مقاومت فقط جنگیدن نیست؛ حفظ زندگی است
- شناسه خبر: 91960
- تاریخ و زمان ارسال: 28 شهریور 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

محمدرضا مقدم
اشاره: نمایش «چند گرگ از عروسی مادرم ماه جان» به کارگردانی میثم ملازینل از امشب در سالن اصلی تئاتر شهر قزوین اجرا میشود. این نمایش روایتی متفاوت از جنگ است؛ روایتی که بهجای میدان نبرد، به جهان خانواده، خاطره، ترس و امید قدم میگذارد. در این گفتوگو، کارگردان نمایش از انتخاب متن، زبان اجرایی اثر و تلاش برای ساختن «حس جنگ» بر صحنه میگوید؛ جایی که مقاومت، معنایی فراتر از جنگیدن پیدا میکند.
¢ چه شد که تصمیم گرفتید نمایش «چند گرگ از عروسی مادرم ماه جان» را روی صحنه ببرید؟
انتخاب «چند گرگ از عروسی مادرم ماه جان» برای من بیشتر از اینکه انتخاب یک متن باشد، انتخاب یک جهان بود. جهانی که بهشدت با دغدغههای من در تئاتر همخوانی داشت؛ جهانی میان واقعیت و خیال، خاطره و کابوس، گذشته و آینده و مهمتر از همه، جهانی که در آن جنگ از زاویهی انسان و خانواده روایت میشود، نه صرفاً از زاویهی میدان نبرد.
بعد از تجربهی «اسبهای طاعون» احساس کردم باید یک قدم جلوتر بروم و زبان اجرایی خودم را در حوزهی تئاتر فرم و تصویر گستردهتر کنم. «ماه جان» این امکان را به من میداد که به جای بازسازی واقعگرایانهی جنگ، آن را به یک تجربهی ذهنی و شاعرانه تبدیل کنم.
از طرف دیگر، موضوع مقاومت، ایثار و امید برای من اهمیت زیادی دارد. بهخصوص اینکه در این نمایش، زنان نقش بسیار مهمی دارند و قهرمانی فقط در مفهوم رفتن به میدان جنگ تعریف نمیشود؛ گاهی مقاومت یعنی ماندن، انتظار کشیدن، حفظ خانواده و زنده نگه داشتن خاطره.
¢ آیا از «گرگ» و «عروسی» به عنوان نماد استفاده کردهاید؟ در متن چه کارکردی دارند؟
قطعاً یکی از جذابیتهای نمایش برای من همین عنوان و ظرفیت نمادین آن بود؛ اما سعی کردهام در اجرا به دنبال یک «معادل یکبهیک» برای نمادها نباشم. گرگ برای من فقط گرگ نیست؛ میتواند تصویر ترس، تهدید، خشونت و جنگ باشد؛ چیزی که آرامآرام وارد جهان کودک میشود و امنیت او را تهدید میکند. از طرف دیگر، «عروسی» در برابر «گرگ» یک تضاد بسیار مهم ایجاد میکند. عروسی ذاتاً یادآور زندگی، تولد، عشق و آغاز است؛ در حالی که گرگ میتواند نشانهی هجوم، مرگ و تهدید باشد. برای من، قرار گرفتن این دو در کنار هم، تصویری از زندگیای است که در محاصرهی مرگ قرار گرفته، اما هنوز میخواهد ادامه پیدا کند. البته در اجرا قرار نیست همهچیز برای تماشاگر رمزگشایی شود. من ترجیح میدهم بخشی از این نشانهها در ذهن مخاطب شکل بگیرد.
در این نمایش دوباره با آقای گشتاسب همکاری کردید؛ درباره این همکاری توضیح دهید.
همکاری من با رضا گشتاسب اتفاق تازهای نیست و بعد از تجربههای قبلی، شناخت بیشتری از جهان ذهنی و شیوهی نوشتار او دارم.
گشتاسب از آن دسته نمایشنامهنویسهایی است که در آثارش مرز میان واقعیت، اسطوره، خاطره و خیال خیلی راحت جابهجا میشود و همین مسئله برای من به عنوان کارگردان جذاب است. در «ماه جان» نیز با متنی مواجه هستیم که جنگ را فقط به عنوان یک واقعهی تاریخی تعریف نمیکند؛ بلکه تأثیر جنگ بر حافظه، خانواده، کودک و بهخصوص زنان را دنبال میکند. برای من مهم بود که در اجرای این متن، صرفاً چیزی را که روی کاغذ نوشته شده تصویر نکنم؛ بلکه جهان پنهان متن را پیدا کنم. فکر میکنم همکاری دوباره با گشتاسب این امکان را ایجاد کرد که با شناخت بیشتری وارد این جهان شوم.
¢ نمایش برای چه مخاطبی ساخته شده و قرار است چه حرفی بزند؟
من «ماه جان» را برای مخاطب خاص و محدود تولید نکردهام. طبیعتاً کسانی که با تئاتر فرم، تصویر و زبان نمادین ارتباط بیشتری دارند، ممکن است لایههای بیشتری از اثر را کشف کنند، اما در نهایت دغدغهی نمایش کاملاً انسانی و قابل لمس است. ما دربارهی جنگ، خانواده، مادر، کودک، فقدان، ترس، ایثار و امید حرف میزنیم؛ مفاهیمی که برای هر نسلی قابل درک است. اما شاید مهمترین حرف نمایش برای من این باشد که مقاومت فقط جنگیدن نیست؛ مقاومت، حفظ زندگی است. تمام این جهان عجیب و پر از کابوس در نهایت به یک کودک ختم میشود که میخواهد بتواند با خیال راحت بخوابد. برای من این تصویر، عصارهی نمایش است.
¢ ضمن تشکر از همراهی شما، در خاتمه بگویید با توجه به نام نمایش، مخاطب باید منتظر یک نمایش نمادین باشد یا فضای رئالیستی؟
قطعاً با یک اجرای رئالیستی مواجه نیستیم. من از ابتدا تلاش کردم «ماه جان» را در فضای اکسپرسیونیستی، سورئال و تئاتر فرم و تصویر طراحی کنم؛ اما در عین حال نمیخواستم اثر آنقدر سورئال شود که ارتباط مخاطب با قصه و شخصیتها از بین برود. برای همین، در طراحی میزانسن، صحنه و بازی بازیگران، بدن و حرکت اهمیت زیادی پیدا کرده است. بازیسازان در این نمایش فقط بازیگر نیستند؛ آنها میتوانند درخت، تخت خواب، گرگ، آسمان، اسب و حتی بخشی از فضای ذهنی شخصیتها شوند. دکور هم قرار نیست یک دکور ثابت باشد؛ باید زنده باشد و تغییر کند. در واقع تلاش کردهام به جای اینکه جنگ را به شکل واقعگرایانه بازسازی کنم، «حس جنگ» را روی صحنه بسازم.
* نمایش «چند گرگ از عروسی مادرم ماه جان» کاری از گروه تئاتر ژاو است که از 28 شهریورماه تا 12 مهرماه هرشب ساعت 20 در سالن اصلی تئاتر شهر قزوین برگزار میشود.
بازیگران این نمایش عبارتند از: ملیکا عطائی | محمد یغمایی | لیلا کلیایی | مرتضی کریمی | زهرا سادات حسینی | مائده حسنپور | فرشاد علینقیها | مصطفی کرمی | فاطمه آقوزلو | طناز رئوفینژاد | ستایشخانی | محمدجواد رجبی | پارسا اکبرشاهی | امیرحسین رمضانی | آیناز موسوی | رامان ملازینل.
طراح نور: امیر امیدیراد ـ مشاور هنری: محمد ملازینل








