روح زندگی در معماری سنتی


محمدرضا مقدم
کاربرد آجر در معماری ایرانی قدمتی هم پای تاریخ دارد. به دست آمدن کوره‌های آجر‌پزی از کاوش‌های انجام شده در تپه‌های سیلک کاشان (هزاره چهارم قبل از میلاد) بهترین گواه برای این مدعا می‌باشد همچنین ساخت بناهای بی‌نظیری همچون زیگورات چغازنبیل و طاق کسری بهترین شاهد برای پیشرفت ایرانیان باستان در ساختن آجر قبل از ظهور اسلام است. با گسترش اسلام در ایران و ظهور سلسله سلجوقی عصر طلایی برای ساخت بناهای آجری با شکوه آغاز می‌شود که نمونه بی‌بدیل این هنر در برج‌های خرقان قزوین به کمال زیبایی می‌رسد. گرچه ذوق هنری هنرمندان سده‌های پیشین صفحاتی از هنر معماری ایران را رقم زد، ولی سعی و همت استادکاران و مرمتگران هنرمند امروز را در حفظ و اشاعه این هنر نباید نادیده گرفت. هنرمندانی که با وقف عمر خود در راه اعتلای این هنر، حتی نامی از آنها باقی نمی‌ماند. به بهانه نصب پلاک ماندگار بر سر در منزل حاج قاسم ماخانی، پدر شهید پر افتخار و جاوید‌الاثر مجید ماخانی، با این استاد هنر آجرکاری معماری ایرانی به گفت‌و‌گو نشستیم که در ادامه از نظر شما خوانندگان فرهیخته ولایت می‌گذرد.  متولد چه سالی هستید و از چه سنی وارد این حرفه شدید؟ من در سال 1309 در قزوین به دنیا آمدم. در زمان کودکی ما عرف بود که خانواده‌ها بچه‌هایشان را از همان سنین کودکی سر کار می‌گذاشتند که حرفه یا صنعتی یاد بگیرند و یا به قول معروف به فکر آتیه باشند. مادر من هم طبق همین رویه مرا از کودکی نزد بنّایی که ما اوسّا صدایش می‌کردیم و مختصر آشنایی نیز با ما داشت فرستاد تا من حرفه‌ای را برای آینده خود بیاموزم. می‌توانم بگویم تمام بچگی من با گچ و آجر و خشت و... سپری شد؛ البته از همان ابتدا به این کار علاقه خاصی پیدا کردم تا حدی که ساعات کاری را با لذت و علاقه سپری می‌کردم.  آجر کاری سنتی را از همان اوسّا یاد گرفتید؟ پدر خانم من حاج محرم چگینی استاد کار میراث فرهنگی بود. تا اندازه‌ای در کارش استاد بود که هنرش زبانزد خاص و عام بود در قزوین. بعد از ازدواج و به دلیل ارتباط نزدیکی که با ایشان داشتم و در کنار آن، شوق آموختن باعث شد تا خیلی جدی‌تر از گذشته به این حرفه بپردازم. حاج محرم استاد بی‌نظیری بود که در تمام شاخه‌های معماری سنتی استاد بود؛ از کاشی‌کاری گرفته تا آجرچینی و...  چرا بعضی از استادکاران قدیمی در آموختن این حرفه به جوان‌ترها کوتاهی می‌کردند؟ نه این قضیه شامل حال همه نمی‌باشد. حاج محرم همیشه می‌گفت این حرفه و هنر را به طور کامل یاد بگیرید تا این هنر زمین نماند و از آثاری که یادگار گذشتگان ما است به خوبی محافظت کنید. حاج محرم در کشیدن و ترسیم نقشه‌های کاشی‌کاری مهارت بالایی داشت و همیشه حتی نوه‌هایش را هم تشویق می‌کرد تا طراحی نقشه‌ها را بیاموزند و با صبر و حوصله به آنها آموزش می‌داد. من هم تمام نکات این حرفه را به کسانی که علاقه‌مند بودند یاد دادم؛ البته در پای کار مشخص می‌شود که یک نفر چه‌قدر به این کار علاقه دارد و می‌تواند سختی‌های کار را تحمل کند یا نه. الان پسر من مسجد جامع شهر محمدیه را آجر چینی کرده است که کار خیلی تمیز و با ارزشی هم هست. استاد حاج حسین یزبری هم در آموزش این حرفه خیلی تلاش کردند و امروز هم پسر ایشان استاد محمد یزبری در این حرفه خیلی زحمت می‌کشند و گروهی از جوانان را گرد هم آوردند و در کارشان هم خیلی استاد هستند.  به سختی‌های موجود در کار اشاره کردید، این کار چه سختی‌هایی دارد؟ اولین شرط ورود به این کار علاقه است. شما باید اول علاقه داشته باشی تا با صبر و حوصله فوت و فن کار را یاد بگیری. مثلا در طاق‌های سنتی شیوه‌های زیادی داریم مانند: طاق ضربی، طاق چهار بخشی، طاق جناغی، طاق آهنگ، طاق چشمه رومی و... که تعدادشان خیلی زیاد است باید عمری صرف شود تا شما مهارت لازم را کسب کنید. در طاق چشمه رومی، شما فقط باید به صورت چشمی کار کنید؛ یعنی فقط باید چشم بپاد که شما چه کار انجام می‌دهی تا زمانی که طاق زده شود. نه تراز کاربرد دارد نه ریسمان، همه ظرایف کار باید با چشم بررسی شود. اولین بار من در جوانی در مسجد جامع که الان موزه سنگ شده است طاق چشم رومی زدم. شاید جوان‌ها علاقه‌ای به این کارها نداشته باشند و حوصله سر و کله زدن با خاک و گچ و دست‌ها و لباس‌های همیشه خاکی را هم نداشته باشند.  یکی از شیوه‌های رایج در آجر کاری بناهای قزوین، شیوه خفته و راسته می‌باشد کمی در این مورد توضیح دهید: بله. شیوه خفته و راسته نه تنها در قزوین، بلکه تقریبا در بیشتر بناهای تاریخی دیده می‌شود. آجر‌چینی خفته و راسته هم در دیوار کاربرد دارد و هم در سقف و در مناره‌های مساجد و به این صورت است که آجرها را باید به صورت هم زمان یکی در جهت افقی‌(خفته) و دیگری در جهت عمودی‌(راسته) گذاشته شود. ‌گاهی هم برای تزئین کردن بنا به صورت نقوش برجسته استفاده می‌شود. در مسجد جامع آجرچینی خفته راسته زیاد دیده می‌شود.  شما در کدام یک از بنا‌های تاریخی قزوین کار کرده‌اید؟ باید بگویم من در تمام و یا اکثر بناهای قزوین کار کرده‌ام؛ از دروازه تهران قدیم گرفته تا مسجد جامع. آب انبار و مدرسه سردار، آب انبار حاج کاظم، سرداب امامزاده اسماعیل، امامزاده حسین، سردرب عالی‌قاپو‌(شهربانی)، کاشی‌کاری گنبد مسجد سردار و مسجد النبی، بازار وزیر، سلطانیه زنجان و... زمانی که قزوین زیر نظر زنجان بود در خیلی از بناهای تاریخی زنجان کار کردم. از سال 1328 که آجر چینی و کاشی‌کاری را یاد گرفتم تا زمان بازنشستگی در بیشتر بناهای تاریخی قزوین کار کرده‌ام.  دروازه تهران قدیم را در چه سالی مرمت کردید؟ در سال 1340 . آن زمان هنوز از دروازه استفاده می‌شد؛ یعنی کاربری داشت، به این صورت که دروازه‌ی وسط ماشین‌رو بود و دروازه‌های کوچک هم مال‌رو بودند. دو تا اتاق کوچک هم ‌در کنار آن ساخته بودند تا عوارض را از کسانی که وارد شهر می‌شد، دریافت کند. دروازه تهران قدیم به طور کل داشت از بین می‌رفت؛ یعنی هر سه دروازه داشت تخریب می‌شد. از مجموعه کاشی‌کاری فقط کاشی‌هایی به صورت مختصر باقی مانده بود که پدر خانم بنده حاج محرم توانست بعد از کلی بررسی نقشه کاشی کاری را ترسیم کند و ما هم شروع کردیم به مرمت و بعد کاشی‌کاری.  مرحوم پدر همسر شما در چه بناهایی کار کرده بود؟ در همه بناها. برای نمونه اگر بخواهم بگویم کاشی‌کاری سر درب مجموعه دولت خانه صفوی‌(شهربانی) توسط ایشان مرمت شد که کار خیلی سختی هم بود. متاسفانه امروز هیچ نامی از ایشان نیست. برای مجموعه امامزاده حسین هم خیلی زحمت کشید و چندین مرحله مرمت کاشی و آجر در امامزاده حسین انجام داد و به همین دلیل بعد از فوتش حدود 22 سال پیش، خیلی‌ها از جمله مسئول میراث فرهنگی وقت اصرار داشتند که حاج محرم در حیاط امامزاده حسین دفن شود؛ ولی مسئولین وقت امامزاده ممانعت کردند و در نهایت گفتند ما فقط به این شرط اجازه می‌دهیم حاج محرم در حیاط دفن شود که میراث فرهنگی اجازه دهد از حیاط امامزاده یک درب به طرف بیرون باز شود. میراث فرهنگی موافقت کرد و دوباره گفتند که مراسم خاکسپاری در شب انجام شود و هیج سنگ قبر یا نشانه‌ای هم در کار نباشد. ما هم موافقت کردیم و بعد از خاکسپاری فقط یکی از سنگ‌فرش‌ها را در جهت مخالف دیگر سنگ‌فرش‌ها گذاشتیم تا برای خانواده مشخص باشد که البته بعد از عوض کردن سنگ‌فرش‌های قدیمی این نشانه هم از بین رفت.  ‌آجرهای که در آجرچینی استفاده می‌کردید در کجا تولید می‌شد؟ در قدیم، نزدیک میمون قلعه یک کوره کاشی‌پزی بود که ما بیشتر ‌کاشی‌ها را از آنجا می‌خریدیم. حتی کاشی‌های رنگی، زرد مشکی، فیروزه‌ای و... تولید می‌کرد که کیفیت خیلی خوبی هم داشت. خیلی صاف و صیقلی بود و اصلا لازم نبود در موقع کار سطح آجر را صاف کنیم؛ ولی امروز اکثر آجرهایی که از اصفهان می‌آید باید قبل کار با دستگاه صاف شود و صیقل بخورد. در ایام قدیم در خیابان راه‌آهن تا خیابان اصفهان امروزی سرتاسر کوره‌های آجرپزی بود که ‌آجرهای قزاقی 10 در 10 سانتی‌متر تولید می‌کردند، امروز هیچ کدامشان سرپا نیستند و همه برچیده شدند. این اواخر آجرهای نظامی 40 در 40 سانتی‌متر هم تولید می‌کردند که بیشتر در بنای ادارات از آنها استفاده می‌شد.  معماری گذشته با معماری امروز چه فرقی کرده است؟ معماری گذشته اصالت داشت و همین اصالت باعث صفا و صمیمیت می‌شد. یک معمار وقتی می‌خواست یک خانه بسازد به دوام و استقامت خانه خیلی توجه می‌کرد. شما خانه‌های سنتی و قدیمی را ببینید هنوز سرپا هستند چرا؟ چون معمار به همه چیز دقت می‌کرد مهمترین نکته این بود که خانه پی‌ریزی خوبی داشت. اگر زمین را سه متر می‌کندند و به خاک سفت نمی‌رسیدند باز هم زمین را می‌کندند تا به خاک سفت برسند و بعد پی‌ریزی کنند. دیوارهای مسجد جامع بیش از چهار متر پی‌ریزی شده است که امروز هنوز سرپا است؛ اما الان بساز بفروش‌ها خیلی سریع زمین را پَخت (مسطح) می‌کنند و شروع می‌کنند به بتن‌ریزی. اسمش را هم گذاشته‌اند خانه. شما عمر خانه‌های قدیم و امروز را مقایسه کنید!  در مرمت یک بنای تاریخی به چه نکاتی باید توجه شود؟ اولین و مهمترین نکته همان موضوع علاقه به کار است. یک زمان ما با ماهی صد تا تک تومان کار می‌کردیم، ولی راضی بودیم چون عاشق کار بودیم. اگر علاقه در کار باشد یک مرمت‌گر هیچ‌وقت حاضر نمی‌شود برای راحتی کار به بنای تاریخی آسیب بزند. در مرمت بنا باید دقت شود بنا به همان شکل اولیه خودش مرمت شود نه بیشتر و نه کمتر. تحت هیچ شرایط نباید قسمتی حتی خیلی کوچک از یک بنا کم و یا افزوده شود، یا به صورت سلیقه‌ای عمل کنیم.  از همکاری‌هایی که با میراث فرهنگی در گذشته داشتید، بگویید. شخصی به نام مهندس سعیدی هفته ای یک بار از تهران می‌آمد و به ما دستور کار می‌داد که در کدام بنا و چگونه کار کنیم ما هم شروع به کار می‌شدیم و مهندس هفته‌ای یک بار برای نظارت به قزوین می‌آمد. قبلا برای مرمت بناهای تاریخی از چوب بست استفاده می‌کردیم. مهندس سعیدی برای اولین بار داربست آهنی را برای مرمت سردر دولت خانه صفوی به قزوین آورد. بعد از ایشان با آقای مهندس مجابی کار کردیم. مهندس مجابی برای میراث فرهنگی قزوین خیلی زحمت کشیده است. یک ساختمان بود در خیابان فرودسی به سمت خیابان شهرداری، ساختمان اولیه میراث فرهنگی قزوین آنجا بود. کل اداره میراث فرهنگی قزوین تشکل شده بود از من و مهندس مجابی و یک شخص دیگر که حسابدار بود و دو کارمند. از صبح به همراه مهندس مجابی می‌رفتیم و ایشان برنامه و طرح کار را به من می‌داد و من هم شروع می‌کردم به مرمت. بعد از خیابان فردوس ساختمان اداره منتقل شد به عمارت دایی در خیابان نادری. بعد از انقلاب صاحب این عمارت قصد داشت کل ساختمان را خراب کند و آپارتمان بسازد که مهندس مجابی اجازه نداد. حتی حاضر شده بود که عمارت را آتش بزند تا به هدفش برسد که در نهایت با پیگیری مهندس مجابی عمارت دایی برای اداره میراث فرهنگی قزوین خریداری شد.  از فرزند شهیدتان که قاب عکسش روی دیوار است، بگویید. مجید در دوازدهم آبان ماه 1342 به دنیا آمد. در دبیرستان درس می‌خواند که به عضویت سپاه پاسداران درآمد و در سال 1361 در عملیات والفجر مقدماتی در فکه به شهادت رسید و متاسفانه اثری از پیکرش هم به دست ما نرسید.  به عنوان سخن پایانی، اگر مطلبی هست بفرمایید. از شما ممنونم. چند روز پیش میراث فرهنگی زحمت کشید و جلوی درب خانه ما یک کاشی جهت معرفی بنده نصب کرد. من از سال 1339 ساکن محله سلامگاه (امام زاده حسین) بودم. قرار بود که ‌این کاشی همان جا نصب شود که خیلی طولانی شد و ما منزل را عوض کردیم و چند ماهی می‌شود که به این محل آمدیم‌. متاسفانه روی کاشی نوشته شده است که ما از سال 1369 ساکن این خانه می‌باشیم در هر دو صورت تاریخ این کاشی اشتباه می‌باشد که امیدوارم مسئولین میراث فرهنگی تاریخ آن را اصلاح کنند.

چهارشنبه 19 دي 1397
05:02:31
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT