آبگرم؛ از کیسه جین تا اردلان


به روایت: محمد مهدی توکل
مقدمه شهرستان آوج، از جمله مناطق کمتر شناخته شده استان است که ظرفیت‌های فراوان این شهرستان در حوزه گردشگری تاریخی، طبیعی و مردم‌شناسی تاکنون مورد توجه جدی قرار نگرفته است. آنچه در این گزارش خواهید خواند، سفر به «کیسه جین» و «اردلان»؛ دو روستا از توابع بخش آبگرم شهرستان آوج است که می‌تواند بخشی از این قابلیت‌ها را بازتاب دهد. بی‌گمان توجه به داشته‌ها و ظرفیت‌های روستاها در حوزه‌های مختلف از جمله کشاورزی و گردشگری می‌تواند سد بزرگی در برابر خالی شدن تدریجی روستاها و متروکه شدن آبادی‌های اصیل و از بین رفتن خرده فرهنگ‌های روستایی باشد؛ ضمن آنکه با رونق بخشیدن به کسب و کارهای محلی و ایجاد اشتغالزایی، می‌توان فرصت‌های تازه‌ای برای عمران و آبادی روستاها فراهم آورد و حتی آنگونه که در این «سفر نوشت»ها می‌خوانید اینگونه اقدامات، باعث مهاجرت معکوس نیز به روستا خواهد شد. سردبیر *** سفر نوشت 1 خاتون بلاغی، فرصتی برای «کیسه جین» آب، سر سبزی و طراوت را به ارمغان می‌آورد و چشمه‌ی جوشان «خاتون بلاغی» در روستای کیسه جین بخش آبگرم شهرستان آوج، سال‌هاست که نام این روستا را بر سر زبان‌ها انداخته است. در یک کیلومتری این روستا، از حدود 10 قسمت از دل سنگ، آبی خنک و گواریی بیرون می‌آید که نعمت بزرگی است برای مردم خوب و تلاشگر «کیسه جین» که به کار کشاورزی، دامداری و باغداری مشغول هستند. به همراه پناهی، رییس شورای روستا از کنار نیزارهای روییده در حاشیه چشمه قدم زنان جلوتر رفتیم. جاده اصلی روستا در نزدیکی چشمه قرار دارد. از او پرسیدم: برای بهسازی چشمه، اقدامی هم انجام داده‌اید؟ گفت: طبق هماهنگی با بخشداری، قرار است همانند روستای چهل چشمه، اینجا نیز برای جذب گردشگر آماده شود. روستای کیسه جین با 250 نفر جمعیت در 100 کیلومتری قزوین واقع شده است و جذب گردشگر می‌تواند فرصت ویژه‌ای برای بهبود وضعیت اقتصادی اهالی این روستا فراهم آورد. کیسه جین و خربزه صادراتی باد، وقتی در لابلای بوته‌ها می‌پیچید. پوست‌های زرد و طلایی خربزه‌ها، خود‌نمایی می‌کردند. روستای کیسه جین زمین‌های مستعد فراوانی برای کشت صیفی‌جات دارد. مراد خانی، صیفی کار با تجربه قمی 20 سال است که در روستاهای استان قزوین مشغول این کار است. او با عشق و علاقه‌ای خاص، برگ‌ها را کنار می‌زد و با بلند کردن خربزه‌ها، از کنار بوته نام آنها را می‌گفت: این خربزه جلالی است. بسیار شیرین و خوشمزه که به دبی و ابوظبی صادر می‌شود. در این جالیز همچنین خربزه‌های راک، مشهدی، جانان، سوسکی گرمساری و ملون هم داریم. در حالی که در کنار مزرعه جالیز هندوانه، خیار و گوجه‌فرنگی با او قدم زنان پیش می‌رفتیم؛ پرسیدم: در این مزرعه چند نفر را مشغول کار کرده‌اید؟ گفت: اینجا 40 هکتار زمین را زیر کشت بردیم و علاوه بر فرزندانم 35 نفردیگر به شکل فصلی فعالیت می‌کنند. من در استان‌های خراسان و فارس نیز صیفی کاری دارم و در بویین‌زهرا و روستای کیسه جین که مردمی خوب و زمین‌های حاصلخیزی دارد در این چند سال محصول خوبی به دست آوردم. یونجه خرد کردن با کرنتی! ازکنار دیوار سنگی خانه‌ها، در یکی از کوچه‌های روستای کیسه جین عبور می‌کردم. در خانه‌ای باز بود و در گوشه‌ای از حیاط، زن و مردی روستایی مشغول خرد کردن علوفه‌های خشک بودند. جلوتر رفتم و با اجازه وارد شدم، به گرمی مرا پذیرفتند و خانواده‌ای فوق‌العاده خوش‌رو و شاد بودند. جناب سادات 50 سال است که در این روستا به کار کشاورزی و دامداری مشغول است. چین و چروک آفتاب سوخته صورتش حکایت از زحمت زیاد او طی این سال‌ها داشت. وقتی دسته بزرگی از علوفه خشک را آورد تا زیر تیغه تیز کرنتی (وسیله‌ای دستی برای خرد کردن علف) قرار دهد. پرسیدم: چند راس دام دارید؟ گفت: 10 تا و با خنده اشاره کرد که برای خوراک آنها یونجه خرد می‌کنند. هر بار که، دسته علوفه زیر تیغه قرار می‌گرفت؛ صدای خش‌خش آن، به گوش می‌رسید. زن سادات، دسته تیغه فلزی کرنتی را محکم بالا و پایین می‌برد، تا علف‌ها برای اینکه دام‌ها راحت‌تر آنها بخورند کاملا ریز شوند. از او پرسیدم: این کار برای شما سخت نیست؟ پاسخ داد: چرا سخت است؛ ولی دیگر چاره‌ای جز انجام آن نداریم. این زن و مرد قدیمی روستایی، سال‌هاست کنار یکدیگر در روستای کیسه جین زندگی می‌کنند و خیلی با هم مهربان بودند. این، از طرز رفتارشان با یکدیگر کاملا مشهود بود. از سادات خواستم برایم آواز محلی ترکی بخواند. او نیز طبق معمول با خنده استقبال کرد و به زیبایی خواند. خانواده‌ی روستایی در کیسه جین غازها داخل آب جوی که از وسط روستای کیسه جین عبور می‌کرد؛ پر و بال شان را شستشو می‌دادند. آنها نگهبانان خوبی هستند تا اگر غریبه‌ای نزدیک شود، سر و صدای عجیبی بپا کنند. محمدی، کشاورز و دامدار جوان روستا، فرغون علف را به سمت خانه‌اش حمل می‌کرد. با او راهی شدم تا علف‌ها را برای دام‌ها به داخل طویله برد. در گفت‌وگو با او، پرسیدم: چه تعدادی دام دارید؟ گفت: 6 راس گاو دارم و تعدادی گوسفند که الان در صحرا هستند. در همین فاصله، خانم و دو فرزند دخترش نیز زیر سایه ایوان سقف چوبی خانه نشستند. جلوی آنها سطل ماست و بشقاب پنیر محلی بود. ستایش دختر کوچکتر با شیرین زبانی گفت: ماست را بیشتر دوست دارم و محدثه که کلاس چهارم بود، از پنیر خوشش می‌آمد و خانم محمدی برایم گفت که از دام‌ها علاوه بر گوششان، در تولید انواع لبنیات همچون کره، روغن حیوانی، دوغ و... نیز استفاده می‌کنند. این خانواده‌ی روستایی، اگر چه امکان زندگی در شهر را نیز داشتند؛ اما با یک دلبستگی و عشق و صفایی خاص، در کنار هم ماندن در روستا را انتخاب کرده بودند. کدوهای قلیونی در جالیز اطراف آلاچیق کنار جاده با برگ و ساقه‌های بوته کدوی قلیونی پوشیده شده بود و همین امر، سایه خوبی ایجاد کرده بود. کدوهای قلیونی آویزان شده از ساقه، هر کدام شکل قشنگی داشتند و با تابش آفتاب به بدنه سبز آنها، زیبایی‌شان دو چندان شده بود. مرادخانی، در کنار جاده اصلی روستای کیسه جین و درست چسبیده به جالیز وسیع خودش، این آلاچیق را بر پا کرده است. یکی از فرزندان او می‌گفت: این کدوی قلیونی‌ها را، ماه فروردین کاشته‌ایم و تا 15 مهرماه، کاملا می‌رسد و می چینیم. چند دقیقه‌ای زیر سایه خنک آلاچیق نشستم، در همین فاصله، وانت نیسان آبی، مقداری هندوانه که از جالیز چیده بودند را آورد و چند نفر سریع آنها را تخلیه کردند. یکی دیگر از پسران مرادخانی نیز برایم گفت که در این قسمت 5 نفر برای تخلیه بار مشغول کار هستند؛ اما فروش محصولات را خودمان انجام می‌دهیم. ‌هر چند دقیقه، خودروهای مسافران عبوری کنار آلاچیق توقف می‌کرد و افراد به سلیقه خودشان، هندوانه و یا خربزه‌ای را انتخاب کرده و خریداری می‌کردند. مرادخانی، سینی فلزی را روی زمین گذاشت، و شروع به قاچ کردن خربزه جانان کرد. به گفته او، جانان یک نوع خربزه‌ی بسیار شیرین و خوشمزه است که می‌توان به آن گفت: عسل بوته‌ای که واقعا هم اینگونه بود. لحظه شیرین و زیبای حضورم در آلاچیق کنار جاده، بعد از یک روز کاری، زیر آفتاب گرم در جالیز، صحنه قشنگ، بوسه پدر بر گونه فرزندان و نیز بوسه فرزندان بر دستان تلاشگر پدر مهربان بود. اتفاقی دلچسب که دوست دارم، بگویم: حتی شیرین‌تر از خربزه جانان بود. اشتغال فراگیر در روستا لبه‌ی تیغه‌های قیچی، مخصوص چیدن پشم گوسفندان را به هم می‌زد و صدای آن در فضای بزرگ سوله شنیده می شد. در گوشه‌ای از همین محل، چندین گونی بزرگ پر از پشم‌های سفید و سیاه قرار داشت. باقری از جمله جوانان کیسه جینی است که به اتفاق 6 برادرش، به کار دامداری مشغول هستند. او می‌گفت: متاسفانه برای این پشم‌ها خریداری نیست و قیمت زیادی هم ندارد. به ناچار مدتی است روی هم جمع و تلنبار کرده‌ایم. پرسیدم برای چیدن پشم هر گوسفند چنددقیقه زمان می‌برد؟ پاسخ داد: اگر فرد خبره‌ای باشد 5 دقیقه طول می‌کشد. ‌روزی که به گاوداری رفتم؛ دام‌ها را برای چرا به مراتع برده بودند و تنها صدای چند میش و گوساله به گوش می‌رسید. از باقری پرسیدم: چند راس دام دارید؟ گفت: 200 راس گوسفند و 40 راس گاو دارم. گاوداری بزرگ بود و به دلیل نبودن دام‌ها، سکوت عجیبی بر فضای آن حاکم بود. در این گاوداری در کنار مردان، زنان نیز در کار تولید لبنیات فعال بودند. در گوشه‌ای از محوطه، آذوقه دام‌ها روی هم انبار شده بود. آقای باقری به طرف یک بسته از کلش‌های خشک شده رفت تا آن را برای گاوها ببرد. در همین حال گفت: ما یونجه و جو و ذرت هم به دام‌ها می‌دهیم؛ البته ذرت هنوز برداشت نشده است. نکته قابل توجه در این سفر آن بود که که دریافتم در روستای کیسه جین نزدیک به 2 هزار راس گوسفند و 200 راس گاو شیری وجود دارد و اهالی از فرصت نگهداری دام برای اشتغالزایی و تولید فرآورده‌های لبنیاتی استفاده بسیار خوبی کرده‌اند. همچنانکه، استفاده همه جانبه و مکانیزه از اراضی حاصلخیر کشاورزی، چرخ‌های اقتصاد در این روستا را به گردش درآورده است. آبیاری قطره‌ای در کیسه جین صدای موتور آب، در دشت وسیع روستای کیسه جین پیچیده بود. تا پای کوه، همه جا سرسبزی به چشم می‌خورد رنگ زرد خربزه‌ها، زیر تابش آفتاب می‌درخشید. لوله‌های پلاستیکی، پیچ درپیچ، در جالیز از بوته‌ای به بوته دیگر کشیده شده بود. شفیعی، متصدی آبیاری قطره‌ی صیفی‌جات است. در مسیر اصلی انتقال آب، وقتی شیر را باز کرد آب با فشار وارد لوله شد و سپس قطره قطره، ریشه بوته‌ها را خیس کرد. بعد از بررسی، اتصالات پیچ‌ها را محکم می‌کرد تا آب هدر نرود. از او پرسیدم: می‌گویند: خربزه و هندوانه آب زیادی مصرف می‌کند؟ پاسخ داد: با این شیوه آبیاری قطره‌ای، همه چیز تحت کنترل است. قدم زنان از لابلای بوته‌ها، جلو رفتم. مشاهده کردم یکی از صیفی‌کاران، یکی یکی خربزه‌ها را جابجا می‌کند و زیر آنها سنگی کوچک می‌گذارد. تا به حال با چنین صحنه‌ای روبرو نشده بودم، برای همین هم پرسیدم: چرا این کار را انجام می‌دهید؟ گفت: برای اینکه نور بیشتری ببیند، و بهتر برسد و خوشمزه تر شوند. او برخی از خربزه‌های کوچک را از بوته‌ها جدا می‌کرد تا خربزه‌های دیگر بزرگتر شوند. اراضی کشاورزی روستای کیسه جین به 18 فرد تقسیم شده است. هر فرد معادل 30 هکتار است. کشاورزی در این روستا، به شکل آبی و دیمی است و از رونق بسیار خوبی برخوردار است. ** سفر نوشت 2 اردلان روستایی با مردمانی پویا طبیعت زیبای روستای اردلان در بخش آبگرم شهرستان آوج، چشم هر بیننده‌ای را مجذوب خود می‌کند. هر طرف را که می‌نگری، سرسبزی زمین‌های کشاورزی، جلوه‌ای تماشایی دارد و حضور مردم پرتلاش روستا در هنگام برداشت محصول، نشان از همکاری و همدلی آنها در این بخش دارد. در سفر به این روستا که در یک روز داغ شهریور‌ماه صورت گرفت برایم جالب بود که بدانم چرا به این روستا «اردلان» می‌گویند. سوالی که از آقای فقیه‌لو، یکی از اهالی روستا پرسیدم. او گفت که در کتاب‌ها خوانده است که در قدین، اردلان یک روستای بزرگ بوده است. با این همه، برخی از اهالی هم می‌گفتند: اردلان از یک لغت کردی گرفته شده و مربوط به دوره اشکانیان است. گرچه هیچیک از اهالی در مورد دلیل نام‌گذاری روستا به نام اردلان، منبع موثقی در اختیار نداشت و صرفا براساس شنیده‌های خود، اظهار‌نظر می‌کردند. از خدابنده‌لو، یکی دیگر از اهالی روستا در‌باره شاخصه اصلی مردم اردلان پرسیدم و او گفت که این روستا مردمانی خونگرم، تلاشگر و پویا دارد که همیشه در پی کسب روزی حلال بوده و هستند. روستای اردلان با 3200 نفرجمعیت در 140 کیلومتری جنوب قزوین واقع شده است و اهالی آن به زبان ترکی صحبت می‌کنند. فعالیت مردم روستا در زمینه کشاورزی، دامداری و نیز کارگاه‌های تولید قفسه‌های فلزی مخصوص مرغ تخمگذار است. وجود تعداد 60 دستگاه کامیون و تریلی در این روستا، بخش دیگری از درآمد اهالی را تامین می‌کند. اردلان، روستایی با موقعیت صنعتی صدای چرخ دنده دستگاه‌های مکانیکی کارگاه‌های صنعتی، در گوشه و کنار روستا پیچیده بود. روستای اردلان سال‌هاست در تولید قفسه‌های فلزی، برای مجتمع‌های مرغ تخمگذار فعالیت می‌کنند. در این روستا، تعداد 20 واحد کارگاه از این دست وجود دارد و برخی از خانواده‌های روستایی نیز در خانه‌ها، با استقرار چند دستگاه تولیدی به این کار می‌پردازند. به نظر من، بخاطر همین ویژگی، می‌توان گفت» روستای اردلان یک روستای صنعتی است. در سفر به روستای اردلان به چند کارگاه رفتم. همه سخت مشغول کار بودند و قسمت‌های مختلف قفسه‌های فلزی پس از برش مفتول‌ها و جوشکاری آماده می‌شد تا برای نصب حمل شوند. فقیه‌لو، یکی از صنعتگران روستا بعد از آموزش این حرفه در قم، در روستا اردلان، کارگاه نسبتا بزرگی را بر پا کرده است و در حال حاضر تولیدات خود را علاوه برشهرها و استان‌ها‌ی مختلف، حدود 5 ماه است که به عراق نیز صادر می‌کند و هم‌اکنون در استان دیاله عراق، مشغول نصب قفسه‌های فلزی برای چند مرغداری است. امان خانی، جوان دیگری بود که با حدود 280 میلیون تومان سرمایه اولیه، کارگاه خود را راه‌اندازی کرده است تا برای جوانان روستا شغل ایجاد کند. او نزدیکی روستا به شهرهای تاکستان و قزوین برای تامین مواد اولیه را یکی از دلایل ایجاد این کارگاه در اردلان عنوان کرد. جالب است بدانید در هر یک از این کارگاه‌ها در روستای اردلان، حدود 10 نفر روزانه کار می‌کنند و تعداد 15 تا 20 نفر نیز برای نصب قفسه‌های تولید شده فعالیت دارند. اقدامی که نه فقط سبب کارآفرینی در این روستا شده که باعث بهبودی اقتصاد و معیشت روستاییان نیز گردیده است. نی و نای و نغمه‌ی تنهایی...! چه زیباست دوستی‌ها و چه لذت‌بخش است زندگی کردن با خاطرات دوست! آقای ملکی، یکی از هنرمندان روستای اردلان از آن دست افراد احساسی و قدرشناسی است که همچنان به دقایق و لحظات خوش ِ با دوست بودن وفادار است. در لحظات فراموش‌ناشدنی که در سفر به روستای اردلان با این هنرمند روستایی به گپ و گفت نشستیم؛ از او پرسیدم: چطور شد که به نواختن ساز نی علاقه‌مند شد؟ گفت: شش سال پیش، بعد از فراق یکی از دوستانم که خیلی به او علاقه داشتم؛ برای رهایی از تنهایی، به نی نوازی روی آوردم. آنگاه او به درخواست من، نی هفت بند که یادگاری از استاد مسلم موسیقی ایرانی، حسن کسایی است را بر لب نهاد و ضمن نواختن، شعری زیبا را به زبان ترکی و با سوزی شنیدنی زمزمه کرد. از هنرمندی ملکی، این روستایی با صفا لذت بردم. پرسیدم: از هنگامی که نی می‌نوازی کسی هم از اهالی ابراز علاقه کرده، تا شما به او آموزش بدهی؟ گفت: بله زیاد هستند؛ ولی چون، تجربی این کار را یاد گرفتم؛ خودم را در جایگاهی نمی‌بینم که به کسی، چیزی یاد دهم. مهربانی، از خصلت‌های نیکوی، مردمان خوب روستای اردلان است. هندوانه، سوغات روستای اردلان! کارگران سخت مشغول جابجا کردن هندوانه‌ها روی زمین بودند. آنها تلاش می‌کردند تا هندوانه‌ها را در یک ردیف، پشت سر هم قرار دهند تا کامیون برای بارگیری بیاید. آقای کاظمی راننده کامیون، برای سومین مرتبه است که به روستای اردلان در بخش آبگرم می‌آید تا هندوانه، محصول این روستا را به تهران و کرج ببرد. افراد که تعداد آنها به 10 نفر می‌رسید به سرعت، هندوانه‌ها را دست به دست هم می‌دادند تا داخل کامیون بار گیری شود. از آقای خلیلی، یکی از صیفی‌کاران اردلانی که هندوانه بزرگی را نیز در دست گرفته بود؛ پرسیدم: امسال چقدر برداشت محصول داشتید؟ گفت: 100 تن و از شیوه آبیاری قطره‌ی هم استفاده کردیم. ‌کشاورزی در روستای اردلان بیشتر به صورت دیم است. در این روستا، حدود 2500 هکتار از اراضی کشاورزی زیر کشت محصولاتی چون گندم، جو، سیب‌زمینی، عدس، نخود انواع صیفی‌جات قرار دارد.

يكشنبه 11 شهريور 1397
04:05:12
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT