مسئولان، هنرمندان را به حال خودشان بگذارند!


تعیین تکلیف کردن برای هنرمند، جایگاهی ندارد؛ آن هم توسط مسئولانی که کارشان مرتبط با هنر است گفت و گو از: محمدرضا مقدم
پیش درآمد: کهن دیار قزوین از آن هنگام که در عهد ساسانیان، از دژی نظامی به شهری پایدار و مدرن برپایه معماری آن دوره تبدیل گردید؛ خاستگاه ادیبان، اندیشه ورزان و عالمان بسیاری بوده است. صاحبان خِرد و دانایی که این شهر ‌را در طول تاریخ، زبانزد عام و خاص کردند و خود چون شمعی سوختند تا با نور وجود خویش، مهد تمدن و فرهنگ را منور و تابناک گردانند. سیاهه نام و فهرست مشخصات اینان، مجلدها می‌شود؛ اما نه آنگونه که شایسته بوده و نه آن سان که بایسته، کمتر نام و نشانی از این کهکشان آسمان علم و ادب و هنر به میان آمده که مع‌الاسف، به سستی صاحبان کرسی و مقام، در حافظه قزوینیان نیز جز اندکی، از این بسیار، نامی به یادگار نمانده است. باور آن است که ارباب جراید را تکلیفی است تا اگر پیشینیان را به باد نسیان سپرده‌اند؛ به وظیفه خویش در باره معاصران عمل کنند و هنرمندان و ادیبان اندیشه ورز زمانه را به فراموشی نسپارند. پیش از این در «ولایت» کوشیده‌ایم تا به معرفی هنرمندان، به عنوان رکنی رکین از سپهر فرهنگ و هنر این دیار بپردازیم و این مجال، فرصتی فراهم آمد تا به گپ و گفت با «محمد علی جمالی» هنرمند سفاگر و مجسه‌ساز قزوینی بنشینیم. هنرمندی که نه فقط آتیه درخشانی خواهد داشت که هم‌اکنون نیز در زمره‌ی سفالگران و مجسمه‌سازان کشور است که با آثار خلاقه خویش، حرف بسیاری برای گفتن و نمایاندن دارند. آنچه در پی می‌آید؛ حاصل گفت‌و‌گو با این هنرمند در صبح یک روز خوش بهاری در خانه تاریخی جلیل آرازی قزوین در گذر سنگ پانزده قزوین است؛ خانه‌ای که چند سالی است به کارگاه و محل کار او تبدیل شده است. سردبیر  برای آغاز از خودتان بگویید و اینکه در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌اید؟ من متولد 1356 در قزوین هستم. به علت علاقه به مباحث تاریخی و باستانی، رشته باستان‌شناسی را برای تحصیل انتخاب و تا مقطع کارشناسی ادامه دادم.  چه انگیزه‌ای باعث شد تا یک دانش‌آموخته رشته باستان‌شناسی به هنر مجسمه‌سازی گرایش پیدا کند؟ من در کنار تحصیل در رشته باستان‌شناسی، دوره‌های فراگیری مرمت بنا و اشیا را زیر نظر کارشناسان خارجی گذراندم که تجربه با ارزشی بود و به همین دلیل از سفال، گچ‌بری و کاشی دانش خوبی به دست آوردم. به همین دلیل، سال گذشته، گچ‌بری‌های دو تا از ستون‌های خانه تاریخی آرازی که چند سالی است محل کار من است؛ آسیب دید. براساس همین تجربه و دانش، بعد از هماهنگی با اداره کل میراث فرهنگی استان خودم آنها را مرمت کردم و یا اقدامات مرمتی دیگر که هر سال برای این خانه انجام می‌دهم. این علاقه و نیز کسب دانش و تجربه سبب شد به سفالگری روی بیاورم و بعد از شروع کار سفالگری در سال 78 مدت زیادی به ساخت پتینه و مولاژ (قالب یا نمونه‌ای از آثار تاریخی) برای موزه‌های کشورهای مختلف مشغول شدم. از طرفی بناهای تاریخی ایران به ویژه بناهای دوره اسلامی اکثرا دارای گچ‌بری‌های با ارزش و خیلی خاصی ‌هستند که با شروع مراحل آغازین مجسمه‌سازی یکی می‌باشد و چه بسا پیچیده‌تر از مجسمه‌سازی، چون تمام ریزه‌کاری‌ها و پیچیدگی‌هایی که در بناهای قدیمی وجود دارد باید در گچ‌بری‌ها نیز دیده شود. به همین دلیل؛ بین کار من و مجسمه‌سازی ترکیبی به وجود آمد.  مجسمه سازی را زیر نظر چه اساتیدی فرا گرفتید؟ من از سال 84 یا 85 به ساخت مجسمه‌سازی و فضای شهری رو آوردم. آن سال‌ها استادی در قزوین برای آموزش مجسمه‌سازی وجود نداشت. دوره طراحی را نزد آقایی به نام رضا قنادیان گذراندم، اما در مجموع، مجسمه‌سازی را خود جوش و به صورت آزمون و خطا آموختم و در کنار آن مطالعات و تحقیقاتی در این زمینه داشتم و برای آگاهی بیشتر به دانشگاه‌های مختلف از جمله دانشگاه تهران مراجعه می‌کردم و همچنین مطالعه آثار جهانی.  بیشتر چه سوژه‌هایی را برای کار انتخاب می‌کنید؟ در حال حاضر کار من بیشتر فضای شهری است و به همین دلیل در 90 در صد موارد کار فرمایان سوژه را به ما معرفی می‌کنند و بعد از تحقیق پیرامون سوژه مراحل ساخت آغاز می‌شود.  تحقیقات قبل از ساخت یک اثر شامل چه مراحلی است؟ یک مجسمه‌ساز باید فرهنگ‌ها و اقوام مختلف را بشناسد و همچنین از تاریخ و دوره‌های باستانی مناطق گوناگون آگاه باشد. برای مثال از من دعوت شد تا پروژه‌ای را به نام «پیشمرگان کرد مسلمان» برای استان کردستان بسازم. قبل از شروع عملیات ساخت، به کردستان رفتم تا از نزدیک تحقیقات میدانی را انجام دهم و با پوشش، فرهنگ، آداب و رسوم هموطنان کرد، آشنا شوم. بعد از بررسی و دقت متوجه شدم کردها نوعی خاص قسم می‌خورند، به این صورت که، دستشان را مشت می‌کنند و می‌گذارند روی سینه و بعد شروع می‌کنند به قسم خوردن به خدا، یا یکی از عزیزانشان، یا به وطن... من از همین نکته الهام گرفتم و مجسمه‌ای را طراحی کردم که یک پیشمرگ کُرد کتابی را بر روی سینه‌اش در دست دارد و در دست دیگرش هم پرچم کشور ایران است.  آن طور که شنیدم مجسمه «پیشمرگان کرد مسلمان» با اقبال خیلی خوبی از سوی مردم و هنرشناسان مواجه شد. این مجسمه با ابعاد بیش از 4 متر ساخته شده و در میدان ظفریه؛ بهترین میدان شهر سنندج نصب شد. آن زمان آقای زاهدی استاندار کردستان بودند و روز افتتاحیه به همراه مسئولین کشوری از جمله آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی حضور داشتند. بعد از پرده برداری از مجسمه رضایت خیلی زیادی داشتند و از من خواستند تا 10 نمونه دیگر از این مجسمه برای شهرهای کردستان بسازم تا به عنوان نماد اتحاد بین هموطنان کرد مناطق مختلف ایران معرفی و نصب شود.  چه آثاری از شما در سطح شهر قزوین وجود دارد؟ دیوار کتاب به همراه مردی که مشغول کتاب خواندن است در انتهای خیابان دانشگاه؛ فکر زیبا در ابتدای بلوار پرستار، اِلمان کوه خوشنویسی با متن قزوین پایتخت خوشنویسی ایران در میدان ارتش و همچنین جاده ابریشم در میدان مینودر.  به نظر می‌رسد اِلمان جاده ابریشم شاخص‌ترین کار شما باشد. بله. فکر اولیه این کار توسط شهرداری به من پیشنهاد شد؛ ولی تحقیقات، طراحی و ماکت‌سازی و... توسط خودم انجام شد. با شروع تحقیقات متوجه شدم که جاده ابریشم در زمان صفویه در قزوین رونق بیشتری داشته است. به همین دلیل بر روی نژاد شترهای آن زمان (صفویه) تحقیق کردم. با توجه به پایتختی قزوین در این دوره، لباس‌های دوره صفویه را شناسایی و طراحی کردم. این نکته قابل توجه است که لباس‌های دوره صفویه انواع خاصی داشت؛ مثلا لباس درباریان، تجار، اهل فرهنگ و هنر و مردم عادی با یکدیگر تفاوت مشخصی داشته است. از سه نوع لباس دوره صفوی در این پروژه استفاده کردیم. مردی که جلوی کاروان است باید لباس مردم جوان را به تن می‌کرد تا جوان به نظر برسد و حس جوانی و شادابی را القا کند و همچنین خوش قد و بالا و خوش‌هیکل باشد. مجسمه دیگر هیکل چاق و بزرگی دارد که نشان می‌دهد این شخص تاجر است. نوع کلاه و چکمه‌های مرد تاجر، از نوع درباری و متعلق به دوره صفویه است. در این دوره به پاپوش (چکمه) پاتابه گفته می‌شد. یک پیرمرد هم به عنوان «بلد ِراه» که باید سن بالایی داشته باشد، لباس مردم عادی را به تن داشت. این مرد با توجه به سن بالا یک مقدار خسته نشان داده شده است تا مشخص شود راه زیادی را طی کرده است. در مورد محموله این کاروان نیز در تحقیقات متوجه شدیم که فرش قزوین، جزو کالاهای صادراتی آن زمان بوده است و با توجه به وجود تاکستان‌های معروف قزوین در آن عصر، خمره‌های حمل پسته و بادام و مایعات را انتخاب کردیم و صندوق‌هایی را نیز برای حمل بارهایی ‌که عمومیت داشت.  علاقه و آگاهی شما از تاریخ باعث توجه به این نکات ظریف و ریز شده است؟ هدف ما باید این باشد تا مخاطب با فرهنگ نیاکانش آشنا شود و این فرصت خوبی بود برای من که مردم را با گذشته خودشان و حتی لباس‌های عصر صفوی در قزوین آشنا کنم. یک اثر هنری باید درک بصری مردم را بالا ببرد و بتواند نگاه مردم را ارتقا بدهد.  بحث‌های زیادی پیرامون مبلغ پروژه جاده ابریشم شد از جمله قیمت‌های میلیاردی برای دستمزد؟ شهرداری چون می‌خواست کار خوب و فاخری انجام شود از هنرمندان مختلفی برای شرکت در این پروژه دعوت کرد. در نهایت به علت اینکه مبلغ پیشنهادی شهرداری خیلی پایین بود هیچ هنرمندی این پروژه را قبول نکرد. یکی از راه‌های کم‌هزینه برای اجرای این پروژه ساخت نمای دو بعدی بود که قرار بود با برش لیزری انجام شود و بر روی آن عکس کاروان شترها کشیده شود؛ ولی مسئولین شهرداری و سازمان زیباسازی با این کار نازل موافق نبودند. من پذیرفتم این پروژه را با یک سوم مبلغی که هنرمندان دیگر درخواست کرده بودند انجام بدهم یعنی با 300 میلیون تومان که از این مبلغ بیش از 80 درصد هزینه خرید مواد ساخت و هزینه‌های کارگاهی و ... شد. یعنی 20 میلیون تومان سود آن هم برای 7 ماه کار شبانه‌روزی و تا امروز که دوسال از بهره‌برداری این طرح می‌گذرد من هنوز این مبلغ را ‌‌به طور کامل دریافت نکرده‌ام. من به علت این که به شهر خودم علاقه دارم؛ این پروژه را قبول کردم و الان هم از انجام این کار راضی هستم؛ هر چند دستمزد چندانی هم نگرفتم.  پروژه جاده ابریشم را می‌توان بزرگترین مجسمه کشور دانست؟ این پروژه 60 متر طول رونده دارد که از ‌حیث طول بزرگترین مجسمه در کشور است، ولی از نظر ارتفاع نه.  وقتی یک هنرمند می‌بیند که مردم در کنار اثر هنری اش عکس یادگاری می‌گیرند چه احساسی دارد؟ بزرگترین هدیه به یک هنرمند این است که می‌بیند مردم از اثری که او خلق کرده است؛ رضایت دارند. به نظر من رضایت‌مندتر از این نیست که مردم از یک اثر خوششان بیاید و عکس‌های یادگاری خودشان را در کنار این مجسمه‌ها بگیرند. من افتخار می‌کنم که این کار در قزوین انجام شد و خستگی را از تن من در‌آورد. مسئولین هر 4 یا 8 سال عوض می‌شوند و در هر دوره‌ای از یک اثر تعریف می‌کنند و یا آن را نفی می‌کنند، که البته این یک امر طبیعی است؛ ولی کاری که مردم خوششان بیاید؛ هرگز نفی نمی‌شود. رضایت مردم برای من بزرگترین خوشبختی است.  در میان آثاری که تا به امروز ساخته‌اید؛ کدام یک برایتان حایز اهمیت‌تر است؟ وقتی عکس شهدا را می‌آورند برای ساخت مجسمه، خیلی وقت‌ها با این شهدا ارتباط برقرار می‌کنم و دوست دارم به طریقی ادای دینی کرده باشم نسبت به شهدا؛ ولی اثری که خیلی برای من حائز اهمیت است مجسمه «مادر» می‌باشد که جزو اولین مجسمه‌های بزرگی است که ساخته‌ام و در یکی از میادین شهر بویین‌زهرا نصب شده است. احساس خیلی خوبی نسبت به این اثر دارم.  شنیدم نمایشگاهی با موضوع خلیج فارس در انگلیس داشتید؛ در این باره بگویید. در سال 89 از من دعوت شد تا در نمایشگاهی در شهر لندن شرکت کنم که روبروی موزه «مادام توسو» قرار داشت و از لحاظ مکانی دارای اعتبار ویژه‌ای بود. برای این نمایشگاه یک سال زحمت کشیدم. آن زمان بحث خلیج جعلی و دروغین عربی خیلی داغ بود. من هم از فرصت استفاده کردم و با بررسی گسترده، منابع و اسناد سفالی از دوره سومری‌ها تا دوره‌های تاریخی بعد را که نامی از خلیج‌فارس در آنها بود و حتی کتیبه‌های سفالی را که با خط میخی نامی از خلیج‌فارس داشت در این نمایشگاه به نمایش گذاشتم. افراد و شخصیت‌های زیادی از این نمایشگاه دیدن کردند و تقریبا همه به این نتیجه رسیدند که نام این خلیج، در طول تاریخ خلیج‌فارس بوده و هست. بعد از این نمایشگاه از طرف موزه بریتانیا برای من دعوت نامه‌ای ارسال شد تا به عنوان کارمند در این موزه فعالیت هنری داشته باشم؛ ولی نپذیرفتم و ترجیح دادم به فعالیت در کشور خودم ادامه دهم. نمایشگاه دیگری هم در کشور قرقیزستان با موضوع «فرهنگ ایرانی و قزوینی» داشتم؛ شهر بیشکک قرقیزستان با قزوین خواهر خوانده است‌‌ و البته نمایشگاه های دیگری در کشور آذربایجان و کردستان عراق و...  فعالیت در موزه بریتانیا موقعیت خیلی خوبی بوده که شاید امکانش برای هرکسی ایجاد نشود. از رد این پیشنهاد پشیمان نیستید؟ نه اصلا. بعد از اجرای پروژ جاده ابریشم پیشنهادی از ملبورن استرالیا برای شهرداری قزوین ارسال شد تا مجسمه‌هایی مشابه آن چه در قزوین ساخته شد در ملبورن هم ساخته شود. از طرف کشورهای عربی هم چندین دعوت نامه مستقیم برای من ارسال شد؛ در جواب اعلام کردم به هیچ‌وجه حاضر نیستم برای کشور‌های عربی فعالیت کنم.  در حال حاضر مشغول ساخت چه اثری هستید؟ من با علاقه خاصی که به شهر خودم دارم و همچنین علاقه به تاریخ و اصالت‌های تاریخی، بعد از مطالعه و بررسی به این نتیجه رسیدم که در اکثر منابع تاریخی از جمله کتاب حمداله مستوفی از شاهپور ساسانی به عنوان بنیانگذار شهر قزوین یاد شده است و به همین دلیل ماکت مجسمه شاهپور ساسانی را بعد از صرف یک سال وقت طراحی کردم و این پیشنهاد را می‌خواهم به شهرداری بدهم تا این مجسمه را در ابعادی بزرگ در جایی مناسب قرار دهد تا همانند مجسمه جاده ابریشم مردم را با قسمتی از اصالتشان آشنا کند. اجرای این طرح یکی از آرزو‌های من است و اگر یک روز کارگاهم را نیز با زور از من گرفتند و مجبور شدم از این شهر بروم؛ اثری فاخر از من برای مردم شهرم به یادگار بماند. در کنار آن ساخت مجسمه‌هایی از مشاهیر شهرم برای من بسیار مهم است که همواره به آن مشغولم.  هیچ وقت از راهی که طی کرده‌اید و به موقعیت امروز رسیده‌اید؛ پشیمان شده‌اید؟ من در این راه مشکلات شدیدی از جمله بن‌بست‌های مالی را تحمل کرده‌ام. شهرداری‌ها هیچ‌وقت به تعهدات مالی‌شان سر وقت عمل نمی‌کنند. کار ما هزینه‌ی زیادی دارد و مواد اولیه به علت واردات خیلی گران است و نوسان زیادی هم دارد. ولی هرگز از کارم پشیمان نیستم. گرچه اضطراب خیلی زیادی به علت نداشتن محل ثابت کارم دارم که امیدوارم مسئولینی که کارشان به هنر ربط دارد جهت خدمتگزاری گام بردارند و متوجه باشند که میز جهت خدمتگزاری به آنها واگذار شده است و نباید برای هنرمندان تعیین تکلیف کنند. اگر مسئولین این موارد را متوجه باشند؛ من فکر می‌کنم مشکل همه هنرمندان از جمله من حل می‌شود.  شما دوره‌های آموزشی برای علاقه‌مندان دارید؟ بله، در حال حاضر 4 هنرجوی ثابت دارم و چند نفری هم در کارگاه خودشان مشغول کارند که برای رفع ایراد به کارگاه من می‌آیند.  چه توصیه‌ای به علاقه‌مندان این رشته دارید؟ در کنار علاقه، تحصیل آکادمیک را باید دنبال کنند. در غیر این صورت خیلی عذاب می‌کشند تا بتوانند مجسمه‌سازی را یاد بگیرند. ما تمام اشتباهات و خطاها را تجربه کردیم و حتی نقاط قوت را هم تجربه کردیم تا بتوانیم یاد بگیریم. حتما به استادان خوب برای آموزش مراجعه کنند چون بخش عمده‌ای از عمر ما صرف آموزش شد و به همین علت تاکید بر آموزش آکادمیک دارم.  به عنوان سوال آخر چه انتظاری از مسئولین دارید؟ هیچ انتظاری از مسئولین ندارم؛ فقط می‌خواهم ما را به حال خودمان بگذارند تا کارمان را انجام دهیم. این بزرگترین کمکی هست که می‌توانند به ما بکنند.

چهارشنبه 19 ارديبهشت 1397
04:19:36
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT