سیاست صنعتی، مقدمهای بر معماری صنعتی
- شناسه خبر: 89831
- تاریخ و زمان ارسال: 2 شهریور 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

مرتضی میرزاحسینی دانشآموختهی دکتری معماری
قسمت اول
نخستین طلیعههای شکلگیری معماری صنعتی در قزوین همزمان با شروع صنعتیشدن ایران از حدود 1310 خورشیدی قابل مشاهده است. مقارن با چرخش اقتصاد ایران از کشاورزی و دامپروری سنتی به سوی اقتصاد کارخانهای و تبدیل مواد خام به فرآوردههایی با ارزش افزوده بیشتر (1) ساختار جامعه و شهر نیز دستخوش تغییرات بنیادین شد و قزوین نیز همانند شهرهای دیگر از تبعات این موج بیبهره نماند. با گسترش اصلاحات شهری و احداث تاسیسات جدید دولتی ـ ادارای، خدماتی و آموزشی، گونهای جدید از معماری برای استقرار نظام تولید کارخانهای در شهر پدیدار شد که تا پیش از این سبقهی چندانی نداشت. کارخانهها یکی پس از دیگری در نقاط مختلف شهر احداث شد و زمینه بکارگیری زنان و مردان و حتی کودکان بیشماری را فراهم کرد.
موج به راه افتاده از جانب مدرنیستها به شدت در پی بنیان کردن ساختارهای جدید و ایجاد اقبال عمومی در میان مردم نسبت به سبک زندگی جدید بود. بخش عمدهی مطالب روزنامهها و مجلات ایران از دههی دوم قرن معاصر به بعد بازتاب دهندهی روح این دوران که همان تلاش برای پیشرفت و صنعتی شدن ایران است، ملموس است. قلم نویسندگان به نوشتن مقالاتی با محتوای پیشرفت و صنعتخواهی و تیترهای انگیزشی مشغول است و مقالات منتشر شده در مجلات عمدتا به معرفی صنایع مختلف اختصاص یافته است.
از همینرو سرمقالهی روزنامه بازپرس در هفتم تیرماه 1310 به مقالهای با عنوان «تا معایب گفته نشود رفع و اصلاح نمیشود» اختصاصیافته و چنین مینویسد: «چندی بود قزوین نبودم و خیلی میل داشتم که چند روزی خود را بمسقط الراس (زادگاه) خود انداخته، ببینم در این عصر شعشعانی و عهد فرخنده چه اصلاحاتی در مولد عزیز من شده است. با فرط علاقه به قزوین وارد و در این مدت یک ماه آنچه دیدم به عرض میرسانم: اولا به شمال شهر رفتم بدوا از تاسیس کارخانه مهم قزوینی و کارخانه روغنکشی غفاری به قدری خوشوقت و خورسند شدم که از کثرت فرح و انبساط قلبی در پوست خودم نمیگنجم، و یک کارخانه صابونپزی هم دیدم مشغول تاسیس و ساختمان هستند و مطلع شدم برای تاسیس دو کارخانه دیگر هم در ردیف این کارخانه اراضی خریداری شده و عماقریب شروع به ساختمان خواهد شد.
البته تصدیق میکنم در عصر کنونی که زمام امور جمهور در دست یگانه ناجی ایران و ایرانیان اعلیحضرت شاهنشاه محبوب عظیمالقدر و عظیمالشان پهلوی است خلدا… ملکه و سلطانه خاصه با توجهاتی که از طرف ملوکانه به صنایع و اقتصاد مملکت است از جمله آثار آن همانا ایجاد کارخانجات در مملکت برای رفع حوائج و جلب سرمایه کمپانیهای خارج و تاسیس شرکتهای داخلی است و یقینا اشخاص با همتی که قد علم کرده و مجاهدت در ایجاد وسایل سعادت مملکت مینمایند نام نیکی در تاریخ برای خود ثبت و ملت ایران همیشه قدردانی خواهند کرد.» (2)
گونههای اولیهی معماری صنعتی در ایران و به تبع آن در قزوین با نارساییهایی نیز همراه بود، به طوری که در تمام کارخانهها و کارگاههایی که از کودکان و زنان جوان بهرهکشی میکردند، نور و تهویه ناکافی بود، توالت وجود نداشت و زنان و کودکان مجبور بودند ساعتها نشسته در موقعیتی ثابت کار کنند و اکثرا در نهایت فلج میشدند و نرخ مرگ و میر در میانشان بسیار بالا بود.(3)
اینگونهی جدید معماری در موارد بسیاری با صرف نظر از کیفیتهای محیطی و اقلیمی و عدم دقت در مکانیابی احداث میشدهاند. در همین مورد در ادامه سرمقاله روزنامه بازپرس چنین نوشته شده است:
«بهنظر من یک موضوع مهم اساسی که باید از حیث مکان و جهات صحی تاسیس کارخانجات مراعات بشود ابدا نشده است (چون قزوین از شهرهایی است که برای ایجاد کارخانجات مخصوصا از جنبه صرفه و صلاح تجارت فوقالعاده متناسب و مقرون بصلاح است و قطعا هر ساله بر تعداد آنها افزوده خواهد شد). میبایستی مامورین محترم دولت و بزرگان شهر خاصه مسئولین صحی و ولایتی و بلدی در تعیین مکان اینگونه موسسات دقیقانه اعمالنظر کرده و در قدم اول مکانی را که از جهت لازمه متناسب باشد تعیین نموده که کارخانجات مرتبا در آن مکان مقتضی ساختمان بشود.
اشخاصی که کاملا در اینگونه وضعیات ممالک متمدنه مطالعه و دقت کردهاند میگویند در این موسسات اهمیت داده و در آن جهتی از شهر بنا میشود که از کثافات مختلفه آنها در موقع جریان هوا نسبت به شهر و اهالی صدمه وارد نشود (هم از حیث آب و هم از حیث بخارات متصاعده و سایر اثراتی که برای شهر مضر است) این جهات در قزوین مراعات نشده است زیرا اغلب و اکثر اوقات باد شمال میوزد و در مدت سال شاید روی هم رفته (ده هنگام) بساعات مختلفه باد جنوبی ندارد و با این ترتیب که کارخانجات بنا میشود در آتیه خیلی نزدیک فضای شهر مسموم (بهطوری که ساکنین راهکوشک شنیده میشود غالب اوقات شبانهروزی از بوی روغن کارخانه تمام اهالی آن قسمت معذب میباشند) و آب دو رودخانه که بشهر باید بیاید برای شرب اهالی بینهایت کثیف و خواهند دید که نود درصد از اهالی مبتلا بامراض صعبالعلاج شده و دچار زحمت لاینحل صحی و غیره هستند. و در آنموقع تغییر مکان برای اینگونه موسسات مهم کاری مشکل و غیر عملی خواهد بود پس حالا که بدو تاسیس کارخانجات است مامورین محترم مربوطه باید دقیق شده و برای احیاء نفوس شهری و اینکه در آتیه مورد ملامت نشوند با موسسین کارخانجات و مسلخ، مطالعات عمیقه نموده ترتیبی که متضمن آسایش و رفاه اهالی و صاحبان کارخانجات باشد بدهند.»
رویکردی شتابزده در کار ساختمانی موسسات صنعتی جدید در شهر قزوین و فقدان مطالعات میدانی و برنامهای منسجم و نبود الگویی کارآمد از اینگونهی نوظهور موجب شد تا در سالهای بعد مشکلات یکی پس از دیگری بروز کنند، از مهمترین این مشکلات که توسط واحدهای آلودهگر تولید میشد سر و صدا و بوی نامساعد را میتوان برشمرد، تا جایی که صدای تظلمخواهی مردم به تیتر اصلی روزنامههای پرشماگان شهر درآمد. در مورخ 31 خرداد 1334 روزنامهی صدای قزوین در مقالهای با عنوان«برای رفع بوی عفونت میکده اقدام شده است» در صفحهی اول خود آورده است:
«اگر این چاههایی که فعلا شرکت میکده در محوطه باغ خود حفر کرده است زودتر دست بکار میشد؛ سر و صدای مردم بلند نمیگردید. روز دوشنبه که به اتفاق آقای فرماندار و همراهان به میکده رفتیم بوی عفونت که از زمینهای باغ به مشام میرسید، کمکم برطرف و داخل چاه میگردید ـ مسئولین میکده باید به هر نحوی هست نگذارند این انزجار مردم از آن تعفن تجدید شود.»
اما تا پیش از تغییر و تحول ساختار شهری و اجتماعی در دوره پهلوی اول و قبل از استقرار نظام تولید کارخانهای در قزوین بوهایی دیگری در شهر وجود داشته است، زیرا که شهر بدون «بو» شهر بدون شخصیت است. زندگی روزانه مردم هم در خانه و هم در بیرون با این بوها عجین بوده است و بخشی از هویت شهر و مردمان شهر را تشکیل میداده است و بسیاری از حرف و مشاغل با بوی خود شناخته میشدند.
از آنجایی که «بو» رابطهی مستقیمی با شکلگیری خاطره، جهتیابی و مکانیابی دارد، هنوز هم وقتی با چشمان بسته فردی را به بازار قزوین مشایعت کنیم، قطعا به راحتی از طریق بو به مکان حاضر اشاره میکند. بازار تا پیش از این با بوهای متنوع از جمله بوی میوه و ترهبار همراه با نوعی بوی نمور و گندیدگی در علاف راسته و یا بوی راسته پی فروشها و قصابها و یا بوی راسته دباغها و یا حتی راستهی چرمفروشها و یا بوی چوب و الوار در راستهی اصلی مجموعهی سعدالسلطنه و دهها نظام اقتصادی مختلف با بوهای مختص به خود شناخته میشده است که امروزه یا از بین رفته و یا از تنوع آن نظامِ تولید بو کاسته شده است. با اینکه بازار در دورههای مختلف دارای ساختاری متفاوت با بوهایی مختلف و خاص خود بوده است، اما خود بازار همواره به عنوان یکی از ساختارهای شهری در تولید بو به حساب میآمده است. از خانه تا محلات مختلف شهر هر یک به نوعی در این نظام درهم تنیدهی تولید بو نقشی اساسی داشتهاند.
پینوشت:
1ـ درباره این دوران و ایجاد کارخانهها در قزوین جا دارد یادآور شویم که حرکت مزبور را با توجه به شرایط و اوضاع و احوال منطقه میتوان، حرکتی حساب شده دانست. زیرا که کارخانهها در پیوند با فعالیت اصلی تولیدی منطقه که در زمینه کشاورزی بوده، ایجاد شدهاند. با توجه به فرآوردههای دامی و کشاورزی منطقه قزوین، ایجاد کارخانه آردسازی، روغنکشی، پنبه پاک کنی، پشمریسی، نختابی، بافندگی، دباغی و بالاخره مشروبسازی و بعدها خشکبار را، گامی قابل قبول در حرکت به سوی ایجاد صنایع وابسته به کشاورزی در منطقه به شمار آورد. بهویژه آنکه با توجه به کمبود افراد متخصص، به دلیل پیچیده نبودن تکنولوژی این کارخانهها، امکان بهرهبرداری، از آنها نسبت به دیگر کارخانهها بیشتر عملیتر بوده است (ورجاوند، 1377، 1706).
2ـ سرمقالهی روزنامه بازپرس قزوین، سال 6، شمارهی 29، دوشنبه 7 تیرماه 1310، صفحهی اول.
3ـ شایق، سیروس، (1400)، توانا بود هرکه دانا بود: علم، طبقه و تکوین جامعهء مدرن ایرانی 1330ـ1280، تهران: شیرازه.










