نامی که هرگز فراموش نمی‌شود


سعید الهی  


ـ55 سال از شبی دهشتناک که آسمان، آوار روستاییان بویین‌زهرا شد؛ می‌گذرد. ساعت 55/22 دقیقه دهم شهریور 1341، زمین لرزه مهیبی که وسعت آن 2/7 در مقیاس ریشتر اعلام گردید؛ بخش وسیعی از ایران را لرزاند. مرکز اصلی این زمین لرزه که تا آن هنگام در نوع خود در یک قرن اخیر منحصر به فرد بشمار می‌رفت؛ بلوک زهرا از توابع شهرستان قزوین بود.

شدت زلزله و پی‌آمدهای فاجعه‌بارش، آنچنان بود که بیش از بیست هزار نفر از اهالی منطقه بویین‌زهرا کشته، و دو هزار و 800 نفر زخمی و 100 هزار نفر از اهالی بی‌خانمان شدند. در این زمین لرزه که سرزمینی به وسعت چهل هزار کیلومتر مربع را در برمی‌گرفت، بیش از 294 روستا ازجمله دانسفهان، خوزنین، توفک، رودک، سگزآباد، رستم‌آباد، آغچه مزار و ایپک و... با خاک یکسان گردید و بسیاری از آثار و مکان‌های قدیمی و تاریخی منطقه بویین‌زهرا ازجمله قلعه باستانی رودک از بین رفت.

بویین‌زهرا همواره منطقه‌ای لرزه‌خیز به شمار آمده است. این منطقه روی گسل قرار دارد و با توجه به این امر زلزله به جزیی از وقایع زندگی در این شهرستان تبدیل شده است. بویین‌زهرا تاکنون زمین‌لرزه‌های شدیدی را به خود دیده که تلفات بسیاری بر جای گذاشته است که از آن جمله علاوه بر زمین‌لرزه سال 41، می‌توان به زمین‌لرزه 16 فروردین سال 1292 اشاره کرد که دست‌کم 1200 کشته بر جای گذاشت.

مسئولان بعد‌ها مهم‌ترین علل تخریب و خرابی‌ها در زلزله سال 41 در منطقه بویین‌زهرا را شدت بالای زلزله و آسیب‌پذیری بنا‌ها عنوان کردند. به دلیل بافت سنتی روستاهای منطقه، خشتی و گلی بودن بنا‌ها، نبود راه روستایی و ناآشنایی مردم با کمک‌های اولیه، امکان خدمات‌رسانی سریع به‌سانحه‌دیدگان به هیچ‌وجه امکان نداشت، به همین دلیل تلفات این زلزله بسیار بالا و فرا‌تر از حد پیش‌بینی‌های مسئولان وقت از یک زلزله بود و آمار بالای کشته‌شدگان فاجعه بویین‌زهرا را به عزایی ملی تبدیل کرد.

زلزله بویین‌زهرا علاوه بر بزرگی تاریخی و فاجعه‌ای که در پی آورد از یک جهت دیگر نیز در تاریخ ایران فراموش‌ ناشدنی است و آن همبستگی ملی است که پس از این واقعه در میان مردم برای کمک به همنوعانشان به وجود آمد. زلزله بویین‌زهرا با یک نام گره خورده است؛ غلامرضا تختی. مردم محروم بویین‌زهرا درحالیکه خسارت شدیدی از زلزله دیده بودند؛ چشم انتظار کمک‌های مردمی به سر می‌بردند. همان زمان برخی سازمان‌های وابسته به حکومت از جمله جمعیت شیر و خورشید با انتشار اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌هایی در جراید مردم را به دادن کمک دعوت می‌کردند؛ اما هرچند کمک‌هایی جمع‌آوری شد؛ اما نتوانست مشکلات مردم آسیب‌دیده را حل کند؛ چرا که کمک‌ها در برابر عمق فاجعه ناچیز بود. علاوه بر این از آنجا که سازمان‌های امدادی دولتی در میان مردم جایگاهی نداشتند و مردم نسبت به آن‌ها بی‌اعتماد بودند از دادن کمک خودداری می‌کردند. در این هنگام بود که غلامرضا تختی قهرمان کشتی ایران که عنوان جهان پهلوان را یدک می‌کشید دست به کار شد و در نامه‌ای به روزنامه کیهان آمادگی خود را جهت جمع‌آوری اعانه برای زلزله‌زدگان بویین‌زهرا اعلام کرد.

«اینجانب غلامرضا تختی به نمایندگی از طرف کلیه ورزشکاران و قهرمانان ایران مثل هر فرد وطن‌پرست حاضر به انجام این وظیفه ملی هستم. هر روزی که موسسه کیهان تعیین کند؛ اینجانب آماده‌ام که با تمام طبقات مردم ایران و تهران تماس بگیرم و از آن‌ها استمداد بجویم تا به خواهران و برادران آسیب‌دیده خود به هر نحوی که امکان‌پذیر است؛ مساعدت نمایند.».

محبوبیتی که خرج کمک به مردم شد

لطف‌ا... میثمی از مبارزان دوران پهلوی درباره جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای مردم بویین‌زهرا توسط تختی می‌گوید: «تختی در این حادثه به صورت خودجوش توانست سیل عظیمی از کمک‌های مردمی را به حادثه‌دیدگان زلزله برساند، که این نیز از محبوبیت او ناشی می‌شد. خاطرم هست وقتی او کشکول به دست می‌گرفت و پول جمع می‌کرد، مدتی نمی‌گذشت که کشکول پر می‌شد. چرا که مردم برای کمک، سر از پا نمی‌شناختند. در خیابان وحدت اسلامی (شاهپور سابق) این صحنه‌ها مکرر خلق می‌شد. وقتی تختی کشکول را می‌چرخاند جمعیتی عظیم حول او می‌آمدند تا در کمک‌رسانی به حادثه‌دیدگان زلزله سهیم باشند. یک بار خانمی که خود به لحاظ مالی، استطاعتی نداشت، چادر خود را تقدیم کرد که این صحنه همه را منقلب کرد.»

یکی از یاران تختی نیز در این باره گفته است: «در جریان کمک به زلزله‌زدگان بویین‌زهرا حرکت تختی برای جمع‌آوری کمک حماسه آفرید، پس از حادثه زلزله بویین‌زهرا، تختی در قالب و کسوت ورزشکار به همراه دوستان ورزشکارش شروع به فعالیت کردند که البته بحث بود که از کجا شروع کنند، مرحوم شمشیری اعتقاد داشت از سبزه میدان تهران، حاج اسماعیل رضایی مایل بود از خیابان مولوی و میدان بارفروش‌ها، و عده‌ای دیگر جاهای دیگر را پیشنهاد کردند؛ اما تختی خودش معتقد بود که مردم جنوب شهر خود به خود به کمک می‌آیند، این مردم شمال شهر هستند که باید حرکتشان داد و لذا از چهارراه پهلوی (ولی‌عصر فعلی) شروع کرد و آن کاروان عظیم را به راه انداخت، بعد از جمع‌آوری اعانه نیز شیر و خورشید خیلی پافشاری کرد که اعانات به موسسه تحویل داده شود و از آن طریق توزیع گردد؛ ولی تختی قبول نکرد و با کمک و راهنمایی مرحوم حاج سیدجوادی و ورزشکاران قزوین، خودش به منطقه رفت و اعانات را به دست مردم رساند.»

¢ شخصی که مردم به او اعتماد داشتند

به گفته صدرالدین الهی از بنیانگذاران کیهان ورزشی، بهترین شخصی که می‌توانست کاروان کمک‌ها را هدایت کند؛ غلامرضا تختی، قهرمان کشتی جهان بود؛ شخصی که مردم به او اعتماد داشتند.

الهی می‌گوید: «کیهان ورزشی از طریق مهدی دری، سردبیر نشریه که رابطه نزدیکی با غلامرضا تختی داشت٬ ایده و مسیر جمع‌آوری کمک‌ها را با غلامرضا تختی مطرح می‌کند و او هم می‌پذیرد. چهار روز پس از زلزله در سیزدهم شهریور آمادگی خود را طی نامه‌ای به کیهان اعلام می‌کند.

جهان پهلوان، شروع به جمع کردن کمک‌های مردمی در تهران کرد و با این حرکت، مبلغ هنگفتی برای زلزله‌زدگان تهیه گردید. حتی این حرکت مرحوم تختی و جمع شدن حجم بالای کمک‌ها، این شایعه را به زبان انداخت که ساواک مخالف تداوم حرکت مردمی جهان پهلوان است. مهم‌تر اینکه روز چهاردهم شهریور در روزنامه‌ها چنین منتشر گردید: کار جمع‌آوری اعانه در مقابل فروشگاه کوروش در چهارراه قوام‌السلطنه [سی تیر] توسط ساواک متوقف شد و اجازه ندادند تا تختی به راه خود ادامه دهد، اما تختی به راه خود ادامه داد و تا آخرین مسیر تعیین شده پیش رفت. تختی و همراهان برای جمع‌آوری کمک مردم از پهلوی و دوراهی یوسف‌آباد به حرکت درآمدند و پیاده تا ایستگاه راه‌آهن آمدند و در طول راه کمک‌های مردمی را جمع‌آوری کردند.»

¢ زلزله بویین زهرا و مرام تختی

سید ابوالفضل کاظمی، از کسانی است که در دهه‌های سی و چهل دستی در ورزش داشته و با آقا تختی از نزدیک ارتباط داشته است؛ در باره تختی و آنچه که مرام او می خواند، می گوید: «من حداقل 20 کشتی‌گیر را می‌شناسم که خیلی بیشتر از تختی طلا داشتند؛ اما آنها را کسی نمی‌شناسد، حتی کوچه بغلی خانه‌شان هم آنها را نمی‌شناسند، ولی اسم تختی سر زبان‌هاست. آن موقع‌ها به آقا تختی گفتند، ما 2 میلیون تومان می‌دهیم (مثل 20 میلیارد الان بوده) بیا این کالای ما را (تیغ ژیلت) تبلیغ کن. اما تختی گفت: «معامله نمی‌کند.»

همین آدم اما وقتی بویین زهرا زلزله آمد کیسه برداشت سر سبزه میدان ایستاد و از مردم گدایی کرد. این کارها تختی را تختی کرد؛ نه مدال‌هایش! برخی تا 7 مدال طلا داشتند در حالی که تختی فقط 3 مدال داشت. برای همین تا خدا خدایی می‌کند، می‌گویند «تختی»، هنوز که هنوزاست شما در هر شهری در ایران بروید می‌بینید که یک استادیوم به نام تختی دارند؛ چون تو دل مردم جا دارد.»

با جمع‌آوری کمک‌های مردمی و حضور گروه‌های امداد خارجی بعد از مدتی ساکنان شهر بویین‌زهرا و بازماندگان آن فاجعه بار دیگر به زندگی بازگشتند، روستای توفک در پنج کیلومتری جنوب بویین‌زهرا توسط جمعیت صلیب سرخ کشور هلند در مدت یک سال به طور کامل بازسازی شد و روستای رودک که در فاصله حدود سه کیلومتری توفک واقع است نیز در همان مدت توسط استادان و دانشجویان دانشگاه تهران بازسازی گردید.

به جرات می‌توان گفت که نام زلزله بویین‌زهرا با نام تختی عجین شده است و شاید اولین کلمه ای که بعد از زلزله بوئین‌زهرا به ذهن متبادر می‌شود؛ نام جهان پهلوان تختی است؛ زیرا تختی با کاری که انجام داد به تمام ورزشکاران فهماند که آن‌ها خارج از میادین مسابقه هم در قبال مردم و جامعه خویش مسئولند و باید هر آنچه که می‌توانند برای مردم در ایام هجوم مصائب و بلایا انجام دهند.

 


شنبه 11 شهريور 1396
03:53:46
 
 
Copyright © 2017 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT