هوش مصنوعی؛ دوستِ نابغه یا دشمن خاموش؟
- شناسه خبر: 74930
- تاریخ و زمان ارسال: 10 دی 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

سارا افشار
تا همین چند سال پیش، اگر صحبت از هوش مصنوعی میشد، ذهن خیلی از ما، به سمت رباتهای انساننما، فیلمهای علمی ـ تخیلی یا یک آیندهی دور و دست نیافتنی میرفت. اما امروزه، بدون آن که خودمان هم متوجهاش باشیم، هوش مصنوعی به مهمان همیشگی زندگی روزمره ما تبدیل شده است. مهمانی که نه در میزند و نه برای ورود اجازه میگیرد. بلکه آرام آرام وارد تلفنهای همراه، محل کار، مدرسه، بانک، بیمارستان و حتی روابط انسانی ما شده است!
شاید کمتر کسی به خاطر بیاورد که برای اولین بار، چه زمانی با هوش مصنوعی روبهرو شده نه تابلویی نصب شد و نه اعلام رسمیای صورت گرفت.
هوش مصنوعی کاملا آرام و بیسروصدا وارد زندگی ما شد! همانطور که در ابتدای گزارش ذکر شد، مثلا ابتدا در قالب پیشنهاد یک آهنگ، یا بعد در قالب اصلاح خودکار یک متن، یا مثلا در مسیریابی و پیدا کردن یک آدرس، و خرید اینترنتی و تشخیص چهره و … و امروزه فراتر از آن در تولید خبر، تصویر و حتی تحلیل؛ بزرگترین سوالی که اکنون به ذهن همهی ما خطور میکند، این است: اصلا «هوش مصنوعی چیست؟» هوش مصنوعی یعنی ساخت سیستمهایی که بتوانند کارهایی شبیه به تواناییهای ذهن انسان انجام دهند؛ کارهایی مانند یاد گرفتن، تحلیل کردن، تصمیم گرفتن و حتی پیشبینی آینده!
تفاوت اصلی هوش مصنوعی با ماشینهای قدیمی هم در این است که این سیستمها فقط مجری دستور نیستند، بلکه میتوانند از دادهها یاد بگیرند و خودشان را بهبود دهند.
به زبان سادهتر، وقتی یک برنامه بعد از مدتی استفاده میفهمد شما به چه نوع خبر، فیلم یا موسیقی علاقه دارید، یا وقتی یک نرمافزار میتواند از روی یک تصویر، بیماری را تشخیص دهد، ما با هوش مصنوعی روبهرو هستیم.
شاید برایتان جالب باشد که هوش مصنوعی از کجا شروع شد؟
ایدهی هوش مصنوعی برای اولین بار در دهه (1950) میلادی مطرح شد. زمانی که دانشمندان علوم کامپیوتر و ریاضیات به این فکر افتادند که آیا میتوان فرآیند تفکر انسان را شبیهسازی کرد؟
یکی از پیشگامان این حوزه، معتقد بود که ]اگر ماشینی بتواند در گفتوگو، خود را به جای انسان جا بزند، میتوان آن را هوشمند دانست.[ که دقیقا همین اتفاق افتاد!
درست است در دهههای بعد، هوش مصنوعی بارها و بارها با امید و ناامیدی همراه شد و محدودیت فناوری باعث شد این حوزه گاهی به حاشیه برود، اما با پیشرفت رایانهها و اینترنت و ذخیرهسازی دادهها، هوش مصنوعی دوباره جان تازهای گرفت. از اوایل دههی (2010) این فناوری وارد مرحلهای شد که بسیاری آن را نقطهی عطف تاریخ بشر میدانند!
هوش مصنوعی به طور خلاصه، مجموعهای از فناوریهاست که به ماشینها امکان میدهد رفتارهایی شبیه انسان داشته باشند، مثل یادگیری از تجربه، تحلیل دادها، تشخیص الگو و تصمیمگیری، تفاوت اصلی هوش مصنوعی با نرمافزارهای قدیمی در همین «یادگیری» است!
مثلا، یک ماشین حساب فقط دستور میگیرد، اما یک سیستم هوش مصنوعی میتواند بعد از بررسی هزاران داده، الگوها را تشخیص دهد و فراتر از آن، حتی پیشبینی کند. به همین خاطر است که این فناوری، روزبهروز هوشمندتر و تاثیرگذارتر میشود.
در واقع هوش مصنوعی امروزه بخش مهمی از زندگی روزمرهی مردم شده است.
مثلا در پزشکی به تشخیص فوری بیماریها کمک میکند. در آموزش، مسیر یادگیری دانشآموزان را شخصیسازی میکند. در واقع فضای مجازی تصمیم میگیرد چه چیزی را ببینیم.
یا چه چیزی را نبینیم و یا در اقتصاد و بانکداری، رفتار مالی افراد را تحلیل میکند و در جایی مانند رسانه، تولید محتوا میکند و حتی تیتر هم مینویسد! اینها تنها نمونههای کوچکی از نفوذ هوش مصنوعی در زندگی امروزهی ماست.
در این بین روانشناسان معتقدند تاثیر هوش مصنوعی فقط فنی یا اقتصادی نیست، بلکه به طور مستقیم با روان انسان در ارتباط است. یکی از نگرانیهای اصلی هم، کاهش روابط انسانی واقعی است!
وقتی انسانها بیشتر با ماشینها صحبت میکنند تا با همدیگر، ممکن است احساس تنهایی، انزوا و سردی روابط اجتماعی بیشتر از قبل افزایش پیدا کند!
مطمئنا شما هم واژهی «چت جیپیتی» یا به گوشتان خورده یا از آن استفاده میکنید.
در واقع چت جیپیتی، مثل یک دوست باهوش است که همیشه و هر زمان و در هر مکان حاضر است با شما حرف بزند، سوالهایتان را جواب دهد، داستان بسازد، یا حتی برای یادگیری هر مطلبی کمکتان کند ولی این دوست، همانطور که میدانید یک آدم نیست!
یک برنامهی کامپیوتری است که کلی متن و اطلاعات را در خود قرار داده تا بتواند حرف بزند و جواب بدهد. خیلی عامیانه اگر بخواهیم بگوییم: «هر چیزی که تایپ کنی را میفهمد و یک جواب مناسب و جالب میدهد».
قسمت جالب قضیه این است که بعضی از مردم به عنوان یک دوست یا اعضای خانواده با این نرمافزار برخورد میکنند و درد و دلهایی که با خانواده نمیشود بیان کرد را با چت جیپیتی انجام میدهند! و جالبتر آن که به حرفهایش اعتماد میکنند و در زندگی روزمرهشان از آن بهره میگیرند.
اگر از نگاه جامعهشناسان هم بخواهیم به این قضیه نگاهی کوتاه کنیم، هوش مصنوعی میتواند ساختار جامعه را به طور بنیادین تغییر دهد. یکی از مهمترین پیامدهایش هم، تغییر مفهوم کار و شغل است. در واقع با حذف برخی مشاغل و ایجاد شغلهای جدید، ممکن است نابرابری اجتماعی زیاد شود. به ویژه بین افرادی که مهارتهای دیجیتال دارند و کسانی که ندارند!
هوش مصنوعی در کنار جالب بودن و حس خوبی که به مردم داده است و نمیتوان آن را انکار کرد، این آسیبها و نگرانیهای احتمالیای را هم به دنبال دارد. پس همانطور که در بالا اشاره کردیم یکی از جدیدترین این نگرانیها، جایگزینی نیروی انسانی با ماشینهاست! بسیاری از مشاغل ساده و حتی تخصصی، یا در معرض حذف یا تغییر اساسی قرار گرفتهاند که همین قضیه میتواند منجر به بیکاری آدمها و مشکلات اقتصادی شود.
معضل دیگر میتواند تهدید حریم خصوصی افراد باشد. هوش مصنوعی برای اینکه بتواند عملکرد بهتری داشته باشد، باید دادههای گسترهای در اختیار داشته باشد. همین موضوع، میتواند به سوءاستفاده از اطلاعات شخصی، نظارت گسترده و نقض حریم خصوصی مردم منجر شود! و البته انتشار نادرست اطلاعات را هم در پی خواهد داشت.
تولید سریع و انبوه متن، تصویر و ویدئو توسط هوش مصنوعی، خطر گسترش اخبار جعلی و گمراه کننده را افزایش داده. و مسئلهای تهدید کننده برای اعتماد عمومی و امنیت اجتماعی است! اینکه هوش مصنوعی توانسته کارهای سخت و تکراری را از دوش انسانها بردارد و فرصت بیشتری را برای خلاقیت و نوآوری فراهم کند، از مزایای وجود آن به شمار میرود و اینکه گسترش سریع و کنترل نشدهی آن میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد، از معایب آن است.
کارشناسان معتقدند که جامعه هنوز آمادگی فرهنگی، قانونی و اخلاقی لازم برای مواجهه با هوش مصنوعی را ندارد.
متاسفانه امروزه، مردم با اعتماد بیش از حد به هوش مصنوعی، باعث تضعیف مهارت انسانی خود، مثل تفکر انتقادی، تحلیل مستقل مسائل و مسئولیتپذیری شدهاند!
هر آنچه را که میخواهند به جای عمیق فکر کردن دربارهاش به هوش مصنوعی میسپارند و هر چه را که باید کلی برایش زحمت بکشند را به عهده ماشینها میگذارند و …!
و باز هم نظر متخصصان در این مورد، توقف پیشرفت هوش مصنوعی نیست، بلکه مدیریت و هدایت صحیح آن است!
آموزش عمومی، افزایش آگاهی مردم، تدوین قوانین شفاف و نظارت اخلاقی میتواند از شدت آسیبهای احتمالی آن بکاهد!
و در پایان باید بگوییم که هوش مصنوعی همان اندازه که میتواند زندگی انسان را آسانتر کند، همان اندازه قادر است چالشهای تازهای هم ایجاد کند. چالشهایی که البته قابل مدیریت است و باعث میشود از هوش مصنوعی نترسیم و هراس نداشته باشیم!
آیندهای که در آن هوش مصنوعی به خدمت انسان در بیاید نه حاکم بر او شود!
آیندهای که باید از امروز برایش برنامهریزی کرد؛ اینکه هوش مصنوعی تا کجا میخواهد پیش برود، دغدغهی عجیبی نیست، اینکه چطور بتوانیم آن را مهار کنیم تا از مزایایش بیشتر بهره ببریم تا معایبش جای تفکر و تامل دارد.








