وقتی ترس خرقه آریاییها را پوشید!
- شناسه خبر: 86075
- تاریخ و زمان ارسال: 13 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
امید مافی
نه رویای برنایی و نه حیرت میانسالی، هیچ یک در روز مبادا عصای دستمان نشد و خوشبختی به غمزه چشمان تکاوران ما وقعی ننهاد تا زودتر از حد تصور چمدانهای برزنتی را ببندیم و بهارخواب مشرف به خیابانهای تیخونا را به مقصد خانه ترک کنیم.
حالا شکسته و خسته باید بنویسیم برخی حذفها بر روی اسکوربرد ثبت میشوند و برخی دیگر در حافظه آدمها. حذف غمگنانه یوزها از جام جهانی، از جنس دوم بود و تیم ملی بیش و پیش از آنکه زانو بزند، جرأت بردن را با خود به زمین نیاورده بود.
سالهاست فوتبال ما به احتیاط پناه برده. به پاسهای بیخطر، به عقبنشینیهای مداوم و دل بستن به خبط حریف، انگار قرار نیست هیچ رویای بزرگی از زهدان ترس متولد شود. آن سوی جهان اما گردانهایی ایستادهاند که دیگر از نامها پروا ندارند. شیرهای اقیانوس اطلس با چشمانی باز لالههای نارنجی را پرپر کردند، پاراگوئه برابر ژرمنها سر خم نکرد و چشم فندقیهای ژاپن حتی به وقت شکست، شبیه تیمی بودند که آمده بود تاریخ را جابهجا کند.
فوتبال بازی شجاعان است. روزگاری با چند آمار دفاعی و یک تساوی آبرومند دلها را به دست میآوردند، اما حالا آن دوران سپری شده. جهان حالا ارتش هایی را تحسین میکند که ریسک میکنند و حاضرند برای رویا بسوزند و خاکسترشان هم بوی زندگی بدهد. ایران اما هنوز در ایستگاه تردید مانده است. مردان ما هنوز وقتی توپ را تصاحب میکنند، انگار چیزی در درونشان نجوا میکند: «فقط اشتباه نکن.» همین نجوا سالهاست جسارت را از فوتبال ما گرفته تا ساقهای توپچیهای ما را ترس ببندد. بیلاف و گزاف باید نوشت مشکل این است که فوتبال ایران هنوز به پیروزی باور کامل ندارد. هنوز یاد نگرفته برابر قدرتهای بزرگ به جای تعارف و احترام افراطی، چشم در چشمشان بدوزد. تیم ملی اگر قرار است روزی از مرز معمولی بودن عبور کند، باید اول این ترس کهنه را شکست دهد. باید از زنده ماندن به زیستن برسد، چرا که در جهان امروز، گاهی یک شکست شجاعانه از ده تساوی محتاطانه ماندگارتر است و گاهی تیمی که دستمال سفید را بالا میبرد اما شبیه رویاهایش بازی کرده باشد، در حافظه سکوها برنده میماند.
فوتبال بازی جسارت است. نبردی لحظهای که باید از ترس عبور کرد و به سمت لرز پیش رفت. سکوهای عبوس تنها برای تیمهایی دست میزنند که میخواهند چیزی را تغییر دهند و شاید بزرگترین باخت تفنگچیهای ایران همین باشد. اینکه هنوز جرأت نمیکنند خود را آزادانه باور کنند، به سیم آخر بزنند و حریفان تا بن دندان مسلح را خاکمال کنند.


