رادیو قزوین و روایتی ناگفته از سال‌های دور


محمد‌مهدی توکل
تا پیش از این فکر می‌کردم که آغاز فعالیت رادیو در قزوین با رادیو پیکار با بی‌سوادی در سال 1348 بوده است تا اینکه در یکی از شب‌های دی‌ماه امسال، فرصتی فراهم شد تا با کسی آشنا شوم که خود از پایه‌گذاران رادیو قزوین در سال 1338 بوده است. در آن شب خاطره‌انگیز قرار بود دوستان انجمن سینمای جوان قزوین از زندگی آقای محمد‌حسن دولتشاهی بازنشسته ارتش، فیلمی مستندی با عنوان «جناب سرهنگ» تهیه کنند. این مستند به کارگردانی و نویسندگی خانم لیلا روغن‌گیر قزوینی تولید می‌شود. از من و تعدادی از همکاران رادیو قزوین نیز دعوت کردند تا در خانه ایشان باشیم و در‌باره سرگذشت و تاریخچه رادیو در قزوین صحبت کنیم. سرهنگ دولتشاهی و همچنین همسرشان خیلی با روی خوش از ما استقبال کردند. همین نوع برخورد کافی بود تا به راحتی سر گفت‌و‌گو را با او باز کنم. سرهنگ دولتشاهی که نود و سومین بهار زندگی‌اش را جشن گرفته بود؛ اگر چه به دلیل زمین خوردن و شکستگی پا مجبور بود با واکر حرکت کند؛ ولی از روحیه بسیار شادابی برخوردار بود. از او پرسیدم رادیو در چه سالی در قزوین راه‌اندازی شد؟ گفت: سال 1338 شمسی، فرستنده‌ای در خیابان سپه در هتل ایران کنونی از طرف تیپ ارتش مستقر شد. این فرستنده در اختیار فرمانداری قزوین قرار گرفت تا از آن به عنوان رادیو استفاده شود. ما امکانات کمی داشتیم؛ یک اتاق کوچک که فرستنده داخل آن نصب شده بود و یک ضبط کوچک در استودیو برای اجرا و ضبط برنامه‌ها. از آقای دولتشاهی پرسیدم: مسئولیت شما در آن رادیو قزوین دقیقا چه بود؟ گفت: من مسئول پخش و نظارت بر برنامه‌ها بودم. برنامه‌های خوبی داشتیم و بیشتر آنها زنده پخش می‌شد. روزانه 3 ساعت برنامه پخش می‌کردیم؛ از ساعت 5 تا 8 شب و ساعات برنامه در برخی از فصول تغییر می‌کرد و رادیو از ساعت 3 تا 6 عصر برنامه پخش می‌کرد. او اضافه کرد: مردم قزوین علاقه زیادی به برنامه‌های رادیو داشتند به حدی که می‌توانم بگویم 90 درصد آنهایی که علاقمند رادیو بودند؛ برنامه‌های رادیو قزوین را گوش می‌کردند. چون برنامه‌ها روی موج AM ردیف 41 متر پخش می‌شد حتی در استکهلم سوئد هم شنونده داشتیم و این را کسانی که از خارج آمده بودند به ما می‌گفتند.  رادیو قزوین و زلزله سال 1341 بویین‌زهرا در ادامه گفت‌و‌گو با آقای دولتشاهی بازنشسته ارتش و مسئول پخش و نظارت بر برنامه‌های رادیو قزوین در سال 1338، بعد از اشاره به راه‌اندازی رادیو در قزوین، از او پرسیدم در 3 سال فعالیت مستمر رادیو، مهمترین اتفاقی که رادیو در اطلاع‌رسانی آن نقش موثری داشت؛ چه بود؟ گفت: در سال 1341، زلزله سنگینی در بویین‌زهرا رخ داد. رادیو در جریان آن زلزله در جمع‌آوری کمک‌های مردمی به زلزله‌زدگان خیلی فعال بود و اعلام نیازهای مردم زلزله‌زده سبب از طریق رادیو سبب شد تا آنها کمک‌های خود را می‌آوردند و به شیر و خورشید آن زمان و هلال‌احمر امروز تحویل می‌دادند. از آقای دولتشاهی پرسیدم: شما چطور در جریان نیازهای منطقه زلزله‌زده قرار می‌گرفتید؟ آیا گزارشگر داشتید؟ گفت: نه، ما گزارشگر نداشتیم. خود مردم و اهالی با مراجعه به شیر و خورشید خبر می‌دادند و سپس نماینده شیر و خورشید می‌آمد به محل رادیو و از این طریق نیازهای زلزله‌زده‌ها را اعلام می‌کرد.  حضور جهان پهلوان تختی در بویین‌زهرا از ایشان پرسیدم: حضور جهان پهلوان تختی در منطقه زلزله‌زده بویین‌زهرا چگونه در رادیو قزوین انعکاس یافت؟ گفت: آمدن ایشان به قزوین و بویین‌زهرا، بازتاب عجیبی در منطقه داشت، مردم وقتی شنیدند آقای تختی به زلزله‌زده‌ها کمک کرده است؛ بسیار تشویق شدند تا کمک بیشتری کنند. حتی گویندگان رادیو قزوین نیز آقای تختی را الگوی خود قرار داده بودند و مرتب از ایشان و همراهانش می‌گفتند که چگونه کمک‌های مردم تهران را جمع‌آوری کرده‌اند و برای زلزله‌زدگان بویین‌زهرا آورده‌اند. آقای دولتشاهی که پیش از انتقال تیپ ارتش از اصفهان به قزوین در آن شهر نیز تجربه کار در رادیو را داشته است؛ در حاشیه گفت‌و‌گو برایم گفت که در سن جوانی از صدای خوبی برخوردار بوده و یک روز در استودیو ضبط موسیقی در اصفهان که پیش از شروع کار، فی‌البداهه در حال خواندن آواز بوده است؛ خواننده معروف استاد تاج اصفهانی از راه می‌رسد و زیبایی صدای او، مورد توجه استاد تاج اصفهانی قرار می‌گیرد. استاد ابتدا او را تشویق می‌کند، ولی بعداً رو به او می‌کند و می‌‌گوید: دولتشاهی! صدایت خوبه، ولی تاج نمی‌شوی! آقای دولتشاهی که زاده کرمانشاه است در سن پیری نیز صدایش لذت بخش بود و برایم آواز کردی خواند.  جمع شدن فرستنده رادیو از قزوین از وی پرسیدم: گویندگان رادیو قزوین در آن سال‌ها چه کسانی بودند؟ گفت: خیلی به یاد ندارم، ولی بیشتر از آموزش و پرورش و فرمانداری افرادی می‌آمدند و برنامه خودشان را اجرا می‌کردند و می‌رفتند. پرسیدم: اگر گویندگان تپق می‌زدند؛ چه می‌کردید؟ گفت: کار خاصی نمی‌کردیم؛ چراکه تپق جزئی از کار گوینده است. امروز بزرگترین سخنرانان نیز تپق می‌زنند. از آقای دولتشاهی سوال کردم: چرا عمر این رادیو در قزوین کوتاه بود؟ گفت: با انحلال تیپ ارتش و خروج آن از قزوین، آنها فرستنده را بعد از 5 سال فعالیت جمع کردند و با خودشان بردند. البته بعد از آن مدتی کوتاه در محله حُکم‌آباد قزوین رادیو پیکار با بی‌سوادی کار خودش را آغاز کرد. از آقای دولتشاهی پرسیدم: بعد سال‌ها که از کار در رادیو فاصله گرفته‌اید؛ چه احساسی نسبت به رادیو دارید؟ بعد از سکوت چند ثانیه‌ای گفت: احساس خوبی دارم، وقتی خبر بد می‌شنوم؛ ناراحت می‌شو‌م؛ همچنانکه شنیدن خبر خوب، خوشحالم می‌کند. از او سوال کردم: از نظر شما، رادیو یعنی چه؟ گفت: رادیو یعنی اطلاع‌رسانی از همه نوع! از این فعال رسانه‌ای سال‌های دور پرسیدم: در آن سال‌ها که در رادیو فعالیت می‌کردید؛ هیچگاه شد برنامه‌ای سر ساعت پخش نشود و یا گویندگان برای اجرای برنامه‌ای تاخیر داشته باشند؟ گفت: نه... گویندگان خودشان می‌خواستند که برنامه‌شان سر وقت پخش شود و عقب نیفتند؛ به همین دلیل برنامه‌ای نبود که با تاخیر پخش شود و یا به علت نیامدن گویندگان آن، اجرا نشود. پرسیدم: خبر دارید که بعد از انقلاب در قزوین رادیو دیگری راه‌اندازی شد؟ گفت: خبر ندارم... ولی برنامه‌های آن را می‌شنوم، مخصوصاً برنامه‌ای که گزارشگر شما به روستاها می‌رود و با روستاییان گفت‌و‌گو می‌کند. همچنین موسیقی‌های رادیو را می‌شنوم. آقای دولتشاهی خودش اهل موسیقی است و پیشتر اشاره کردم که برای ما هم آواز به زبان کردی خواند. رادیو قزوین، پس از آنکه در اوایل دهه 40 پس از 5 سال فعالیت با استفاده از فرستنده رادیویی ارتش، به علت انحلال تیپ نیروی زمینی در این شهر، متوقف شد و مدتی نیز تحت عنوان رادیو پیکار با بیسوادی به کار خود ادامه داد؛ پس از 28 سال، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در روز 13 آذر سال 1376 بار دیگر در قزوین راه‌اندازی شد و تاکنون نیز به کار خود ادامه داده است.

يكشنبه 15 بهمن 1396
10:56:45
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT