروق قلب توسط لخته‌های خونی پدید می‌آید. لیکن در نشانگان (سندرم) قلب شکسته، عروق بسته نمی‌شوند.

گرچه جریان خون کندتر می‌گردد. ترمیم رگ (آنژیوپلاستی) عروق با گذاشتن توری مخصوص رنگ در درمان حمله‌ی قلبی اثر دارند. اما این قبیل درمان‌ها در چنین نشانگانی موثر نمی‌باشد. به موجب پاره‌ای تحقیقات نشانگان قلب شکسته امکان دارد در 10 درصد موارد چندین بار رخ بنماید.

آسیب‌های نشانگان (سندرم) قلب شکسته به زنان

قلب زنان شیشه‌ای است! لازم نیست کسی این را به شما یادآور شود. لکن شاید جالب باشد بدانید که ناملایمات زندگی بسیار کمتر از ناسازگاری‌های همسران با یک دیگر است به این ترتیب که قلب را بشکند و آنان را با یک نشانگان کاملا شدید مواجه کند! یافته‌های اخیر پژوهندگان حاکی از آن است که قلب این گروه خیلی‌ قوی‌تر و سهل‌تر از مردها می‌شکند. دانشمندان ژاپنی را عقیده بر این است سندرم قلب شکسته به وضعیتی اطلاق می‌شود که در پی وارد شدن فشار عصبی دراز مدت حاصل از شکست سخت عاطفی و یا از دست دادن یکی از عزیزان پدید آمده و امکان دارد علایمی چون حمله یا اختلال قلبی را در زنان بار آورد. معمولا بیماران بعد از ابتلا بدین وضع بدون لطمه‌های جدی درمان می‌شوند. از جمله متداول‌ترین اوضاعی که زنان به این سندرم گرفتار می‌گردند، طلاق از همسر یا مشاهده‌ی بیماری شدید وی است. میزان ابتلای زنان بالاتر از 50 سال، سه برابر زنان جوان است و زن‌های جوان‌تر از سن مذکور، 5/9 برابر مردان در سنی مشابه این عارضه دچار می‌گردند.

بنا به اظهار پزشکان، آزمایش‌های دامنه‌دار نشانگر این بوده است که زنان به دنبال مرگ همسرانشان دچار تنش بیش از حد هورمون‌های آدرنالین، که باعث بروز فشار روانی شدید و ایجاد مشکل در تپش قلب می‌شود، گردیده و در معرض سکته‌ی قلبی‌اند، سندرم قلب شکسته در زنان بیوه دو برابر مردان مشاهده می‌گردد.

تحقیقات حکایت از آن دارند که یکی از عوامل بدرفتاری در زنان، اختلالات روانی و عدم توجه به نیازهای روانی این گروه است. آسیب‌شناسان بیان می‌دارند امراض روانی بین زنان شایع‌تر از مردان است و اینان بیشترین مراجعان را به درمانگاه‌های روان‌شناسی و مشاوران را تشکیل می‌دهند. اختلالاتی مانند درماندگی، اضطراب و وسواس و غیره بهم ریختگی روان زنان منتهی می‌شود. بحران‌های عاطفی، طلاق، مرگ همسر و در اکثر زمینه‌ها فوت مادر، ایشان را با فشار عاطفی رویاروی می‌سازد. قلبی که بر اثر شکست در عشق می‌شکند، احتمال دارد خیلی دردناک باشد. غم عشق به سوگواری در اندوه از دست دادن عزیزی شباهت دارد. از دیرباز در ادبیات، داستان‌هایی پیرامون قلب شکسته بسی مهم و ضروری بوده‌اند. «ورتر»، جوانی که درگیر عشقی نافرجام گشته بود، بی‌درنگ به شهرت رسیدن «گوته» انجامید. «میکاییل بچینی»، متخصص رفتارشناسی شهری در دانشگاه وین، احساسات و کردارهای تعداد زیادی از مبتلایان به اندوه عشق را مورد بررسی قرار داد. از دیدگاه وی غم عشق در حکم یک وضع استثنایی روانی و نامناسب بود و به واکنش اندوهگین انسان به از دست دادن یک خویشاوند شباهت نزدیک داشت. حتی 45 درصد شرکت‌کنندگان در این بررسی علمی، از امکان تصمیم به خودکشی هم سخن به میان آورده بودند.

«هلن فیشر»؛ معتقد است امکان دارد اندوه عشق، مفهوم شرایط بسیار حاد تنشی را برای بدن در بر داشته باشد. او می‌افزاید: «در اوضاع و  احوالی که بشر تحت این سان تنش‌های روانی واقع می‌شود، احتمال پیدایی بیماری‌های متعددی وجود دارد، چرا که عملکرد مقاومت بدن در برابر اقسام امراض تقلیل می‌یابد». به این ترتیب داستان‌هایی را که از جانبازی انسان‌ها بر اثر حزن عشق توان‌فرسا توصیف می‌شود، نباید قصه‌پردازی وصف کرد. خانم فیشر اضافه می‌کند: «در افراد مبتلا به غصه‌ی عشق، من نخست متوجه دوگونه احساس درونی شدم که ممکن است به شدیدترین وجهی خود را بنمایاند». خشم و نومیدی پیش از این که عاقبت شخص به چنین وضعی بیانجامد، وی در خود حالاتی از ناتوانی، سستی، عجز، درماندگی، فقدان انگیزه، خودآگاهی درهم شکسته، احساسات مالیخولیایی، ترس و بیزاری می‌آزماید. ولی آن دگرگونی‌های تنکِردشناسی (فیزیولوژیکی) که به مدد شیوه‌های علمی در چنین شخصی اثبات شدنی است، موجب کاهش سروتونین یا (هورمون خوشبختی) در مغز بیمار می‌باشد. فردی که مورد بی‌مهری واقع شده است در یک دوره‌ی اولیه و اعتراضی می‌کوشد از هر راهی که مقدور است وضعیت خویش را به حالت پیشین بازگرداند. گسیختگی رابطه با طرف مقابل، دوپامین یا ماده‌ی پیام‌آور عشق را به حداکثر می‌رساند و این به شرطی است که از پاداش خبری نیست. هر چقدر شریک جنسی ما فاصله‌ی فزون‌تری از ما بگیرد، احساس عاشقانه‌مان به وی شدیدتر می‌گردد. شریک جنسی قبلی مجددا به کانون همه‌ی کنش‌هایمان بدل می‌گردد و عشقمان بدو افزون می‌شود.

لیکن سرانجام زمانی فرا می‌رسد که شریک جدا مانده به این نتیجه می‌رسد که باید از محبوبش دست بکشد و همین موضوع سبب می‌گردد که به ناامیدی شدید دچار شود و حتی شاید افسرده شده و مقدار دوپامین مغزش کمتر از حد معمول گردد.

احساس خشم، بیزاری و گرایش به انتقامجویی به سراغ افرادی می‌آید که یار سابق، آنان را تنها گذاشته و رفته است. البته کسانی که خودشان رابطه را با شریک جنسی گسسته‌اند، طبق یافته‌های خانم روانشناسی موسوم به «ایناگراو» دچار همان صدمات روانی می‌شوند که اشخاص رها شده. می‌گردند ولی در چنین حالتی احساس خشم نسبت به دیگری خیلی به ندرت پیش می‌آید.

زنانی که دچار اندوه عشق شوند، بسیار شدیدتر از حالت مشابه در مردها درد می‌کشند. طی یک بررسی علمی خانم گرا‌و به این پیامد رسید که زنان بیشتر به سردرد، درد در ناحیه‌ی شکم و دست و پایشان مبتلا می‌شوند. ایشان از ناراحتی‌های گردش خون، خستگی و بی‌خوابی رنج می‌برند. او در عین حال دریافت که استعداد و احتمال مبتلا شدن به بیماری اندوه عشق به خصوصیات فردی نیز بستگی دارد. آن گروه از انسان‌هایی که در رابطه‌ی عاشقانه احساس مالکیت نسبت به طرف مقابل دارند، ممکن است دفعات فزون‌تری دچار اندوه عشق شوند. این مورد البته درباره‌ی افراد خجالتی و کسانی که اتکا به نفس اندکی دارند، صادق است. از دیدگاه خانم فیشر، انسان‌های عاشق همانند معتادان به مواد مخدرند یا در واقع فعالیت‌هایی که در مغز این دو دسته از افراد رخ می‌نماید، خیلی شبیه همند. برداشتن همان گام‌هایی که به منظور ترک اعتیاد به موادمخدر سودمند است به آنهایی که از دوست خویش جدا گشته‌اند نیز کمک می‌کند. باید تمام رشته‌های اتصال با شریک جنسی سابق گسسته شود. آنچه به راستی در حکم ماده مخدر برای بیمار عشقی را دارد. هدایا و نامه‌هایی که پیشتر دریافت شده است را باید دور ریخت و شخص بیمار به جایی نرود که وی را به یاد شریک سابقش بیندازد  ولو چنان چه انجامش مشکل باشد. باید این‌گونه افراد تلاش ورزند از هر چیز تازه‌ای که توجه را از مشکلات دور می‌سازد، بهره بگیرند که مقدار ماده‌ی دوپامین را می‌افزاید.

نکته‌ی تسلی‌بخش، آن که گذشت زمان در بیشتر موارد حتی زخم‌های یک قلب شکسته را هم درمان می‌کند و این واقعیتی است که در پژوهش‌های میشاییل بجینی عملا ثابت شده است. هر چقدر از زمان جدایی بیشتر گذشته باشد، احساسات ناراحت‌کننده و افسردگی‌بخش کاهش می‌یابند و تمایل به درون‌گرایی کمتر می‌شود و این در حالی است که قدرت تمرکز، خوداتکایی و وضعیت نیکوی روانی به کندی افزایش می‌یابد و در صورتی که هنوز هیچ‌گونه دارویی برای بهبود بیماری اندوه عشق ساخته نشده است. خانم گراوا توصیه می‌کند که چنین شخصی باید بکوشد تا با  دوستان دیگرش وقت بیشتری بگذراند و حتی چنانچه جهت منحرف ساختن پندارهای ناراحت‌کننده‌اش باشد، ولی از یک مورد هم نباید غافل شد و آن این که اندوه عشق را نباید سرسری گرفت، خاصه در رابطه با افرادی که در نقاطی با شبکه‌های اجتماعی ضعیف و ناکارآمد زندگی می‌کنند. در صورتی که اندوه عشق تداوم یابد، باید حتما به مشاوره‌های درمانی مراجعه نمایند.

عشق بی‌سرانجام «ورتر» جوان به «لوته» عاقبت وی را به خودکشی سوق داد. نویسنده‌ی آن اثر بهترین راه چاره را برگزیده بود: انحراف اندیشه از رخدادی عذاب‌آور، چرا که به موجب سخنان خود گوته، او رمان در رنج‌های ورتر جوان را طی دو هفته نوشت و این برای آن بود که وی به گونه‌ای با اندوه عشقی که خود گرفتار شده بود، پیکار کند و خویش را از تصمیم به خودکشی دور سازد.

***

مشکنیدش، دل است این، دل است این!

گرچه از جنس آب و گل است این

مشکنیدش، دل است این، دل است این!

هم سفالینه، هم آبنوسی است

یک معمایی مشکل است این

پاک و بی‌کینه و زود باور

کودک ساده‌ی غافل است این

برتنش نقشی از زخم عشق است

زخمی پنجه‌ی قاتل است این

میوه‌اش، طعم اندوه دارد

باغ بی‌حاصل است این

قایقم را به گرداب را‌ندم

باز پنداشتم حاصل است این

کاش با کینه می‌گفتم از عشق

گرچه اندیشه‌ای باطل است این

ای جنون، راه دیگر نمانده! سنگ کفاره‌ی عاقل است این

بر زمین می‌زنندت دل من!

شیشه جان! آخرین منزل است این

«علیرضا طبایعی»

ز دل شکستگی خویش زمینگیرم

دل شکسته ز پای شکسته کمتر نیست

«نجیب کاشانی»

 

 

 

 

 


شنبه 24 فروردين 1398
03:53:56
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT