نکبت؛ زخمی که هر سال سر باز میکند
- شناسه خبر: 82862
- تاریخ و زمان ارسال: 27 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

از روستاهای محوشده تا نسلهای خیمهنشین؛ روایتی از ۷۸ سال اشغال و آوارگی و درد بیدرمان فلسطین!
حیدر ولیزاده
۱۵ می ۱۹۴۸ برای جهان تاریخی دوگانه دارد؛ روزی که رژیم صهیونیستی تولد خود را جشن میگیرد و روزی که فلسطینیان آن را «نکبت» (فاجعه) مینامند. در چنین روزی، صدها هزار فلسطینی با دیدن ورود نیروهای صهیونیستی به روستاها و شهرهایشان، خانههای خود را به امید بازگشتی زودهنگام ترک کردند؛ بازگشتی که هرگز رخ نداد. امسال نیز درحالی نکبت وارد هفتاد و هشتمین سال خود میشود که بیش از نیمی از فلسطینیان جهان در آوارگی به سر میبرند و حق بازگشت آنها نه تنها محقق نشده، بلکه با گسترش شهرکهای غیرقانونی و دیوار حایل، به طعنهای تلخ تبدیل شده است.
در این مجال، مرور میکنیم که نکبت چگونه رخ داد؛ چه ابعاد انسانی و جغرافیایی داشت؛ و چرا یادآوری هرساله آن نه تنها برای مردم فلسطین بلکه همه جهانیان از اهمیت برخوردار است؟
بخش اول:
پیشزمینه؛ از قطعنامه ۱۸۱ تا اعلام موجودیت اسرائیل
در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ۱۸۱ را تصویب کرد که طی آن فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا به دو دولت یهودی و عربی تقسیم میشد. جمعیت یهودی علیرغم مهاجرتهایی که از سرزمینهای دیگر به فلسطین صورت پذیرفته بود در آن زمان کمتر از یکسوم کل جمعیت فلسطین را تشکیل میداد (و تنها ۶ درصد زمینها را در مالکیت داشت)، ۵۶ درصد از خاک را دریافت کرد. اعراب فلسطین و کشورهای عربی این تقسیم را محکوم و آن را ناقض حقوق طبیعی اکثریت ساکنان دانستند.
تنشها به سرعت به درگیری مسلحانه کشیده شد. اما نقطه عطف، روز ۱۴ می ۱۹۴۸ بود: داوید بنگوریون در موزه هنر تلآویو استقلال اسرائیل را اعلام کرد و فردای آن روز، ارتشهای پنج کشور عربی وارد صحنه شدند. در همان روزهای نخست، سازمانهای شبهنظامی صهیونیست مانند «هگانا»، «ارگون» و «شترن» عملیاتهای گستردهای را برای تخریب روستاهای عربی و بیرون راندن ساکنان آنها آغاز کردند. عملیات «دالت» که در آوریل ۱۹۴۸ کلید خورد، نقشه پاکسازی قومی منظمی را اجرا میکرد.
بخش دوم:
جغرافیای نابودی؛ روستاهایی که دیگر نیستند
پژوهشگران فلسطینی و اسرائیلی (از جمله مورخانی مانند ایلان پاپه و بنی موریس) مستند کردهاند که بین دسامبر ۱۹۴۷ تا اوایل۱۹۵۰، بیش از ۵۳۰ روستای فلسطین به طور کامل تخریب یا از جمعیت خالی شد. مراکز شهری مهمی مانند یافا، حیفا، صفد، بئرشبع و طبریه نیز به تصرف درآمدند. به جای این روستاها و محلهها، شهرکهای یهودینشین ساخته شد یا جنگلهای صنعتی روی خرابهها کاشته شد تا رد فاجعه پاک شود.
نام روستاهایی مانند «دیر یاسین» (محل یکی از بدنامترین کشتارها با بیش از 2۰۰ غیرنظامی)، «الطنطوره»، «قبیه»، «صفوریه» و «لوبیا» امروزه فقط در نقشههای قدیمی و حافظه شفاهی نسل اول آوارگان یافت میشود.
بخش سوم:
آوارگی نسلی؛ اعداد و ارقامی که فراموش نمیشوند
بر اساس آمار آژانس امدادرسانی و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (آنروا)، در جریان نکبت حدود ۷۵۰ هزار فلسطینی از خانه و کاشانه خود رانده شدند. این تعداد امروز پس از هفت دهه رشد طبیعی جمعیت، به بیش از ۵.۹ میلیون آواره ثبتشده (در اردوگاههای کرانه باختری، نوار غزه، اردن، لبنان و سوریه) رسیده است.
از نکبت تاکنون، سازمان ملل هر سال قطعنامه ۱۹۴ مجمع عمومی را تأیید میکند که حق بازگشت یا جبران خسارت آوارگان را به رسمیت میشمارد. اما رژیم صهیونیستی این حق را به طور کامل رد میکند و استدلال میآورد که بازگشت فلسطینیان به معنای نابودی هویت یهودی اسرائیل است.
بخش چهارم:
شهادتهای فردی و اسناد بازمانده؛ صدای نسل اول نکبت
در میان حجم انبوه آمار، گاهی یک شهادت شخصی بیش از هر عددی حقیقت را فریاد میزند. سازمان غیردولتی «زاکروت» که به مستندسازی نکبت از زبان شاهدان میپردازد، دهها روایت ضبط کرده است: «فاطمه» ۹۲ ساله که در ۱۴ سالگی از روستای «الزعبادیه» گریخت، هنوز جای درخت انجیر حیاط خانهشان را در خاطره دارد. «محمد» ۸۸ ساله که امروز در اردوگاه یرموک دمشق زندگی میکند، هنوز بوی باروت شب ۱۴ می ۱۹۴۸ را به یاد میآورد.
علاوه بر شهادتهای شفاهی، اسناد آرشیوی تازهای نیز در سالهای اخیر فاش شده است. آرشیو ارتش اسرائیل که تا دهه ۱۹۸۰ مهرِ «محرمانه» خورده بود، نشان میدهد که فرماندهانی مانند اسحاق رابین (بعدها نخستوزیر اسرائیل) دستور اخراج ساکنان شهر «اللد» و «الرمله» را مستقیما صادر کردهاند. همچنین «کتابچه عملیات دالت» که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، جزئیات تخریب سیستماتیک زیرساختهای روستاها را فاش میکند: از مسموم کردن چاههای آب تا انفجار مساجد. این اسناد، روایت «جنگ ناخواسته» را که رژیم صهیونیستی سالها ترویج میکرد، به چالش میکشد.
بخش پنجم:
نکبت مستمر؛ سیاستی که تمامی ندارد
فلسطینیان از اصطلاح «نکبت مستمر» برای توصیف شرایطی استفاده میکنند که تا امروز ادامه دارد.
ـ توسعه شهرکها: بیش از ۷۰۰ هزار شهرکنشین اسرائیلی اکنون در کرانه باختری (از جمله بیتالمقدس شرقی) ساکن هستند. هر سال دهها خانه فلسطینی به بهانه «ساختوساز غیرمجاز» تخریب میشود.
ـ دیوار حایل: از سال ۲۰۰۲، رژیم صهیونیستی دیواری به طول بیش از ۷۰۰ کیلومتر در کرانه باختری (اغلب داخل خاک فلسطین) کشیده که روستاها را از زمینهای کشاورزی جدا میکند.
ـ محدودیتهای آوارگان: آوارگان فلسطینی در لبنان از داشتن حق کار در بیش از ۲۰ شغل منع هستند. در سوریه و عراق نیز پس از جنگهای داخلی وضعیت آنها شکنندهتر شده است.
ـ بحران غزه: نوار غزه که خود بخشی از پناهندگان نکبت را در خود جای داده، از سال ۲۰۰۷ تحت محاصره زمینی، دریایی و هوایی اسرائیل است. ۸۰ درصد جمعیت ۲.۳ میلیونی آن به کمکهای بشردوستانه وابسته هستند. از آغاز جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نیز مجموع شهدا به ۷۲ هزار و ۷۳۶ نفر و تعداد مجروحان نیز به ۱۷۲ هزار و ۵۳۵ نفر رسیده است.
بخش ششم:
حافظه نکبت در ستیز با قانون فراموشی
رژیم صهیونیستی از سال ۲۰۱۱ با تصویب «قانون نکبت» تلاش کرده است که مدارس و نهادهای عمومی را از بزرگداشت این روز منع کند. بر اساس این قانون، نهادهایی که مراسم یادمان ۱۵ می را برگزار کنند، از بودجه دولتی محروم میشوند. هدف اصلی این قانون، جلوگیری از هرگونه یادآوری و بزرگداشت «روز نکبت» توسط شهروندان فلسطینی ساکن در اراضی اشغالی و جلوگیری از انکار روایت صهیونیستی از تاسیس این رژیم است. با این وجود، هر سال فلسطینیان داخل سرزمینهای اشغالی و در سراسر جهان دست به راهپیمایی، برپایی چادرهای نمادین، و به اشتراک گذاشتن کلیدهای قدیمی خانههای اجدادی خود میزنند.
در سالهای اخیر، نسل جدید فلسطینی (به ویژه در شبکههای اجتماعی) روایت نکبت را از حالت عزاداری صِرف به روایت مقاومت و اصرار بر عدالت تغییر داده است. هشتگهایی مانند Nakba75 و Return March هر سال میلیونها تعامل ایجاد میکنند.
نتیجهگیری:
نکبت، پایان یک رویا یا شروع یک حقیقت؟
هفتاد و هشت سال از آن روزها میگذرد، اما معمای فلسطین حل نشده باقی مانده است. نکبت تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه سازوکاری است که اگر جامعه بینالمللی به آن به عنوان یک «اشغال و پاکسازی قومی اثباتشده» نگاه نکند، باز هم تکرار خواهد شد. حق بازگشت نه یک شعار عاطفی، که یک حق طبیعی و قانونی مصوب در منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
جامعه جهانی در این هفت دهه بارها شاهد مداخلات ناقص بوده است: از طرحهای تقسیم مجدد تا کمکهای بشردوستانه بدون راهکار سیاسی. اما نکبت همچنان بازتولید میشود، زیرا ریشه آن در انکار هویت و مالکیت فلسطینیان بر سرزمین اجدادیشان است. در غیاب مکانیسم بینالمللی برای شناسایی حق فلسطینیها و تعهد بر پاکسازی اراضی اشغالی از وجود صهیونیستها، زخم نکبت هر سال با بمباران غزه، تخریب خانههای بیتالمقدس شرقی و اخراج دامداران از دره اردن تازهتر میشود.
۱۵ می هر سال یادآور این حقیقت تلخ خواهد بود: نکبت تمام نمیشود مگر با پذیرش حقیقت. شاید نخستین گام آن باشد که رسانهها، روشنفکران و نهادهای حقوق بشر به جای عبارت خنثی «جنگ ۱۹۴۸»، از «پاکسازی قومی برنامهریزیشده» سخن بگویند. حقیقت، هرچند دیر، قدرت التیام دارد؛ اما تا آن زمان، کلیدهای زنگزده بر درهای ویرانشده خواهند ماند.













