نسل پسران بدون خشونت بسازیم
- شناسه خبر: 69023
- تاریخ و زمان ارسال: 23 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
ما همیشه درباره مردان خشونتگر حرف زدهایم؛ اما کمتر درباره اینکه چگونه مردان غیرخشونتگر بسازیم، صحبت کردهایم. نتیجه؟ نسلهایی از پسرانی که احساساتشان سرکوب شده، رقابتپذیر و حقطلب بار آمدهاند و وقتی خواستههایشان رد شود، به خشونت روی میآورند.
این یک مشکل فردی نیست؛ بحران سیستماتیک اجتماعی، آموزشی و رسانهای است که باید از ریشه اصلاح شود. اگر نمیخواهیم قربانیان بعدی بسازیم، باید از سنین پایین و در لایههای مختلف جامعه وارد عمل شویم. منابع بینالمللی و مطالعات نشان میدهند پیشگیری ممکن است، اما نیازمند سیاستگذاری، بودجه و اراده سیاسی است.
1ـ رفتار والدین؛ مدرسه اول مردانگی
پسرها ابتدا پدران و مردان خانواده را میبینند؛ وقتی پدران عواطف خود را پنهان میکنند، خشم تنها خروجی یاد گرفته میشود و زنان بهعنوان مسئول آرامش خانواده دیده میشوند. راهکار: آموزش والدین برای ابراز احساسات، مشارکت در کارهای خانه و الگوی همدلی. مطالعات نشان میدهد پیوند قوی پدر-فرزند خطر خشونت را کاهش میدهد.
2ـ آموزش مهارتهای اجتماعی و عاطفی در مدرسه
مهارتهای زندگی، تنظیم هیجان، حل تعارض و روابط سالم باید از پیشدبستانی تا متوسطه آموزش داده شود. محتوای آموزشی باید تمرینمحور و ارزیابیشدنی باشد. CDC و WHO بر آموزش، درگیر کردن خانواده و توانمندسازی همسالان برای مداخله تاکید دارند.
3ـ بازتعریف مردانگی
تجربه جهانی نشان میدهد برنامههایی که مردان و پسران را به چالش کشیدن هنجارهای سلطهجویانه تشویق میکنند، موثرند؛ این برنامهها مردان را همپای زنان در پیشگیری قرار میدهند و تاکید میکنند مردان میتوانند مراقب، آسیبپذیر و شریک برابر باشند. این برنامهها باید در مدارس، مساجد، باشگاهها و محلهای کار اجرا شوند.
4ـ رسانه و فضای دیجیتال
الگوریتمها غالباً نسخههای ناسالم مردانگی را به نوجوانان تحمیل میکنند. خانوادهها و نظام آموزشی باید مهارت «خوانش رسانهای» به پسران یاد دهند و با سیاستهای محلی محتوای مخاطرهآمیز مدیریت شود. قرار گرفتن مداوم در معرض الگوهای مردسالارانه دیجیتال پیامدهای روانی و رفتاری دارد و مقابله با آن ضروری است.
5ـ سیاستگذاری و سرمایهگذاری
قوانین و لایحهها لازماند، اما کافی نیستند. بودجه مشخص برای آموزش والدین، مراکز مشاوره و پژوهش باید اختصاص یابد. حمایت اقتصادی از خانوادهها و خدمات روانی رایگان همراه با آموزش، آسیبها را کاهش میدهد. تعامل بینبخشی (آموزش، بهداشت، رفاه و دادگستری) ضروری است.
6ـ تقویت نقش مردان مدافع و آموزش همسالان
استفاده از مردان الگو (معلمان، ورزشکاران، روحانیون) که علناً از خشونت و مالکیتپنداری دفاع نمیکنند، اثربخش است. برنامههای «همسالان مداخلهگر» باید در دانشگاهها و مدارس گسترش یابند تا جوانان در مقابل توهین یا خشونت واکنش مناسب نشان دهند.
7ـ پیگیری و سنجش اثرگذاری
هر برنامهای بدون سیستم سنجش، شبیه نسخه تبلیغاتی است. شاخصهای واضح شامل کاهش موارد خشونت، افزایش گزارشگری حمایتی، تغییر نگرشها نسبت به مالکیت زنان و ارتقای مهارتهای هیجانی پسران باید تعریف و دادهها منتشر شوند.
برای ریشهکن کردن خشونت علیه زنان، نباید صرفاً زنان را محافظت کنیم؛ باید مردان و پسران را طوری پرورش دهیم که اساساً انگیزه سلطه و مالکیت نداشته باشند. این کار هزینهبر، زمانبر و نیازمند اراده سیاسی است، اما اگر کوتاهی کنیم، قیمتش را با جان و کرامت زنان خواهیم پرداخت.
سیاستها، مدارس، رسانهها و خانوادهها ـ همه باید همصدا عمل کنند. با برنامه علمی و بودجه واقعی میتوان مردان آینده را از نسلی ساخت که احترام، همدلی و مسئولیتپذیری را ترویج کنند، نه سلطه و خشونت.


