برگرفته از گزارش وضعیت اجتماعی زنان در ایران(1390ـ 1380)


فریبا پروینیان
آسیب‌های اجتماعی همواره زنان را به شکل‌های مختلف مورد تهدید قرار می‌دهند؛ برای مثال در سطح جهانی، درصد کارگران سالمند زن از 26 درصد در سال 1980 به 31 درصد در سال 2000 افزایش یافته است. میزان مشارکت افراد سالمند در نیروی کار در مناطق کمتر توسعه یافته بالاتر است؛ زیرا نظام‌های حمایتی سالمندان در این مناطق کمتر رواج دارند. میزان مشارکت اقتصادی در جمعیت 60 تا 64 ساله و 65 ساله و بالاتر در ایران در دوره‌ی زمانی 1385 ـ 1390 به تفکیک جنس بیانگر آن است که سهم مشارکت اقتصادی زنان سالمند بین دو سرشماری روند افزایشی داشته است؛ تفاوت‌های جنسی در سالمندان نیز جای تامل است. در بیشتر جوامع، زنان به علت طول عمر، بخش زیادی از جمعیت سالمند را تشکیل می‌دهند. بنابراین احتمال دارد برخی از سالمندان قسمتی از سال‌های پایانی خود را بیوه باشند. آنان به دلیل آنکه فرصت آموزشی و اشتغال کمتری داشته‌اند، فقیرتر و آسیب پذیرترند. همچنین نرخ ثبت‌نام خالص زنان برای تحصیل حاکی از آن است که در تمامی سال‌ها در دوره‌های ابتدایی و راهنمایی و متوسطه بی‌عدالتی جنسیتی به ضرر دختران وجود داشته است و دختران نرخ ثبت‌نام خالص پایین‌تری به نسبت پسران داشته‌اند؛ همچنین پسران امید به زندگی مدرسه‌ای بالاتری به نسبت دختران داشته‌اند، که متا‌سفانه این بی‌عدالتی از سال 1387 روند رو به افزایشی به خود گرفته است. هر چند که در مجموع زنان درصد پیشرفت بالاتری به نسبت مردان طی سال‌های بعداز انقلاب داشته‌اند و افزایش 45 درصدی نرخ باسوادی زنان در پس انقلاب نکته‌ی مهمی است؛ اما آنجه که باید به آن توجه کرد؛ آن است که زنان فقط 46 درصد ثبت‌نام‌شدگان کارشناسی ارشد و 42 درصد ثبت‌نام‌های دکتری تخصصی هستند. چون آزادی عمل آن‌ها برای ادامه تحصیل مشهود است. در دانشجویان تحصیلات تکمیلی سهم زنان 46 درصد کارشناسی ارشد و 37 درصد دکتری تخصصی است و این سهم در دوره ی دکترای نیمه حضوری تا حد 31 درصد پایین‌تر می‌آید. در زمینه مشارکت زنان در بازار کار ایران با 23 صدم دارای رتبه 143 از 144 کشور است. آخرین کشور بعداز ایران الجزایر با 22 صدم است. در بخش سلامت جسمی، بیماری و بهداشت باروری تفاوت موجود بین زنان و مردان در شاخص‌های زنان در بیمارهای ناتوان‌کننده‌ی مزمن سهم بیشتری از سال‌های تعدیل شده‌ی عمر در اثر ناتوانی را به خود اختصاص می‌دهند. ‌بررسی‌های سلامت روان زنان در ایران نشان می‌دهد نرخ اختلالات روانی زنان از جمله اختلالات خلقی و اضطرابی و تفاوت آن با مردان بسیار عمیق‌تر است‌ و آنچه همیشه ثابت بوده پیشتازی زنان در آسیب پذیری و داشتن نشانه‌های بیشتر بیماری روانی نسبت به مردان است. اطلاعات قابل دسترس از منابع رسمی کشور درباره‌ی وضعیت زنان مسئول خانوار را می‌توان همچنین شواهدی بر ناهمگنی این گروه از زنان، تحولاتی که به ویژه در جامعه شهری در ترکیب این گروه رخ داده و مسئله‌ی فقر زنان مورد استناد قرار داد. تمرکز تجزیه و تحلیل اطلاعات فقر بر مبنای وضعیت زناشویی روشن می‌سازد که همگن پنداری زنان مسئول خانوار مطابق با واقعیت‌ها نیست و موجب طرح سیاست‌هایی برای کاهش فقر و توان افزایی می‌شود که برای همه‌ی لایه‌های این گروه کاربرد ندارد. آمار زندانیان زن در ایران برای مثال سال 1390 نسبت به سال 1385 افزایش یافته است و از 25 و 9 میلیون نفر به 6 و 10 میلیون نفر رسیده است؛ قطعاً موفقیت رهیافت‌های پیشگیری و‌ توانمندسازی در کاهش مجرمیت زنان، نیازمند اصلاح سیاستگزاری‌ها، افزایش شاخص‌های توسعه و عدالت جنسیتی است. در تحقیقاتی که انجام شده؛ بیانگر آن است که در سال 2007 در بین 155 کشور جهان رتبه نخست را استرالیا (966/.) و نیجر رتبه‌ی آخر(308/0) را داراست. در این سال بحرین، کویت، قطر، امارات، لیبی، عمان، عربستان، ارمنستان، ترکیه، لبنان و آذربایجان جایگاهی بهتر از ایران(770/0) و تونس، الجزایر، سوریه، یمن، پاکستان و افغانستان وضعیت بدتر از ایران داشته‌اند. در مجموع، طی سال‌های 2001 ـ 2007، ارزش شاخص‌های توسعه‌ی جنسیتی در تمام کشورهای منطقه با وجود فراز و فرودهای جزئی، روندی افزایشی داشته است. بیشترین درصد افزایش ارزش توسعه‌ی جنسیتی سال 2007 نسبت به سال 2001، به یمن(9/26)، پاکستان(4/13) و عمان(6/12) اختصاص دارد. ایران با 7/9 درصد افزایش، در نقطه‌ای پایین‌تر از میانگین درصد افزایش شاخص توسعه‌ی جنسیتی کشورهای منطقه (16/10) قرار گرفته است. در سال 2007 امید به زندگی دختران ایرانی در بدو تولد 5/72 سال بود که در میان کشورهای منطقه فقط از امید به زندگی دختران در عراق، افغانستان، پاکستان، یمن، الجزایر و آذربایجان بیشتر است. در میان کشورهای منطقه در مجموع، ایران در میان 19 کشور منطقه، در جایگاه دوازدهم میزان باسوادی زنان (2/77 درصد) و جایگاه دهم نسبت میزان با سوادی زنان به مردان(884/0) قرار گرفته است. در تمام کشورها ارزش شاخص توسعه‌ی انسانی بیش از شاخص توانمندسازی جنسیتی است و هم تراز با توسعه‌ی انسانی، مولفه‌های توانمندسازی زنان تقویت نشده است. با وجود این، در کشوری چون سوئد تفاوت این دو ارزش حداقلی، و درکشورهایی چون الجزایر، ترکیه، ایران، قطر، یمن و به ویژه عربستان بسیار چشمگیر است. در سال 2007 سوئد (909/0) در میان 109 کشور رتبه‌ی نخست شاخص توانمندسازی جنسیتی و یمن (135/0) رتبه‌ی آخر بود. در میان کشورهای منطقه امارات (691/0) رتبه‌ی نخست، و بحرین، عمران، قطر و ارمنستان در مراتب بعدی قرار دارند. ایران (331/0) تنها از الجزایر، عربستان و یمن پیشی گرفته است، اما رتبه 103 جهانی را دارد. ایران در شاخص توسعه‌ی انسانی در میان 187 کشور رتبه‌ی 88، و در شاخص نابرابری جنسیتی در میان 146 کشور، رتبه‌ی 92 را داراست. میزان شاخص نابرابری جنسیتی ایران 485/0 است؛ یعنی خسارت وارد شده به توسعه‌ی انسانی بالقوه به دلیل نابرابری جنسیتی در 3 حوزه‌ی سلامت، بازار کار و توانمندسازی به درصد بالای 5/48 می‌رسد. در تقسیم‌بندی چهارگانه سطوح توسعه‌ی انسانی، ایران در رده‌ی کشورهای دارای سطح توسعه‌ی انسانی بالاست؛ اما میزان شاخص نابرابری جنسیتی ایران نه تنها نسبت به میانگین این گروه(409/0) بلکه از میانگین گروه دارای توسعه‌ی انسانی متوسط (475/0) نیز بیشتر است. در میان 19 کشور منطقه، ایران نه تنها از برخی کشورهای حوزه خلیج‌فارسی؛ بلکه از همسایگان شمالی و کشورهای لیبی، الجزایر، لبنان و سوریه نیز میزان بالاتری از شاخص‌های نابرابری جنسیتی نشان می‌دهد. ایران همچنین در حیطه سلامت و بقای زنان رتبه 87 جهانی را دارد و در میان کشورهای منطقه پس از لبنان، ترکیه، عمان، عربستان، سوریه و یمن قرار می‌گیرد. آمارها بیانگر آن است که ضروری است نیازها، مشکلات و ظرفیت‌های زنان به طور پیوسته و از ابعاد گوناگون شناسایی شود تا قوت و ضعف سیاست‌ها، برنامه‌ها و عملکردهای مربوط به آنان مشخص گردد. بینشی که از این طریق به دست می‌آید؛ نه تنها چارچوبی برای شناخت وضعیت این قشر عمده‌ی جامعه فراهم می‌آورد؛ بلکه می‌تواند برای چاره‌جویی ازمشکلات موجود، رفع تبعیض و احیای حقوق انسان‌ها به کار آید. از آنجا که جهل، فقر و تبعیض زمینه‌ساز انواع آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی انسان‌هاست؛ بی‌توجهی به رفع آن‌ها هزینه‌های مدیریت جامعه را سنگین‌تر می‌سازد. رفع محرومیت از زنان به تحقق یک حکمرانی نیک کمک می‌کند؛ بنابراین هم از جهت ادراکی هم از حیث کاربردی، زنان نیازمند آنند که جایگاه و توانایی‌های خود راکشف کنند؛ این مهم در رفع محرومیت و توانمندسازی ایشان نقش روشنگرانه‌ای خواهد داشت.

دوشنبه 17 دي 1397
06:40:45
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT