گراندهتل، بستر ساز تحولات اجتماعی در قزوین


محمدرضا مقدم
ابوالفضل سروش مهر فیلمساز، آن‌گونه که خود می‌گوید سال 1355 در قزوین به دنیا آمده و با ورود به انجمن سینمای جوان فعالیت خود را در این عرصه آغاز کرده است. «نوای سیمرغ» اولین تجربه جدی فیلمسازی اوست. «زندگی آن سوی هیاهو» عنوان فیلم دیگری است که توسط سروش مهر ساخته شده و او با این اثر توانسته در جشنواره بین‌المللی کیش جایزه بهترین فیلم را به خود اختصاص دهد. ساخت مستندی شش قسمتی با موضوع نفت و همچنین ساخت چندین مجموعه مستند با رویکرد اجتماعی برای برنامه پارک ملت، از جمله دیگر ساخته‌های این فیلمساز جوان قزوینی است که حالا سفیدی موهایش، نشان از تجربه‌های بسیارش دارد. «نامه دانشوران» و «گراند هتل» از مهمترین مستندهایی هستند که او در زمینه تاریخ آموزش و پرورش و هتل معروف و تاریخی قزوین ساخته است. مستند خیابان سپه و مکتب تعزیه قزوین هم دو اثری هستند که قرار است سیر تاریخی آنها توسط دوربین این مستندساز روایت شوند و این دو فیلم، سال آینده کلید بخورند و بر پرده نمایش بنشینند. برای اطلاع از کم و کیف ساخته های این هنرمند همشهری و نیز آشنایی بیشتر خوانندگان فرهیخته «ولایت» با او و فعالیت‌هایش، به دیدار سروش مهر رفتیم. آنچه در ادامه می‌آید نتیجه دو ساعت گپ و گفت است.    برای شروع، از ورود به عرصه فیلمسازی بگویید. سال 1373 وارد انجمن سینمای جوان شدم و طبیعتاً این آغاز راه بود، اما از سال 1380 به شکل جدی‌تری به فعالیت‌‌های فیلمسازی ورود کردم. از یک برهه زمانی، علاقه من به مستندسازی بیشتر شد و متوجه شدم فضای ساخت مستند برایم جذاب‌تر است.  درباره فیلم مستند، تعاریف فراوانی است، از نگاه ابوالفضل سروش مهر، فیلم مستند چیست؟ تفسیر خلاقانه امر واقع از جهان پیرامون، شاید بهترین تعریفی است که می‌توان از مستند بیان کرد. حالا در پرداختن به این امر لزومی برای نشان دادن عین واقعیت نیست، بلکه می‌توانیم حقیقتی که مد نظر داریم را از دل آن روایت بیرون بکشیم.  در میان کارهای اولیه شما، مستندی وجود دارد که شخصیتی به نام «شیر محمد» محور آن است، چه شد که او را به عنوان سوژه برای ساخت مستند انتخاب کردید؟ سال 79 یا 80 بود که یکی از روزنامه‌ها تیتر زده بود: «واپسین دونلی نواز جهان» و در این مقاله به معرفی شیر محمد پرداخته بود. خیلی کنجکاو شدم و به ایرانشهر محل سکونت شیرمحمد در بلوچستان رفتم. وقتی محیط را از نزدیک دیدم و با شیرمحمد صحبت کردم نظرم جلب شد و برای ساخت مستند مصمم تر شدم. پژوهش و تحقیق‌های لازم را شروع کردم و به این نتیجه رسیدم که این مستند بهتر است در فضای داکیو دراما (اجرای نمایشی) ساخته شود. تصویربرداری آن نزدیک به دو هفته طول کشید. در این مستند دو پی رنگ داشتیم؛ اول پرداختن به زندگی شخصی و هنری شیر محمد و دیگری موسیقی فولکلور بلوچستان و نقش آن در زندگی مردم. در نهایت هم سعی کردم این دو مقوله را با هم تلفیق کنم. این کار اولین تجربه جدی من و کل گروه در خارج از سینمای جوان برای ساخت مستند بود. خوشبختانه بازخورد خوبی هم داشت ولی امروز که دوباره آن را نگاه می‌کنم می‌بینم که فیلم نقاط ضعفی داشته چون در آن مقطع تجربه لازم را نداشتم.  مستند «نامه دانش‌وران» ظاهرا اولین تجربه همکاری شما با صدا و سیما بوده؟ بله. بعد از ساخت مستند جزایر نفتی، مدتی مستند صنعتی می‌ساختم. صدا و سیما از من دعوت به همکاری کرد؛ من هم طرح اولیه مستندنامه دانشوران را به سازمان دادم و بعد از تصویب طرح پیگیر مراحل ساخت آن شدم. در این مستند شش قسمتی به تاریخ صد و ده ساله آموزش و پرورش نوین قزوین پرداخته شده است، یعنی از زمان تعطیلی مکتب‌خانه‌ها و تاسیس مدرسه امید به عنوان نخستین مدرسه نوین قزوین.  برای ساخت این مستند از چه منابع تحقیقی استفاده کردید؟ برای تحقیق و پژوهش این مستند از آثار دکتر صفاری مولف کتاب سه جلدی تاریخ مدارس در ایران و همچنین دکتر سید محمد دبیرسیاقی استفاده کردیم. خوشبختانه جزو معدود دفعاتی بود که مرحوم استاد دبیر سیاقی پذیرفتند جلوی دوربین قرار بگیرند. در کنار این دو بزرگوار، عکس‌های قدیمی و اسناد و تحقیقات میدانی و... به ما کمک زیادی کردند. دکتر دبیرسیاقی و عبدا... خان سر رشته‌داری از دومین نسل دانش‌آموزان مدرسه امید بودند، یعنی نسلی که بعد از قاضی ارداقی در این مدرسه به تحصیل پرداختند. مرحوم قاضی ارداقی از پیشگامان آموزش نوین در ایران نیز مدتی در مدرسه امید مدیر بود که در جنبش مشروطه کشته می شود. «فرهنگ» دومین مدرسه قزوین، در خیابان مولوی و در کوچه دهنه دیمج ساخته می شود که امروز اثری از آن باقی نمانده و در دوره های بعد مدارسی مانند کانتور ساخته می‌شوند.  مدرسه کانتور مختص اتباع روسی بوده؟ از مجموعه سازه‌هایی که به نام کانتور در قزوین ساخته می‌شود امروز تنها کلیسای کانتور باقی مانده است. علاوه بر فرزندان اتباع روس، خانواده‌هایی که از وضعیت مالی مساعدی برخوردار بودند ترجیح می‌دادند فرزندانشان نیز در این مدرسه تحصیل کنند، زیرا به آنها زبان روسی آموزش می‌دادند. نکته جالب توجه این است که خیلی از دانش‌آموزان قزوینی این مدرسه برای ادامه تحصیل به خارج از ایران می‌رفتند و بعد از مدتی با افکار چپ‌گرایانه و مارکسیستی که با باورهای خانواده‌هایشان مغایرت داشت به ایران بازگشتند. عبدالصمد کامبخش از اعضای 52 نفر حزب توده ایران از جمله این افراد است. این مستند با اقبال خوبی روبه رو شد و در بین تولیدات 33 استان مقام نخست تولید مستند را به دست آورد و جدای از رویکرد جشنواره‌ای برای مردم قزوین هم احساس نوستالژیک داشت.  در مستند گراندهتل به چه نکاتی پرداختید؟ ما در این مستند با رویکرد تاریخی به گراند هتل نگاه کردیم و گراند هتل را به عنوان یک کالبد زنده در نظر گرفتیم. بناها یادآور خاطرات جمعی است. آیا گراندهتل برای قزوینی‌ها یادآور خاطرات جمعی بوده است یا نه؟ گراندهتل امروز و حتی در گذشته چه جایگاهی داشته است؟ در مستند گراندهتل ما سعی کردیم به این پرسش‌ها پاسخ دهیم. امروز اگر از اکثر قزوینی‌ها بپرسید که گراندهتل چه کاربردی داشته است در جواب می‌گویند نُوشگاه! در صورتی که این فقط ظاهر قضیه است و با ساخت گراند هتل اتفاقات مهمی در قزوین رویداده است.  ساخت گراندهتل در آن مقطع زمانی دلیل خاصی داشته؟ ارباب برزو مهرشاهی از مهاجرین زرتشتی بود که برای سکونت به قزوین آمد. وی شخصیت متجددی داشت و برای اولین بار موتور برق را به قزوین آورد، در همان کوچه مجاور گراند هتل که امروز به کوچه چراغ برق معروف است. توسط او برای اولین بار در قزوین سالن سینما ساخته شد. به علت ورود تجدد و مدرنیزاسیون کردن ایران و همچنین اشغال مکرر نظامی قزوین توسط روس‌ها و انگلیسی‌ها و رفت و آمدهای آنان در برهه از زمان به قزوین، ارباب برزو تصمیم می‌گیرد گراند هتل را در این شهر بسازد.  به ساخت سینما اشاره کردید، سینما در قزوین چه جایگاهی داشته، با توجه به اینکه مردم قزوین مذهبی بودند. بعد از ساخت سینما ایران توسط ارباب برزو مهرشاهی، ما شاهد این هستیم که در دوره‌های بعد سینماهای متعددی در قزوین ساخته می‌شود که این قضیه می‌تواند گویای این باشد که قزوینی‌ها استقبال خوبی از سینما داشته‌اند. البته پیش از ارباب برزو هم، سینمایی به نام «مایاک» توسط آقای حکیم اُف در خیابان سپه شکل گرفته بود که در دوره‌های بعد به سینما «دایاموند» تغییر نام می‌دهد. مرحوم دکتر دبیرسیاقی تعریف می‌کرد در دوره‌ای جلوی مسجد جامع به طور موقت چادرهایی برپا کرده بودند و به این شیوه فیلم‌های کوتاهی را برای مردم به نمایش درمی‌آورند و به زعم ایشان می‌توان از آن به عنوان نخستین سینمای روباز قزوین یاد کرد. مستند کوتاه اختراع کاغذ، اولین مستندی بوده که به این شیوه در قزوین اکران می‌شود.  به موضوع گراندهتل باز گردیم، این هتل در زمان حیاتش مجموعه‌ای مدرن به حساب می‌آمد؟ اگر گراندهتل تهران را فاکتور بگیریم، گراندهتل قزوین مدرن‌ترین هتل زمان خودش بوده است. بنای آن متاثر از مهمانخانه‌ای در خیابان سپه بوده که امروز اثری از آن باقی نمانده است و همچنین هتل پاریس که امروز به نام هتل ایران در خیابان سپه قرار دارد و مالکیت آن متعلق به شخصی به نام حکیم اف بوده است. به این ترتیب گراندهتل قزوین با تمام متر و معیارهای اروپایی و در کلاس جهانی ساخته می‌شود. آشپزخانه مجزا، سالن‌های پذیرایی مجزا و رزرویشن جزو امکاناتی است که در آن مقاطع زمانی گراند هتل قزوین را از اندک هتل‌های دیگر ایران مجزا می‌کرد. حتی جالب است بدانید از روغن کرمانشاهی برای طبخ کلیه غذاهای گراندهتل استفاده می‌شد و از روغن‌های موجود در بازار قزوین استفاده نمی‌کردند.  می‌توان گفت ساخت گراند هتل در ساختار اجتماعی قزوین تاثیر گذار بوده است؟ قطعا. با ساخته شدن گراندهتل از لحاظ رویکرد اجتماعی ما با یک پاتوق در قزوین مواجه می‌شویم. افرادی که عموما در مشاغل اداری اشتغال داشتند، بعد‌از‌ظهر‌ها در گراند هتل جمع می‌شدند، روزنامه می‌خواند، رادیو گوش می‌دادند و با هم صحبت می‌کردند .حتی بعضی‌ها دارای میز مخصوص بودند و فقط در محل مخصوص خود می‌نشستند. زمانی که «چارلز شرودر» عکاس آماتور امریکایی برای گرفتن عکس به قزوین می‌آید، در تمام عکس‌هایی که توسط او در خیابان پیغمبریه گرفته شده، گراندهتل مشخص است و زوم دوربینش روی گراند هتل بوده است و این نشان دهنده اهمیت گراندهتل است. از لحاظ معماری هم باید گفت بر بسیاری از ساختمان‌هایی که در دوره پهلوی اول ساخته شده، تاثیرگذار بوده است.  رویداد تاریخی خاصی در گراندهتل رخ داده است؟ گراند هتل زمانی ساخته می‌شود که هنوز شهر معنای امروزی خودش را نداشته و طبیعی است که در این مقطع زمانی گراند هتل به کانون توجهات شهر قزوین تبدیل می‌شود. جلسه رضاخان با آیرونساید قبل از کودتای 1299 و انتصاب رضاخان میرپنج در سِمت سردار سپه در همین گراند هتل انجام شده است. خیلی از مقامات سیاسی و یا گروه‌های ورزشی که از قزوین می‌گذشتند، گراند هتل را برای استراحت انتخاب می‌کردند. در دوره‌های بعدی هم شرکت مسافربری تی.بی.تی و لوان تور که جزو معتبرترین شرکت‌های مسافربری وقت بودند، در این مجموعه دفتر داشتند و اتوبوس‌هایشان به هنگام عبور از قزوین در خیابان پیغمبریه پارک می‌کردند تا مسافرهایشان برای صرف غذا به گراند هتل بروند. قبل از انقلاب که ساخت فیلم فارسی خیلی رونق داشت گروه‌هایی که برای ساخت فیلم به شمال کشور یا شهرهای مجاور قزوین می‌رفتند ترجیح می‌دادند که در گراند هتل ساکن شوند.  کاربری گراندهتل در دوره‌های بعدی حفظ می‌شود؟ در مستند گراند هتل به این مورد هم پرداخته‌ایم، حتی مقایسه‌ای بین گراند هتل قزوین و هتل‌های مشابه آن داشته‌ایم. برای مثال تاریخچه هتلی را در ژوهانسبورگ افریقا بررسی کردیم که هم دوره گرانده هتل قزوین بوده است و متوجه شدیم که این هتل هم مشابه نمونه قزوینی‌اش یک دوران اوج و شکوه را پشت سر گذاشته است و در دوره معاصر از رونق آن کاسته شده و حتی در برهه‌ای از زمان به محلی برای پناه بی‌خانمان‌های ژوهانسبورگ تبدیل شده است. گراند هتل قزوین هم همین سرنوشت را داشته و در دوران جنگ تبدیل می‌شود به محلی برای اسکان افراد جنگ زده‌ی جنوب کشور که خانه‌هایشان را در بمباران از دست داده بودند.  در حال حاضر چه سرنوشتی در انتظار گراند هتل است؟ مدتی پیش به اتفاق یکی از دوستان همکار که از تهران آمده بود، برای دیدن لوکیشن به داخل گراند هتل رفتیم، متاسفانه خیلی فرسوده‌تر از زمانی شده بود که مستند گراند هتل را ساختیم. امروز از گراند هتل فقط یک بنای مخروبه با ظاهری بد ریخت از ورقه‌های گالوانیزه‌ای در منظر عمومی پدیدار شده است که حتی گرد و خاک آن مزاحمت‌های فراوانی را برای مغازه‌های مجاور به وجود آورده است. امیدوارم اگر روزی دولتخانه صفوی به طور کامل احیا شد در کنار این مجموعه از گراند هتل به عنوان بنایی با کاربری فرهنگی استفاده شود. گرچه هر روزی که می‌گذرد مرمت این بنا دشوارتر می‌شود و اصلا معلوم نیست با این وضعیت آیا گراند هتل قابل مرمت هست یا نه!  می‌توان گفت که گراند هتل موفق‌ترین تجربه شما در عرصه مستندسازی است؟ باید بگویم نسبت به آثار دیگر من با اقبال بهتری در دیده شدن مواجه شد؛ در رویکرد جشنواره‌ای هم حضور موفقی داشت. در جلسه‌ای که در مرکز صدا و سیمای قزوین داشتیم عنوان شد که مستند گراند هتل نزدیک به سی مرتبه از شبکه‌های تلویزیون پخش شده است.  علاقه شما به ساخت مستند تاریخی بیشتر است؟ من معمولا ترجیح می‌دهم فضای مستند توسط خودم طراحی شود تا بتوانم داستان را آن طور که خودم می‌خواهم کنترل کنم. اصولا گرایش زیادی به ساخت مستندهای ملتهب ندارم. شاید به این علت است که روحیه ماجراجویی ندارم و بیشتر به دنبال ساخت مستندهای تاریخی و یا معماری و... هستم. برای من خیلی لذت‌بخش است نکته‌های مختلف پژوهش را از لابه لای کتاب‌ها و اسناد تاریخی استخراج کنم و آنها را کنار هم قرار دهم تا به نتیجه مطلبوبم برسم. البته از کنار بعضی از موضوعات اجتماعی هم نمی‌توانم به راحتی عبور کنم.  در حال حاضر مشغول ساخت چه پروژه‌ای هستید؟ مستندی 9 قسمتی با موضوع اعتیاد ساختم که در مرحله مونتاژ قرار دارد. این مستند 9 کارکتر دارد که هر 9 نفر آن‌ها اعتیاد سنگینی داشته‌اند، ولی بعد از ترک به زندگی طبیعی برمی‌گردند و امروز زندگی موفقی دارند. یکی از آنها توانسته به مقام قهرمانی شنا برسد و کارکتر دیگر موفق شده چندین بار در فصل زمستان به قله دماوند صعود کند. این کاراکترها ساکن قزوین هستند و بعد از ترک اعتیاد به چهره‌ای شاخص در استان تبدیل شده‌اند. مستند خیابان سپه و تعزیه قزوین هم دو پروژه دیگری هستند که هنوز به پایان نرسیده و مرحله پژوهش آنها به زودی تکمیل می‌شود. البته قسمت‌هایی از فیلمبرداری مستند خیابان سپه انجام شده است و ان‌شاا... تا پایان خردادماه سال آینده ساخت هر دو مستند به پایان می‌رسد و به امید خدا از خرداد ماه آینده پروژه‌ی ساخت فیلم سینمایی سرلشکر خلبان لشکری را آغاز می‌کنم. قسمت‌هایی از این فیلم در عراق باید ساخته شود .این پروژه از حیث وسعت و بزرگی با تمام کارهایی که در این مدت انجام داده‌ام، قابل مقایسه نیست.  در مستند تعزیه به شخصیت‌های تاثیرگذار مکتب تعزیه قزوین پرداخته‌اید؟ در این مستند رویکرد من مرتبط با افراد نیست بلکه مرتبط با متن نسخه‌های تعزیه است. اساس پژوهشی این مستند تقریبا تمام شده، اما هنوز نگارش فیلمنامه را شروع نکرده‌ایم. چیزی که تعزیه قزوین را شاخص کرده فراتر از افراد تعزیه‌خوان است و می‌توان گفت متون نسخه‌های تعزیه، نقش اصلی را در شکل‌گیری این مکتب به عهده دارند.  تعزیه قزوین همزمان با عهد ناصری به شکوفایی رسیده؟ مکتب تعزیه قزوین احتمالا کمی قبل‌تر از عهد ناصری شکل می‌گیرد. در زمان ناصرالدین شاه و همزمان با ساخت تکیه دولت، اکثر تعزیه‌خوان‌های تراز اول کشور به تهران مهاجرت کرده و فعالیتشان را در تکیه دولت ادامه می‌دهند. به این ترتیب تعزیه وارد فاز جدیدی می‌شود و از آن شکل اجرای محله‌ای که بیشتر مختص طبقه پایین جامعه بود خارج شده و به شیوه فاخر و جدی‌تر از گذشته اجرا می‌شود. دلیل این امر را باید در نگاه ویژه حاکمیت وقت و به ویژه شخص ناصرالدین شاه به این هنر دانست. در این دوره تعزیه در اکثر نقاط کشور به دوران شکوفایی می‌رسد.  در این میان، مکتب تعزیه قزوین چه تمایزی با تعزیه دیگر شهرها دارد؟ به نظر من این تفاوت را بابد در نسخه‌ها جست‌و‌جو کرد. می‌توان گفت فرم روایی و اجرای نسخه‌ها در مکاتب مختلف تعزیه با هم تفاوت دارد. برای روشن‌تر شدن بحث می‌توانم به این مثال اشاره کنم: نمایشنامه هملت توسط شکسپیر نوشته شده است و «لارنس الیویه» کارگردان انگلیسی آن را اجرا کرده و همچنین «گریگوری کوزینتسف» کارگردان روسی نیز همین نمایش را به صحنه کشانده است. در اینجا ما با دو اجرای متفاوت از نمایش هملت روبه رو هستیم، اما کلیت داستان در هر دو روایت هیچ فرقی باهم ندارد. در تعزیه هم به همین صورت است. کلیت شخصیت حضرت عباس (ع) در همه مکاتب تعزیه به صورت واحد است، ولی روایت‌ها با هم متفاوت است و همچنین شیوه‌های مختلفی که بازگوکننده شخصیت این بزرگوار است. نکته‌ای که هرگز نباید فراموش کرد این است که امروز تعزیه نیاز مُبرم به آسیب شناسی دارد. خیلی از تعزیه‌خوان‌ها امروز بدون میکروفون نمی‌توانند بخوانند و یا موسیقی تعزیه آسیب‌های فراوانی دیده است که باید بررسی و برای حل آن چاره‌ای اندیشید.  دشوارترین قسمت ساخت مستند چه مرحله‌ای است؟ جذب منابع مالی سخت‌ترین مرحله در ساخت یک مستند است. قانع کردن مدیران برای هزینه کردن جهت ساخت مستند، کار خیلی دشواری است. فیلمساز به جای اینکه فکر جنبه‌های آرت و پژوهش فیلم باشد باید دنبال جذب سرمایه بدود، در صورتی که این دو مورد هیچ ربطی به هم ندارند. این قبیل موانع فقط موجب کاهش تمرکز فیلمساز و در نهایت نزول سطح کیفی کار او می‌شود. جدا از موضوع جذب سرمایه، تحقیق و پژوهش هم دشوار‌ترین امر در ساخت مستند است.  و ساخت مستند با مشکلاتی دیگر هم روبه روست؟ قسمتی از مشکلات کار به فقر منابع اطلاعاتی برمی‌گردد. من کشور فرانسه را مثال نمی‌زنم، ولی همین کشور ترکیه در ثبت و ضبط اسناد سابقه‌ای طولانی دارد. حالا ما در قزوین چه میزان عکس و سند تاریخی داریم که با استفاده از آن‌ها تاریخ گذشته شهرمان را بازسازی و تعریف کنیم؟ مردم کشور ما خیلی علاقه‌ای به ثبت خاطرات و رویدادهای زندگی‌شان نداشته‌اند، در صورتی که عکس گرفتن و ثبت خاطرات برای اروپایی‌ها تبدیل به یک سنت شده است. «راس مکالوی» که مستندساز مورد علاقه من است با استفاده از همین عکس‌ها و فیلم‌هایی که در محیط پیرامون و خانواده‌اش ثبت کرده، بهترین مستندهای ممکن را خلق کرده است. مشکل بعدی ما عدم آگاهی مدیران است. مدیران که همان سفارش‌دهندگان مستند هستند، همه معیار‌های تعریف شده برای یک مستند را در کنار هم و با هم می‌خواهند! هم می‌خواهند یک مستند تیزری برایشان بسازیم؛ هم رویکرد جشنواره‌ای دارند و هم می‌خواهند در تلویزیون پخش شود و در نهایت هم یک دقیقه از مستند را در اینستاگرامشان به نمایش بگذارند! باید گفت برآورده کردن تمام این خواسته‌ها غیرممکن است.  مگر ساخت یک مستند چه قدر هزینه دارد که مدیران ما تمایلی به پرداخت آن ندارند؟ واقعیت قضیه این است که هنوز برای ساخت یک مستند حداقل‌های هزینه هم در نظر گرفته نمی‌شود. مستند خیابان سپه اگر قرار بود در شرایط معمول ساخته شود حداقل باید بودجه‌ای سیصد میلیون تومانی برای ساخت آن تعریف می‌شد. من قرار داد این پروژه را با دلار چهار هزار تومانی امضا کردم و حالا باید با دلار سیزده هزار تومانی کار را تحویل دهم. در صورتی که صنعت فیلمسازی به شدت به نرخ ارز وابسته است. برای ساخت یک مستند فاخر و جدی حداقل باید 300 الی 500 میلیون تومان هزینه شود.  آن وقت در این میان، وضعیت اقتصادی مستندسازان به چه صورت است؟ افتضاح. یک مستندساز باید شش ماه وقت صرف کند و به اندازه بیست سال از اطلاعات و دانشی که در این مدت کسب کرده استفاده کند. بعد از مونتاژ کار و پرداخت دستمزد کلیه عوامل پروژه، در نهایت مبلغ 50 میلیون تومان به او پرداخت می‌شود. آیا این مبلغ نسبت به حجم کاری و بار مسئولیتی که بر عهده اوست قابل مقایسه است؟ همه جای دنیا مستندسازان از وضعیت مالی قابل قبولی برخوردارند، ولی در ایران مستندسازانی که از رفاه مالی برخوردار باشند تعدادشان از انگشتان دو دست هم کمتر است.  چه توصیه‌ای به علاقه‌مندان و مستند‌سازان جوان دارید؟ من چند سالی است که در انجمن سینمای جوان تدریس می‌کنم، افراد زیادی را از مشاغل مختلف می‌بینم که به مستندسازی علاقه دارند و من این اتفاق را به فال نیک می‌گیرم. اگر جوان‌ها یک مقدار کوشاتر باشند و بیشتر به امر پژوهش و مطالعه بپردازند، یقینا در آینده موفق‌تر خواهند بود. تکنیک جوان‌ها و همچنین شناخت آنها از ابزار، نسبتا خوب است. در مجموع با وجود تمام نکات ضعفی که در بحث سخت‌افزاری وجود دارد، آینده‌ی مستندسازی ایران را مثبت می بینم.  مستندسازی در قزوین با چه مشکلاتی مواجه است؟ اگر بخواهم مستندسازی قزوین را نسبت به شهر‌هایی مانند: اصفهان، تبریز، رشت و شیراز که به طور جدی در این عرصه فعالیت دارند، مقایسه کنم اصلا وضعیت خوبی نداریم. شهرها و استان‌های مختلف کشور حتی دزفول امکانات اکران فیلم‌‌های هنر و تجربه را دارند، ولی ما هنوز در قزوین این امکان را نداریم. شهرهایی که نام بردم خانه مستند دارند، چرا ما نباید در قزوین یک خانه مستند داشته باشیم! در صورتی که مستندسازان قزوینی در کشور نام آشنا هستند. رضا تیموری یکی از بهترین فیلمبرداران مستند ایران است. مجید عاشقی و حمید نجفی‌راد از بهترین تدوینگران مستند ایران هستند. قزوین تمام پتانسیل‌‌های لازم را دارد، ولی متاسفانه مدیران ما در حمایت از جامعه مستندسازان کم‌کاری می‌کنند. واقعا لیاقت فیلمسازان قزوین این نیست. ارشاد به عنوان متولی می‌تواند خیلی بهتر عمل کند. یعنی اداره ارشاد نمی‌تواند با یک سینما قرارداد ببندد تا هفته‌ای یک روز فقط یک سانس را به پخش مستند و سینمای هنر و تجربه اختصاص دهد!  ظاهرا سال گذشته تلاش‌هایی در این زمینه شد ولی به صورت مقطعی! بنده به همراه امیر جلالیان که از یکی از فیلمسازان جوان و خوش‌آتیه ایران هستند، به طور شخصی پیگیری کردیم و به نتایج خوبی هم رسیدیم، ولی متاسفانه اداره ارشاد پشتیبانی نکرد و کار تعطیل شد. در برنامه‌ای با عنوان «تماشای مستند» توانستیم 55 مستند پخش کنیم و در سری جدید آن در سینما چشم 13 مستندی را پخش کردیم که برنده جایزه اسکار بودند. هر برنامه هم 150 تا 200 تماشاگر داشتیم و سالن کاملا پُر می‌شد، ضمن اینکه جریانی راه افتاده بود تا مخاطب قزوینی بتواند بهترین مستندهای روز دنیا را در سینمای شهر خودش ببیند. آثاری از کریس مارکر، پاتریشیا گوزمن، راس مک الوی و...  چه دلیلی باعث تعطیلی این برنامه شد؟ سینما مهتاب هر هفته مبلغی برای اجاره سالن می‌خواست، یعنی اداره ارشاد توانایی پرداخت اجاره یک سانس سینما مهتاب را نداشت!؟ ما تمام کارها را خودمان انجام می‌دادیم تا در مخارج صرفه‌جویی کنیم. با این میزان عشق و علاقه کار کردیم ولی در نهایت کار تعطیل شد. شنیدم که گفته‌‌اند این مستندها بدون سانسور پخش می‌شود. ا... اعلم! در صورتی که این مستندها بدون ایجاد مشکل در مکان‌های فرهنگی تهران اکران می‌شدند، ولی در قزوین متاسفانه با این بهانه‌های واهی روبه رو بودیم.  چه توصیه‌ای به مستندسازان جوان دارید؟ هرگز ناامید نشوند. سختی هست ولی باید به هدفشان ادامه بدهند. به دنبال ساخت فیلم‌های شخصی خودشان باشند؛ گروهی سبک و جمع و جور تشکیل دهند و از سوژه‌هایی که در زندگی خودشان وجود دارد غافل نشوند. تا زمانی که تجریه لازم را به دست نیاورده‌اند دنبال سوژه‌های سنگین نباشند. فیلم‌های بزرگ به معنای پروداکشن‌های بزرگ نیست. فیلم‌های کیارستمی هیچ وقت پروداکشن‌های بزرگ نداشتند، اما فیلم کلوزآپ به یکی از ماندگارترین فیلم‌های تاریخی سینمای ایران تبدیل شد. حتی با امکانات کم مانند موبایل می‌توانند مستند بسازند به شرطی که سوژه آن‌ها متناسب باشد‌.  چند مستندساز خوب به خوانندگان روزنامه معرفی کنید. پاتریشیا گوزمن، راس مک الوی، کریس مارکر، ورنر هرتسوک و از ایرانی‌ها هم می‌توان از ابراهیم گلستان، عباس کیارستمی، سهراب شهید ثالث، ابراهیم مختاری، مهرداد اسکویی. همه‌ی فیلم‌ها و مستندهایی که این افراد ساخته‌اند، ارزنده و مهم است.  به عنوان صحبت پایانی اگر مطلبی هست، بفرمایید. امیدوارم تلاطم اقتصادی و شرایطی که امروز با آن دست به گریبان هستیم باعث نشود که فیلمسازها از نفس بیفتند. جریان و شرایطی فراهم شود که بتوان کار کرد و نتیجه‌اش دیده شود... کات!

چهارشنبه 15 اسفند 1397
05:03:28
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT