نقد فیلم «کیک محبوب من»
- شناسه خبر: 46999
- تاریخ و زمان ارسال: 21 آبان 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

پرستو عبدالهیان ( مهاجر)
فیلم «کیک محبوب من» به کارگردانی و نویسندگی مریم مقدم و بهتاش صناعیها و بازی درخشانِ لیلی فرهادپور و اسماعیل محرابی ساخته شده است. میتوان گفت که فیلمنامه با نگاهی اگزیستانسیالیستی به وضعیت زندگی کنونی شخصیت اصلی فیلم یعنی «مهین» که زنی هفتاد ساله است پرداخته و نگاهی به مساله احساس تنهایی و بیمعنا بودن زندگی روزمره و فاقد عشق انداخته است. او در جستجوی یار و همدمی است تا از این وضعیت بغرنج که بسیاری از مردمان بخصوص سالمندان گرفتار آن هستند بیرون بیاید. در واقع تلاش او و همینطور بازیگر مکمل مقابلش در این فیلم، معنابخشی بر این بیهودگی است.
کیک محبوب من، فیلمی به زبان ساده و به دور از پیچیدگیهای بیانی و مفهومی است. رنج تنهایی و دشواریهای دوران سالخوردگی او را وامیدارد تا در برونرفت از این تنگناها دست به کار شود و ادیسهوار میکوشد تا همدمی برگزیند و ادامه این راه دشوار زندگانی را دوش به دوش او طی کند. در سکانسی او با برگزاری میهمانی میکوشد تا از انزوای فراگیرش حتی برای ساعتی محدود خارج شود؛ حتی دوستان او هم به نوعی میخواهند تنهایی خود را پر کنند و به نوعی کمکحال مهین شخصیت اصلی فیلم باشند؛ هرکدام از شخصیتها در میهمانی از آرزوهای خود که داشتن همدم مناسب است صحبت میکنند و مهین با وجود دوستانش در منزل خود احساس آرامش و شادمانی میکند. دیالوگهای این فیلم بسیار ساده است اما نکتههای مهمی در آن وجود دارد؛ شخصیتها سعی داشتند خیلی طبیعی نقش خود را ایفا کنند؛ فضای فیلم پیچیدگی مبهمی ندارد؛ حتی ما در جایی شاهد آن هستیم که مهین با چیدن سبزی نعنا؛ نوعی عطر و تازگی را به فضای داستان میبخشد و حتی بارش باران در آن شب، نوعی عشق به جوانی را زنده میکند؛ در بخشهایی از فیلم ما شاهد آن هستیم که دیالوگها بسیار رسمی هستند و گویا شخصیتها از همدیگر خجالت میکشند. فیلم تمام سعی خود را کرده که همه چیز به صورت واقعی جلوه پیدا کند. در بخشهای دیگر این فیلم، موسیقیهای قدیمی از جمله موسیقی فریدون فرخزاد پخش میشود که در جایجای فیلم حس نوستالژیک را تقویت کرده و بهتر به مخاطب کمک میکند تا با فضای فیلم ارتباط بیشتری بگیرد. به طوری که مخاطب بتواند با شخصیتهای فیلم احساس نزدیکی بیشتری داشته باشد. فضاهای این فیلم طوری طراحی شده که انسان را یاد خانههای قدیمی، حیاط قدیمی، کوچههای خلوت میاندازد و به نوعی باورپذیری و حقیقت را تداعی میکند. حتی اگر به چهره دقیق خود مهین دقت کنیم متوجه خواهیم شد؛ از اول تا آخر فیلم غم و غصه و رنج و ناراحتی در صورت او نقش بسته است و مخاطب به راحتی میتواند با شخصیت اصلی او ارتباط بگیرد. موضوع و پیام اصلی این فیلم نشان میدهد که انسان در هر شرایطی به همدم نیاز دارد؛ و باید خود انسان در جستجوی هویت خود باشد؛ عشق میتواند تجربهای باشد و در تجربههای تلخ و شیرین به کار گرفته شود. فرامرز شخصیت دوم داستان سعی داشته نوعی امید به زندگی را در چهره خود نمایان کند؛ مخاطب به راحتی متوجه میشود که او دوست دارد زندگی کند؛ اما از مردن در تنهایی میترسد؛ او تجربه تلخی در زندگی مشترک قبلی خود داشته است؛ ولی این بار میخواهد نشان دهد که زندگی را دوست دارد و به آن عشق میورزد و تمام تلاش او این است که بر ترسهایش غلبه کند.
در واقع طرح اصلی فیلمنامه این بوده که عشق و عشق ورزیدن در تمام سنین حتی پیری وجود دارد و این عشق نباید بمیرد؛ انسانها در زمان پیری باید با همنوعان خود ارتباط برقرار کنند و زندگی تازه و نویی در کنار هم داشته باشند. این موارد تنها نکات ارزشمندی هستند که باعث شد فیلم به این زیبایی به تصویر کشیده شود. اما در آخر نمایش فیلم، تلاشهای مهین بینتیجه میماند و او در آن خانه قدیمی خود همچنان تنها، بیمونس و همدم به حال خود رها میشود، گویی هرگز نمیتوان از چنبره تنهایی نجات پیدا کرد! اما دلخوشیهای محدود زندگی در کنار خاطرات خوش گذشته تنها میراث برجای مانده زندگی اوست.
* لازم به ذکر است فیلم «کیک محبوب من» موفق به اخذ مجوز پخش نشد و به همین دلیل در فضای مجازی و به طور غیررسمی پخش شد.



