در میزگرد «نقش قزوین در عهد قاجاری»


مریم میرحسینی
بخش دوم  چه شخصیت‌هایی در دوران مشروطه در قزوین نقش داشتند؟ پورمحمدی املشی: قاضی ارداقی و برادرش میرزا علی‌اکبر، معتمد‌الاسلام رشتی که بنیانگذار یکی از روزنامه‌هاست، خورهشتی که روزنامه دیگری را منتشر می‌کرد، رییس‌المجاهدین و اشرف‌الدین یا نسیم شمال افرادی بودند که افکار عمومی قزوین را نشانه گرفته بودند. تعدادی از چهره‌های تاثیرگذار قزوینی مانند دهخدا در تهران بودند‌. حتی تاثیر قزوینی‌هایی که در تهران بودند، در قزوین بیشتر از شهرهای دیگر بود؛ زیرا مردم هنوز آنها را همشهری خود می‌دانستند و حرف آنها را سخن و پیام قزوین می‌دانستند. از این منظر افراد تاثیر‌گذار قزوینی در دوران مشروطه قابل توجه بودند. ما تاریخ را در راستای شخصیت‌ها جلو می بریم؛ ولی شخصیت‌ها یک بخش ماجرا هستند. ‌اگر توده مردم از آنان حمایت نکنند؛ هرگز افکار شخصیت‌ها تجلی پیدا نمی‌کند. توده مردم قزوین، به دلیل بسترهای فکری و فرهنگی موجود در شهر، با انقلابیون مشروطه خواه همگام و همراه بودند.  قزوینی‌ها در جریان نهضت جنگل چه تاثیری داشتند و چه نقشی را ایفا کردند؟ پورمحمدی املشی: در جریان نهضت جنگل نیز قزوین و قزوینی‌ها نقش موثری داشتند؛ البته در این زمان نیز باید به دو نکته توجه کنیم یکی اینکه قزوین در مسیر تهران به رشت بود؛ لذا هر گونه تحرک سیاسی و نظامی می باید از مسیر قزوین باشد. از منظر دیگر باید استان قزوین را دید؛ یعنی از الموت و طارم تا منطقه جنوب قزوین. جغرافیای انسانی استان قزوین در راستای نهضت جنگل اهمیت زیادی داشته است. افرادی که از منطقه کوه‌های شمالی قزوین به نهضت پیوستند، مانند دکتر حشمت و تمیمی و یا سربازان گمنامی که از منطقه طارم وارد گروه جنگلی‌ها شدند، می‌تواند موضوع قابل پژوهشی در راستای جنبش‌های اجتماعی قزوین باشد. ضمن اینکه بسیاری از اخبار و اطلاعات از مسیر قزوین بین جنگلی‌ها و طرفداران آنها در تهران مخابره می‌شد؛ البته قزوین چنین نقشی را برای گروه مخالف نهضت جنگل نیز بازی کرده است. قزوین در جنگ جهانی اول و دوم چه نقشی در تحولات جهانی ایفا می‌کند؟ چه اتفاقاتی در قزوین افتاد و سرنوشت قزوین چه شد؟ اشغال قزوین توسط نیروهای انگلیس و روسیه در دو جنگ جهانی چه پیامدهایی برای قزوین داشت؟ پورمحمدی املشی: گزارش‌ها نشان می‌دهد به دنبال جنگ جهانی اول و دوم بعضی از شهرهای ایران به اشغال نیروهای متخاصم در آمدند. حضور نیروهای بیگانه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی به دنبال داشت. جنگ جهانی اول سبب بحران نان در شهر شد و تعدادی از مردم به دست نیروهای خارجی مجروح شدند و امنیت اجتماعی و اقتصادی از جامعه رخت بر بست. چنانکه گزارش‌ها نشان می‌دهد، بعد از شهریور 1320 قزوین توسط هواپیماهای شوروی بمباران شد و جمعی از مردم در این حمله هوایی جان خود را از دست دادند و به دنبال آن در هشتم شهریور روس‌ها وارد قزوین شدند. این در حالی بود که گروهی از مردم قزوین از ترس نیروهای اشغالی و به تحریک فرماندار، از شهر فرار کرده و به روستاهای کوهپایه قزوین از جمله نیاق، باراجین، اسماعیل‌آباد و ... پناه برده بودند. حاتمی: به طور کلی کشور ما ایران در دهه آخر قرن سیزدهم هجری خورشیدی (1290 تا 1300) یعنی دهه بیست قرن بیستم، یک از تاریک‌ترین ادوار تاریخ خود را تجربه کرد. در این دهه رویدادهای بسیار تلخی اتفاق افتاد که مهم‌ترین‌شان جنگ جهانی اول بود که با وجود اعلام بی طرفی دولت ایران، مردم ایران به شدت تحت تاثیر پیامدهای ویرانگر آن قرار گرفتند. از اشغال خارجی و ضعف حکومت مرکزی گرفته تا قحطی و گرانی و شیوع راهزنی. طبیعتاً قزوین نیز از این اوضاع نابسامان عمومی مستثنی نبود. به ویژه که قزوین توسط روس‌ها اشغال شده بود. با این حال در این دوران در قزوین اوضاع از پیش هم خراب‌تر شد. هیچ یک از مردم از دست سپاهیان روس و انگلیس تامین جانی نداشتند و مِلک‌ها و مغازه‌هایشان نیز مورد دزدی قرار می‌گرفت. در این دوره قزوین با ناامنی شدید راه‌ها نیز مواجه می‌شود. به طوری که گزارش شده در آخرین سال جنگ جهانی اول حتی امکان فرستادن بسته‌های پستی از قزوین به همدان وجود ندارد. در کمال تاسف کار مداخله بیگانگان در امور داخلی ایران به جایی رسیده بود که روس‌ها در قزوین از مردم مالیات می‌گرفتند. پیامدهای این اوضاع نابسامان تا سال‌ها بعد در قزوین وجود داشت. برای نمونه یکی از مهم‌ترین این پیامدها تاثیر منفی است که در وضعیت گندم و نان مردم قزوین داشته است. گزارش‌ها و اسناد متعددی از این زمان وجود دارد که همگی مربوط است به بدی جنس نان، کمبود گندم و گرانی آن و تجاوزهای اداره ارزاق به فروشندگان گندم و نانوایی‌ها. طبق این گزاش‌ها در یکسو مردم شهر، نمایندگان آنها در مجلس شورای ملی، اتحادیه اصناف قزوین، روزنامه محلی و در سوی دیگر اداره مالیه و دولت قرار دارند. مردم و نمایندگان آنها با طرح مسائل می‌کوشند تا با دلایل روشن نحوه و میزان تجاوز را به آگاهی مسئولان امر برسانند و از آن سو دولت و به ویژه وزارت مالیه با حمایت از ماموران محلی خود، در عمل مشکل مردم را حل نمی‌کنند. مردم به ناچار دست به تحصن و تعطیل شهر می‌زنند و در یک مورد نیز میان آنها و نیروی نظامی درگیری شدید صورت می‌گیرد. با این همه نتیجه اساسی به بار نمی‌آید.  و در این میان، تاثیر حضور نیروهای خارجی در قزوین چه بود؟ حاتمی: قزوین در واقع از جهت غرب و شمال، دروازه ورود به پایتخت یعنی تهران محسوب می‌شود؛ بنابراین هر‌گاه نیرویی متجاوز قصد تهدید تهران را داشت؛ یکی از کانون‌های مهمی که در آن اتراق می‌کرد، قزوین بود. به همین ترتیب یک دهه پس از انقلاب مشروطه تا روی کار آمدن رضاشاه، نیز قزوین مکرراً مورد اشغال نیروهای بیگانه قرار گرفت؛ البته هرگاه در اینجا صحبت از نیروی بیگانه می‌شود، بیش‌تر روس‌ها مدنظر است؛ زیرا به دلیل نزدیکی جغرافیایی قزوین و آذربایجان به همراه گیلان بیش‌تر در معرض تجاوز روس‌ها بود تا نیروهای بیگانه دیگر از جمله انگلیسی‌ها. یکی از زمان‌هایی که قزوین به اشغال روس‌ها درآمد؛ جنگ جهانی اول بود. در واقع هشت روز بعد تاجگذاری احمدشاه در سال 1332 هجری جنگ جهانی اول آغاز شد. سال 1332 هجری یکی از آشفته‌ترین دوران‌های تاریخ قزوین است. در این زمان روس‌ها با وارد کردن پی در پی نیرو به این شهر در تمامی زمینه‌ها شهر را در قبضه خود گرفتند و قنسول روس حاکم بی‌چون و چرای شهر و منطقه به شمار می‌رفت. روس‌ها رئیس سوئدی ژاندارمری را مجبور به استعفا کردند. آنان تلگرافخانه را نیز سانسور کردند. همچنین برای جا دادن نیروهای فراوان خود مردم را مجبور به تخلیه‌خانه‌ها کردند. مسیو شوبرک رئیس نظمیه نیز که نفراتش با گماشتگان بانک انگلیس درگیری داشته‌اند؛ به وسیله روس‌ها دستگیر و در طویله زندانی می‌شود.  این شرایط فقط در قزوین حکمفرما بود یا در سایر شهرهای کشور هم وضعیت مشابهی داشتند؟ حاتمی: ضعف ایران در دوره جنگ جهانی اول به جایی رسیده بود که به غیر از تهران در بقیه شهرهای ایران مدیریت امور شهر بر عهده بیگانگان بود. تا جایی که ژنرال براتوف اوف روسی به صورت علنی اقدام به نشر حکمی برای اداره کل کشور و همچنین شهر قزوین نمود. ژنرال فوق در این حکم تاکید می‌کند، اگر اهالی به مواد فوق عمل نکنند؛ مجبور است به سختی با آنان برخورد کند. متن حکم فوق در روزنامه خاطرات عین‌‌السلطنه به طور کامل آمده است. عین‌السلطنه که یکی از منابع مهم ما در این زمینه است؛ در جای دیگر در مورد وضع قزوین در زمان اشغال می‌نویسد، حکمرانی منطقه قزوین در گرماگرم جنگ اول جهانی بر عهده میرزا حسن خان مدحت السلطنه نهاده شده است. دوران حکمرانی‌ او پرآشوب‌ترین دوران‌های ایران و شهر قزوین است. روس‌ها با نیروی نظامی فراوان خود در شهر همه کاره‌اند؛ البته هدف واقعی روس‌ها در دراز مدت الحاق شمال ایران به روسیه بود؛ آنها با اشغال نظامی، جمع‌آوری مالیات و خرید زمین مقدمات این امر را فراهم ساختند. در اوایل سال 1332 ه.ق کار مداخله بیگانگان در امور داخلی ایران به جایی رسیده بود که روس‌ها در قزوین و در تبریز از مردم مالیات می‌گرفتند و مانع اعزام نمایندگان آذربایجان به مجلس شورای ملی می‌شدند‌ و معدودی از مردم شهر را به عنوان متحسن در قنسولگری جای می‌دهند تا از یک سو نشان دهند که گروهی از مردم از استقرار مشروطیت ناراضی هستند و از سوی دیگر، مردم شهر از حضور قوای روس در قزوین ناراضی نیستند.  در چنین شرایطی وضعیت اجتماعی شهر قزوین چگونه بود؟ حاتمی: خوب مشخص می شود در چنین وضعیتی اوضاع اجتماعی و اقتصادی شهر در چه وضعی قرار می‌گیرد و مردم در مواجهه با هجوم خارجی در چه وضعی به سر می‌برند. گزارش‌های متعددی از پیامدهای اجتماعی حضور اشغالگران روس در سطح شهر قزوین وجود دارد. اینکه مثلا سربازی روس از دکان بقالی چیز خرید بدون آنکه پولش بدهد که سرانجام به نزاع و درگیری می‌انجامد. یا اینکه سربازی روس بر سر راه به زنی قزوینی دست درازی می‌کند و نقاب از سر او می‌کشد. خوب مشخص است که زن بیچاره در چنین وضعیتی راهی جز گریز از دست او ندارد؛ همچنان که فریادرس و دادگاهی برای شکایت وجود ندارد. اگر سربازان روس این قبیل تعدی‌ها و تعرض‌ها را در حالت مستی انجام می‌دادند؛ معمولا صدمات و لطمات شدیدتری به دنبال داشت. بنابراین تاخت و تاز و تجاوز روس‌ها در طول دوران قاجار لطمه‌های شدیدی به بخش عمده‌ای از کشور وارد ساخت. در جریان جنگ اول جهانی ویرانگری روس‌ها به بیشترین حد خود رسید؛ البته این صدمات در بخش کشاورزی شهر قزوین هم چشگیر بود. روس‌ها همواره به نابودی و ویرانی سرزمین‌های زیر اشغال خود پرداخته، به روستاها و دهقانان لطمه‌های شدیدی وارد ساختند که منطقه قزوین با توجه به اینکه به طور عمده در طی چند سال، محل تاخت و تاز ارتش روسیه بود، ضررهای فراوانی را متحمل می‌گردد. برای نمونه گزارش شده در سال 1335 قشون روس به روستاهای قزوین آمدند و همه محصولات کشاورزی را با خود بردند و حتی خرمن‌های گندم را که کوبیده و هنوز به باد نداده و گندمش را سوا نکرده بودند عوض کاه با خود بردند. این اقدام اشغالگرانه نتیجه‌ای جز قحطی و گرانی ارزاق عمومی در سطح شهر نداشت. پورمحمدی املشی: معتقدم حضور نیرو‌های خارجی جامعه قزوین را دچار بحران اقتصادی و اجتماعی کرد و حتی از نظر فرهنگی جامعه قزوین را به چالش کشید. از نظر اقتصادی زمینه کمبود آذوقه را به دنبال داشت که به بحران نان انجامید؛ زیرا قزوین شهری سنتی بود و وسائل ارتباطی نیز هنوز پیشرفته نبود؛ لذا راهی برای جبران ‌رفع کمبود‌ها وجود نداشت. از نظر اجتماعی زمینه‌ی درگیری بین نیروهای متجاوز و مردم محلی را به همراه داشت که منجر به زخمی شدن و متواری شدن گروهی از مردم شد و جامعه امنیت اجتماعی نداشت. از نظر سیاسی نیز نگاه گروه‌های متخاصم سیاسی داخلی و خارجی را متوجه قزوین نمود چون این شهر به عنوان شهر استراتژیکی تلقی می‌شد که مناطق شمالی ایران که تحت نفوذ نیروهای روسیه (شوروی) بود را به شهر‌ها و مناطق درونی و جنوبی ایران ارتباط می‌داد که تحت نفوذ نیروهای انگلیسی و یا آلمانی قرار داشتند؛ بنابراین سیطره سیاسی و نظامی بر این شهر می‌توانست در حاکمیت و نفوذ قدرت بر ایران تاثیر مضاعف داشته باشد‌. به موقعیت تجاری و بازرگانی قزوین در دوران قاجاریه بپردازیم. آیا ساخت کاروانسراها و مجموعه بزرگ سعدالسلطنه در دوران ناصری را می‌توان به این فرضیه مرتبط دانست که قزوین در این دوره به مرکز تجاری ایران تبدل شد؟ پورمحمدی املشی: بدون تردید کاروانسرا‌ها زیر‌ساخت تجارت ترانزیت را نشان می‌دهند. یعنی شهری یا محلی که اقدام به ساخت کاروانسرا می‌نماید در صدد برطرف کردن نیازهای تجار و بازرگانان داخلی و خارجی است و این نشان از رونق تجاری شهر دارد. در عصر قاجاریه با گسترش فعالیت‌های بین‌المللی، در کنار سیاسیون، تجار و بازرگانان خارجی نیز متوجه ایران شدند و راه ارتباطی شمال و جنوب و همچنین شرق و غرب در ایران ترقی نمود و توسعه یافت. قزوین در مرکز و تلاقی آن راه‌ها قرار گرفت. ضمنا این روابط تجاری با روابط تجاری برون مرزی نیز امتداد می‌یافت و توسعه پیدا می‌کرد. اگر چه کاروانسرای سعد‌السلطنه تقریبا در اواخر عصر ناصری ساخته شد؛ ولی حکایت از رونق اقتصاد تجاری شهر دارد که در امنیت تجار و بازرگانان و ترانزیت کالا اهمیت فوق العاده‌ای داشت.  و این مساله، باعث تحولات اجتماعی در قزوین هم بود؟ حاتمی: همانطور که قبلا گفتم از وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی قزوین در این دوره در منابع تاریخی ایرانی این زمان مطالب جدی و قابل اعتنایی موجود نیست؛ اما در سفرنامه‌های سیاحان خارجی که به ایران آمده‌اند؛ مطالب قابل توجهی در این زمینه موجود است. برخی از سیاحان جنبه‌های منفی و برخی جنبه‌های مثبت شهر قزوین را توصیف کرده‌اند. یک از اولین سیاحان اولیویه است که اواخر عصر زندیه و اوایل عصر قاجار به ایران آمده است. اولیویه درباره قزوین می‌نویسد: «قزوین به علت کثرت جمعیت و متمولین و اغنیا، محل تجارت شایانی گردیده است. ابریشمی که به تمام داخله ایران و بغداد و هندوستان می‌رود از گیلان و شیروان به قزوین آمده و از اینجا به خارج می‌رود. در این شهر است که حصّه‌ای از برنج گیلان و مازندران حمل و نقل می‌شود. نسج اقمشه حریر و ریسمان و فرش در قزوین وجود دارد، با وجود این‌ها اکنون این شهر به آبادی و معموری که در زمان سلاطین صفویه بوده نیست. جمعیتی که الان هست قریب به بیست و پنج هزار نفس است که در آن زمان صد هزار بیشتر بود. ابنیه و عمارات سلطنتی خراب شده و خانه ساکنین پست و بد ساخت هستند». اما حدود نیم قرن بعد یعنی در اواخر دوره فتحعلی شاه قزوین در مجموع وضعیت مساعدی نداشته و در اثر سوء رفتارهای حکام زندگانی مردم در رنج و سختی می‌گذشته و جامعه توان اقتصادی خود را از دست داده بود. یکی از منابع مهم این دوره سفرنامه فریزر انگلیسی است که در طی چندین روز اقامت در قزوین در سال 1249 هجری به تفصیل به آن پرداخته است. فریزر می‌نویسد: «اوضاع قزوین به نحوی عجیب قرین بی‌سر و سامانی بود و اصلاً در تمام ایران حال بدین منوال است. از زمان آخرین مسافرت من به ایران اوضاع و احوال آن سخت بدتر گشته است». فریزر مهمترین دلیل این وضع نابسامان را در نظام فاسدی می‌داند که سلطان در استمرار آن می‌کوشد. بدین معنی که افراد خاندان خود، پسرها و دامادها و نوه های خود را به حکومت ایالات و ولایات شاهنشاهی می‌گمارد. گزارش دیگر از الکسیس سولتیکف شاهزاده نقاش روسی است که چند سال بعد از فریزر و در دوره محمدشاه یعنی در سال 1254 به قزوین آمد. گزارش سولتیکف به روشنی اوضاع نابسامان قزوین را توصیف می‌کند «قزوین، این شهر مشهور ایران که موقع و وسعت آن را تمجید می‌کنند و آن را به هرات تشبیه می‌نمایند و بر تهرانش ترجیح می‌دهند و بالاخره گفتگوی آن بوده است که مرکز حکومت را به آنجا منتقل نمایند، به نظر من واقعاً برای چنین پیشنهادی نالایق آمد. در آنجا جز مقری پست و منظری خالی از جذبه ندیدم. هیچ چیز که بتواند تخیل یک مسافر خسته را تحریک نماید؛ نداشت. حاکم آن طهماسب قلی خان بیگلر بیگی، سوار بر اسب و قلیان به دست با عده‌ای نوکر ژنده پوش‌سوار بر اسب‌های ناتوان به پیشواز ما آمد. از میان معابر سرپوشیده و درهایی با اندازه‌های مختلف و خرابه‌های دیوارهای گلی، ما را به جلوی خانه مخروبه‌ای که از زمان نادرشاه متروک مانده بود؛ برد. سفیر از سکونت در آن خودداری نمود و دستور داد چادرهای او را در حیاط برپا کنند. من در این تنهائی در میان تکه‌های بی‌شمار شیشه‌های رنگین و نقاشی‌هایی که هنوز تازه مانده بود و پهلوانان ایرانی و حوری‌ها و غیره را نشان می‌داد؛ مسکن گزیدم. به زودی به بازار که چیزه تازه‌ای نداشت و سپس به حمام بهرام میرزا که نماینده شاه در قزوین است؛ رفتم. این حمام وسیع است؛ ولی مثل تمام حمام‌های ایران که بدانجا رفته‌ام؛ آب آن بسیار بد است.» متاسفانه این وضع منحط در سراسر دوره قاجار استمرار داشت و هر چه به زمان مشروطه نزدیک‌تر می‌شویم بر شدت آن افزوده می‌شد. حتی در دوره ناصری نیز علی‌رغم آنکه شاهد دوره طولانی ثبات سیاسی هستیم، و بر خلاف دوره‌های قبل جنگی ویرانگر نیز روی نداد؛ اما اوضاع اقتصادی و اجتماعی همچنان روندی منحط داشت. برای نمونه در زمان حکومت عزالدوله در قزوین در این دوره، هنریش بروگش که در این سال‌ها به قزوین آمده بود؛ وضع این شهر را چنین توصیف می‌کند: «شهر قزوین برخلاف دفعه قبل که از آن عبور کردیم خراب، و غم‌انگیز به نظر می‌رسید، مردم سر و وضع لباس بدی داشتند و عده‌ای از آنها نیمه برهنه سر راه ما آمدند و با صدای بلند تضرع‌آمیز تقاضای کمک می‌کردند و مستقبلین و نمایندگان حاکم شهر، آنها را بی‌رحمانه با شلاق پس می‌زدند و با آنکه من فراش‌ها را از این کار منع می‌کردم، با این حال، با خشونت، مردمان فقیر و گدا را کنار می‌زدند. ضمن نوشتن نامه‌ها صدای ناله دلخراش عده‌ای را شنیدم، وقتی پرسیدم چه خبر است؟ معلوم شد عده‌ای از اهالی شهر را در میدان جلوی قصر شلاق می‌زنند این عده ظاهرا از جمله کسانی بودند که در شورش و قیام قزوین به خاطر گرانی نان و قحطی شرکت داشتند و همین شورش بود که منجر به عزل حاکم گردید. وضع اقتصادی شهر قزوین خوب نیست، صنایع این شهر که روزگاری در ایران از رونق زیادی برخوردار بود، اینک چند سالی است که به علت رقابت کالاهای صنعتی اروپایی که وارد بازار شده، به کلی در شرف نابودی است و مصنوعات قزوین منحصر به شانه های چوبی و چاقو شده است که به قیمت ارزانی در شهرهای مختلف ایران عرضه می‌گردد.» این تصویر کلی اوضاع اجتماعی و اقتصادی شهر قزوین در دوره قاجار تا عصر مشروطه است؛ وضعیتی که از لابلای متون تاریخی بدست می‌آید.

چهارشنبه 13 تير 1397
03:44:56
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT