جریان موسیقیایی قزوین ریشه در دوره صفویه دارد


محمد رضا مقدم


مقدمه

به گفته روح‌ا... خالقی، موسیقی یکی از هنرهای زیباست که از ابتدای خلقت در نهاد طبیعت مستور بوده. با تکیه بر جمله فوق و واکاوی مختصر تاریخ هنر ایران، درمی‌یابیم که موسیقی در تمامی دوره‌ها و سلسه‌های تاریخی حیات داشته است.

طبیعی است کشوری با گستردگی ایران و بهره‌مندی از از قومیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف نمی‌تواند دارای فرهنگ موسیقی واحدی باشد؛ گرچه می‌توانیم موسیقی سنتی ایرانی را که مشتمل بر پنج آواز و هفت دستگاه می‌باشد؛ موسیقی واحد و ملی ایرانی بدانیم؛ اما غنای فرهنگی ایران باعث شده که هر قسمت از جغرافیای ایران دارای نوعی خاص از موسیقی باشد. موسیقی بخشی‌های خراسان همانقدر دلنشین است که نوای عاشیق‌های آذری و همچنین موسیقی بلوچی و بختیاری.

همچنان که از گذشته، قزوین نیز موسیقی خودش را داشته و دارد؛ گرچه «یک جریان موسیقیایی قوی از دوران صفویه در قزوین وجود داشته است» که امروز اثر چندانی از این جریان باقی نمانده، اما هنوز ردپایی از آن را می‌توان یافت.

دکتر حسین میثمی، ازجمله هنرمندان عرصه موسیقی و پژوهشگر این حوزه است که سالیان متمادی را در راه پژوهش موسیقی و خدمت به فرهنگ سپری کرده است. به منظور آشنایی با جریان موسیقیایی قزوین، پای گفت‌وگوی این عضو هیات علمی دانشگاه هنر و پژوهشگر برجسته موسیقی نشستیم؛ گفت‌و‌گویی که از فراگیری موسیقی توسط استاد میثمی آغاز و با تاریخچه موسیقی در قزوین ادامه می‌یابد.

¢ استاد متولد چه سالی هستید و فراگیری موسیقی را از چه سالی آغاز کردید؟

ـ من متولد سال 1343 در قزوین هستم و موسیقی را از 16 سالگی با فراگیری ساز سنتور نزد آقای وکیل‌ها آغاز کردم، سپس برای آموزش آهنگسازی غربی و مباحثی چون: سلفژ، تئوری موسیقی، هارمونی، کنتریوآن، فرم، ساز شناسی و ارکستراسیون به مدت 4 الی 5 سال هر هفته به تهران می‌رفتم و در کلاس‌های استاد پرویز منصوری و محمدرضا درویشی شرکت می‌کردم. بعد از تعطیلی دانشگاه‌ها به علت جریان انقلاب  فرهنگی و بازگشایی مجدد آن در سال 1368، بنده جزو اولین گروه از دانشجویانی بودم که در رشته موسیقی و در مقطع کارشناسی در دانشگاه هنر تهران پذیرفته شدم.

در دانشگاه، سنتور را زیرنظر اساتید بنامی چون: داریوش صفت، رضا شفیعیان، پشنگ کامکار و فرامرز پایور ادامه دادم. بعد از پایان دوره کارشناسی تا سال 1376 همچنان در کلاس‌های استاد پایور شرکت و در منزل ایشان دوره‌های آموزشی ایشان را تکمیل کردم.

¢ به چه علت رشته پژوهش هنر را برای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟

ـ در آن زمان به علت عدم وجود رشته نوازندگی ویا آهنگسازی در مقطع کارشناسی ارشد، امکان ادامه تحصیل در رشته موسیقی فراهم نبود؛ ضمن اینکه من از سنین کم به مطالعه ملاقه داشتم و از سال 1372 به طور تخصصی روی مباحث موسیقی متمرکز شدم.

در سال 1375 به علت علاقه به مباحث فرهنگی و هنری رشته پژوهش هنر را برای ادامه تحصیل انتخاب و تا مقطع دکتری در همین رشته تحصیل خود را ادامه دادم. از سال 1378 همکاری خود را با دانشگاه هنر تهران شروع کردم و به عنوان مدرس و بعدها مدیر گروه این همکاری ادامه داشت. بعد از پایان دوران تحصیل به استخدام دانشگاه هنر درآمدم. مدتی به عنوان مدیر گروه و سپس رئیس دانشکده موسیقی انتخاب شدم و در حال حاضر استادیار و عضو هیات علمی تمام وقت دانشگاه هنر می باشم. در این سنوات مقالات متعدد و چند کتاب تالیف کردم.

¢ استاد پایور چه نوع شخصیتی داشتند؟ 

ـ ایشان در کارشان بسیار جدی بودند و در بحث آموزش و نوازندگی مهارت بسیار بالایی داشتند. استانداردهای آموزش استاد پایور خیلی بالا بود. فقط هنرجویانی می توانستند از عهده کلاس‌های ایشان برآیند که یا از کودکی نوازندگی را آغاز کرده بودند و یا نوازندگی آنها خوب و در سطح قابل قبولی بود. این سختگیری‌ها باعث می‌شد تا خیلی‌ها نتوانند این راه را ادامه دهند. برای مثال اگر کوچکترین مضرابی اشتباه زده می‌شد؛ ایشان سریع ایراد می‌گرفتند و اگر این موضوع تکرار می‌شد هنرجو را از کلاس اخراج می‌کردند. به همین دلیل هنرجویانی که برای آموزش نزد ایشان می‌رفتند باید از استقامت بالایی برخوردار بوده و باید به صورت جدی و بیش از حد تمرین می‌کردند.

در کنار همه‌ی اینها یک سری سختگیری‌های شخصی هم داشتند. بسیار منظم بودند تا جایی که رفت وآمدها باید سر ساعت انجام می‌شد. موقع حرف زدن استاد، نباید به کس دیگری جز ایشان نگاه می‌کردی. در حضور ایشان نباید یک پا را روی پای دیگر انداخت. شاگردان باید به صورت دست به سینه می‌نشستند یا دست‌ها را روی زانوها می‌گذاشتند. در مجموع ایشان دارای یک سری اخلاق‌های خاص بودند که شاید برای نسل بعد از ایشان خیلی مفهوم نبود. پدر بزرگ ایشان از نقاشان دربار قاجار بوده، به نظر می‌رسید این رفتار ناشی از تربیت خانوادگی ایشان بود.

¢ اعمال این نوع رفتار و سختگیری‌ها مفید بود؟

ـ یک جاهایی جامعه این خلق و خوها و رفتارها را برنمی‌تافت. از طرفی هم کسانی که نزد استاد پایور کار می‌کردند به نوعی به اخلاق ایشان عادت کرده بودند و همین دیسیپلین و جنبه‌های اخلاقی را پذیرفته و خود به همین شیوه عمل می‌کردند.

¢ آیا شیوه آموزش سنتوزنوازی استاد پایور هنوز هم پاسخگوی نسل امروز می‌باشد؟

ـ بله. یکی از بنیان‌های فراگیری ساز سنتور شیوه استاد پایور است. البته در کنار آن شیوه، آموزش شیوه‌ی افرادی چون رضا شفیعیان، پرویز مشکاتیان، پشنگ کامکار، اردوان کامکار و روش سنتی استاد مجید کیانی هم لازم  است.

¢ شیوه آموزش استاد پایور جامع‌تر و کامل‌تر است؟

ـ نظر شخصی من این است که باید به صورت ترکیبی کار کرد. چون نمی‌شود به یک شیوه بسنده کرد؛ باید از همه‌ی دستاوردهای این استادان استفاده نمود. در واقع در بحث آموزش و اجرا باید از این تجربه‌ها استفاده کرد.

¢ در کلاس استاد پایور با چه افرادی همدوره بودید؟

ـ در مجموع، استاد بیش از 20 الی 30 نفر را درس نمی‌دادند و بقیه را به آقای ثابت محول می‌کردند. هنرجویان استاد اغلب از شهرهای مختلف می‌آمدند مثلا آقای رضایی از اصفهان می‌آمد یا آقای محمود نعمتی که در دوره کارشناسی هم با هم، همدوره بودیم. آقای سعید ثابت که از ما قدیمی‌تر بود که ما ایشان را کم و بیش در دانشگاه می‌دیدیم و مدتی هم کلاس بودیم و از تجربیاتشان استفاده می‌کردیم.

¢ اگر موافق باشید بپردازیم به مبحث مکتب موسیقیایی قزوین، اصولا در موسیقی سنتی چیزی به نام مکتب قزوین داریم؟

ـ البته من برخلاف خیلی از دوستان چه در داخل استان و یا خارج آن که تعصب ویژه‌ای روی این مساله دارند، خیلی روی واژه مکتب تاکید ندارم. ولی یک جریان موسیقیایی بسیار قوی در قزوین وجود داشته است که رگ و ریشه‌ی آن برمی‌گردد به دوران سلسله صفویه. در این دوره به علت اینکه قزوین به عنوان دومین پایتخت صفویان انتخاب می‌شود شاهد این هستیم که اساتید و بزرگان زیادی در قزوین تجمیع داشته‌‌اند که از 5 یا 6 استاد بزرگ و سرشناس آن دوره 3 یا 4 نفر آنها قزوینی بوده‌اند که برای خودشان شخصیت و اسم و رسمی داشته‌اند. برای مثال در همان دوره خواننده‌ای در قزوین بوده به نام مولانا مطرب قزوینی که از بزرگترین خوانندگان و در واقع سرآمد خوانندگان عصر خود بوده که دوران حیات وی در زمان شاه عباس بوده است.

بعدها این سنت از دوره صفویه به دوره قاجاریه منتقل می‌شود که ما می‌بینیم در دوره اول قاجار 10 یا 15 استاد بزرگ آواز آن زمان در قزوین زندگی می‌کردند که من دریک مقاله در همین موضوع در فصلنامه دروازه بهشت قزوین آورده‌ام. یکی از همین اساتید ملاعبدالکریم جناب قزوینی بوده است. جناب، شخص تحصیل کرده و مکتب رفته‌ای بود و در حوزه یا همان مدارس قدیم درس خوانده بود. در شرح حال جناب، این طور ذکر شده است که به علت ازدواج خاله‌ا‌‌ش با ناصرالدین شاه قاجار، وی توانسته بود به دربار راه یابد و از دستاوردها و اساتیدی که در دربار حضور داشته استفاده کند، و علاوه بر آن از سنت آوازی قزوین هم بهره‌مند بوده است. ملا عبدالکریم جناب قزوینی در آواز، فرد بسیار تاثیرگذاری بوده و این‌طور که گفته‌اند از سرآمدان و استادان زمان خود بوده است. شاگردان بسیار خوبی هم در قزوین و هم در تکیه دولت تربیت کرد از جمله: اقبال آذر، قربان خان شاهی، عارف قزوینی، سید یحیی مجابی که همگی از شاگردان جناب بوده‌اند.

¢ قمرالملوک وزیری چطور؟ آیا قمر هم پایبند شیوه آوازی قزوین و پیرو جناب بوده است؟

ـ طبق تحقیقاتی که من انجام داده‌ام؛ قمر اصالتا قزوینی بوده است. بعد از فوت پدر و مادرش وی را در سنین طفولیت به تهران برده‌‌اند و ظاهرا بعد از فوت مادربزرگش تحت سرپرستی شخصی به نام سید بحرینی قرار می‌گیرد. بحرینی بسیار متمول بوده و املاک زیادی در تهران و قزوین و تاکستان داشته است و هر وقت به قزوین و تاکستان می‌آمد قمر نیز همراه وی حضور داشته. به همین دلیل بعضی‌ها فکر می‌کردند که قمر تاکستانی بوده. به هر حال قمر پیش مرتضی خان نی داود می‌رود و مرتضی خان هم به علت اینکه نوازنده تار بوده تا حدودی توانسته در آموزش آواز به قمر کمک کند. بعد از اینکه قمر به قزوین برمی‌گردد با شخصی به نام موسیو اصغر که از خاندان رجال و ثروتمند شیخ الاسلام بود؛ ازدواج کرد.

در آن زمان مراسم روضه‌خوانی بسیار فعال بود و رونق زیادی داشت. قمر از سه تا از روضه‌خوان‌های معروف ازجمله سید یحیی مجابی دعوت می‌کند که در این مراسم شرکت کنند و به علت اینکه خودش هم کنسرت اجرا می‌کرد و شخص سرشناسی بود این ارتباط برقرار شد و نزد سید یحیی مجابی که از شاگردان جناب بود رسید و چند سالی دوره‌های آوازی را نزد سید یحیی طی کرد. درواقع قمر به طور غیرمستقیم از جناب، شاگردی کرده است. من اسناد و مطالب موجود در این زمینه را جمع‌آوری کرده‌ام که هنوز منتشر نشده است.

¢ اقبال آذر چطور؟ آیا به شیوه جناب آواز می‌خواند؟

ـ من تحقیقات زیادی درباره جناب انجام دادم که در قالب یک کتاب به چاپ رسید. جناب به عنوان یک استاد در واقع ساختار خواندن را به اینها آموزش می‌داده. به این دلیل که می‌خواست از توانایی‌های ذاتی خودِ خواننده استفاده کند. برخلاف رسم متداول امروز که شیوه انتقال و آموزش خیلی با وسواس انجام می‌شود. اقبال هم، چهارچوب خواندش همان چیزی بود که از جناب یاد گرفته بود؛ ولی پردازش نتها و تحریرها از ابداعات خودش بود. قربان خان هم همینطور، یعنی بیشتر کارش را از جناب گرفته بوده. قربان خان بعد از اینکه وارد دربار می‌شود، در سمت مسئول دفتری احمدشاه مشغول به کار شده و بعدها یکی از سرمایه‌‌داران تهران می‌شود. من بیوگرافی کاملی از قربان خان قزوینی در یکی از فصلنامه‌های ماهور نوشته‌ام.

درواقع این جریان از دوران صفویه شروع می‌شود و تا دوران قاجاریه ادامه دارد و همیشه این سوال پیش آمده که چطور ما در قزوین هنرمندانی مثل: جناب قزوینی، اقبال آذر، قمر وزیری، عارف قزوینی، قربان خان و... را داشتیم و حضور همه‌ی این‌ها که همینطور اتفاقی نبوده؛ بلکه لازمه یک بستر و زمینه قوی می‌باشد که اشاره کردم.

¢ انتقال پایتخت از تبریز به قزوین و به تبع آن، سفر کردن یک سری از هنرمندان به قزوین می‌تواند یکی از علت‌های پیدایش این بستر باشد؟

ـ تا حدی بله. مثلا یک حافظ تبریزی بوده که بعد از انتقال پایتخت به قزوین می‌آید، ولی خب همان موقع یعنی قبل از انتقال پایتخت، قزوین پایگاه ییلاق و قشلاق شاه طهماسب بوده که اتفاقا وزیر شاه طهماسب هم قزوینی بوده. در واقع بخشی از این بستر در خود قزوین وجود داشته و شکل گرفته و بخشی هم از پتانسیل شهرهای دیگر منتقل شده.

¢ بعد از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان آیا همچنان این جریان موسیقیایی در قزوین به حیات خود ادامه می‌دهد؟

ـ بله. من در کتاب «موسیقی کلاسیک قزوین» نام افرادی را که پس از جابه‌جایی پایتخت، همچنان در قزوین ماندند را ثبت کرده‌ام. در دوره سوم صفویه پس از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان این هنرمندان همچنان در قزوین حضور دارند و حتی تاثیر خودشان را هم در موسیقی این دوره گذاشته‌اند.

یک نکته مهمی هم در این زمینه وجود دارد و نباید فراموش شود؛ این است که پس از جابه‌جایی پایتخت از تبریز به قزوین و بعد به اصفهان، به علت باقی ماندن و دایر بودن دارالسلطنه در این شهرها، همچنان حیات سیاسی و سلطنتی آنها ادامه داشته است. به این ترتیب این شهرها به علت وجود یک سری از زیرساخت‌ها و توسعه و امکانات شهری ازجمله: ساختمان‌ها و باغ‌های متعدد، کاخ‌ها و تفرجگاه‌های خارج شهر و... جزو شهرهای سلطنتی آن زمان محسوب می‌شدند و حتی بعد از جابه‌جایی پایتخت، افراد و رجال مهم دائما در این شهرها رفت‌وآمد داشتند و پذیرای مهمانان پادشاه بودند و یا شاهزادگان به این شهرها برای سکونت تبعید می‌شدند. قزوین بعد از اصفهان دومین شهر سلطنتی ایران در زمان صفویان بود. اینطور نبود که به یکباره و ناگهانی حیات سیاسی و سلطنتی خودش را از دست بدهد.

 

¢ می‌توان گفت یکی از علت‌های منسوخ شدن جریان موسیقیایی قزوین، مهاجرت هنرمندان به دیگر شهرها بود؟ مثلا اقبال به تبریز مهاجرت کرد و یا خیلی از تعزیه‌خوان‌ها به دربار قاجار راه یافتند.

ـ بله. می‌تواند یکی از علت‌های کمرنگ شدن این جریان موسیقیایی باشد، ولی این جریان هنوز منسوخ نشده است. تعزیه قزوین یکی از پایگاه‌های موسیقی سنتی قزوین است. اکثر این تعزیه‌خوان‌ها هم نزد جناب قزوینی تعلیم دیدند. افرادی هم مثل استاد میرزا علی‌اکبر ثقفی (متخلص به خرم قزوینی) هستند که این سنت را ادامه دادند؛ ولی نسبت به گذشته خیلی کم رنگ‌تر شده است.

¢ جریان موسیقیایی قزوین وامدار تعزیه قزوین است؟

ـ نه. تعزیه به این جریان کمک کرده. در واقع به ادامه حیات این جریان کمک کرده، ولی این سنت‌آوازی که توسط جناب قزوینی پیگیری شده، رگ و ریشه و اصالت خودش را از قبل داشته است. خوشبختانه اخیرا موسسه فرهنگی هنری ماهور، آلبوم صوتی ردیف آوازی ابراهیم بوذری را که از شاگردان اقبال  بوده منتشر کرده است. من پس از گوش دادن این مجموعه متوجه شدم خیلی از گوشه‌های آوازی که اقبال خوانده و اسمش را نگفته، در این مجموعه و توسط ابراهیم بوذری نام آنها ذکر شده است. اگر دقت کنید؛ متوجه می‌‌شوید تمام چیزهایی را که بوذری خوانده برگرفته از آوازهای ضبط شده اقبال است؛ ولی با کیفیت نازل‌تر، چون توانایی حنجره اقبال را نداشته است. گرچه این مجموعه دارای نواقصی هم هست (نبود آواز دشتی) ولی خب باز هم این آلبوم بخشی از میراث موسیقایی سنت آوازی قزوین است. دانشجویان شهرهای مختلف که با من واحد پایان‌نامه دارند و در همین بحث مکاتب آوازی مشغول کار هستند؛ به طور مثال برای آواز شیراز زمینه‌ی چندانی برای تحقیق و پژوهش ندارند.

¢ بحث‌های زیادی در مورد اصالت مکتب آوازی تهران وجود دارد آیا می‌توان تهران را دارای مکتبی مجزا در آواز دانست؟

ـ نظر شخصی من این است که مکتب تهران برآیند غریزی‌خوانی و احساسی‌خوانی جریان موسیقیایی قزوین و منطقی‌خوانی و از روی حساب و کتاب خواندن مکتب اصفهان است. البته این به این معنی نیست که در این دو شهر این دو مولفه به صورت هم‌زمان وجود نداشته بلکه معمولا یکی بر دیگری غلبه داشته است. در مکتب اصفهان یک مقدار حالت منطقی پیدا می‌کند و عقلانیت به آن راه پیدا می‌کند. در جریان موسیقیایی قزوین هم همان غریزی‌خوانی و احساسی و راحت خواندن وجود داشته است. ترکیب این مولفه‌ها تا حدی می‌شود گفت در آواز افرادی چون استاد بنان دیده می‌شود که در ادامه در آواز استاد شجریان ترکیب می‌شود که ما هر دوی این جریان‌ها را در آواز استاد شجریان می‌بینیم.

¢ مکتب آواز تهران با سید حسین طاهرزاده شروع می‌شود؟

ـ طاهرزاده اصالتا اصفهانی بوده و آن جریان عقلانی که گفته شده توسط وی وارد مکتب آواز تهران می‌شود. از طرفی اقبال هم که میراث‌دار جناب قزوینی بوده در مقطعی در تهران بوده که به قول شجریان، اقبال پهلوان آواز ایران بوده است و یک شخصی هم به نام سید احمد ساوه‌ای که طبق گفته‌ی خانواده و بازماندگانش، قزوینی و از شاگردان جناب بوده. سید احمدخان هم همین شیوه آوازی را ادامه می‌دهد. به هر حال این سه نفر در شکل‌گیری مکتب تهران نقش ویژه‌ای داشتند.

¢ به غیر از استاد ثقفی (خرم) در حال حاضر چه کسی راوی مکتب قزوین می‌باشد؟

ـ مرحوم رضا پناهی که شاگرد عبدا... خان دوامی بوده و من با ایشان مصاحبه کردم و اطلاعاتی در این زمینه داشتند. همچنین آقای مرتضوی که دبیر بازنشسته آموزش و پرورش‌اند ‌و اطلاعاتی در زمینه موسیقی زورخانه دارند. چون به نوعی موسیقی زورخانه و موسیقی سنتی با هم ارتباط دارند و افراد دیگر.

¢ آیا می‌شود به احیای شیوه آوازی قزوین امیدوار بود؟

ـ چند وقت پیش دوستانی که در زمینه ساز و آواز فعالیت دارند؛ دور هم جمع شدند و از من هم دعوت کردند. بحث‌ها و صحبت‌هایی شد که چطور می‌شود این شیوه را احیا کرد؛ ولی خب از ادامه کار ایشان چندان اطلاعی ندارم. امیدوارم این قضیه ‌به طور جدی پیگیری شود؛ چون واقعا پتانسیلش را دارد.

¢ ‌یک مقدار درباره شیوه آوازی قزوین توضیح دهید.

ـ یکی از مسائلی که در شیوه قزوین خیلی به آن توجه می‌شده،  زیرخوانی (مناطق صوتی بالا) مورد توجه بوده است. زمان اجرای عبارت‌ها (در یک نفس) به ویژه در روش اقبال طولانی است. دینامیک یا حجم صدای خواندن بالا است. شدت ادای جملات نسبتاً قوی است. تنوع رنگ‌آمیزی اصوات به ویژه در اجراهای اقبال غنی است. در واقع آوازخوانان قزوین به تحریر اهمیت می‌دادند. این‌‌طور نبود که فقط از یک نوع تحریر یا تحریر خیلی صاف استفاده کنند. در تحریرها هر کس از موقعیت مختلف فضای دهانی خودش استفاده می‌کرده است. از کلماتی مثل: دل ای دل، جانم، بَبَم و... زیاد استفاده می‌کردند. در تلفیق شعر و موسیقی اهمیت بیشتری به موسیقی داده می‌شد.

در شیوه‌ی جدید که من به آن منطقی‌خوانی می‌گویم و می‌توان گفت با طاهرزاده شروع شده، تحریرهایی که به سمت پایین می‌رود تبدیل به «هـ»  و تحریرهایی که به سمت بالا می‌رود تبدیل به «ها» می‌شود که همان حضور عقلانیت و منطقی‌خوانی است که در بالا ذکر شد. در این شیوه به تدریج کلمات ای، جانم، و غیره حذف می‌شوند.

¢ می‌شود گفت مکتب تهران از لحاظ زیبایی‌شناسی پخته‌تر و کامل‌تر است؟

ـ من به این موضوع اصلاً اعتقاد ندارم. امکان دارد یک هنرمند، یک تابلوی نقاشی را احساسی و غریزی و یک نقاش دیگر هم منطقی‌تر بکشد. خب باید گفت خلاقیت مهم‌تر است. این مهم است که شما بتوانی عناصری را به کار ببری تا در اثر هنری شما جلوه و زیبایی مشاهده شود. شما بعضی از کارهای طاهرزاده را که گوش می‌‌دهی واقعاً این جنبه زیبایی را می‌شنوی یا بعضی از کارهای اقبال همین حس را دارد. حالا اینکه بگوییم کدام زیباتر و کدام یک از آن یکی تکامل‌یافته‌تر است؛ من خیلی روی این مساله اعتقاد ندارم. این که حالا رویکرد این دو تا چه فرقی با هم داشته بحثی جدا و مربوط به بنیان‌های زیباشناسی است.

¢ شما یک پژوهش کامل و جامع درباره موسیقی قزوین برای سازمان میراث فرهنگی انجام دادید. سرنوشت این پژوهش به کجا رسید؟

ـ بله، این پژوهش در زمان آقای نادر محمدزاده و معاون ایشان آقای رضاپور انجام شد. ولی بعدها اجازه نشر کتاب به من هم داده شد. البته قبل از چاپ احتیاج به یک بازبینی کلی دارد. متاسفانه چاپ این کتاب به علت مشغله زیاد کاری انجام نشده است.

¢ شما پژوهش‌های زیادی در زمینه موسیقی قزوین انجام داده‌اید. آیا هنوز قسمت‌های بکری در بحث موسیقی قزوین از لحاظ پژوهشی باقی مانده است که شما روی  آن کار نکرده باشید؟

ـ بله قطعاً خیلی موضوعات بکر و دستنخورده وجود دارد. مثلاً در حوزه موسیقی مردمی شهری یا موسیقی مردمی روستاهای قزوین خیلی می‌شود به این قضیه پرداخت. موسیقی یا همان موسیقی دستگاهی خیلی ظرفیت برای پژوهش دارد یا تحولات موسیقی دوره‌های مختلف باید مورد بررسی قرار بگیرد. یک نفر نمی‌تواند همه‌ی این کارها را به تنهایی انجام دهد؛ بلکه باید از طرف یک گروه و یا یک جریان پشتیبانی شود.

¢ موسیقی قزوین با چه مشکلاتی روبه‌ر‌و است یا واضح‌تر بگویم چه مشکلاتی راه تنفس موسیقی را در قزوین بسته است؟

ـ من همیشه در صحبت‌هایم مطرح کردم و شاید خیلی تکراری باشد، یک بخش مشکلات برمی‌گردد به مساله حقوق صنفی هویت اجتماعی اهالی موسیقی قزوین که متاسفانه خیلی جلو نرفته است. البته تلاش‌هایی از طرف اداره ارشاد انجام شده است از جمله صندوق بیمه هنرمندان، ولی متاسفانه اکثر موسیقی‌دان‌ های ما در سن بالا بیمه می‌شوند و زمانی که می‌خواهند از مزایای بیمه بهره‌‌مند شوند، دیگر شاید سن آنها خیلی اجازه ندهد. بهتر است که این هنرمندان از مراحل اول و سن کمتر شناسایی شوند به ویژه آنهایی که با استعداد هستند و پشتکار دارند و عاشق این راه‌اند. باید جایی باشد که به مسائل صنفی هنرمندان توجه کنند.

یک مساله هم، مساله هویت اجتماعی این افراد است. کسی که در این رشته فعالیت دارد؛ اگر بخواهد در رشته‌ی خودش حرفی برای گفتن داشته باشد؛ طبق چیزی که در جریان آکادمیک گفته می‌شود باید ده هزار ساعت در آن موضوع فعالیت داشته باشد که این دوره را می‌شود در 5 یا 6 سال گذراند و به این جایگاه رسید.

هستند افرادی که این دوره را گذراندند اما از لحاظ شغل و درآمد مشکل دارند. خب این قضیه باید آسیب‌‌شناسی شود تا هویت و شان اجتماعی هنرمندان رعایت شود. ما باید به هنرمندان‌مان افتخار کنیم. نباید آنها را فرزندان طرد شده‌ی اجتماع بدانیم و تنها رهایشان کنیم. جامعه باید از پتانسیل آنها در سطح کشوری استفاده کند.

یک بحث دیگر هم، بحث اجرای کنسرت است که هنرمندان با یک روند اداری طولانی سروکار دارند. بعد از گذراندن این مسیر، تازه هیچ معلوم نیست بتوانند برنامه‌ی خود (کنسرت) را اجرا کنند یا نه. در بسیاری از کشورها اصلاً قضیه‌ی مجوز معنی ندارد. هنرمند یک کار هنری آماده کرده و با بخش خصوصی صحبت می‌کند و مردم هم اگر دوست داشتند؛ می‌روند تماشا می‌کنند. این که حالا هنرمند مجبور باشد از یک سیستم طولانی اجازه بگیرد، چنین چیزی وجود ندارد. در ضمن موسیقی ما فقط صوت است؛ بنابراین بحث فقهی این موضوع باید حل بشود. نهادهای صنفی می‌توانند در این راه کمک‌های زیادی کنند تا این حساسیت‌های موجود یک مقدار کمتر شود. خب این مسائل، مسائل مهمی است و باید حل شود در غیر این صورت جامعه‌ی هنری لطمه می‌خورد.

¢ در حوزه پژوهش موسیقی چطور؟ با چه مشکلاتی مواجه هستیم؟

ـ در مسائل پژوهشی باید گفت که متاسفانه ما هنوز یک پژوهشکده آکادمیک جهت پژوهش نداریم. البته بعضا تلاش‌هایی از طرف حوزه هنری صورت می‌گیرد یا سازمان‌های دیگر از جمله میراث فرهنگی ولی نه به طور سیستماتیک. این سازمان‌ها و ادارات وابسته به بودجه هستند. چه بسا خیلی وقت‌ها بتوان برای این فعالیت‌ها اسپانسر خصوصی پیدا کرد. ولی ما به یک جریان آکادمیک منسجم نیازمند هستیم. یک مرکز برای پژوهش‌های قزوین که توسط جامعه فرهیخته‌ی قزوین اداره بشود و به این  پژوهش‌ها و تحقیقات کمک کند. چه بسا اگر این کار دیرتر انجام شود؛ خیلی چیزها از بین برود. یک سری از داده‌ها هستند که باقی نمی‌مانند. اطلاعاتی هستند که در گذر زمان همچنان باقی نمی‌مانند و از بین می‌روند. مثلاً موسیقی‌هایی که متعلق به اطراف قزوین است؛ من حدود 20 یا 30 سال پیش روی اینگونه موسیقی‌ها پژوهش می‌کردم ولی الان دیگر هیچ سر و سراغی از آنها نداریم و حتی هیچ نمونه‌ای ‌هم از اینها نداریم.

خب ما باید فرهنگ عامه و فرهنگ مردم را جمع‌آوری کنیم. باید روی انواع هنرها از جمله موسیقی در قزوین مطالعه شود؛ ولی این اتفاق نمی‌افتد؛ مگر اینکه مسئول یک سازمان به واسطه تلاش‌ها و ارتباط‌هایی که دارد و یا اگر احساس کند که اگر فلان کار را منتشر کند؛ برای اسم و رسم سازمان مناسب و خوب است بتواند یک کمکی کند که این هم به صورت همیشگی نیست؛ در صورتی که باید به صورت سازمان‌یافته و منسجم باشد.

¢ با توجه به پژوهش‌هایی که شما در زمینه‌ی موسیقی انجام می‌دهید؛ آیا حوزه هنری تسهیلاتی را در اختیار شما گذاشته است؟

ـ بله. حوزه هنری در یک مقطع زمانی عملکرد خوبی داشته است؛ ولی اینها متغیرهایی هستند که با تعویض مدیرکل و سیاست‌های کلان تغییر می‌کنند. گرچه در مجموع فعالیت‌های من در تهران خیلی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و  به تحقیقات من و امثال من بیشتر توجه می‌شود.

¢ شما چه راهکارهایی را برای بهبود وضعیت پژوهش موسیقی قزوین توصیه می‌کنید؟

ـ باید یک مرکز پژوهشی تهیه شود. البته آقای درویشی آمدند و زحمت هم کشیدند و یک جایی را به عنوان پژوهشکده راه انداختند؛ ولی بودجه‌ای به آن شکل به این پژوهشکده تعلق نگرفت و ایشان هم گذاشتند و رفتند. اول اینکه چرا از توانایی‌‌های بومی استفاده نشود؛ بالاخره افراد بومی با ظرفیت‌های منطقه آشناتر هستند و بعد اینکه چرا برای این کار از اسپانسرهای خصوصی استفاده نمی‌شود که به این مراکز کمک کنند؟

مثلا من خودم تقاضای موسسه پژوهشی کردم؛ گفتند: شما باید یک محل برای این کار به ما معرفی کنید. در پاسخ گفتم که من یک آموزشگاه موسیقی دارم که گفتند «نه شما باید یک جای دیگر را معرفی کنید». این آموزشگاه صبح‌ها کمتر استفاده می‌شود، یعنی ما اغلب بعداز ظهرها کلاس داریم و از آن استفاده می‌کنیم. من نمی‌دانم به چه دلیل باید ملزم باشم تا یک جای دیگر را اجاره کنم و متحمل هزینه‌های اضافی شوم. همه می‌دانند که کار پژوهشی مثل کار آموزشی نیست؛ کاری است که بیشتر ذوق و علاقه و دل است و در کنار آن هزینه شخصی که باید صرف آن شود. خب وقتی من یک آموزشگاه دارم به چه علت باید محل دیگری را اجاره کنم. با این موانع، پیشرفت چندانی نمی‌توان کرد.

¢ برای راه‌اندازی بنیاد پژوهشی موسیقی قزوین آیا از شما راهکار یا نظری خواستند؟

ـ نه متاسفانه. فقط یک بار آقای رمضانی که در آن زمان معاون هنری اداره ارشاد بودند از من سوال کردند شما آقای درویشی را تایید می‌کنید؟ من گفتم بله ایشان استاد من بوده‌اند. فقط همین. روز افتتاح ما رفتیم و دیگر هیچ.

 

¢ بهتر نبود از پژوهشگری مثل شما در مجموعه بنیاد پژوهشی موسیقی قزوین استفاده می‌شد؟

ـ من خیلی برای آقای درویشی احترام قائلم؛ ولی دوست دارم در مجموعه‌ی خودم فعالیت کنم؛ چون هر مجموعه‌ای با سلایق و عقاید و اهداف خویش پیش می‌رود و آقای درویشی اهداف خود را دارد. من دوست دارم اگر پژوهشکده‌‌ای راه‌اندازی می‌شود؛ در قالبی باشد که برگرفته از توانمندی‌های پژوهشگران قزوینی باشد و در مورد ظرفیت‌ها و موضوعات مورد اساسی که ضرورت پژوهشی دارند؛ کار شود و همین‌طور هم از توانمندی‌های اسپانسرهای قزوین استفاده شود.

¢ چرا این دیدگاه وجود دارد که ما برای یک بنیاد پژوهشی در قزوین باید پژوهشگر از تهران بیاوریم؛ در صورتی که افرادی مثل شما آثارشان به عنوان پژوهش برتر سال انتخاب می‌شود و در همین شهر هم زندگی می‌کنند؟

ـ البته حضور پژوهشگر غیر قزوینی در بنیاد پژوهشی قزوین هیچ ایرادی ندارد. اگر سیاستمدارها به این نتیجه رسیدند که از ظرفیت‌های دیگر استفاده کنند چه اشکالی دارد؟ ولی حداقل در کنار آن یک پژوهشکده هم وجود داشته باشد که بتواند از ظرفیت‌ها ‌و توانایی‌های بچه‌های قزوین هم استفاده کند. در خیلی از کشورها چند تا پژوهشکده وجود دارد. شما یک طرح پژوهشی دارید که آنها نمی‌پذیرند، حداقل می‌دانی که یک جای دوم و سومی هم هست که شاید با اهداف شما همخوانی داشته باشد و پژوهشگر بتواند به آنها مراجعه کند.

¢ اداره ارشاد و حوزه هنری در تصمیم‌‌گیری‌های کلان موسیقی از شما دعوت یا از نظرات شما استفاده می‌کنند؟

ـ بله، زمانی که من عضو انجمن موسیقی بودم به عنوان یک عضو در تمام نشست‌ها حضور داشتم و نظرم را می گفتم. در زمان مدیریت آقای کرم‌اللهی‌ در حوزه هنری، مسئولیت موسیقی این حوزه با من بود. ولی خب تمامی اینها در همان دوره خلاصه می‌شود. بعد از آن ارتباط من با این مراکز کمتر شد.

¢ در حال حاضر چطور این همکاری ادامه دارد؟

ـ نه الان خیلی کم است. فقط گاهگاهی با حوزه هنری در زمینه پژوهش، مشورت‌هایی داریم. البته من  باید اینجا از سر کار خانم ترکمن‌، مسئول پژوهشی محترم حوزه هنری تشکر کنم که ایشان همیشه پژوهشگران را حمایت می‌کنند. همچنین با دکتر آتشگران (رئیس پیشین حوزه)، آقای هوشمندی ریاست کنونی حوزه مشورت‌هایی داشته‌ایم. با آقای آریان معاون فرهنگی هشت بهشت و آقای نوروزی معاون میراث فرهنگی هم دیدارها و جلسات اندکی داشته‌ام. ولی به علت مشغله‌ی من در دانشگاه و غیره این ارتباط‌ها کمتر شده است.

¢ با این وضعیت، شما آینده موسیقی قزوین را چطور می‌بینید؟

ـ مثل قسمت‌ها و جریان‌‌های دیگر. اگر برنامه‌ریزی و سازماندهی نباشد؛ آن پیشرفتی که لازم است؛ حاصل نمی‌شود. من مطمئنم که نسل جوان در آینده کارهای خوبی انجام خواهند داد. باید دید که ما تا چه حدی می‌توانیم نیروی این جوان‌ها را سازماندهی کنیم و به آن سمت‌‌وسو بدهیم. شاید به خاطر شرایط نامناسب مالی باشد که کل کشور را فرا گرفته است یا دلایلی دیگری وجود دارد. ولی من فعلا آن سازمان یافتگی را حس نمی‌کنم.

¢ استاد، در باره کتاب «موسیقی عصر صفوی» که اولین  کتاب شما بود؛ صحبت کنید.

ـ در واقع بخشی از این کتاب برای پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشدم بود. بخشی هم مربوط می‌شد به مطالب همایش هنر صفوی که در فرهنگستان هنر برگزار شد. این کتاب در سال 89 چاپ شد و شایسته‌ی تقدیر جایزه فصلنامه کتاب شد. همچنین  این کتاب به عنوان کتاب اول خانه موسیقی هم انتخاب شد.

¢ کتاب «جناب قزوینی» چطور؟

ـ این کتاب شامل شرح زندگی هنری میرزا عبدالکریم جناب قزوینی است. این کتاب مقام دوم خانه موسیقی را کسب کرد.

¢ شما از منابع بسیار زیادی برای نوشتن کتاب «موسیقی کلاسیک قزوین» استفاده کردید. پژوهش این کتاب چند سال طول کشید؟

ـ پژوهش این کتاب چندین سال زمان برد. به این علت که من برای تحقیق و پژوهش در یک موضوع سعی می‌کنم تمام منابعی را که با آن موضوع هم‌دوره است بررسی کنم. کتاب «بررسی و تحلیل موسیقی کلاسیک قزوین» در واقع دو جلد است که جلد اولش، مقام اول را از خانه موسیقی دریافت کرد و هم در تولیدات حوزه هنری مقام اول را کسب کرد. همچنین در انتشارات استانی هم مقام به دست آورد. جلد دوم این کتاب هم آماده ‌و در صورت فراهم شدن منابع مالی چاپ خواهد شد.

یک پژوهش کامل و جامع هم در زمینه‌ی موسیقی غزنویان انجام دادم. ویرایش این کار هم انجام شده که امیدوارم شرایط مالی مساعدتری پیش بیاید تا سریع‌تر در دسترس علاقمندان قرار گیرد. یک کتاب هم در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی برای وزارت ارشاد نوشتم که درباره مسائل فقهی موسیقی می‌باشد که با تیراژ محدود چاپ شد و بیشتر در اختیار پژوهشکده‌ها و کتابخانه‌ها قرار گرفت.

¢ چه درخواستی از اداره ارشاد، حوزه هنری و یا مقامات بالاتر استانی دارید؟

ـ حداقل کاری که می‌توانند انجام بدهند؛ از افرادی که نشان دادند در کارشان تداوم دارند و عاشق این راه هستند و برای هنر تلاش می‌کنند؛ دعوت کنند تا جلسات آسیب‌شناسی و مشاوره یا حتی برنامه‌ریزی با ایشان داشته باشند. رابطه‌ای که با جامعه فرهنگی دارند؛ زنده‌تر و پویاتر باشد. نشست‌ها و دیدارها نباید محدود به دیدار با اعضای سازمان‌ها یا نهاد‌های رسمی باشد. به نظر من گاهی لازم است مسئولین با بدنه حوزه‌ی کاری خویش و صاحب‌نظران جلسات جداگانه‌ای داشته باشند.

¢ به عنوان حرف آخر، اگر صحبتی هست؛ بفرمایید.

ـ درست است که مسائل فرهنگی و هنری جزو بخش زیست اجتماعی ضروری انسان تلقی نمی‌شود؛ ولی بخش بزرگی از مفهوم فرهنگی انسان را در هر جامعه تشکیل می‌دهد. اگر بخواهیم این بخش رها نشود و مورد توجه قرار بگیرد باید برایش برنامه داشته باشیم و به آن توجه کنیم. اینطور نیست بگوییم مسائل فرهنگی، کتاب، تحقیقات، سمینار، جشنواره، آیین‌ها جنبه سیاسی و اقتصادی ندارد و نباید به آن اهمیت داد. ولی اینطور نیست و در واقعیت امر، این مسائل خیلی مهم است و باید با حساسیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. در پایان از شما و دست‌اندرکاران محترم روزنامه ولایت کمال تشکر را دارم.

 

 


سه شنبه 21 شهريور 1396
04:33:35
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT