در حوزه فرهنگ، بی‌صاحب شده‌ایم!


مریم بهبهانی‌فر
برغم گسترش دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه به لحاظ کمی و نیز افزایش قابل توجه تعداد دانشجو و طلبه، سرانه مطالعه در کشور افت کرده است و این وضعیت از منظر اهالی فرهنگ نگران‌کننده است. برخی معتقدند بی‌انصافی است که دلیل اصلی آن را در گرانی کتاب بدانیم؛ چرا که نرخ کتاب ممکن است برای دانشجویان و طلاب گران باشد؛ اما آنها می‌توانند این مشکل را با تهیه کتب امانی از کتابخانه‌ها جبران کنند و یا اینکه، بخش قابل توجهی از جامعه امکان تهیه کتاب را به سهولت دارند. کاهش سرانه مطالعه در حالی است که اکنون تعداد صندلی‌های دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی از تعداد داوطلبان بیشتر شده است. به باور صاحب‌نظران، این وضعیت و جذب به هر شکل دانشجو در مراکز آموزش عالی، رقابت را در میان دانشجویان به حداقل رسانده و از این‌رو، بر خلاف گذشته انگیزه پژوهش و یادگیری در دانشگاه‌ها به حداقل رسیده و طبیعی است که در این شرایط، مطالعه نیز جایگاه ویژه‌ای نداشته باشد. برای دستیابی به چرایی این وضعیت، پای گفت و گو با دکتر حمید عابدی‌ها، پژوهشگر حوزه ادبیات فارسی و استاد دانشگاه‌های قزوین نشستیم. گفت‌و‌گویی که بخشی از ابهامات و سوالات خوانندگان را در این خصوص پاسخ خواهد داد. ولایت: مشکلات و موانع پیش روی گسترش مطالعه را در چه می‌دانید؟ متاسفانه امروزه در زمینه مطالعه رو به قهقهرا هستیم، با وجود گسترش دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه به لحاظ کمی و افزایش تعداد دانشجو و طلبه میانگین سرانه مطالعه در کشور افت کرده و روند توجه به مطالعه در کشور ما روبه پایین است، بر اساس گزارش برخی دستگاه‌ها، روند فروش و توزیع کتاب کاهش‌یافته است که این اوضاع نگران‌کننده است. ولایت: آیا این از گرانی کتاب نشات می‌گیرد؟ البته گرانی نرخ کتاب تاثیر‌گذا‌ر است؛ ولی ناجوانمردی است که این را در اولویت بدانیم، نرخ کتاب برای کتابخوان بالاست. با توجه به نرخ کالاهای دیگر و خدمات فرهنگی نرخ کتاب مساعد است. با یارانه‌هایی که برای کتاب و نشر در نظر گرفته می‌شود؛ نرخ کتاب متعادل است؛ اما برای دانشجو و طلبه گران است. گرانی کتاب یکی از موانع جدی در عدم توسعه و جلوگیری از آن است. پذیرش بیش از حد دانشجو و طلبه‌ها در دانشگاه‌‌ها و حوزه‌ها دلیل پررنگ‌تری است؛ در دو یا سه دهه گذشته پذیرش کنکور در دانشگاه‌ها در حد معجزه بود؛ اکنون ورد به دانشگاه و حوزه‌های علمیه در حد پنجم دبیرستان است. تعداد صندلی‌های دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی از تعداد داوطلبان بیشتر شده، رقابت در این زمینه مشمئز‌کننده شده است. متاسفانه به جای آن که داوطلبان کنکور برای ورود به دانشگاه با یکدیگر رقابت کنند؛ دانشگاه‌ها برای جذب دانشجو با یکدیگر رقابت می‌کنند. وقتی دانشجویان به فضای علمی سرریز می‌شوند؛ رقابتی نکرده‌اند، آنها هم معمولا بر خلاف گذشته انگیزه پژوهش و یادگیری هم ندارند و تنها به دنبال گرفتن مدرک هستند؛ البته با توجه به فضای اشتغال و با توجه به اینکه صاحبان مدرک ضرورتا به دلیل داشتن مدرک شاغل نمی‌شوند که براساس آمارهای رسمی ‌بیش از 50 هزار نفر دکترای جویای کار داریم و این نشان می‌دهد مدرگ‌گرایی روبه افول است و این البته می‌تواند خبر خوبی باشد؛ یعنی از این بازار آشفته سهم خوبی عاید ما شده، چرا که انگیزه مدرک‌گرایی برای استخدام روبه افول است. از سوی دیگر، در رشته علوم انسانی هم نشان می‌دهد میل به روانشناسی خواندن و حقوق خواندن بیشتر شده، چون به لحاظ فرهنگی دعواهای خانگی هم بیشتر شده و افراد به روانشناسی بیشتر نیاز دارند. گرچه در این میان، بیشتر دانشجویان به سمت رشته‌های درآمدزا روی می‌آورند که این البته خبر بدی است؛ چرا که شغل و درآمد، دلیل تحصیل و مدرک شده است؛ بنابراین از این دانشجویان نمی‌توانیم توقع مطالعه و عشق به پژوهش داشته باشیم. تعبیر من از مطالعه در جامعه امروز بخور و نمیر است؛ یعنی دانشجو شب امتحان درسی را بخواند که از عهده برگه استاد بر بیاد؛ این طرز فکر که درس پاس شود؛ بیانگر آن است که انگیزه دانشجو و طلبه برای دانش و بینش اندک است. ولایت: در زمینه کاهش سرانه مطالعه، فضای مجازی اثر‌گذار بوده است؟ متاسفانه وسعت پیدا کردن بی‌حد و مرز فضای مجازی و دسترسی آسان و بدون موانع به فضاهای مجازی از دلایل اصلی کاهش مطالعه است. فضای مجازی برای مطالعه دقیق نیست و در آن اشتباه‌های زیاد وجود دارد. ‌نمی‌توان آن را جزو آمار مطالعه حساب کرد. ‌اگر مطالعه کننده وب سایت، وبلاگ و یا اپلیکیشن به کتابی دسترسی پیدا کرد باید فیزیک آن کتاب را هم پیدا کند؛ چرا که مولف و پژوهشگر در این فضاها، به اصل مطالب دسترسی ندارد. از سویی دیگر هم این فضا عمق ندارد و مطالب همه سطحی، کلیشه‌ای، شعاری، موسمی و موضعی هستند. به طور معمول شاهد هستیم وقتی اتفاقی در کشور روی می‌دهد؛ مقالات و اخبار فراوانی منتشر می‌شود. این‌ها پراکندگی و تشویش دارند؛ حتی اگر یک فرد به معنای واقعی، کتابخوان باهوش و سخت‌کوشی هم باشد؛ اگر درفضای اینترنت مطالعه کند؛ مطالعه او کم دقت، کم عمق و پراکنده خواهد بود؛ یعنی سه ساعت مطالعه در فضای مجازی به اندازه 15 دقیقه مطالعه بر روی منابع مکتوب کیفیت ندارد. در فضای مجازی اغلب محتوا را بر کاربر تحمیل می‌کنند. از این‌رو در 10 سال گذشته با نسلی روبرو شدیم که وسعت اطلاعات زیادی دارند؛ ولی بی‌دقت، پراکنده و بی‌عمق است. با این تفاسیر اگر کاربری که 5 سال از وقت خود را در فضای مجازی گذاشته در یک رشته دانشگاهی به معنای واقعی تحصیل می‌کرد در آن رشته متخصص می‌شد. حتی درباره مطالبی که افراد در فضای مجازی می‌نویسند؛ اگر این مطالب را مکتوب می‌نوشتند؛ شاید در حد یک کتاب می بود. پس همین فضای مجازی خود مانع گسترش روبه رشد مطالعه است و در حقیقت گسترش بی‌رویه و کم‌عمق فضای مجازی و دسترسی آسان به از سویی سبب کاهش مطالعه شده است. حتی استاد شفیعی کدکنی هم در مصاحبه‌ای از ورود آنلاین کتاب‌ها به فضای مجازی انتقاد کرده بود. نویسندگانی همچون حسن انوری با مشقت کتابی را منتشر کرده‌اند؛ ولی شاهد هستیم به راحتی آن کتاب در فضای مجازی وارد می‌شود و حتی گاهی مقاله‌ای هنوز به چاپ نرسیده در فضای مجازی منتشر می‌شود. در حالی که در کشورهای دیگر کپی‌برداری از هر کتاب تنها با اجازه مولف ‌و ناشر امکان‌پذیر است؛ آن هم باید با ذکر منبع در جای دیگر استفاده شود. ولایت: میزان مطالعه حتی در میان افراد فرهیخته کاهش یافته؛ این موضوع را چطور آسیب‌شناسی می‌کنید؟ متاسفانه در دوره‌ای شاهد نشر کتاب‌های زیادی بودیم؛ در حالی که سطح کتاب‌ها به لحاظ محتوا پایین ‌بودند. دیگر افراد نیازمندی‌های خود را در انبوه کتاب‌های منتشره پیدا نمی‌کردند؛ یعنی کارها به راحتی به چاپ می‌رسیدند و درباره چاپ کتب ممیزی علمی نداشتیم؛ در حالی که در گذشته واحدهای انتشاراتی به ارزش محتوایی کتاب‌ها توجه زیادی داشتند؛ ولی اکنون برخی از انتشاراتی‌های معتبر هم تنها با رویکرد درآمدزایی به انتشار کتب می‌پردازند. این روند در کاهش سطح مطالعه افراد فرهیخته اثر بسیاری داشته است و این افراد دیگر تمایلی به خرید کتاب ندارند. ولایت: مشکلات فرهنگی استان را در چه می‌بینید. «مدینه» گفتی و کردی کبابم! از نگاه من مسئولان فرهنگی استان شایستگی تصدی‌گری فرهنگی را ندارند؛ البته منظور من اداره ارشاد، حوزه هنری و تبلیغات اسلامی، دانشگاه‌ها، میراث فرهنگی و حوزه‌های علمیه استان نیست. قصد تعرض و یا تحقیر افراد را هم ندارم؛ چرا که این ضعف در تمام کشور وجود دارد. به ندرت مسئولان، متصدیان، تصمیم گیران فرهنگی بهترین‌های آن حوزه هستند. در استان قزوین چندین مدیر کل ارشادی که پشت سر هم در این منصب قرار گرفتند را ارزشیابی کنیم؛ آیا بهترین افراد بودند که فرهنگ عمومی مردم را تصدی‌گری کنند. آیا در پروسه انتخاب مدیران فرهنگی ابتدا نخبگان حوزه‌های فرهنگ، هنر و ادب را شناسایی کرده‌ایم و یا از آنهایی که در این حوزه سابقه فعالیت دارند؛ خواسته‌ایم که افراد متخصص و دارای صلاحیت این جایگاه را معرفی کنند و از میان آنها افراد مشترک را انتخاب کنیم. اگر این گونه رفتار کنیم؛ نشان می‌دهد مبنای انتخاب ما این است که آن فرد اهل این حوزه است و دیگران او را فرهیخته و هنرمند می‌دانند. متاسفانه در کشور ما مدیران فرهنگی و تصمیم‌گیران حوزه فرهنگ و هنر بر اساس خط و ربط سیاسی انتخاب می‌شوند و به طور معمول به عنصر سوابق فرهنگی آنها توجهی نمی‌شود. ولایت: پس معتقد هستید که فرهنگ در حاشیه قرار دارد؟ متاسفانه سیاست مملکت ما این گونه است که به مقوله فرهنگ، تشریفاتی و تزیینی نگاه می‌کند و این مقوله جدی تلقی نمی‌شود. محصولات فرهنگی به همه معانی عام و خاص در سبد خانواده‌های ایرانی قرار ندارد. آن قدر که خرید مواد غذایی، سیب‌زمینی، پیاز و نان اهمیت دارند به خرید آلبوم موسیقی یا حضور در سینما، گوش دادن به موزیک و خواندن کتاب توجهی نداریم؛ اغلب مردم هم به این صورت هستند. در حالی که در لندن و یا منچستر وقتی نمایشنامه‌ای از شکسپیر روی سن می‌رود؛ برای رزرو و خرید بلیت سانس‌های نیمه شب آن باید از یک هفته زودتر اقدام کرد. این به معنای آن نیست که مردم این شهرها به قدر کافی خورده و پوشیده‌اند و برای تماشای تئاتر «هملت» و «شکسپیر» پول اضافه دارند؛ بلکه به آن معنا است که مردم در آنجا به اندازه سیر شدن غذایی به غنای ذوقی و روحی خود هم اهمیت می‌دهند. فرهنگ اصل برنامه‌های آن‌ها است. نباید به فرهنگ به عنوان فوق برنامه توجه کرد. باید همان اندازه که مسایل معیشتی برایمان اهمیت دارد به مسایل انگیزشی و عاطفی هم توجه داشته باشیم؛ البته اگر انتخاب مسئولان فرهنگی از روی شایستگی باشد و این موضوع در صدر قرار گیرد که علاوه بر خوردن و پوشیدن و توجه به مسایل بهداشتی، کتاب و سینما یا به هنر پرداختن تشریفات نیست و یک اصل محسوب می‌شود؛ فضای فرهنگی کشور تقویت می‌شود. متاسفانه ضرورت و اهمیت فرهنگ به خوبی برای ما جا نیفتاده و در اولویت قرار ندارد. در حالی که در کشورهای دیگر دولت نویسندگان کتاب را حمایت و پشتیبانی می‌کند، کتاب هم به صورت امانی در مراکز عمومی قرار دارد؛ اعتماد عمومی به مردم نیز بالا است. مردم هم پس از مطالعه کتاب را در جای خود قرار می‌دهند. چرا باید ترقه و وسایل آتش‌زا که قاچاق هم هستند؛ در جشن منحرف شده چهارشنبه‌سوری به فراوانی و با قیمت ارزان توزیع می‌کنیم؛ ولی کاری نمی‌کنیم که کتاب فراوان و ارزان در اختیار مردم باشد.  از این موضوع اگر بگذریم با توجه به مطالعات و پژوهش‌های شما، تاثیر مهاجرت شاعران قزوینی به هند را در گسترش سبک هندی در شعر چگونه می‌بینید؟ این البته مخصوص شاعران قزوینی نیست. شاعران قزوینی به دلیل اینکه قزوین دو دوره پایتخت صفویه بوده است ـ برخی هم به اشتباه گمان می‌کنند یک دوره بوده، ولی صحیح این موضوع دو دوره است؛ یک دوره 54 ساله شاه طهماسب اول و یک دوره 6 ساله پس از دوره شاه سلطان حسین ـ بسیاری از هنرمندانی را که قزوینی تلقی می‌کنیم به خاطر پایتخت بودن قزوین از جاهای دیگر به قزوین آمدند، البته بسیاری از آن‌ها هم به لحاظ تباری، قزوینی بودند. کما اینکه برخی از آن‌ها همچون درویش عبدالمجید طالقانی و میرعماد قزوینی در اصفهان بودند. از آنجایی که در دوره صفوی به شعر و ادبیات اهمیت زیادی داده می‌شد از قرن نهم به بعد ارتباط با هند خوب بود و شاعران آنجا بازار پیدا کرده بودند؛ شاعرانی در هند بودند که فارسی زبان بودند. در آن دوران، شاخه اصلی هند و اروپا، هندو ایرانی بود. انشعاب اصلی قوم ایرانی هم هندو ایرانی بوده؛ مشترکات زبانی، فرهنگی هندی و ایرانی در این دوران فراوان است. از سوی دیگر در چند دوره تاریخی ـ غزنوی و افشاریه ـ ایران تصرفاتی از هند داشت. همین‌ها سبب شده که برخی از هندی‌ها هم زبان فارسی دری را فرا بگیرند. از این رو ادبیات فارسی در هند مخاطب بسیاری داشت. دو دسته شاعر فارسی گو در آن دوران داشتیم؛ یک عده هندیان پارسی تبار بودند؛ همچون بیدل دهلوی، غنی کشمیری و هجویری که به فارسی شعر می‌گفتند، اما عده‌ای دیگر نظیر صائب تبریزی، شرف جهان، وحید قزوینی و کلیم کاشانی که تنها با سرودن چند شعر به دنبال آن بودند که از صله و پاداش شاهان هندی برخوردار شوند. تاثیر شاعران و مهاجرت قزوینی‌ها در توسعه سبک هندی این گونه بوده است؛ آن‌ها شعر به صورتی می‌سرودند که ذائقه هندیان پارسی‌گو آن را دوست داشته و به این خاطر مهاجرت می‌کنند. البته آن زمان شاعران قزوینی این مهاجرت‌ها را آغاز کردند. از این رو ابتدا به سبک هندی، سبک قزوینی، سپس سبک اصفهانی و سبک هندی گفته می‌شد. در دوره صفویه این سبک رونق گرفت؛ ولی سبک هندی به زودی روبه ابتذال رفت؛ از اعتدال خارج شد و دوره بازگشت ادبی به وجود آمد.  ولایت: وضعیت ادبیات را به ویژه در دوره قاجاریه در قزوین چگونه می‌بینید؟ در این دوره؛ قزوین وضعیت ممتازی ندارد و شاعرانش هم به تهران رفتند. بنابراین در دوره قاجار شاعر شاخص قزوینی که صاحب مکتب باشد و نام او بدرخشد؛ نداریم. قزوین در این دوره به لحاظ آیینی، تولیدات خوبی دارد چون قاجاریه به مسایل مکتبی و آیینی اهمیت می‌داد. قزوین حتی در دوره مشروطه حامی قاجاریه بود به این دلیل به لحاظ معماری هم مورد توجه قرار گرفت. ولایت: به نظر می‌رسد هرچه از دوره شکوفایی شعر و ادب در قزوین صفوی به این سمت می‌آییم از قدرت ادبی و حضور ادیبان کاسته شده است؛ دلیل آن چه می‌تواند باشد؟ این مساله منحصر به قزوین نیست و در سراسر کشور اتفاق افتاده است. در دوره قاجاریه، قزوین آن چنان در این حوزه برجسته نبوده و درباره آن نوعی سرگیجگی داریم! عارف قزوینی سردمدار شعرهای میهنی، تصنیف‌پرداز و آهنگ‌ساز، علی اکبردهخدا و علامه محمد قزوینی چون پایتخت در نزدیکی قزوین بوده، همه به آنجا می‌روند. همانند همین امروز که افرادی چون موسوی گرمارودی یا یوسف علیخانی به تهران رفته‌اند؛ یعنی پدید آورندگان آثار ادبی در تهران متمرکز شدند و در دوران معاصر هم این گونه است. ولایت: وضعیت شعر و ادب امروز قزوین را چگونه می‌بینید؟ بسیار خوب! ما نسبت به میانگین کشوری در مرتبه بالاتری هستیم. شعر از انحصار مردان خارج شده، بانوان شاعر و داستان‌نویسان و نویسندگان خوبی داریم. حتی قزوین یکی از قطب‌های ادبی است. از یک سو مقالات و پایان نامه های زیادی در حوزه ادبیات داریم و از سویی هم تولیدات ادبی زیادی داشته‌ایم. اگر پژوهش‌ها و تولیدات ادبی را کنار هم بگذاریم به نحو ویژه از سطح میانگین کشوری بالاتر است. ولایت: بسیاری از آثار موجود به ویژه کتاب‌ها از لحاظ محتوا و قلم ضعیف هستند. دلیل آن چیست؟ فراوانی و دسترسی راحت برای چاپ کتاب در ایران سبب کاهش محتوا و حتی غلط‌های املایی در کتاب‌ها شده است. چاپ کتاب به نوعی به صورت «پُز» درآمده و کارهای سطحی فراوان شده است در این باره، اگر شایستگان سر کار بیایند؛ پیشنهاداتی برای رفع مشکلات می‌دهم، ولی باید ممیزی علمی و ادبی را جدی بگیریم، از کارهای قوی حمایت کنیم؛ حتی از خوانندگان هم حمایت شود که کتاب ارزان در اختیار آن‌ها قرار گیرد. متاسفانه نوشتن به دکان و بازار تبدیل شده است. نویسندگانی هستند که حتی کتاب‌ها را به اصرار می‌فروشند که این رفتار به نوعی تکدی‌گری فرهنگی است. نباید شرایط به گونه‌ای باشد که نویسنده از دستگاهی بخواهد که او را حمایت کند و او نیز کتابی مطابق سلیقه آن مسئول بنویسد که درآمدی کسب کند. متاسفانه درحوزه فرهنگ بی‌صاحب شده‌ایم و حمایت ارزشیابی وجود ندارد. در موسیقی هم همین‌گونه است؛ عده‌ای دایم کنسرت می‌گذارند؛ ولی افرادی چون آبفروش را که استاد موسیقی هستند خیلی‌ها حتی نامش را در قزوین نشنیده‌اند. کنسرت ضعیف متاع و خریدار غیرهنرمند دارد؛ همین‌ها سبب برخی بی‌اخلاقی‌ها در برنامه‌های هنری می‌شوند که این هم از عدم شایستگی‌ها نشات می‌گیرد. شعارزدگی و عدم شایستگی عامل قهقهرایی فرهنگی است و این هم از آنجایی نشات می‌گیرد که شایستگان سرکار نیستند و بدترین‌ها جلودار شده‌اند. در این میان، استفاده از مدیر کاردانی همچون محمدعلی حضرتی‌ها هم یک اتفاق بوده که با او نیز همکاری نمی‌‌شود. ولایت: برگزاری کنگره‌ها و دوسالانه‌هایی مثل واعظ قزوینی را چطور می‌بینید. آیا ضرورت دارد؟ اگر خوب برگزار شود؛ می‌تواند اثرگذار باشد. برای این دوسالانه باید تیم تشکیل می‌شد که متاسفانه یکی از دست‌اندرکاران برپایی، مشورتی رفتار نکرد. در دوسالانه واعظ، نیمی از روز به سخنرانی‌ها تعلق داشت. وقت مقاله‌ها محدود بود. این تشریفات و حضور مسئولان برای همایش یک روزه نیست. مدیران ما می‌خواهند که در هر زمینه‌ای صحبت کنند. در حالی که در این همایش‌ها وقت اصلی باید به کارشناسان داده شود. همچنین برای این گونه برنامه‌ها باید نام عام تعیین شود نه آنکه شاهد باشیم امسال دوسالانه واعظ قزوینی به سالک قزوینی تعلق داشته باشد.

سه شنبه 6 شهريور 1397
04:12:02
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT