تصمیم احمدی‌نژاد


بازدیدهای استانی از سر گرفته شده دکتر احمدی‌نژاد بیشتر از آنکه برای بازدیدهای اداری استانی باشد؛ معطوف به سخنرانی است.‌ زیرا روشن است که بزرگترین مشکلات امروز مردم در تصمیم‌گیری‌های ستادی در تهران حل می‌شود نه در سخنرانی استان‌ها حتی اگر روزهای نخست دولت‌های نهم و دهم این اقدام پسندیده بود.
دولت به صرافت متوجه شده است که کسانی که دیروز برای نمایش اقتدار نظام تلاش داشتند که سفرهای استانی ایشان پرشور برگزار شود؛ امروز نظرشان معکوس است! باز هم برای نمایش اقتدار نظام! بنابراین با این استقبال‌های بی‌هیجان و سالن‌های خالی، احمدی‌نژاد چرا باز هم اصرار به سفرهای استانی دارد؟
تنها به این خاطر که سفر یعنی خبر! و سخنرانی یعنی اعلام مواضع به رقبای سیاسی. در حالی که دولت، دولت است، نه حزب سیاسی و باید به مشکلات جاری مردم بپردازد، نه جانمائی و مهره‌چینی سیاسی.
جالب است اسلحه دولت خلاصه شده است در افشاگری و تهدید. در حالی که آقای رئیس‌جمهور هیات دولت را خط قرمز برخورد قوه‌ی قضائیه با فساد اعلام کرده و فساد در بدنه دولت را مثل بروز 5 جنگ جهانی می‌داند که ربطی به دولت ندارد!

اما با یک تحلیل واقع‌بینانه سیاسی می‌توان دریافت که گزینه‌های مختلف دولت چیست؟ و می‌توان حدس زد که آقای رئیس‌جمهور با توجه به سوابق عملکرد، سرانجام کدام گزینه را انتخاب خواهد کرد.
دست‌اندرکاران پشت پرده دولت به صورت شفاف سه انتخاب بیشتر پیش‌رو ندارند.
الف ـ معرفی چند کاندیدای ریاست جمهوری مثل رحیم مشائی ـ الهام ـ نیکزاد و ... به این خاطر که اگر مشائی رد صلاحیت شد؛ گزینه‌های دیگر وجود داشته باشند.
ب ـ کاندیداتوری فقط رحیم مشائی به عنوان گزینه دولت
ج ـ عدم معرفی هیچ کاندیدی از طرف دولت!!
می‌توان گفت که انتخاب چهارمی وجود ندارد. اما تفاوت این سه تصمیم چیست؟ و دولت سرانجام کدام راه را برمی‌گزیند؟
ـ1ـ معرفی چند کاندیدا به این معناست که دولت پذیرفته است که چنانچه مشائی رد صلاحیت بشود؛ گزینه‌های دیگری وجود دارد. اما دولت خود می‌داند که اقبال از رحیم مشائی به دو دلیل است؛ اول هزینه‌های نجومی از محل درآمدهای واردات 50% درآمد نفت در این سال‌ها به قیمت به خاک نشستن صنعت عاید عده‌ای از اطرافیان شده است که خود تحلیلی جداگانه می‌طلبد.
دوم مواضع بدعت‌آلود دینی در مورد موسیقی ـ زن ـ تقابل ملیت و دیانت و عرفان خارج از چارچوب معارف دینی و ایستادگی مثال‌زدنی در این مواضع که همه‌ی مخالفین متفرق ریز و درشت را به وحدت می‌رساند! بنابراین معرفی هر کاندیدی به غیر از رحیم مشائی اگرچه پشتوانه‌ی هزینه‌های میلیاردی را خواهد داشت اما به دلیل فقدان شاخصه دوم نقض غرض است. در واقع این اقدام به معنای دادن چراغ سبز به شورای نگهبان است که چنانچه مشائی را رد صلاحیت کنید اشکالی ندارد افراد دیگری در راهند! در صورتی که هیچکس جایگزین رحیم مشائی نمی‌تواند بشود.
ـ2ـ کاندیداتوری مشائی به تنهائی از طرف دولت در واقع به چالش طلبیدن کل نظام است زیرا با حمایت مجدد و مکرر مقام معظم رهبری از شورای نگهبان و دأب همیشگی ایشان در اجرای قانون از مسیرهای طبیعی و با اظهارنظرهای اینجا و آنجای اعضای شورای نگهبان و با توجه به دیدگاه‌های رحیم مشائی که بارها مورد نقد و انتقاد مراجع محترم تقلید قرار گرفته است، آنچه مشخص است این است که رحیم مشائی رد صلاحیت می‌شود خصوصا اینکه شورای نگهبان حجت مهمی دارد و آن این که مقام معظم رهبری رحیم مشائی را برای معاونت ریاست جمهوری فاقد صلاحیت دانستند، چگونه می‌شود شورای نگهبان، صلاحیت ایشان را برای ریاست جمهوری تایید کند؟
در این صورت دولت چند گزینه تخریبی دارد که اینجا و آنجا مطرح شد و صد البته آنانی که قدرت عادی‌سازی روند انتخابات را دارند هم دستشان از زدن بدل خالی نیست.
دولت می‌تواند توسط وزارت کشور مجوز راهپیمایی قانونی به طرفداری از مشائی بدهد. معلوم است تکیه طراحان این گزینه به محبان اصولگرای دولت و رحیم مشائی نیست. آنان به بعض‌مندان نظام اسلامی و حامیان بیگانه‌اش چشم دارند. این راهپیمائی در واقع چراغ قرمز به آنان است.
همانهائی که اعتراض قانونی اصلاح‌طلبان را در سال 88 به فتنه‌ای غم‌انگیز و دنباله‌دار تبدیل کردند، گزینه‌های دیگر دولت در ایجاد تشویش و اعوجاج می‌تواند به اختصار موارد ذیل باشد: عدم اجرای انتخابات ـ تاکید مقام معظم رهبری بر اجرای انتخابات در زمان مقرر در سخنرانی اخیرشان پیشگیری از ایجاد چنین تصوری بود.
عدم اعلام نتایج که با توجه به نظارت استصوابی شورای نگهبان؛ امکان اعلام نتایج توسط شورای نگهبان وجود دارد.
استعفا یا برکناری وزارت کشور در نتیجه نیاز دولت به تجدید رای اعتماد و استعفاء! گزینه‌های خطرناکی است که صدالبته امکان وقوع دارد. اما بن‌بست نیست و می‌توان با احکام ولایتی حلش کرد. در واقع بدون اینکه مشکلی مهم برای مملکت به وجود بیاید؛ دولت آقای احمدی‌نژاد آخرین تیرهای ترکش خود را مصرف خواهد کرد.
البته خدا نکند این مسایل پیش بیاید اما بحث پیش‌بینی حداکثر اقدامات ممکنه است.
آخرین امکان عمل ایذائی؛ افشاگری‌هایی است که هشت سال است مثل شمشیر بی‌تیغه درنیام مانده است تا بترساند. از بیرون آمدن شمشیر بی‌تیغه باید استقبال کرد. اگرچه ممکن است ضربه‌هائی هم بزند اما برندگی‌اش قطعا کمتر از زمانی است که در غلاف قرار دارد.
ضمن اینکه نظام هرگز مدافع کلاهبرداران و سوءاستفاده‌چیان نیست و این خود نوعی سوء‌استفاده است که هشت سال اسنادی را که معلوم نیست باشد؛ تنها برای قدرت‌نمائی و نه اصلاح مفاسد در دست نگاه‌داری.
بنابراین رحیم مشائی به احتمال قریب به یقین در هر شرایطی ردصلاحیت می‌شود و اقدامات ترساننده بیشتر از آنکه کارائی داشته باشد؛ فقط ترساننده است.
ج ـ اما هر شخصیت اقتدارگرائی در مقابل زبان قدرت کوتاه می‌آید و از قضا گاهی فقط همین زبان به کار می‌آید!
تغییر مواضع دکتر احمدی‌نژاد در سفر اخیر به آمریکا ـ تغییر مواضع در قبال ملوانان انگیسی ـ تغییر مواضع در انتخابات نظام پزشکی و مواردی دیگر که جای بحثش اینجا نیست نشان می‌دهد که کسانی که با منطق زور نمی‌خواهند زیر بار زور بروند؛ مفرشان این است که «مگر زورش پرزور باشد!!» بنابراین بهترین حالت این است که دولت پس از گرد و خاک‌های اخیر بدون اینکه به معرفی کاندیدی بپردازد؛ دولت را به نفر منتخب بعدی تحویل بدهد و در مقابل این اقدامش مطالبه احسان کند.
تمهیدات مقام معظم رهبری در 7 ـ 6 ماه اخیر تماما در این جهت است که دولت را به این موضع بکشاند تا با کمترین خسارت برای اعضای دولت و نظام، غائله ختم شود. از مجمع رفع اختلاف تا اعلام نظر در مورد افشاگری آقای احمدی‌نژاد در مجلس شورای اسلامی، همگی رنگ و بو و سمت و سوئی این چنینی دارد که کم‌هزینه‌ترین گزینه هم هست.
در عین حال اقدامات دولت در این هشت سال باید بی‌طرفانه تحلیل و آسیب‌شناسی شود و کسانی که حامیان یک فرد و جریان را ترتیب می‌دهند با سوختن یکی دیگری را با همان روش‌ها و تاکتیک‌ها علم نکنند.
اقدامات اجرائی دولت باید بعدا تحلیل شود که با نصف درآمد نفتی تاریخ ملی‌شدن نفت ایران چکار کردند که امروز فقر بیداد می‌کند و گرانی و بیکاری مهار گسیخته است و صنعت به خاک نشسته است و به یمن واردات بی‌رویه تولید برانداز؛ یک دهک نو کیسه رانت‌خوار به وجود آمده است که خیال می‌کند با پول اعتقاد مردم را هم حتی می‌توان خرید.
بررسی اقدامات غیرکارشناسی که چنین بلایی بر سر پول ملی و تولید ملی و سرمایه‌های انسانی و باور مردم و حذف‌های حیثیتی مدیران به وجود آورده است؛ باید از طریق اصولگرایان بدون شرمندگی انجام پذیرد و از سوی اصلاح‌طلبان بدون ملامت پیگیری گردد.


سه شنبه 10 ارديبهشت 1392
08:07:27
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT