
به مناسبت اربعین
مسعود اعتصامی همیشه از یک نوا شروع میشود نوایی که از عطش میخواند «ما جاماندگان روز «طف» به دنبال فراتیم ما هزاردستان بینوا بلبلان بی نوائیم ما سپیدبختان سیاه جامه تشنگان عطشیم» همنوا با آنها میشوم همآوا با آنها میخوانم آب! آب! از زمینی فراتر از خاک از آسمانی فراتر از عرش آب میبارد و ساقی سر میرسد مشک بر دوش و آب، آب جرعه، جرعه از چنگ ساقی فرو میریزد و سقا نه نگاهش به آب که به من است گویی این اوست که از ساحل فرات با دو دست پر از آب آب را نثار من میکند و...





