نان 150 هزار تومانی و افتخار به وطنفروشی!
- شناسه خبر: 85957
- تاریخ و زمان ارسال: 31 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
وحید حاجسعیدی
شهر در سکوت فرو رفته است. اینجا خبری از صدای پدافند و غرش هواپیما نیست، ولی نگرانی خاصی زیر پوست میدود. صف نانوایی آزاد چندان شلوغ نیست. مردی که موهای ژولیدهای دارد در سطل زباله به دنبال قوتی لاموت است. همه در حال و هوای خودشان هستند که شاطر با یک نان روغنی که کنجد بیشتری روی آن پاشیده شده بیرون میآید و میگوید: نان روغنی ۱۵۰ هزار تومانی دیده بودین؟! نان را تحویل راننده اسنپ میدهد و به داخل نانوایی برمیگردد.
وقتی نوبتم شد ماجرای نان ۱۵۰ هزار تومانی را از شاطر پرسیدم. گفت: سالاری که دیشب به ییلاق تشریف برده بودند، امروز صبح هوس نان روغنی داغ نمودهاند که با محاسبه کرایه اسنپ تا ییلاق، این نان روغنی برای این بزرگوار ۱۵۰ هزار تومان آب میخورد!
توزیع نامتقارن ثروت در همه کشورهای دنیا دیده میشود و نابرابری در توزیع ثروت یک مشکل تقریباً بزرگ در تمام نقاط جهان است. تا جایی که در حدود نیمی از جمعیت جهان، تنها ۱ درصد از کل ثروت جهانی را در اختیار دارند و 75 درصد ثروت جهان در اختیار 10درصد افراد است! فلذا اینکه یک نفر برای یافتن تکهای نان تا کمر در سطل آشغال فرو میرود و در همان شهر یک پولدار معمولی، در بحبوحه جنگ 12 روزه برای خرید یک قرص نان بیست هزار تومانی، ۱۵۰ هزار تومان میپردازد پدیده غریبی نیست و اساساً خاکریزهای جنگ فقر و غنا در همه کشورهای دنیا به انحاء مختلف رصد میشوند.
اما آنباکسینگ و رونمایی از شگفتی ماجرا آنجاست، سالاری که در همین ساختار و حکومت، به برکت نبود نظارت اساسی، گل و گشاد بودن دروازههای اقتصاد، یارانه نه چندان پنهان، نپرداختن مالیات و یا سواری بر امواج تورم و نقدینگی (حالا دزدی، اختلاس، احتکار، ارتشاء، سفتهبازی و سایر پدرسوخته بازیهای رایج بماند) به نان و نوایی پرملات و خشخاشی رسیده است که میتواند در اوج حملات دشمن، جهت غنیسازی بساط عیش و نوش در یک مکان دنج و خلوت، یک قرص نان را ۱۵۰ هزار تومان بخرد، امروز منتظر سرگونی رژیم است و از مورد حمله قرار گرفتن کشورش توسط یک رژیم کودککش، چنان احساس خرسندی و شعف میکند که گویی لاتاری آمریکا را برنده شده است!
آنها که در این سالهای متلاطم اقتصادی برای دهکهای پائین، اما درخشان برای دهکهای بالا، مستقیم از حمایتهای یارانهای دولت و غیرمستقیم از باگهای اقتصادی و غیراقتصادی حکومتداری، برای خود زندگی آنچنانی ساختند، امروز در برابر این ساختار که دار و ندارشان را مدیونش هستند، گارد اپوزیسیون گرفتهاند و منتظر توسعه جنگ و فروپاشی حکومت هستند. جالبتر اینکه این جماعت میان مایه و کژاندیش، به اصلاحات و مرمت و وصله پینه رژیم و حاکمیت نیز قانع نیستند و خواستار براندازی رژیم هستند!
همانهایی که از قضا درآمدشان نجومی و در مواقعی کهکشانی است؛ خودروی خارجی روز سوار میشوند؛ لباسهای مارک و برند میپوشند؛ موسیقی آنور آبی گوش میدهند؛ مراسم عروسیشان آنچنانی است و مراسم عزایشان هم بیشتر شبیه جشنواره گل و یا جشنواره غذاست، سبک معماریهای خانههایشان منطبق با سبکهای مرسوم در اروپا و آمریکا است؛ مالیات پرداخت نمیکنند و اگر هم پرداخت کنند مبلغ به قدری ناچیز است که در مواقعی با همان کارت یارانه قابل پرداخت است و در سایر موارد حتی نیازی به رصد موجودی نیست؛ اراجیف رسانههای نولیبرال از قبیل فیلم و سریال و کانالهای خبری را در حکم شاه میدانند؛ سفرهای داخلی و خارجیشان به راه است؛ زنانشان خوشبوتر و خوشگلتر از دیگر بانوان جامعه بدون حجاب در انظار ظاهر میشوند و به همین مقدار هم راضی نیستند؛ برای سگشان جشن تولد میگیرند؛ پارتیها و لهو و لعبشان برقرار است و همانهایی که از شهادت سرداران و دانشمندان کشورشان شادمان میشوند ولی بعد از کشته شدن چند شهروند فرانسوی با چاقو توسط داعش، در مقابل سفارت پاریس شمع روشن میکنند و خیلی باکلاس سوگواری میکنند!
اینها همان جماعتی هستند که تحت هر شرایطی در حال دهنکجی کردن به تمام دستاوردهای ملی و تمسخر سرداران و دانشمندان و شهدای مدافع امنیت و اقتدار کشور و هورا کشیدن برای دشمنان و ایرانستیزان مستقر در واشنگتن و تلآویو و ریاض و دیگر نواحی عالم هستند، و اساساً توسعه و پیشرفت در کشور برایشان پشیزی ارزش ندارد!
وطنفروش، هموطننما، شبه هموطن یا هر اسم دیگری که بر این جماعت بنهیم، نمیتوان از چسباندن کلمه نمکنشناس، تنگ اسم این جماعت به راحتی گذشت.
به راستی مدینه فاضلهای که اینها برای خود ترسیم کردهاند، چه شاخصههایی دارد؟ حکمرانان مدنظر این جماعت کیانند و از کدام صور فلکی بر زمین نزول اجلال خواهند کرد؟ جایگاه مالیات و بایستههای اقتصاد در حکومت منتظران سرگونی رژیم کجاست؟ میزان گل و گشادی اقتصاد در دولت متصوره اینان، چقدر است؟ اساساً قانون و قانونمداری جزو مولفههای حکومت خیالی این دوستان هست یا نه؟
هر چند هیچ عقل سلیمی منکر کم و کاستیهای موجود در جامعه نیست. جامعهای درآمد معلمش ۲۰۰ دلار در ماه است ولی ورزشکارش در سال بیش از ۱۰۰ میلیارد درآمد دارد، قطعاً جامعهای مشکلدار است. وقتی شیخ در منبر «اوصیکم بتقویا… و نفسی» میخواند ولی پسر و عروسش، از قانون تخطی میکنند، یک جای کار میلنگد.
وقتی میزان مالیات فردی که ۱۰۰۰ واحد مسکونی دارد برای هر مسکن با میزان مالیات کسی که ۶ واحد دارد برابر است، یعنی قانون خلاء دارد. وقتی دولت در تدوین قوانین اقتصادی با ضعفا احساس راحتی میکند ولی به شدت با اغنیاء و 4 درصدیها رودبایستی دارد، داستان بودار است!
وقتی سیمکارت سفید به عدهای خاص تعلق میگیرد و بقیه با فیلترشکن! یعنی دستهایی پشت پرده است. وقتی قیمت سیم شارژر گوشی اپل در ۱۴۰۴ با قیمت یک دستگاه موتورسیکلت در ۱۳۹۴ برابر میشود، یعنی کمیت اقتصاد لنگ میزند و صدها و هزاران مورد از این دست …
اما سوال اینجاست چرا با وجود فشار عینی و عملی بر قشر ضعیف و آسیبپذیر، طبقه مرفه و بیدرد جامعه در تقابل جدی با نظام بر آمده و خواستار براندازی آن هستند؟
طرفه اینجاست که بسیاری از این جماعت مدعی هستند ما دلمان برای قشر ضعیف جامعه میسوزد! ظاهراً اینان فراموش کردهاند که خانه باغها و پنتهاوسهای چند صد میلیاردیشان را با رانتهای پنهان دولت و بیثباتی اقتصاد و موجسواری روی تورم بر گُرده همین فقیر بیچارهها ساختهاند و با یارانه چند هزار میلیاردی بنزین همین جماعت عصرها در جردن و تجریش و … دور دور میکنند!
راستی کدامشان حاضر شدند اندکی از مبلغ اجاره را در ایامی مانند جنگ و کرونا بکاهند. در این ایام هم باز همان مردم عادی هوای همدیگر را داشتند.
به نظر میرسد امروز تنها دغدغه اصلی این جماعت نبود پمپ بنزین غیرانتفاعی و VIP در کشور ویژه ماشینهای میلیاردی است که آنها مجبور نشوند چند دقیقهای در صف بنزین در کنار خودروهای ملی یا به قول برخی از حضرات، ارابهها و گاریهای مرگ معطل شوند وگرنه خدا را شکر درمانگاه و پانسیون سگ و گربه، پتشاپ و داروخانه حیوانات، رستورانهای مجلل، منوی سیاه، بستنی با روکش طلا، آسمانخراشهای لاکچری، مگا مالهایی که قبلهگاه معروفترین و لاکچریترین برندهای جهانی هستند، باستی هیلزها و … به وفور یافت میشوند!
آنچه در بالا گفته شد به این معنا نیست که تمام اغنیاء جامعه با وجود دارا بودن امکانات فراوان، مخالف حکومت و تمام فقرا با همه کاستیها وفادار به نظام هستند که اگر چنین تصور کنیم، اساساً خشت اول را کج نهادهایم.
بیمهری به ستمدیدگان که در همه بلایای طبیعی و غیرطبیعی و سیاسی و اقتصادی پای نظام و کشور ایستادند، عین بیعدالتی است ولی نواختن بیش از حد اغنیاء، شگفتی نیست که وحشتناک است.
چرا که افراد مرفه و بیدرد دچار نوعی توهم و خیال میشوند که چون دارای ثروت و مکنت و جاه و جلال هستند، از دیگران برترند و به مدد همین برتری خیالی اعمال و رفتاری از آنان سر میزند که مغایر با مکارم اخلاقی و شئون اخلاقی و ملی است.
یادمان باشد اختلاف طبقاتی را نمیتوان از میان برداشت ولی نباید از حدی فراتر رود که برخی از همه مواهب زندگی برخوردار شوند و در بزنگاههایی چون جنگ 12 روزه و رمضان لگد بزنند و وطنفروشی کنند و افرادی کاملا بیبهره، روز به روز فقیرتر و بیچارهتر شوند و با حسرت به زندگی آنان بنگرند و در بزنگاهها هم بیشتر از بقیه تاوان پس دهند! به هوش …



