
اینجا روزی سینما ملت بود!
ما از این صف، یک سبد خاطره داریم. صف خرید بلیط سینما ملت قزوین که تاریکی سالن و کهنگی صندلیهایش بخشی از حافظه جمعی مردمان شهری است که همگام با پلانهای اشکآلودش، چشمهایشان را شبنمی میکردند. ما اینجا در سینمایی که سالهاست درش تخته شده و به خوابی مرگبار رفته به تماشای «تاراج» نشستیم و فهمیدیم چگونه باید مویههایمان را با جمشید آریا قسمت کنیم. ما اینجا پنج بار به ملاقات «هامون» رفتیم و دیالوگهای شاعرانه حمید هامون را هجی کردیم. ما اینجا، درست همین جا با «دندان مار» همذاتپنداری کردیم و همراه با انتقام رضا از کابوسهایمان تقاص گرفتیم....







