پاکستان از میانجیگری بین ایران و آمریکا چه هدفی را دنبال میکند؟
- شناسه خبر: 83381
- تاریخ و زمان ارسال: 3 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

حیدر ولیزاده
در حالی که هنوز احتمال افزایش تنشهای بین ایران و آمریکا وجود دارد؛ تنگه هرمز، شریان نفتی جهان در شرایط جدیدی قرار گرفته و کاملا تحت کنترل ایران است. روزنامهها و رسانههای دنیا هر روز تیتر میزنند: سفر مقامات پاکستانی به تهران. پیشنهادهای صلح از اسلامآباد رد و بدل میشود، و آخرین خبر از مذاکرات مستقیمی که برای نخستینبار پس از دههها، میزبانش پاکستان است.
اما پرسش اساسی اینجاست: چرا پاکستان، کشوری که خود با بحرانهای عمیق اقتصادی و بیثباتیهای سیاسی دستوپنجه نرم میکند؛ پرچمدار سنگینترین پرونده دیپلماتیک جهان شده است؟ تحلیلها نشان میدهد که این میانجیگری نه فقط یک اقدام ساده، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای سیاسی، امنیتی و اقتصادی اسلامآباد است.
از ضرورت تا فرصت
جغرافیای سیاست در خلاء واسطهها
وقتی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ حملات و تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران آغاز شد، تمامی معادلات منطقه به هم ریخت. ایران با بستن تنگهی هرمز که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند، نبض اقتصاد جهانی را در دست گرفت. اما چرا در این میان، نام عمان و قطر به عنوان میانجیهای سنتی به گوش نمیرسید؟
تحلیلها نشان میدهد که گزینههای سنتی یکی پس از دیگری از دور مسابقه کنار رفتند. عمان پس از جنگ صراحتاً آمریکا و اسرائیل را متجاوز خواند و عملا از نظر غرب بیطرفی خود را از دست داد. قطر نیز به دلیل میزبانی از بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه (العدید) و ائتلاف نظامی با واشنگتن، دیگر از نگاه تهران یک بازیگر خنثی به شمار نمیرفت.
پاکستان اما در موقعیتی بینظیر قرار گرفت. اسلامآباد برخلاف همسایگان جنوبی خود، میزبان هیچ پایگاه نظامی آمریکا نیست. این ویژگی ساده، در شرایط کنونی به سرمایهای عظیم برای جلب اعتماد تهران تبدیل شده است. از سوی دیگر، انتقاد پاکستان از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی در روزهای نخست جنگ، خشم و اعتراض غرب را برانگیخت اما دل تهران را به دست آورد و راه را برای پذیرش نقش میانجیگری توسط شورای عالی امنیت ملی ایران هموار ساخت.
«تاریخ مسیر اسلامآباد را انتخاب کرد؛ نه به خاطر جاهطلبی، که به خاطر خلأیی که دیگران در آن پا پس کشیدند»، این خلاصهای است از دیدگاه تحلیلگران نهادهای مطالعاتی در اسلامآباد.
صفآرایی نظامی و مالی
همگرایی «عربستان و آمریکا» در پاکستان
در تحلیل رفتارهای بینالمللی، همیشه باید به حرفها گوش داد؛ اما به پول و اسلحه نگاه کرد. در همین روزهایی که وزیر کشور پاکستان، محسن نقوی، برای دومین بار در یک هفته به تهران سفر کرد و سپس فیلد مارشال سید عاصم منیر به ایران آمد و پیشنهادهای تازهی آمریکا را تقدیم سران ایران میکردند، اتفاق مهم دیگری در پشت پرده در حال رخ دادن بود.
خبرگزاریها فاش کردند که پاکستان ۸ هزار نیروی نظامی، یک اسکادران جنگنده و یک سامانه پدافندی اچکیو-۹ به عربستان سعودی اعزام کرده است. این حجم از نیرو که به تعبیر خبرگزاریها فراتر از یک مأموریت نمادین است، همزمان با نقش میانجیگری اسلامآباد، تصویر دقیقتری از راهبرد پاکستان ترسیم میکند.
پاکستان در حال حفظ موازنهای ظریف است. از یک سو، روابط راهبردی خود با ریاض را که سالهاست از پاکستان با پول نفت حمایت میکند، تقویت میکند. اعزام این یگانهای جنگی در بحبوحهی جنگ، تضمینی است برای امنیت عربستان در برابر تهدیدات احتمالی و پاکستان را برای دریافت حمایتهای مالی ریاض در شرایط مطلوبی قرار می دهد.
از سوی دیگر، کارشناسان موسسه «سیانایاس» معتقدند که این میانجیگری بزرگترین فرصت برای احیای روابط راهبردی اسلامآباد با واشنگتن پس از سالها دوری و بیاعتمادی است. مدارک نشان میدهد که در یک سال گذشته، روابط آمریکا و پاکستان وارد مرحلهای جدید و عملگرایانه شده است. واشنگتن با اختصاص ۶۸۶ میلیون دلار برای ارتقای جنگندههای اف-۱۶ و ۱.۲۵ میلیارد دلار بودجه برای بخش معادن پاکستان، عملا پای یک سرمایهگذار بزرگ اقتصادی را به این کشور باز کرده است.
این ارقام نشان میدهد که میانجیگری پاکستان فقط یک بازی دیپلماتیک نیست؛ بلکه یک معاملهی سختافزاری برای دریافت تجهیزات نظامی و سرمایهگذاری معدنی از سوی کاخ سفید است.
معمای انرژی
لقمهای که بر پاکستان گران تمام میشود؟
شاید مهمترین و ملموسترین دلیل برای جسارت دیپلماتیک پاکستان، بحران بیسابقهی انرژی در داخل این کشور باشد. پاکستان یکی از بزرگترین واردکنندگان گاز از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است. بسته شدن تنگهی هرمز و اختلال در مسیر کشتیهای نفتی، تهدیدی مستقیم برای قطع شدن خط حیاتی واردات سوخت پاکستان است.
در این شرایط، شعارهایی نظیر «صلح در خاورمیانه برای ثبات پاکستان حیاتی است» که از زبان نخستوزیر شهباز شریف شنیده میشود، فقط یک شعار نیست؛ بلکه انعکاس هراس واقعی کابینه از خاموشیهای گسترده و تورم فزاینده در آستانه انتخابات است. یک منبع پاکستانی در گفتوگو با الجزیره اذعان کرده که حتی اگر واشنگتن و تهران بر سر موضوع هستهای به توافق نرسند، باز کردن مسیر تنگهی هرمز برای اسلامآباد حیاتی است.
خوشبینی احتیاطآمیز
چالشهای پیش رو
اما تا چه حد پاکستان در این نقش موفق بوده است؟ بررسی روند مذاکرات نشان میدهد که پیشرفتها به کندی و با فراز و نشیب زیادی همراه است. هستهی اختلاف همچنان پابرجاست. واشنگتن خواهان تعطیلی برنامه هستهای ایران پیش از آتشبس دائمی است، در حالی که تهران تاکید دارد مذاکرات باید پس از پایان کامل جنگ و در بازهای ۳۰ روزه آغاز شود.
در این میان برخی تلاش پاکستان را «اشتباه راهبردی» خوانده و از شکاف فزایندهی اعتماد میان تهران و اسلامآباد سخن گفتهاند. با این حال، واقعیت این است که تا زمانی که قدرتهای سنتی به عنوان واسطه از صحنه خارج شدهاند، «کریدور اسلامآباد» تنها مسیر باقیمانده برای گریز از آغاز جنگ مجدد و البته تبعات اقتصادی آن در خاورمیانه و جهان است.
در نهایت، پاکستان با درک هوشمندانهی خلأ میانجیگری، میخواهد نشان بدهد که در دیپلماسی مدرن، گاهی بزرگترین موفقیتها را کشورهایی به دست میآورند که «آشکارا در جنگی شرکت ندارند، اما بر سر میز پایان آن مینشینند». البته هنوز قضاوت در این مورد زود است و تاریخ نشان خواهد داد که پاکستان در نهایت به چه میزانی از موفقیت دست پیدا میکند.









