وحدت ملی و مسئولیت تاریخی اصلاحطلبان
- شناسه خبر: 84194
- تاریخ و زمان ارسال: 16 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
دکتر فرهاد درویشی ـ عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)
این روزها در سخنان، پیامها و توییتهای مقامات عالیه کشور به مناسبتهای مختلف، مکررا از لزوم تقویت انسجام اجتماعی و حفظ وحدت ملی و مراقبت از آن، یاد میشود. با نگاهی خوشبینانه، اظهار مداوم این نگرانیها را میتوان، بیانگر نوعی بازاندیشی در ضرورت بازسازی انسجام اجتماعی، ترمیم سرمایه اجتماعی و عبور کشور از شرایط پیچیده اقتصادی و سیاسی کنونی کشور دانست.
امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران نیازمند حفظ انسجام اجتماعی و جلوگیری از تعمیق شکافهای سیاسی و اجتماعی است اما تجربه چند دهه گذشته نشان داده که وحدت ملی صرفاً با توصیههای اخلاقی و دعوتهای سیاسی پایدار نمیماند بلکه نیازمند اصلاح برخی رویهها، افزایش مشارکت واقعی مردم، شنیدن صدای منتقدان و ایجاد احساس عدالت و برابری در جامعه است.
در چنین شرایطی، اصلاحطلبان و جبهه اصلاحات ایران نیز با یک مسئولیت تاریخی مواجهاند. گفتمان و جریان اصلاحطلبی اگر بخواهد همچنان بهعنوان یک جریان ملی و مؤثر باقی بماند، باید از دو خطای راهبردی پرهیز کند؛ نه در دام تقابل رادیکال و ناامیدسازی جامعه گرفتار شود و نه به انفعال، محافظهکاری و همراهی بیقید و شرط با وضع موجود تن دهد.
وظیفه اصلاحطلبان در شرایط کنونی، دفاع همزمان از «ایران»، «منافع ملی» و «اصلاح حکمرانی» است. جبهه اصلاحات باید ضمن حمایت از وحدت ملی و ثبات کشور، با صراحت و شجاعت، مطالبات جامعه برای اصلاحات واقعی را نمایندگی کند؛ اصلاحاتی که بدون آن، امید اجتماعی بازسازی نخواهد شد.
اصلاحطلبان باید بر این واقعیت تأکید کنند که انسجام پایدار ملی بدون افزایش اعتماد عمومی ممکن نیست و اعتماد عمومی نیز بدون شفافیت، مقابله مؤثر با فساد، تقویت آزادی رسانهها، مشارکت سیاسی واقعی، کاهش محدودیتهای اجتماعی و بازگشت مردم به عرصه تصمیمسازی ملی شکل نخواهد گرفت.
جبهه اصلاحات ایران، میتواند و باید، از فضای ایجادشده برای تبدیل مفهوم «وحدت ملی» از یک شعار سیاسی به یک پروژه عملی ملی استفاده کند؛ پروژهای که در آن، همه نیروهای وفادار به ایران، فارغ از گرایشهای سیاسی، امکان نقشآفرینی و مشارکت داشته باشند.
ایران در شرایط حساسی قرار دارد و عبور موفق از این مرحله، نیازمند عقلانیت، گفتوگوی ملی و پذیرش این واقعیت است که حفظ وحدت ملی و تقویت امنیت کشور، در نهایت بدون اصلاحات تدریجی، افزایش رضایت عمومی و بازسازی اعتماد مردم امکانپذیر نخواهد بود.
در مجموع به نظر میرسد که مواضع و عملکرد اصلاحات در شرایط فعلی، باید حول دو محور زیر متمرکز شود:
1ـ دفاع از حکمرانی کارآمد و مطالبهگری مسئولانه: اولویت اصلی باید جلوگیری از فروپاشی اقتصادی و اجتماعی باشد. جامعه ایرانی امروز بیش از هر چیز، به ثبات اقتصادی، امنیت روانی، آینده قابل پیشبینی، و حکمرانی کارآمد، نیاز دارد. اصلاحطلبان باید مطالبات مردم را از سطح شعار به سطح برنامه تبدیل کنند: برنامه مهار تورم چیست؟ بازسازی چگونه تأمین مالی میشود؟ نقش بخش خصوصی چیست؟ مجلس چگونه پاسخگو میشود؟ فساد ساختاری چگونه مهار میشود؟ سرمایه انسانی و تجارب اصلاحطلبان، قادر است این پرسشها را در قالب برنامههای سیاستی، به دولت و دیگر مراجع ذیصلاح، ارائه دهد و یا برای آگاهی افکار عمومی، منتشر نماید.
2ـ تبدیل شعار وحدت ملی به پروژه آشتی ملی: انسجام ملی سرمایه راهبردی کشور است. اصلاحطلبان باید بدون لکنت زبان، تاکید نمایند که وحدت پایدار بدون افزایش مشارکت عمومی، آزادی رسانهها، برقراری رقابت سیاسی واقعی، کاهش شکافهای اجتماعی، و بازگشت اعتماد عمومی، امکانپذیر نیست. دفاع از وحدت بدون حذف دیگری، مهمترین مسأله است. اصلاحطلبان باید تأکید کنند که وحدت ملی یعنی بهرسمیت شناختن تنوع اجتماعی و سیاسی و نه یکدستسازی سیاسی.




