یک شهر،یک تصمیم
مرتضی رویتوند در اروپای شرقی، در شهری نسبتاً بزرگ، مردم با خوبی و خوشی کنار یکدیگر زندگی میکردند. تا آنکه خبری در شهر پیچید: «عمارت قدیمی شهر را قرار است خراب کنند و برجی چند طبقه جای آن بسازند!» از آنجایی که این عمارت، عمارتی تاریخی و فرهنگی و بخشی از هویت شهر بود، خبر تخریبش خبری مهم بود. در همان روز نخست حامیان فرهنگ چندین بیانیه صادر کردند که نباید آسیبی به این عمارت برسد! این حامیان فرهنگ به بیانیه بسنده نکردند و به خیابانها آمدند و سه روز تحصن کردند. تحصن آنها تا زمانی ادامه داشت که شهردار...







