طاغوت‌سازی و بیگانه‌نوازی


سرزمین ایران این استعداد تاریخی را دارد که به سرعت حاکمانش را تبدیل به طاغوت می‌کند و از قضا پادشاهانی در حاکمیت موفق‌تر بوده‌اند که بیشتر طغیان کرده‌اند و همواره حقوق ملت به طرف دربار جاری بود و از دربار متمرکز می‌شد در وجود شخص پادشاه.
مشکل دوم خود‌کم‌بینی شدید در برابر بیگانگان بوده است. از روزی که ارتباطات آنقدر آسان شد که کشورها به غیر از جنگ بتوانند با هم تعاملاتی هم داشته باشند همواره دربارها حتی مردم عادی و مشخصا (بعدا) تحصیل کرده‌ها تبدیل می‌شدند به آدم‌هایی که منافع ملی بیگانگان را منفعت بشری می‌پنداشتند که متاسفانه این فکر غلط همواره به سرعت به نوکری بیگانگان تبدیل می‌شد.
برنامه‌های ماهواره‌ای بیگانگان امروز هم پر است از ایرانیانی که با شعار منافع بشریت و آزادی و دموکراسی تبدیل شدند به عمله دفاع از منافع ملی بیگانگان درباره‌ دو موضوع فوق کتاب‌های زیادی نوشته شده است اما بررسی روانشناسانه و جامعه‌شناسانه این دو پدیده‌ی تلخ کمتر مستقیم و بی‌‌تعارف در جائی عنوان شده است.

قرآن می‌فرماید انسان هنگامی که خود را مستغنی و بی‌نیاز ببیند حتما طغیان می‌کند (سوره‌ی علق، آیه‌ی 6و 7) قرآن کریم در تعریف انسان صفت‌هایی نسبت می‌دهد مثل عجول و ناسپاس (اسرا 11 ـ ابراهیم 34) اما عجول بودن به دلیل محدودیت انسان در زمان و ناسپاس بودن به دلیل محیط بودن نعمت‌های خدائی بر انسان منطقا گریزناپذیر است در حالی که تبدیل انسان به طاغوت مشروط است به بی‌نیاز دیدن خود بنابراین معلوم می‌شود طغیان انسان پیشگیری و درمان دارد و به نظر می‌رسد پیشگیری و درمان این بیماری در اینجای دنیا هر دو مشکل ذکر شده را حل می‌کند. اگرچه انقلاب اسلامی زمینه‌ساز درمان این دو بیماری شد و در براندازی طاغوت موفق بود نتوانست ریشه‌ی طغیان را بخشکاند که این درد با قیام فیزیکی به تنهایی درمان نمی‌شود.
جلوگیری از طغیان و خودکامگی راهش جلوگیری از بی‌نیاز دیدن خود است این را قرآن تصریح می‌کند. به حکم عقل و نقل بی‌نیاز ندیدن خود یک سازوکار درونی دارد و یک ساختارسازی بیرونی که انسان همواره خود را نیازمند ببیند. دموکراسی به معنای تقویت نهادهای نظارتی توانسته در غرب تا حدودی ساختارسازی بیرونی بکند اما به دلیل فراموشی بعد درونی و ندیدن معنویات این طغیان به شکل خود برتربینی به آن سوی مرزهای جغرافیائی منتقل شده است.

در علوم انسانی اسلامی، به زبان ساده انسان نیازمند نیایش است تا همواره به یاد داشته باشد که مخلوقی کوچک و در برابر دنیای اطرافش و خالق هستی به شدت ناتوان است.
برادران اهل سنت به ما می‌گویند چگونه شما برای ائمه اطهار عصمت قائلید در حالی که آنان در نیایش‌های شبانه خود اینچنین تضرع می‌کنند و خود را نیازمند غفران الهی می‌بینند؟ پاسخ روشن است آن نیایش‌ها واکسنی است که آنان را به عصمت رسانیده و اولیا را تا نزدیکی مرز عصمت پیش می‌برد.
بی‌جهت نیست مثلا نماز شب برای پیامبر واجب است و اولیاا... مهم‌ترین وظیفه‌ی انسان را در شب زند‌ه‌داری و عبادت‌های شبانه می‌دانستند.
امام خمینی در ماه‌های اول انقلاب و جنگ به دلیل پا نگرفتن نهادها و سازمان‌ها و دولت و ارتش اجبارا شخصا بار هدایت و رهبری در همه رده‌ها را به دوش می‌کشیدند. با آن سن و سال گفته می‌شد گاهی تا روزی 20 ساعت کار می‌کردند اما حتی یک شب نماز شبشان ترک نشد. آن نماز شب و نیایش شبانه باعث می‌شد که تصمیمات روز طغیانی نباشد.
البته با سرعت حیرت‌آوری امام در یکی دو سال اول همه نهادهای اجرائی و غیراجرائی را سازماندهی کردند تا تصمیمات فردی نباشد.
هیچگاه کار تنها حتی کار کیفی ملاک نیست و نبود. اینکه بگوییم فلان مسوول روزی هفده هجده ساعت کار می‌کند اصلا ملاک برتری و فضل نیست. کار زمانی ارزشمند است که برنامه‌ریزی شده و سازماندهی شده باشد و به همان نسبت هم توام با نیایش‌های شبانه باشد که از طغیان و تصمیمات آلوده به آن جلوگیری کند.
ادامه دارد...



شنبه 24 ارديبهشت 1390
08:49:48
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT