ویولنزن در ایستگاه مترو
- شناسه خبر: 65118
- تاریخ و زمان ارسال: 28 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
ترجمه: ا. امیردیوانی
در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشنگتن دیسی شد و شروع به نواختن ویولن کرد. وی در عرض 45 دقیقه شش قطعه از بهترین قطعات «باخ» را نواخت. از آنجا که شلوغترین ساعات صبح بود، هزاران تن به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه سپری شده بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت گامهایش کاست و چند ثانیهای از رفتن باز ماند، سپس شتابان به سمت مقصدش روانه شد. دقیقهای بعد ویولننواز نخستین انعامش را به دست آورد. بانویی، بیدرنگ یک اسکناس یک دلاری به داخل کاسهاش انداخت و عجلهکنان به راهش ادامه داد. چند دقیقه بعد، مردی در حالی که گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، اما به ناگاه نگاهی به ساعتش انداخت و به سرعت از صحنه دور شد. کسی که فزونتر از همه به ویولنزن توجه نشان میداد، کودک سه سالهای بود که مادرش با شتاب و کشانکشان او را به همراه خویش میبرد. کودک لحظهای ایستاد و به تماشای ویولنزن پرداخت. مادر محکمتر دست کودک را کشید در حالی که همچنان نگاهش بدان نوازنده بود، دنبال مادر به راه افتاد. چند کودک نیز این صحنه را تکرار کردند و پدر و مادرشان برای بردن آنان به زور متوسل شدند.
در تمام مدت 45 دقیقهای که ویولنزن مینواخت، فقط 6 تن لحظهای توقف کردند. 20 نفر بیآنکه مکثی کرده باشند انعام دادند بدون آنکه ایستاده باشند و 32 دلار عاید ویولنزن شد. وقتی که نوازنده از نواختن دست برداشت و سکوت بر همه جا سایهافکن شد، نه احدی متوجه شد، نه فردی تشویق کرد و نه کسی وی را شناخت.
هیچ کس نفهمید که این ویولنزن «جاشوابل» یکی از بهترین موسیقیدانان جهان و نوازنده یکی از پیچیدهترین قطعات نوشته شده برای ویولن به ارزش سه و نیم میلیون دلار بوده است. جاشوابل دو روز پیش از نواختن در سالن مترو در یکی از تماشاخانههای شهر بوستون، برنامه اجرا کرده بود که کلیه بلیتهایش به قیمت متوسط 100 دلار پیشفروش شده بود.
این یک داستان واقعی است که در 12 ژانویه سال 2007 رخ داد.
برنامه نواختن جاشوابل در ایستگاه مترو توسط روزنامه واشنگتن پست ترتیب داده شده بود و بخشی از پژوهشهای اجتماعی جهت سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویتهای مردم بود. آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نامناسبت قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟ لحظهای به منظور قدردانی از آن توقف میکنیم؟ آیا قادریم نبوغ و شگردها را در یک شرایط غیرمنتظره شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج این آزمایش، این ترانه بود که هرگاه لختی فارغ نیستیم که درنگ کنیم و یکی از چیرهدستترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویولن است گوش بسپاریم، چه چیزهای دیگری را هم از دست دادهایم و یا خواهیم داد؟!





