هزینههای بیمورد مراسم ترحیم را به «فرهنگ کتابگستری» اختصاص دهیم
- شناسه خبر: 56067
- تاریخ و زمان ارسال: 17 فروردین 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

محمدرضا مقدم
درآمد: از جمله افرادی که در مسیر فرهنگ کتابگستری فعالیت مجدانهای دارند باید از سیدمصطفی علوی نام برد. این نویسنده به تازگی چند ده جلد کتاب به ارزش 16-15 میلیون تومان به نهاد کتابخانههای عمومی کل استان اهدا نموده که بر همین اساس گفتوگوی کوتاهی را با وی تدارک دیدهایم که تقدیم حضور سبزتان میگردد.
n جناب علوی از این عمل خیری که انجام دادهاید، چه اهدافی را دنبال مینمایید؟
گفته شده اهدای کتاب، اهدای دانایی است، اهدای خرد و اندیشه است و تزریق شور و شوق و امید بر پیکر جامعه، تزریق نور است در تاریکی و این عمل خداپسندانه، از جهل و خرافه، خودپرستی، خود برتربینی، ظلم و ستم و دیگر آزاری جلوگیری مینماید و حدّ و حدود هر شخصی را برای او نمایان میسازد.
بسیاری از ناهنجاریهای جامعه را میتوان با ترویج کتاب و فرهنگ کتابخوانی به حداقل رساند. میتوان با این حرکت زیبا، از خشم و عصبانیت و نامرادیها و نامردمیها کاست. جامعهای که کتاب دغدغهاش نباشد، رشد نخواهد کرد و شکوفا نخواهد شد ولو زیر پای شهروندانش تویوتا، مزدا، سانتافه و امثالهم باشد و در کاخهای فرعونی مسکن گزیده باشند.
این جامعه، مُرده، خاموش و بیحرکت است و نمیتواند ایده و فکری مناسب تولید نماید. این همه خودخواهیها، زیادهطلبیها، فرو رفتن در دنیا، چشم و همچشمیها و خود علامهپنداریها حاصل بیمهری به حضرت کتاب و دوری از اوست، چرا که کمتر دیده شده فردی فرهنگی، کتابدوست، اندیشه ورز، به سمت و سوی اعتیاد و فساد و طلاق و جدال با والدین و قهر از خانه و امثالهم روی آورد. البته مسائل دیگری هم در این زخمها و ناهنجاریها دخیل هستند که در حوصله این نوشتار و در توان این قلم نیست و جامعهشناسان خُبره و کاربلد را میطلبد.
نیّت و هدف بنده از چنین حرکتی که دیرزمانی است دارم انجامش میدهم، پیوند و دوستی بیشتر مردم با کتاب و ترویج و فرهنگ کتابخوانی و کتابگستری است و در این راستا به لطف الهی قدمهایی برداشتهام که الحمدا… کارساز و کارگشا بودهاند.
n شما ایده خاصی برای ترویج کتاب گستری دارید؟
چرا که نه. همچنان که مستحضرید در جامعه ما اگر خدای ناکرده عزیزی از دست برود، تازه اول بدبختی و عزاست چرا که باید بر اثر فرهنگ رایج و غلط و چشم و همچشمیهایی که هست بساط ناهار و شام صدها نفر را تدارک دید و میلیونها تومان پول زبان بسته را تلف نمود. اهدای تاج گلهای سنگین و رنگین و پرهزینه، سنگ قبرهای آنچنانی، مداحیهای پر خرج و … که هیچ کدام سودی به حال فرد فوت شده ندارند و آداب و رسوم غلطی از این دست، فرا راه صاحب عزا هستند که معمولا راه گریزی از آنها ندارد. میدانیم که این آداب و رسوم بیشترش غیرشرعی و وارداتی هستند و مراجع و بزرگان ما آنها را قبول ندارند و در شرع مطهر اثری از آنها نیست. هر یک از این تاج گلها، هزینه دو ـ سه هفته زندگی خانوادههای مستمند است. میتوان با یک شاخه گل هم عرض ادب و تسلیت گفت اگر مقصود دیگری در سر نداریم!
n به نظر شما آیا بهتر نیست قدری واقعبینانهتر عمل نموده و خرج سنگین و غیرلازم چنین مراسمی را یا حذف نموده و یا صرف امور خیریه نماییم؟
اخیرا یکی از اقوام دور ما، بخشی از هزینه مراسم درگذشت و ترحیم مرحومه مادرشان را صرف تامین قسمتی از هزینههای سرسامآور چهار کودک سرطانی نمودند که خدا خیرشان دهد. آیا این عمل و امثال آن نیک و خداپسندانه است یا شام و ناهار دادن به صدها نفری که بعضا حتی یک فاتحه بدون الحمد هم نمیخوانند؟!
در حرکت زیبای دیگری، تنی چند از دوستانم، هزینه مراسم صباح مزار و سوم و پنجم و هفتم و چهلم را صرف خرید کتاب و اهدا به مراکز فرهنگی نمودند و قسمتی را هم به میهمانان و آشنایان خود تقدیم نمودند.
اکنون دختران دم بخت بسیاری هستند که لنگ تهیه جهیزیه مختصر خود میباشند. بیماران زیادی ـ بویژه سرطانی ـ هستند که به علت عدم تمکن مالی، قادر به خرید داروهای مورد نیاز خود نیستند. زندانیان جرائم غیر عمدی فراوانی داریم که در پشت میلههای زندان، چشمانتظار گشایش مالی برای پرداخت دیههای خود میباشند و دهها مورد دیگری که همگی بدان واقف و مستحضریم؛ پس چشمها را باید شُست و جور دیگر باید دید.
n کتابهایی که اخیرا اهدا نمودهاید در چه زمینه و موضوعاتی است؟
در دفعات پیشین، دهها جلد کتاب در زمینههای مورد نیاز جامعه به کتابخانههای عمومی استان تقدیم نمودم که در این راستا توسط سرکار خانم محمدبیگی مدیر کل محترم نهاد کتابخانههای عمومی استان چندین لوح تقدیر و سپاسنامه دریافت نمودم. اما این بار چون کتاب جدید بنده تحت عنوان «خورشید قزوین» از تنور چاپ بیرون آمده بود با مشورت دوستان همدل و همراه، بر آن شدیم که این کتاب را ترویج نماییم و خدمتی به میراث مذهبی/فرهنگی شهرمان نموده و موجبات رضایت و خشنودی آقا امام رضا(ع) را هم فراهم آوردیم، چرا که «خورشید قزوین» شناختنامه حضرت امامزاده حسین(ع) فرزند بلافصل سلطان خراسان، آقا امام رضا(ع) میباشد که ملقّب است به «شاهزاده حسین» که نگین شهر ما میباشد و بیش از 1200 سال است که بر سر مردم ولایتمدار و کهنشهر مینودری قزوین نور و کرامت و زندگانی میبخشد و از گرفتاران و دردمندان و بیماران، دستگیری و شفاگری مینماید.
جا دارد که از این اقدام تحسینبرانگیز و فرهنگگسترانه دوستان عزیزم تقدیر و تشکر مجددی داشته باشم.
چه خوب و لذت بخش است که شاهد باشیم از این پس در پایان مراسم ترحیم، هنگام خداحافظی میهمانان از آنها به جای غذا و میوه و … با بستههای فرهنگی و بویژه کتاب پذیرایی میشود و بدینوسیله ضمن راضی و خشنود نمودن ارواح رفتگان، شکوه فرهنگی خود را گسترش دهیم و این عمل بشکوه و عقلانی و خردپسندانه را به اصطلاح جا اندازیم.
بنده خودم تعصب خاصی بر روی نویسندگان استان و بویژه شهر قزوین دارم و معمولا به میهمانان و دوستانم از آثار این عزیزان هدیه میدهم و چه خوب است که ما گروه نویسندگان ـ بویژه آنانی که بر روی میراث مذهبی و فرهنگی تحقیق مینمایند ـ هوای همدیگر را داشته و در ترویج و معرفی آثار یکدیگر بکوشیم و داشتههای معنوی، فرهنگی خود را به همگان معرفی نموده و خلاصه هر طور شده کتاب را ترویج نماییم.
n ضمن تشکر از همراهی شما اگر صحبت خاصی هست بفرمایید.
در کلام و فراز آخر از سخنانم عرض مینمایم که چون تشکر از مخلوق، به نوعی تشکر از خالق است، بر خود فرض میدارم که از زحمات و راهنماییها و دستگیریهای مداوم استاد ذوفنون، دانشیمرد فروتن و شاعرآئینی فرزانه و پیشکسوت، جناب استاد سید مهرداد علوی سپاس ویژه داشته باشم.
از سایر گرامیدوستانِ فرهیخته و همراه، خانوادهام و همچنین مدیر محترم نشر مهرگان دانش، جناب مهندس مصطفی حامدیفرد و همکاران فرزانهاش سپاسمندم.








