روزنامه‌نگاری که فریاد درد مردم بود!


سالمرگ اشرف‌الدّین حسینی قزوینى، ‌تنها بهانه‌ای است تا ذکری دوباره از روزنامه‌نگار شهیر و پرآوازه قزوینی عصر مشروطه‌ به میان آید. همو که بیش از آنکه با نام حقیقی‌اش شناخته شود به نام روزنامه‌اش‌‌ معروف است. سرنوشت‌ اشرف‌‌الدین‌ و «نسیم شمال» آن چنان‌ با یکدیگر عجین‌ بود که‌ مردم،‌ وی‌ را آقای‌ نسیم‌ شمال‌ مى‌نامیدند. روزنامه‌نگاری دردآشنا، که عمیق‌ترین موضوعات سیاسی و اجتماعی زمانه پر فراز و نشیب خود را آن چنان با زبان ‌شعری‌ ساده‌، گیرا و سرشار از اصطلاحات ‌و ضرب‌المثل‌های‌ مردم‌ کوچه‌ و بازار بیان می‌کرد که ساعتی پس از انتشار و توزیع روزنامه، به سرعت زبانزد عام و خاص می‌شد. شعرهای طنز‌‌آمیز و سرشار از بذله‌گویى‌ اشرف‌‌الدین‌ چنان بود که در محدوده خاص‌ روزنامه‌نگاری‌ و طنز یکى‌ از شاخص‌ترین‌ و موثرترین‌ نمونه‌ها به‌ شمار مى‌آید.
اشرف‌الدّین از آن رو که درد فقر و تبعیض و ظلم را با همه وجود خود چشیده بود؛ فریادگر دردهای مردمانی شد که در روزگار تیره و تار، از روزنه انقلاب مشروطیت، آزادی و استقلال از یوغ استعمار و استثمار را می‌جستند؛ مردمانی که فرجام خروششان، نه فقط به این آمال دیرینه منتهی نشد که استیلای دیکتاتوری دیگری در عصر رضاخانی را به دنبال داشت. آنچه در پی می‌آید؛ روایت زندگی پُر فراز و نشیب و گاه در هاله‌ای از ابهام اشرف‌الدّین حسینی قزوینى است که به پژوهش و تلاش «افسانه منفرد» فراهم آمده است. *** اشرف‌الدّین حسینی قزوینى‌ در سال 1288 ق. در قزوین به دنیا آمد. در 6 ماهگى‌ پدر را از دست‌ داد و میراث‌ پدری‌اش‌ غصب‌ شد. این‌ رویداد او و خانواده‌اش‌ را با فقر و تنگدستى‌ روبه‌رو ساخت. او تحصیلات‌ مقدماتى‌ را در مدرسه صالحیه قزوین‌ نزد ملاعلى‌ طارمى‌ و ملا محمدعلى‌ برغانى‌ صالحى‌ به‌ پایان‌ رساند و سپس‌ رهسپار عتبات‌ شد؛ در کربلا در درس‌ فقه‌ و اصول‌ میرزاعبدا... و میرزا على‌نقى ‌برغانى ‌صالحى‌ حاضر شد و پس‌ از حدود 5 سال‌ به‌ قزوین‌ بازگشت‌. بیشتر سرگذشت‌نویسان‌، سفر وی‌ را به‌ عتبات‌ میان‌ سال‌های‌ 1300 ـ 1305 ق‌. نوشته‌اند. از آنجا که‌ وی‌ هنگام‌ بازگشت‌ به‌ قزوین‌ و سفر به‌ زنجان‌ و تبریز به‌ گفته خودش‌ 22 ساله‌ بوده، بازگشت‌ وی‌ از عتبات‌ مى‌بایست‌ در 1310 ق.‌ رخ‌ داده ‌باشد. اشرف‌الدین‌ در تبریز به‌ ادامه تحصیل‌ پرداخت‌ و نزد استادان‌ آن‌ دیار صرف‌ و نحو، هیات‌، جغرافیا، هندسه‌، فقه‌، منطق‌ و کلام‌ آموخت‌ و چنانکه‌ خود مى‌گوید: با «پیری‌ روشن‌ ضمیر» دیدار کرد که‌ تاثیر بسزایى‌ در حیات‌ روحى‌ و معنوی‌ وی‌ نهاد. برخى‌ به‌ سفر دوم‌ او به‌ کربلا،‌ در 1316 ق‌، نیز اشاره‌ کرده‌اند. تحول‌ اساسى‌ در زندگى‌ او هنگامى‌ رخ‌ داد که‌ در 1324 ق‌. به‌ رشت‌ مهاجرت‌ کرد. اشرف‌‌الدین‌ در این‌ سال‌ها با رهبران‌ مشروطیت‌ در گیلان‌ آشنا شد و نخستین‌ شماره نسیم‌ شمال‌ را به‌ صورت ‌هفتگى‌ منتشر ساخت‌؛ اما نزدیکى‌ وی‌ به‌ برخى‌ از اعیان‌ با نفوذ گیلان‌ چون‌ سپهدار رشتى‌، سردار معتمد و سپهسالار محمدولى‌ خان‌ تنکابنى‌ (که‌ اشرف‌ در شعری‌ وی‌ را ستوده‌)، سبب‌ درگیری‌ و مشاجرات‌ قلمى‌ او با برخى‌ از روزنامه‌نگاران‌ گیلانى‌ چون‌ افصح‌ المتکلمین‌ مدیر روزنامه خیر الکلام‌ شد. اشرف‌‌الدین‌ پس‌ از بمباران‌ و انحلال‌ مجلس‌، از بیم‌ ماموران‌ محمد على‌شاه‌ با لباس‌ مبدل‌ از طریق‌ روستاهای‌ گیلان‌ و قزوین‌ به‌ اشتهارد گریخت‌. وی‌ سال‌ها بعد به‌ این‌ رویداد و نیز اینکه‌ مردم‌ اشتهارد وی‌ را واعظ پنداشته‌ بودند و او ناتوان‌ از وعظ بوده‌، اشاره‌ کرده‌ است‌. پس‌ از فرار اشرف‌الدین‌ از رشت‌، نسیم‌ شمال‌ نیز به‌ مدت‌ 7 ماه‌ ـ از 18 جمادی‌‌الاول‌ 1326 تا 24 محرم‌ 1327 ق ـ توقیف‌ شد. در بازگشت‌ به‌ رشت‌، اشرف‌الدین‌ به‌ عضویت‌‌« کمیته‌ی ستّار» که‌ معزالسلطان‌، تربیت‌، کسمایى‌، برادران‌ اسکندانى‌ و تنى‌ چند از دیگر مبارزان‌ گیلان‌ آن‌ را تشکیل‌ داده‌ بودند، درآمد. این‌ کمیته‌ با رهبران‌ سوسیال‌ دموکرات‌ قفقاز برای‌ تامین‌ اسلحه‌ و تهیه‌ی طرح‌های‌ پیشبرد انقلاب‌ همکاری‌ داشت. به‌ نظر مى‌رسد که‌ بسیاری‌ از اندیشه‌های‌ اجتماعى‌ و سیاسى‌ اشرف‌الدین‌ در همین‌ دوره‌ و با حضور در این‌ محفل‌ پایه‌ریزی‌ شده‌ باشد، چه‌ پس‌ از آن‌ وی‌ روزنامه‌اش‌ را به‌ نشر افکار «کمیته‌ی ستار» اختصاص‌ داد. چندی‌ بعد در پى‌ اولتیماتوم‌ روس‌ها و انحلال‌ مجلس‌ دوم‌ (1330 ق‌/ 1912 م‌)، نسیم‌ شمال‌ مجدداً تعطیل‌ و اشرف‌‌الدین‌ بار دیگر ناگزیر از ترک‌ رشت‌ شد. ظاهراً فشار ماموران‌ تزاری‌ و کنسول‌ روس‌ در خروج‌ او از رشت‌ بى‌تاثیر نبوده‌ است‌. پس‌ از آن‌، روس‌ها چاپخانه‌ی عروه الوثقى‌ را که‌ نسیم‌ شمال‌ در آن‌ چاپ‌ مى‌شد؛ ویران‌ کردند. از این‌ هنگام‌ تا انتشار مجدد نسیم‌ شمال‌ در تهران‌، از زندگى‌ او آگاهى‌ چندانى‌ در دست‌ نیست‌. گر چه‌ وی‌ با رهبران‌ اردوی‌ مجاهدین‌ گیلان‌ پیوند عمیقى‌ داشته‌ است‌، ظاهراً این‌ روایت‌ که‌ او در اردوکشى‌ سپهدار تنکابنى‌ در 1327 ق‌ همراه‌ وی‌ به‌ تهران‌ آمد و از آن‌ هنگام‌ مقیم‌ پایتخت‌ شده‌ بود، درست‌ به‌ نظر نمى‌رسد؛ زیرا چنان که‌ دیدیم‌ او از 1327 تا 1329 ق‌ در رشت‌ نسیم‌ شمال‌ را منتشر مى‌کرد. اشرف‌الدین‌ پس‌ از ورود به‌ تهران‌ چندی‌ در سایه‌ی حمایت‌ سپهدار رشتى‌ زیست‌. از وی‌ نامه‌ای‌ به‌ تاریخ‌ تیر 1308 خطاب‌ به‌ رئیس‌ الوزراء مخبرالسلطنه هدایت‌ موجود است‌ که‌ در آن‌ ضمن‌ اشاره‌ به‌ وقفه‌ در انتشار نسیم‌ شمال‌ و قطع‌ کمک‌های‌ سپهدار، تقاضای‌ کمک‌ مالى‌ کرده‌، و درخواست‌ او پس‌ از طرح‌ در هیات‌ وزیران‌ پذیرفته‌ شده‌ است‌. محل‌ اقامت‌ او در تهران‌، ابتدا در پارک‌ امین‌‌الدوله‌، سپس‌ حجره‌ای‌ کوچک‌ در ضلع‌ شرقى‌ مدرسه‌ی صدر و در پایان‌ عمر منزلى‌ محقر در شرق‌ تهران‌ بود. از زندگى‌ خانوادگى‌ اشرف‌‌الدین‌ چون‌ دیگر جنبه‌های‌ زندگى‌ شخصى‌ او آگاهی‌های‌ دقیقى‌ در دست‌ نیست‌. به‌ گفته‌ی نفیسى‌، عشق‌ نافرجام‌ او در جوانى‌ سبب‌ تنهایى‌ و تجردش‌ تا پایان‌ عمر شد. فخرایى‌ نیز تجرد او را تایید کرده‌ است‌؛ اما چنان که‌ ابراهیم‌ صفایى‌ مى‌گوید: وی‌ در فروردین‌ 1312 به‌ سبب‌ درگذشت‌ همسر اشرف‌‌الدین‌ و مشارکت‌ در امر خاک‌ سپاری‌ وی‌ به‌ دیدار سید رفته‌ بوده‌ است‌. در این‌ صورت‌ احتمالاً سید در اواخر عمر، همسر اختیار کرده‌ است‌. در‌باره‌ی واپسین‌ سال‌های‌ زندگى‌ و بیماری‌ روحى‌ شاعر، گزارش‌ها مبهم‌، و تا اندازه‌ای‌ ضد و نقیض‌ است‌. ظاهراً وی‌ در 1309 ش‌ دچار اختلال‌ حواس‌ شد. با اینکه‌ به‌ گفته‌ی نفیسى‌: «نشانه‌ی جنونى‌ در این‌ مرد بزرگ‌» نبود؛ اما با در نظر گرفتن‌ گزارش‌های‌ گوناگون‌، وجود نوعى‌ بیماری‌ روحى‌ در او درست‌ مى‌نماید، زیرا چنانکه‌ یغمایی به نقل از نسیم شمال (1341 ق‌، س‌‌7، شم 1) مى‌گوید در 1302 ش‌ به‌ سبب‌ اختلال‌ روحى‌ به‌ استراحت‌ و معالجه‌ پرداخته‌ بود. در‌باره سبب‌ بروز اختلال‌ مشاعر و رهایى‌ او از تیمارستان‌ نیز نظرها متفاوت‌ است‌: برخى‌ این‌ جنون‌ را احتمالاً از مسمومیت‌ عمدی‌ وی توسط پسر سپهدار رشتى‌ دانسته‌، و تلاش‌ ملک‌ الشعرا بهار را در رهایى‌ اشرف‌ الدین‌ از تیمارستان‌ و ملزم‌ کردن‌ خانواده‌ی سپهدار به‌ پرداخت‌ نفقه‌ به‌ او، موثر شمرده‌اند. فخرایى‌ از کوشش‌ سید‌حسن‌ مدرس‌ در رهایى‌ اشرف‌الدین از تیمارستان‌ یاد کرده‌ است‌؛ البته‌ سرخوردگی‌های‌ سیاسى‌ و آرمانى‌ وی‌ را در ایجاد زمینه این‌ بیماری‌ نمى‌توان‌ از نظر دور داشت‌. به‌ گفته صفایى‌ پس‌ از بیرون‌ آمدن‌ از تیمارستان‌ وحید دستگردی‌ سرپرستى‌ او را عهده‌دار شد. اشرف‌‌الدین‌ ظاهراً در بحران‌ بیماری‌ نیز از فعالیت‌های‌ ادبى‌ هر چند محدود باز نمانده‌ بود. او‌، برپایه یک آگهى‌ که‌ در نسیم‌ شمال‌ (اول‌ فرودین‌ 1313، شماره 5) چاپ‌ و دو روز پس‌ از مرگ‌ وی‌ منتشر شد، در 29 اسفند 1312 کمى‌ پس‌ از رهایى‌ از تیمارستان‌ و در اولین‌ روزهای‌ آغاز پانزدهمین‌ سال‌ انتشار نسیم‌ شمال‌ درگذشت‌. پیکر این شاعر و روزنامه‌نگار شهیر را در گورستان‌ ابن‌ بابویه‌ به‌ خاک‌ سپردند.  نسیم شمال، مهم‌ترین اثر اشرف الدین مهم‌ترین‌ اثر او بى‌شک‌ روزنامه نسیم‌ شمال‌ است‌ که‌ نام‌ و سرنوشت‌ آن‌ و اشرف‌ الدین‌ چنان‌ با یکدیگر عجین‌ شد که‌ مردم‌ وی‌ را آقای‌ نسیم‌ شمال‌ مى‌نامیدند. نسیم‌ شمال‌ نشریه‌ای‌ اجتماعى‌ و سیاسى‌ و طنزآمیز بود که‌ از 2 شعبان‌ 1325 ق‌/10 سپتامبر 1908 م‌ به‌ قطع‌ وزیری‌ در رشت‌ منتشر مى‌شد. میکروفیلم‌ این‌ شماره‌ در مجموعه‌ی 4 سال‌ اول‌ به‌ شماره‌ی 4496 در کتابخانة مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌ موجود است‌. گرچه‌ خود اشرف‌‌الدین‌ سال‌ تاسیس‌ آن‌ را 1324 ق‌ اعلام‌ داشته‌ است‌؛ اما تاکنون‌، شماره‌ای‌ از آن‌ سال‌ها به‌ دست‌ نیامده‌ است‌. انتشار روزنامه‌ در رشت‌ تا 1329 ق‌ ادامه‌ یافت‌ که‌ با به‌ توپ‌ بستن‌ مجلس‌ دچار وقفه‌ای‌ 7 ماهه‌ شد. دوره جدید انتشار نسیم‌ شمال‌ در تهران‌ در پى‌ مهاجرت‌ اشرف‌‌الدین‌، به‌ یاری‌ فتح‌‌ا... اکبر سپهدار اعظم‌ در 1333 ق‌ آغاز شد. نخستین‌ شماره این‌ دوره‌ تاریخ‌ 7 صفر 1333 را دارد که‌ در چاپخانه‌ی کوچک‌ کلیمیان‌ چاپ‌ مى‌شد و با وجود جمعیت‌ کم‌ تهران‌ در آن‌ روزگار و شمار اندک‌ با سوادان‌، 2 تا 4 هزار نسخه‌ به‌ فروش‌ مى‌رسید، در حالى‌ که‌ تشکیلاتى‌ برای‌ اشتراک‌ نداشت‌ و غالباً کودکان‌ روزنامه‌ فروش‌ آن‌ را توزیع‌ مى‌کردند. نسیم‌ شمال‌ در شهرستان‌ها توزیع‌ نمى‌شد و به‌صورت‌ شخصى‌ و فردی‌ به‌ شهرهای‌ دیگر مى‌رسید و علاقه‌مندان‌ آن‌ را تهیه مى‌کردند. هر شماره‌ به‌ سرعت‌ به‌ فروش‌ مى‌رفت‌ و اشعار آن‌ تبدیل‌ به‌ تصنیف‌های‌ مورد علاقه مردم‌ مى‌شد. اشرف‌‌الدین‌ مطالب‌ روزنامه‌ را به‌ نام‌های‌ مختلف‌ امضا مى‌کرد. از جمله‌ هوپ‌ هوپ‌ (نسیم‌ شمال‌، 25 جمادی‌ الاخر 1334، که‌ یادآور تاثیرپذیری‌ او از میرزا على‌اکبر صابر است‌)، فقیر، خرابعلى‌ میرزا، لات‌ولوت‌، یتیم‌جوجه‌، میرزاقشون‌على‌، محروم‌الحقوق‌، آکل‌الوقفیات‌، و ده‌ها لقب‌ طنزآمیز دیگر. «دخو» نیز از جمله‌ نام‌های‌ مستعار اشرف‌‌الدین‌ بود و ظاهراً از اینجاست‌ که‌ براون‌، دهخدا را از جمله‌ همکاران‌ سیداشرف‌‌الدین‌ دانسته‌ است‌؛ اما از آنجا که‌ دهخدا خواسته‌ بود که‌ سید اشعارش‌ را به‌ این‌ نام‌ امضا نکند؛ بى‌شک‌ دخوی‌ نسیم‌ شمال‌ خود اشرف‌الدین‌ بوده‌ است‌. برخى‌ احتمال‌ همکاری‌ دیگران‌ را با اشرف‌الدین‌ به‌ ویژه‌ در اواخر انتشار نسیم‌ شمال‌ و پس‌ از بیماری‌ سید، منتفى‌ ندانسته‌اند. با مرگ‌ اشرف‌‌الدین،‌ سردبیری‌ نسیم‌ شمال‌ به‌ محسن‌ حریرچیان‌ ساعى‌، دستیار شاعر در آخرین‌ روزهای‌ زندگى‌ وی‌، واگذار شد. گرچه‌ وی‌ کوشید سبک‌ و سیاق‌ اشرف‌‌الدین‌ را حفظ کند، اما نوشته‌های‌ پر شور و موثر اشرف‌الدین‌ هرگز تجدید نشد. آثار دیگر اشرف‌الدین‌ افزون‌ بر نسیم‌ شمال‌ عبارتند از: 1ـ باغ‌ بهشت‌، که‌ منتخبى‌ از اشعار اوست‌. این‌ اثر ابتدا در جمادی‌ الاخر 1338 در تهران‌ و پس‌ از آن‌ بارها از جمله‌ در 1343 ق‌، در بمبئى‌ به‌ چاپ‌ رسید. اشعار باغ‌ بهشت‌ همان‌ اشعار مندرج‌ در نسیم‌ شمال‌ است‌ که‌ غالباً بنا به‌ تمایل‌ شاعر و به‌ اقتضای‌ تحولات‌ سیاسى‌ و اجتماعى‌ روز، تغییراتى‌ در آنها پدید آمده‌ است‌. باغ‌ بهشت‌ با نظارت‌ خود شاعر به‌ چاپ‌ رسید و آگهى‌ فروش‌ آن‌ در نسیم‌ شمال‌ درج‌ شد. در ذیل‌ شعرهای‌ باغ‌ بهشت‌ برخى‌ از اسامى‌ مستعار اشرف‌ آمده‌ است‌. ـ2ـ بشارت‌ ظهور، ترکیب‌ بند مفصلى‌ در 24 بندِ 15 بیتى‌ و مجموعاً بالغ‌ بر 360 ‌بیت‌ که‌ موضوع‌ آن‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌‌(ع‌) است‌ و با قطعه‌ نثری‌ در بیان‌ بیداری‌ مسلمانان‌ و احیای‌ میراث‌ اسلامى‌، و دو قطعه‌ شعر متناسب‌ با موضوع‌ ترکیب‌ بند به‌ پایان‌ مى‌رسد. این‌ منظومه‌ به‌ طور مستقل‌ در 1331 ق‌ به‌ چاپ‌ رسید. ـ3ـ تاریخ‌ مختصر ایران‌ یا تاریخ‌ مقدماتى‌ (منظومه‌ی اشرفى‌)، اثری‌ منظوم‌ و مصور به‌ صورت‌ سوال‌ و جواب‌ است‌ و تاریخ‌ ایران‌ را از ابتدای‌ دوره کیومرث‌ تا پادشاهى‌ احمد شاه‌ قاجار، در بردارد و به‌ هزینه‌ی محمدخان‌ یگانه‌ فرزند سردار معتمد گیلانى‌ در 1333 ق‌ در تهران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. ـ4ـ گلزار ادبى‌، منظومه‌ای‌ از داستان‌های‌ پندآموز مشتمل‌ بر 33 حکایت‌ از زبان‌ حیوانات‌ که‌ غالباً از داستان‌های‌ لافونتن‌ و فلورین‌ ترجمه‌ شده‌، و هدف‌ از تالیف‌ آن‌، تهیه‌ی کتاب‌ درسى‌ برای‌ کلاس‌های‌ ابتدایى‌ بوده‌ است‌. ظاهراً اشرف‌الدین‌ در ترجمه‌ی آن‌ از کمک‌های‌ آقامیرزاحسن‌خان‌ نماینده‌ی معارف‌ گیلان‌ بهره‌ برده‌ است‌. این‌ کتاب‌ در 1331 ق‌ در تهران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. ـ5ـ عزیز و غزال‌، اثری‌ عاشقانه‌ به‌ نظم‌ و نثر که‌ بدون‌ نوآوری‌ خاصى‌ از رومئووژولیت‌ اقتباس‌ شده‌ است‌. این‌ اثر ابتدا به‌ صورت‌ پاورقی‌های‌ دنباله‌دار در نسیم‌ شمال‌، و سپس‌ به‌ طور کامل‌ در 1309 ش‌ در تهران‌ منتشر شد. حسین‌ نمینى‌ آثار اشرف‌الدین‌ را در مجموعه‌ی جاودانه‌ سید اشرف‌الدین‌ گرد آورده‌، و در 1363 ش‌ در تهران‌ به‌ چاپ‌ رسانده‌ است‌. در همان‌ سال‌، حسین‌ نجف‌ دری‌ در رساله‌ی پایان‌ نامه‌ی دکتری‌ خود تمام‌ اشعار اشرف‌‌الدین‌ به‌ ویژه‌ شعرهای‌ دوره‌ی پر بار اقامت‌ او در رشت‌ و دیگر آثار وی‌ را با حواشى‌ مفصل‌ در مجموعه‌ای‌ منقح‌ گرد آورد. در الذریعه‌ به‌ آثار دیگری‌ از سیداشرف‌الدین‌ با نام‌های‌ نهضت‌ بانوان‌، ظهور امام‌ و ارفع‌ نامه‌ نیز اشاره‌ شده‌ است‌. مضامین‌ عمده‌ی اشعار اشرف‌الدین‌ در نسیم‌ شمال‌ درباره‌ی مسائل‌ اجتماعى‌ و سیاسى‌ است‌، مانند انتقاد از فاصله‌ی عمیق‌ طبقاتى‌ و نابرابری‌های‌ اجتماعى‌، همدردی‌ با بینوایان‌ و زحمت‌کشان‌ (16 شوال‌ 1328، شم 4: «زارع‌ و ارباب‌»، 5 ربیع‌‌الاول‌ 1333، شم 3: «وفات‌ دختر فقیر از سرما»)؛ پشتیبانى‌ و اشاعه‌ی اصول‌ و موازین‌ مشروطیت‌ (29 رمضان‌ 1328، شم 3: «یاشاسون‌ مشروطه‌)؛ تبلیغ‌ ضرورت‌ سواد‌آموزی‌ و تعلیم‌ و تربیت‌ زنان‌ (7 رجب‌ 1333، شم 5: «فصل‌ بهار»)؛ نکوهش‌ تعدد زوجات‌ (25 جمادی‌‌الاول‌ 1337، شم 14: «دری‌ وری‌«)؛ اشاره‌ به‌ وقایع‌ مشخص‌ تاریخى‌ (رمضان‌ 1334، شم 10: «قند گران‌ است‌«). مضمون‌های‌ مذهبى‌ نیز در شعر او جایگاه‌ ویژه‌ای‌ دارد (18 ذیحجه‌ی 1333، شم 27: «عید سعید غدیر»، 16 ربیع‌الاخر، 1333، شم 8: «یا غریب‌ الغرباء»). شور و اشتیاق‌ مذهبى‌ او به‌ وطن‌ دوستى‌ وی‌ رنگى‌ اسلامى‌ بخشیده‌ است‌ (8 جمادی‌‌الاول‌ 1328، شم 67: «الغوث‌«)؛ در عین‌ حال‌ به‌ خرافه‌ پرستى‌ آلوده‌ نمى‌شود و انتقاد از ریاکاری‌ از جمله‌ مضامین‌ اشعار اوست‌ (ربیع‌الاخر 1338 ق‌، شم 12: «باز آمدم‌«). حال‌ و هوای‌ شعر او گر چه‌ طنز‌آمیز و سرشار از بذله‌گویى‌ است‌، در بسیاری‌ موارد پوششى‌ است‌ بر نوعى‌ بدبینى‌ و ریشخند تند که‌ چون‌ اوج‌ مى‌گیرد، به‌ نوعى‌ واقع‌گرایى‌ انتقادی‌ تبدیل‌ مى‌شود (برای‌ نمونه‌، 16 ذیحجه‌ 1325، شم 1: «درد ایران‌ بى‌‌دواست‌»، 14 جمادی‌‌الاول‌ 1326، شم 21: «من‌ ندانم‌ کار این‌ ایران‌ کجا منجر شود»). زبان‌شعری‌او ساده‌، گیرا و سرشار از اصطلاحات ‌و ضرب‌المثل‌های‌ مردم‌ کوچه‌ و بازار بود، شفیعى‌ کدکنى‌ بر آن‌ است‌ که‌ با وجود خطاهای‌ دستوری‌ بسیار در شعر نسیم‌ شمال‌، زبان‌ کاملاً عامیانه وی‌، شعر او را از سروده‌های‌ شاعران‌ معاصرش‌ که‌ مى‌کوشیدند ترکیبى‌ از زبان‌ عامیانه‌ و ادبى‌ ایجاد کنند، پیراسته‌تر ساخته‌ است‌. وی‌ در اشعار خویش‌ که‌ در قالب‌ غزل‌، قصیده‌، مثنوی‌، ترجیع‌ بند و مانند آن‌ است‌ از وزن‌ و آهنگ‌ تصنیف‌ها و نوحه‌ها بهره‌ برده‌ است‌. صرف‌‌نظر از موافقت‌ یا مخالفت‌، ارزش‌‌گذاری‌های‌ متفاوت‌ و تردید نسبت‌ به‌ اصالت‌ برخى‌ اشعار او، شعر اشرف‌‌الدین‌ در محدوده‌ی خاص‌ روزنامه‌نگاری‌ و طنز یکى‌ از شاخص‌ترین‌ و موثرترین‌ نمونه‌ها به‌ شمار مى‌آید. اسلامى‌ ندوشن‌ بر این باور است؛ در حالى‌ که‌ عارف‌ را «شاعر ملى‌» نامیده‌اند؛ وی‌ را «شاعر مردم‌» گفته‌اند؛ اما رعدی‌ آذرخشى‌ با وجود ستایش‌ صداقت‌ و صمیمیت‌ شعر او، اشعار عامیانه‌ی دهخدا را برتر دانسته‌ است‌. از میان‌ معاصرانش‌، عارف‌ به‌ شدت‌ بر او تاخته‌ است‌؛ گرچه‌ بقولى‌ بعدها از تندروی‌ خود پشیمان‌ شد. شک‌ نیست‌ که‌ شعر اشرف‌‌الدین‌ از نظر زبان‌، شکل‌، مضمون‌ و اندیشه‌ عمیقاً تحت‌ تاثیر میرزا على‌اکبر طاهرزاده صابر شاعر بنام‌ قفقاز است‌؛ اگرچه‌ شعر اشرف‌ گاه‌ چنان‌ اوج‌ مى‌گیرد که‌ صابر نیز به‌ ترجمه آن‌ مى‌پردازد (مثلاً شعر «زارع‌ و ارباب‌»). شفیعى‌ شعر او را نمونه‌ی آنچه‌ پسند خاطر عام‌ یافته‌، و در اندک‌ زمانى‌ شهرتى‌ کم‌نظیر پیدا کرده‌، ذکر مى‌کند، جز آنکه‌ سروده‌های‌ او، به‌ شعر برگزیدگان‌ کمتر رسیده‌ است‌. منابع: ـ1ـ آرین‌ پور، یحیى‌، از صبا تا نیما، تهران‌، 1357 ش‌ ـ2ـ آقابزرگ‌، الذریعه؛ اسحاق‌، محمد، سخنوران‌ نامى‌ ایران‌ در تاریخ‌ معاصر، دهلى‌، 1351 ق‌ ـ3ـ اسلامى‌ ندوشن‌، محمد على‌، «تاثیر اروپا در تجدد ادبى‌ ایران‌»، راهنمای‌ کتاب‌، 1343 ش‌، س‌ 7، شماره 1 ـ4ـ اشرف‌‌الدین‌ گیلانى‌، «دیوان‌»، جاودانه‌ سیداشرف‌الدین‌ گیلانى‌، به‌ کوشش‌ حسین‌ نمینى‌، تهران‌، 1363 ش ـ5ـ باستانى‌ پاریزی‌، «گیلان‌ و نسیم‌ شمال‌»، مجموعه‌ی گفتارهایى‌ درباره‌ی چند تن‌ از رجال‌ ادب‌ و تاریخ‌ ایران‌، به‌ کوشش‌ قاسم‌ صافى‌، تهران‌، 1357 ش‌، شماره 22 ـ6ـ براون‌، ادوارد، تاریخ‌ مطبوعات‌ و ادبیات‌ ایران‌ در دوره‌ی مشروطیت‌، ترجمه‌ی محمد عباسى‌، تهران‌، 1355 ش ـ7ـ حالت‌، ابوالقاسم‌، «نسیم‌ شمال‌»، جاودانه‌... ـ8ـ دایره‌المعارف‌ تشیع‌، به‌ کوشش‌ احمد صدرحاج‌ سیدجوادی‌ و دیگران‌، تهران‌، 1368 ش‌ ـ9ـ رضازاده ملک‌، رحیم‌، زبان‌ بُرّای‌ انقلاب‌، هوپ‌ هوپ‌، تهران‌، 1351 ش‌؛ همو، نقد و تحقیق‌، تهران‌، 1357 ش ـ10ـ رضوانى‌، محمد اسماعیل‌، «نسیم‌ شمال‌»، مجموعه گفتارهایى‌ درباره‌ی چند تن‌ از رجال‌ ادب‌ و تاریخ‌ ایران‌، به‌ کوشش‌ قاسم‌ صافى‌، تهران‌، 1357 ش‌، شماره 22 ـ11ـ رعدی‌ آذرخشى‌، رحیم‌، «شعر دهخدا»، آینده‌، 1358 ش‌، شماره 7ـ 9 ـ12ـ ریحان‌، یحیى‌، «به‌ یاد مرحوم‌ سیداشرف‌ نسیم‌ شمال‌»، یغما، 1339 ش‌، شماره 6 ـ13ـ سند شماره 108002 ‌سازمان‌ اسناد ملى‌، پاکت‌ 815 اسناد نخست‌ وزیری‌، 1308 ش‌ ـ14ـ شفیعى‌ کدکنى‌، محمدرضا، ادوار شعر فارسى‌ از مشروطیت‌ تا سقوط سلطنت‌، تهران‌، 1359 ش‌ ـ15ـ شهری‌، جعفر، گوشه‌هایى‌ از تاریخ‌ اجتماعى‌ تهران‌ قدیم‌، تهران‌، 1357 ش‌ ـ16ـ صدر هاشمى‌، محمد، تاریخ‌ جراید و مجلات‌ ایران‌، اصفهان‌، 1363ـ 1364 ش‌ ـ17ـ صفایى‌، ابراهیم‌، پنجاه‌ خاطره‌ از پنجاه‌ سال‌، تهران‌، 1371 ش‌ ـ18ـ عارف‌ قزوینى‌، کلیات‌، به‌ کوشش‌ سیف‌ آزاد، تهران‌، 1327 ش‌ ـ 19ـ فخرایى‌، ابراهیم‌، گیلان‌ در جنبش‌ مشروطیت‌، تهران‌، 1356 ش‌؛ همو، گیلان‌ در قلمرو شعر و ادب‌، تهران‌، 1356 ش‌ ـ20ـ فومنى‌، عبدالفتاح‌، تاریخ‌ گیلان‌ و نقش‌ گیلان‌ در نهضت‌ مشروطیت‌ در ایران‌، به‌ کوشش‌ عطاءا... تدین‌، تهران‌، 1353 ش‌ ـ21ـ قزوینى‌، محمد، یادداشت‌ها، به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار، تهران‌، 1332 ـ 1347 ‌ش‌ ـ22ـ گلریز، محمدعلى‌، مینودر، قزوین‌، 1368 ش‌ ـ23ـ ماخالسکى‌، ف‌.، «اشرف‌ الدین‌ گیلانى‌»، جاودانه‌... ـ24ـ ملک‌زاده‌، مهدی‌، تاریخ‌ انقلاب‌ مشروطیت‌ ایران‌، تهران‌، ابن‌ سینا ـ25ـ نجف‌ دری‌، حسین‌، نقد و بررسى‌ و گردآوری‌ اشعار سیداشرف‌الدین‌ حسینى‌، پایان‌ نامه‌ی دکتری‌ ادبیات‌ فارسى‌ (نسخه‌ی دست‌نویس‌)، تهران‌، 1363 ش‌ ـ26ـ نفیسى‌، سعید، «خیمه‌ شب‌ بازی‌»، سپید و سیاه‌، 1334 ش‌، شماره 3531 ـ27ـ یغمایى‌، حبیب‌، یادی‌ از «نسیم‌ شمال‌»، یغما، 1354 ش‌، شماره 1

شنبه 18 فروردين 1397
04:00:25
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT